ژوزه ساراماگو، نويسندة پرتغالي، كه بارها نامزد جايزة نوبل ادبيات شده بود، سرانجام ، و دير هنگام – در سن 76 سالگي – موفق شد در سال 1998 اين جايزه را از آن خود وكشورش كند. آثار اين رمان نويس و شاعر كه به عبارتي رئاليسم جادويي را با انتقادات گزندة سياسي ميآميزد به 25 زبان ترجمه شده است. 


خلاصه داستان :
در اين رمان ، شخصيت هاي داستان نام ندارد و عنوان هاي آنها رمز گونه است و به نقش اجتماعي هر يك اكتفا مي شود . خلاصه ي رمان كوري چنين است :در پشت چراغ قرمز ، راننده ي اتومبيلي ناگهان كور مي شود . اين مرد به كوري عجيبي دچار شده ،يعني همه چيز را سفيد مي بيند و گويي در درياي شير فرو رفته است . مرد ديگري او را به خانه اش مي رساند ، اما اتومبيل اين كور را مي دزدد . همسرش او را به چشم پزشكي مي رساند ، اما علت كوري كشف نمي شود . چشم پزشك و دزد اتومبيل هم به همين ترتيب كور مي شوند ، چشم پزشك مسئولين بهداشت را با خبر مي سازد . اين فاجعه را هيولاي سفيد مي گويند . مسئولين براي جلوگيري از سرايت آن، كورها و نزديكانشان را در ساختمان تيمارستاني قرنطينه مي كنند ، اما روز به روز تعداد كورها بيشتر مي شود . همسر چشم پزشك كور نمي شود ، اما خودش را به كوري مي زند تا از همسرش جدا نشود ، او تنها كسي است كه تا پايان داستان بيناست . در قرنطينه چه بلاهايي كه بر سر كورها نمي آيد . همسر چشم پزشك از رفتارها و مصيبت هاي آن ها گزارش عبرتانگيزي مي دهد . بسياري از كورها به دست سربازان و نگهبانان قرنطينه كشته مي شوند . اما سربازها هم كم كم كور مي شوند .

OK
زیاد جالب نبود
بسیار توضیحات جالبی بود
اینم لینک کتاب کوری.
خوب بود برای مقاله ی دانشگاهی عالیه
عالی بود
akhe yani chi akharesho barachi goftin???koli khord tu zoghemun!
من دو سال پیش این کتابو خوندم.می خواستم حداقل دو سال بگذره و دوباره به سراغش برم تا ببینم بینشم تو این مدت چقدر تغییر می کنه.جالب بود
این مزخرفات چیه که این آقا درباره همچین اثر گرانقدری به زبان آورده!
mamnunam.naghd jalebi bud
عالی بود ممنون
زیادی عارفانه بود!!!
یکی از عالی ترین کتابای زندگیم بود زیبا و دوست داشتنی بود شایدم کمی ناراحت کننده
ممنونم عالی بود
خیلی خوب بود امید دارم داستان مکمل آن را بگذارید تا ما هم بخوانیم
داستان قشنگی بود من لذت بردم
این یه دیدگاهی بود که جالب هم بود اونو قبول دارم، با اینکه عاشق عرفانم و همیشه به دنبال راهی هستم که خدا رو بیشتر در لحظاتم حس کنم و همیشه به قرآن اعتقاد داشتم اما جدیدا نسبت به دین شک کردم و میدونم به دلیل سوء استفاده ای است که طی قرنها و سالها از دین شده که همکنون هم درگیر آن شده ایم
fogholade bud.yeki az behtarin ketabai bud ke tu zendegim khunde budam
داستان موضوع انسان و جامعه انسانی است همانطور که خود ساراماگو می گوید "ما انسانها عقل داریم ولی عاقلانه رفتار نمی کنیم " . درضمن خوب بود به جای بیانات احساسی اقای دکتر نقدی مناسب خوانندگانتان بگذارید.
خيلي خوب بود ممنونم
واقعا تحلیل جالبی بود ولی من باید بار دیگه این رمان رو بخونم
عاليه
عالی بود
نقد مزخرف بود.لازم نیست هر ط.ری شده همه چیزو به هم ربط بدیم.
با احترام به نقد استاد گرانقدر باید بگویم که این اثر هرگز رویکرد عارفانه را دنبال نمی کند. کوری یک اثر پسا مدرن است و فقدان عشق را بیان می کند. ما در پایان داستان شاهد نجات پیدا کردن شخصیت ها توسط به خود امدن ان ها نیستیم چرا که شخصیت ها نا اگاه نیستند و از ابتدا به خود امده بوده اند.کتاب بیانگر تراژدی دردناک زندگی انسانی است. جایی که انسان دیگر همدرد انسان نیست و یک سگ عاطفه را به رخ می کشد و با زن دکتر همدردی می کند. این که کوری در این داستان سفید است یعنی عادت های ما بر عکس شده وهمه چیز دارای تضاد است.و سپس طغیان انسان در برابر انسان را می بینیم یا کور در برابر کور در دنیایی که تمام ارزش ها از بین رفته و مردم برای بی ارزشی نزاع می کنند و به طور کلی بدی نیست که اعمال نشود و این عمق دردناکی است که شاید مدرنیسم عامل ان بوده. قهرمان اصلی زن است و از این جا خوانش فمنیستی شروع می شود. در این فلاکت می بینیم که سه زن سخن از پاکیزگی و زیبایی می کنند. زن دکتر به کلیسا پناه می برد با این امید که مذهب به او کمک کند که تا خدی کمک کننده است چرا که ارامش معنوی میدهد اما می بینیم که خود مذهب هم کور است و این اوج یاس را به همراه دارد...ما واقعا نمی دانیم در انتظار انسان مدرن چیست پس این به عهده ی مخاطب است که قضاوت کند در پایان چه خواهد شد..!
|
با نظرت موافقم ی موضوع اجتماعی چه ربطی به عرفان داره که با عرفان نقد و تحلیل شه...
من يه آدم مذهبي هستم و ديگران به من ميگن تو خيلي عرفاني هستي و همه چيزو به هم ربط ميدي......اما هر چي سعي كردم نتونستم اين نقد رو قبول كنم به نظرم افراد زيادي هستند كه با من هم عقيده باشن....شايد اين فقط تصور ايشون باشه كه البته قابل احترامه...بايد توجه داشت كه در نقد از نظرات شخي جلو گيري شود
عالی بود
استاد نقد خوبی بوداما اگه زن در عرفان ایرانی واسطه ي فيض از آسمان به زمين و عشق زميني و نردباني براي عروج به عشق الهي هست پس چرا باید از بعد فمینیسمی تحلیلش کرد؟
|
ببخشید کجای این کتاب ربطی به عرفان داشت که تحلیل عرفانی این اثر خوب بوده،لطفا بگید.
جالب بود ولي نه درحد نوبل پرايز
ممنون من اخر کتابو نتونسته بودم برای خودم توجیه کنم.اون قسمتی که در کلیسا مجسمه ها چشمانشان بسته است.ممنونم از نقد زیباتون.
با تشکر
اصلا جالب نبود آدم که به خاطر خالص نبودن کور نمیشه اگه بخوای یه داستان فرضش کنی چرا آخر همه بینا شدن دزد ماشین که خالص نبود
ای کاش دوستان و اساتید اصل تاویل پسا مدرن رو از یاد نمی بردند.
نقد جالبی نبود
خیلی خلاصه کردین
این کتاب آشکارا یک کتاب جامعه شناسانه است که بالطبع می خواد مشکلات جوامع جدیدو نشون بده ،بنظر من که خودم ارشد جامعه شناسی هستم بهتر بود برای نقد و توضیح این کتاب از اساتید جامعه شناسی استفاده می شد. .متشکرم.
من واسه تحقیق ادبیاتم کتاب کوری را انتخاب کرده بودم که نقدش کنم و این مطلب واقعا به من کمک کرد.ممنون از زحماتتون.
من واسه تحقیق ادبیاتم کتاب کوری را انتخاب کرده بودم که نقدش کنم و این مطلب واقعا به من کمک کرد.ممنون از زحماتتون.
به نظرمن درون مایه ی همه ی داستانها،باعقل واحساس شکل گرفته،ودرنهایت هم به سمت روشنایی میره.درنتیجه همه ی خلاقیت هاازسمت وسوی خداست.
توصیه میکنم حتما این کتاب با ارزش را بخوانید. رمانی فاسفی بسیار جذاب که روح انسان را ماهرانه کالبد شکافی میکند پس از خواندن این کتاب دیدگاه شما به زندگی عمیق تر میشود و......
عالي بود
تفسیر روشنگری بود. ممنون
ممنون خیلی خوب بود من 3 بار این کتاب را خوندم و به همه توصیه میکنم بخوننن .
عالی بود
از نقد راضی نبودم.برای نقد اثر یک نویسنده لازمه که در مورد دیدگاهها و ایدئولوژی خود نویسنده هم اطلاعاتی داشت. ساراماگو یک کومونیسته بنابراین تحلیل اثرش از دیدگاه عرفان صحیح نیست.بنظر من کل محتوای کتاب پیرامون این جمله می چرخه"زمان بر ما حاکم است" اخلاقیات و نیازهای معنوی یک ملت با زمان و شرایط ان ملت گره خورده و از اینجاست که در سرزمین کورها کلیسا هم کور میشود که نشان از مرگ کلیسا است.
بنظر من نقد بی ارتباط با مضمون کتاب بود.نمیدونم جرا ما هر مطلبی را که خوبه زود میخواهیم صبغه مذهبی یا عرفانی بدیم.یعنی با مذهب و عرفان بسنجیم
بی ربط ترین نقدی که خونده بودم تا حالا!!!
زیبا بود!!!ممنون
به تشویق داییم این کتاب رو خوندم واقعا فوق العاده بود . میتونستید نقد رو زیباتر بیان کنید
اگر هم این کتاب مفهوم عرفانی داشته باشد اون عرفان عرفان اسلامی نیست که این استاد بهش اشاره کرده بلکه عرفانیست که با توجه به دیگاه نویسنده کتاب که غربی است بیان شده و هر مفهومی با توجه به عقاید و فرهنگ و... شخص تفسیر میشود ونویسنده در این کتاب با توجه به عقاید خودش در باره ی عرفان نوشته و ربطی به منطق الطیر و... نداره
به نظر من دیدگاه ساراماگو 180درجه با دیدگاه منتقد متفاوت است. ساراماگو صریحا مقدسات مذهبی را هم در کوری و هم دیگر اثارش به چالش میکشد. و اتفاقا در کوری در قسمت مربوط به کلیسا مصیبت را نشات گرفته از کلیسا میداند
فوق العاده بود
خوب بود مرسی واسه فعالیت می خواستم
very good
با احترام به نظر منتقد، اما خب هر کسی دیدگاهی دارد و به نظر من این چرت ترین نقدی بود که میشد برای این کتاب نوشت.
تفسیر چرت و پرتی بود ساراماگو عضو حزب کمونیست پرتغال بوده وبه خاطر عقاید ضد مذهبیش در تبعیدی خودخواسته از وطنش که مردمی مذهبی دارد می زیست چطور می شود اثر او را عرفانی و مذهبی تفسیر نمود؟