سالني براي چند نفر!
تعطيلي 50 درصد سينماهاي کشور
اين روزها اصلاً از صف و اشتياق که خبري نيست، هيچ! به اصطلاح خودماني پشه هم جلو در سينماها پر نمي زند. سينماهاي کشور خالي از تماشاگران، فيلمهايشان را بروي پرده به نمايش مي گذارند و تازه وضعيت ...
کد خبر: ۴۱۴۶
تاريخ: ۱۶ مرداد ۱۳۸۹ - ۲۰:۳۰
تا چند دهه پيش رسانه جذاب و وارداتي سينما، محبوبترين و پرطرفدارترين سرگرمي مردم ما محسوب مي شد؛ بسياري از مردم در عين حال که هنوز سينما جايگاه فرهنگي و سالم امروزي را هم در ميانشان نداشت، به آن، به عنوان يک نياز مهم و دست کم به عنوان سرگرمي زندگي شان نگاه مي کردند. انبوه فيلمهاي بي کيفيت و کمدي هاي فارسي کم ارزش در سينماهاي کشور به روي پرده مي رفتند و هر روز بر تعداد مخاطبان آنها هم افزوده مي شد. هرچه بود سينماي پر از مشکل و دشواري سالهاي گذشته يک صنعت پررونق و پرطرفدار بود.

تا همين يک دهه اخير هم سينماي ايران هنوز مخاطبان قابل توجهي داشت. به راحتي مي توانيم صفهاي طولاني جلو در سينما را در طول سال به خاطر بياوريم و از اين واضح تر آنکه در سالهاي نزديک گذشته دست کم نشانه اي از صف اشتياق مردم در روزهاي برگزاري جشنواره فيلم فجر در پيشاني ذهنهايمان داريم.

اما اين روزها اصلاً از صف و اشتياق که خبري نيست، هيچ! به اصطلاح خودماني پشه هم جلو در سينماها پر نمي زند. حالا حتي از دانش آموزان دبيرستاني و سربازهاي خسته هم اثري در سينماها ديده نمي شود. سينماهاي کشور خالي از تماشاگران، فيلمهايشان را بروي پرده به نمايش مي گذارند و تازه وضعيت شهرستانها به نسبت تهران از اين هم اسفبارتر و تلخ تر است.
طرح فروش نيم بهاي بليت سينما در ايام وسط هفته هم نه تنها ميانه هفته را از سکوت و خلوت نجات نداده که روزهاي تعطيل را هم به شنبه و سه شنبه اي آرام در مقابل پرده هاي سينما تبديل کرده است.

هر 5 سال يک بار حضور در سينما

گزارشي که ارگان مطبوعاتي اتحاديه اروپا از وضعيت سينما در کشورهاي گوناگون منتشر کرده، نشان مي دهد که سينما در ايران از هر نظر در بحران قرار دارد. هرچند اين گزارشهاي از راه دور را نمي توان معيار و الگوي درستي بر وضعيت سينماي کشور قرار داد، اما واقعيت اين است که رنگ رخسار سالنها در خيابان هاي هر شهر ايران خبر از سر درون سينمايمان مي دهد.
سينما رسانه اي مدرن است و استفاده از آن به نحوي شاخص پيشرفت فرهنگ در يک کشور است.

طبق آمار در سراسر کره زمين هر فرد به طور متوسط سالانه دست کم يک بار به سينما مي رود.در کشورهاي پيشرفته هر شهروند به طور ميانگين 5 بار در سال به سينما مي رود. اين ميزان در کشورهاي در حال توسعه پايين تر و مثلاً در قاره يک ميليارد نفري آفريقا تعداد مخاطبان سينما تنها 55 ميليون نفر در سال بوده است. در آسيا هر شهروند تقريباً يک بار در سال به سينما مي رود. مثلاً در کره جنوبي مردم بالاي 3 بار و در سنگاپور به طور متوسط 4 بار در سال به سينما مي روند، اما تعداد تماشاگران سينما در ايران آخرين رتبه آسيا را براي ما به ارمغان آورده است.
 
ميزان استقبال از سينما در ايران به ميزان 2 دهم است؛ يعني اينکه هر شهروند ايراني هر 5 سال يکبار وارد سالن سينما مي شود. همه اينها در حالي است که مسؤولان سينمايي کشور همچنان معتقدند که ايران از نظر توليد و نمايش سينمايي در رتبه دوازدهم جهاني قرار دارد. در واقع نتيجه مقايسه اين آمارها نشان مي دهد که توليدات سينمايي کشور ما مخاطب ندارند و چنين روندي بيش از هر چيز سرمايه گذاري خصوصي- و هم دولتي- در حوزه سينماداري را در ايران با چالشها و مشکلات بسيار زياد مواجه کرده است.در اين راستا معاون امور سينمايي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي سيزدهم تيرماه اعلام کرد که 450 سالن سينما در کل کشور وجود داشته است و در حال حاضر تنها 200 سالن آن فعال و باز هستند. جواد شمقدري پيشتر هم اعلام کرده بود که کشور ما دست کم به هزار سالن مجهز سينما براي پوشش دادن اکران توليدات سينمايي کشور نياز دارد.

سينما در مرز ورشکستگي

پيروز رشيدي يکي از سينما داران قديمي ضمن موافقت با اين موضوع مي گويد: درست است که ما در زمينه تعداد سالنهاي سينما، پراکندگي مناسب سالنها در شهر و تجهيز سالنها مشکلات زيادي داريم، اما به نظر من پيش از آنکه به فکر ساخت سالنهاي جديد و بالا بردن آمار سالنهاي سينما باشيم، بايد به فکر چاره اي باشيم تا همين تعداد سالن باقي مانده از خطر ورشکستگي نجات پيدا کنند. مسأله اي که از ساخت و ساز سينماها مهمتر است اين است که در حال حاضر سينماها تماشاگران زيادي ندارند و پاسخگوي هزينه هاي نگهداري هم نيستند.

وزارت ارشاد مدتهاست که قول ساخت 400 سالن سينمايي را داده است و اين در حالي است که در سال گذشته تنها 15 سالن با امکانات جديد تجهيز و بازسازي شده اند. نکته ديگر آن است که بيشتر سينماهاي ورشکست شده و خلوت کشور را سالنهايي به خود اختصاص داده اند که از نظر تجهيزات و امکانات مدرن و روز سينما مشکل دارند.

در شرايطي که نياز به تجهيز سالنهاي سينمايي سالهاست که در شهرهاي مختلف کشور احساس مي شود معاون سينمايي قبلي از اختصاص 80 ميليارد ريال اعتبار از سوي اين معاونت براي 120 سالن سينما خبر داده بود. با اين وجود کمبود سالنهاي سينما و وضع نابسامان سينما داران يکي از مهمترين دلايل کاهش تعداد تماشاگران (و نه مهمترين آن) است؛ بعد از تعطيلي نيمي از 450 سالن سينماي موجود در کشور در سالهاي گذشته، در حال حاضر نزديک به 200 سالن سينما در سراسر کشور فعال هستند، يعني براي هر 25 هزار نفر يک سالن سينما وجود دارد. ايران با جمعيت فعلي دست کم به 400 سالن سينمايي اضافي نياز دارد که تأمين آن تنها با سرمايه گذاري دولت انجام پذير است.

حکايت بازسازي سالن هاي قديمي

با همه اينها برخي از سينماها در تهران و ديگر شهرها به خاطر شرايط مکاني که در شهر دارند و نيز بعد از تجهيز يا ساخت، به خوبي توانسته اند ميزبان تماشاگران زيادي باشند. سينما آزادي يکي از اين نمونه هاست که به هر حال راههاي مختلفي براي خروج از رکود را تجربه کرده و در اين زمينه موفق هم بوده است.

مالک سينماي جام جم يزد هم که به تازگي کار بازسازي و تجهيز سالن را به پايان رسانده است با اشاره به استقبال خانواده ها از بازگشايي اين سينما و دو برابر شدن فروش سالن مي گويد: قصد داريم سالن شماره دو سينما جام جم را هم به زودي راه اندازي کنيم. در حالي که برخي سينماهاي قديمي و نيمه خراب در تهران، تبريز، اروميه، بوشهر، شيراز، اصفهان و... با مشکل بازسازي شدن دست و پنجه نرم مي کنند، مجموعه هاي سينمايي مشهد هم از کمبود و نبود تماشاگر گلايه دارند. شايد اين بخش از موضوع را هم بتوان در وضعيت سينماي ايران و کيفيت فيلمها مورد بررسي قرار داد که در ادامه به اختصار به آن خواهيم پرداخت.

اما مسأله مهم ديگري که سينما داران و سالنهاي سينمايي با آن دست و پنجه نرم مي کنند، به عوارض شهرداري و سهم 5 درصدي اين نهاد مربوط مي شود. در واقع برخي از مسؤولان و دست اندرکاران صنفي عوارض 5 درصدي شهرداري را مشکل اصلي سالنهاي سينما در ايران مي دانند. در همين ارتباط رئيس هيأت مرکزي انجمن سينما داران ايران مي گويد: تنها مشکل سالن هاي سينما عوارض پنج درصدي شهرداري هاست که در برخي شهرها مثل کرمان و شيراز توسط شهرداري اين شهرها بخشيده شده و در شهرهاي ديگري مثل اصفهان هنوز دريافت مي شود و سينما داران را در شرايط حاضر با مشکلاتي مواجه ساخته است.

منصور نورپور با بيان اينکه سالنهاي سينما از نظر فضاي ساختماني و اکران مشکل خاصي ندارند اظهار مي دارد: در رابطه با مشکلات اکران فيلمها با معاونت سينمايي ارشاد صحبت مي شود اما در رابطه با سالنهاي سينما در حال حاضر مشکل خاصي وجود ندارد.

انگشت اتهام به سمت فيلم هاي مشابه

در ميان همه بحث ها، نظرات و تحليل ها عده بسيار زيادي هم هستند که مهمترين مشکل قهر جدي تماشاگران ايراني با سينما را تکرار موضوعات، کليشه هاي دستمالي شده موضوعي و کيفيت نامطلوب فيلمها در چند سال اخير مي دانند. به نظر هم مي رسد که اين اظهارنظرها به واقعيت نزديک تر باشند. موج هجوم «لج و لجبازي ها» و «ازدواج در وقت اضافه ها»، که طي سالهاي اخير با بازيگران جوان در ادامه يکديگر خودشان را تکرار مي کنند تمام رغبت و تمايل تماشاگر به سينما رفتن را از بين برده است.

دست چندمي هاي تلويزيوني اين روزها پرده هاي اکران را به تسخير حضور خود درآورده اند و عشقهاي آبکي و ازدواجهاي زورکي به موضوع غالب آثار توليدي سينماي ايران تبديل شده است. فيلمهاي ضعيف و سطحي آنقدر خودشان را به پرده سينماها و تماشاگران تحميل کرده اند که حالا حتي مردم رغبت نمي کنند به پرده سينماها نگاه بيندازند.

از سوي ديگر کمتر مي توان خانواده هاي ايراني را در مقابل درهاي سينما، در صفها و در سالنهاي سينماي کشور ديد، فيلمهاي آبکي و ستاره هاي تلويزيوني شان حالا بيشتر از هر زمان ديگري بر روي پوسترهاي رنگارنگ بر شيشه مغازه ها و سوپرمارکتها جا خوش کرده اند! حالا فاصله ميان اکران در سينما و پخش آنها بر روي لوحهاي فشرده بسيار کوتاه شده و تقريباً همه فيلمها بعد از عدم موفقيت در سينماها در قابها و پاکتهاي رنگارنگ به سرعت وارد سوپرمارکت ها مي شوند.

فوتبال به جاي همه چيز

در شرايطي که فرهنگ و هنر در شرايطي بسيار بحراني هستند و تئاتر و سينما روزهاي بدي را در حوزه استقبال تماشاگران تجربه مي کنند، فوتبال اين ورزش واگيردار و وارداتي به يک اپيدمي تبديل شده است. بنابراين طبيعي است که سينماداران در شرايط رکود تماشاگر و درگير بودن با بحران اقتصادي شان دست به دامان فوتبال شوند.

در سالهايي که سينما داران بليت هاي سه هزار توماني سينمايشان را به انگيزه تشويق و ترغيب تماشاگران به نيم بها در برخي روزهاي هفته به حراج گذاشته اند، سينماهايي هم توانستند با پخش مستقيم فوتبال جام جهاني با بهاي 10 هزار تومان جبران خسارت سينماي بيمار و ناتوان را بکنند.

و سرانجام اينکه فرصت کوتاه اين گزارش اجازه پرداختن به اخبار و اظهارنظرها و تمايلات مطرح شده درباره بررسي پيشنهاد پخش مستقيم فوتبال ليگ برتر در سينماهاي کشور را نمي دهد. شايد اين پايان آغازي بر يک گزارش ديگر باشد. 
 
تهيه كننده:مهدي نصيري-قدس