کد خبر:۳۶۵۹
تاریخ انتشار: ۰۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۰
تعداد بازدید: 7288
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
خيلي از ويژگي هاي «صدراعظم» را خودم به نقش اضافه کردم
محمد مطيع از اتابک «سال هاي مشروطه» گفت
آن هايي که هر شب ماجراهاي سريال «سال هاي مشروطه» را دنبال مي کردند، حتما شخصيت «اتابک» و بازيگر تواناي آن يعني «محمد مطيع» را مي شناسند...
آن هايي که هر شب ماجراهاي سريال «سال هاي مشروطه» را دنبال مي کردند، حتما شخصيت «اتابک» و بازيگر تواناي آن يعني «محمد مطيع» را مي شناسند او از جمله بازيگران پيشکسوت مشهدي است که در فيلم هاي زياد و مطرحي چون «کلاغ» (بهرام بيضايي)، «دايره مينا» (داريوش مهرجويي)، ترديد (واروژ کريم مسيحي) و سريال «هزاردستان» (علي حاتمي) و... ايفاي نقش کرد.به گزارش خراسان،او متولد سال ۱۳۲۲ در مشهد و دانش آموخته کارشناسي بازيگري تئاتر، از دانشکده هنرهاي دراماتيک تهران است.مطيع با بازي در نقش «وزير اعظم» در سريال «افسانه سلطان و شبان» نزد بينندگان جعبه جادو به بازيگري شناخته شده بدل شد.اين بازيگر پس از چندين سال اقامت در خارج کشور، براي بازي در سريال «عمارت فرنگي» از سوئد به ايران بازگشت.مصاحبه با او در روزهايي انجام شد که براي استراحت به مشهد آمده بود. مطيع که درخواست مصاحبه چندين نشريه را رد کرده بود، دعوت روزنامه خراسان به مصاحبه را پذيرفت و با حضور در تحريريه روزنامه خراسان به سوالات خبرنگار ما پاسخ گفت.او با وجود گرفتاري هاي فراوان چند ساعت قبل از ساعت سفرش به تهران، به تحريريه روزنامه آمد و در نهايت صميميت، پاسخگوي سوالات ما شد که اين حسن نظر او جاي تقدير فراوان دارد.

* در سريال «سال هاي مشروطه» از ابتدا شما را براي نقش «اتابک» در نظر گرفته بودند؟
- بله. از اول اتابک قصه من بودم. البته قبلش «ورزي» از من خواست، نقش ميرزاآقاخان نوري را قبول کنم. من ميرزاآقاخان نوري را يک بار ديگر بازي کرده بودم. ايشان از من خواست دوباره بازي کنم. من قبول نکردم. گفتم يک بار هرچه داشته ام خرج اين نقش کرده ام. نمي توانم از آن بهتر بازي کنم. چه لزومي دارد دوباره تکرارش کنم.
* وقتي نقش «اتابک» را پذيرفتيد از او چه مي دانستيد؟ علاوه بر اطلاعات فيلم نامه از چه منابعي کمک گرفتيد؟
- زندگي نامه اش را از اينترنت درآوردم. چند تا کتاب هم درباره او خواندم. او پسر مستوفي الممالک، يکي از کارکنان دربار بوده است که پس از مرگ پدر، اختيارات پدرش را به او داده اند.او از درجه پايين دربار شروع کرده چون آدم زيرک و باهوشي بوده، ارتقا پيدا کرده و به مقام صدارت رسيده است. اتابک در سه دوره پادشاهي، صدراعظم بوده است. يعني در دوره ناصرالدين شاه بعد از «ميرزاآقاخان نوري»، در دوره مظفرالدين شاه و محمدعلي شاه.يک دوره اي از صدارت خلع مي شود و به پاريس مي رود و در فرانسه زندگي مي کند. در دوره «محمدعلي شاه» هم صدراعظم است و سپس ترور مي شود. آن طور که مي گويند خود شاه وسايل ترورش را فراهم کرده است.او سر دو تا پادشاه را زير آب کرده است. بسيار  آدم زيرک و باسياستي بود. اين آدم از قهوه چي زاده به صدر اعظمي رسيده است. يعني به سرعت ترقي کرده اگرچه براي ايران زياد قرض و قوله به بار آورده است.
* در اين سريال ديديم که «اتابک» از مرگ ناصرالدين شاه خوشحال مي شود. اين واکنش او به کدام خصلتش برمي گردد؟
- اين واکنش ها را خودمان اضافه کرديم. آن قسمت و آن ديالوگ ايده خودم بود. اتابک پس از اين که شاه مي ميرد، لبخند موذيانه اي مي زند و مي گويد: «فاتحه» يعني همه چيز تمام شد. اين ها در تاريخ نيست. خيلي از بخش هاي ديگر قصه هم در تاريخ نيست. يک بخشي از آن قصه و بخش ديگر تخيل است. مثلا اين که اتابک مي گويد من عاشق قدرت هستم و دوست دارم مرد درجه يک قدرت باشم. خود «امينه» هم در تاريخ نيست. قصه اي است که در کنار تاريخ اتفاق مي افتد.
* اين نقش برايتان چه جذابيتي داشت؟
- يک نقش هايي هست که تيپ نيست و کاراکتر است. من به عنوان يک بازيگر دوست دارم شخصيت هايي را انتخاب کنم که بتوانم در آن ها شنا کنم. نقشي باشد که لحظه به لحظه اش با هم فرق داشته باشد. اتابک از آن شخصيت هاست که نوع بيان، کار و گريمش در هر لحظه فرق مي کند. اين شخصيت چند بعدي است.
* تقريبا مي توانيم بگوييم که «اتابک» نقش اول اين سريال بود. چون شاه ها مي روند و عوض مي شوند. اما او همچنان در سه دوره پابرجاست. اين موضوع چقدر برايتان اهميت داشت؟
- يک وقت هايي حضور يک بازيگر بيشتر حس مي شود. اين مسئله بستگي به خود بازيگر دارد. طبيعي است که يک بازيگر دوست دارد در کارش مطرح بشود. من خودم را مي گويم بقيه را نمي دانم. تمام تلاش من اين است که ديده شوم.
* برخي بازيگران مي گويند دوست دارند کمتر بازي کنند و در چند دقيقه بدرخشند.
- اين ها آواز است. مگر چنين چيزي مي شود؟ البته من خودم در سريال «هزاردستان» علي حاتمي کم بازي کردم و ديده شدم. حمل بر خودستايي نباشد اما اين کار، کار هر کسي نيست. يک درايتي مي خواهد.
* نسبت به اين موضوع که «اتابک» يک نقش منفي بود حساسيت نداشتيد؟
- براي من منفي و مثبت بودن مهم نيست. معتقدم اصلا نقش منفي وجود ندارد. در سريال «سلطان و شبان» وزير اعظم منفي بود. اما همه دوستش داشتند.
* پس از اين که فيلم نامه را خوانديد ، چطور به نقش اتابک نزديک شديد؟
- من بايد اول از نقش خوشم بيايد و شخصيت را دوست داشته باشم. وقتي دوست دارم تا آن جايي که توانايي داشته باشم، درباره آن تحقيقات مي کنم. اگر کسي شبيه به آن را بشناسم مي روم و کنش و منشش را مي بينم. بعد خودم شروع مي کنم به ساختن اين شخصيت در ذهنم. خيلي از ويژگي هاي شخصيت «صدراعظم» را من به نقش اضافه کردم. بازيگر بايد از خودش مايه بگذارد. بازيگري همه اش ديالوگ گفتن و به تاريخ نگاه کردن نيست.
* قبلا دو سريال ديگر با همين اتفاقات و شخصيت ها ساخته شده است. يعني سريال هزاردستان (زنده ياد علي حاتمي) و اميرکبير (سعيد نيک پور) به نظر شما چه لزومي داشت که دوباره سريال ديگري درباره اين دوره تاريخي ساخته شود؟
-من نمي توانم جوابگوي اين «چرا» باشم. جوابش را آقاي «ورزي» بايد بدهد. من هم همين سوال را از کارگردان پرسيدم. ايشان گفت هر کسي به هر قصه اي يک نگرشي دارد. غربي ها فيلم «تايتانيک» را پس از شصت سال با ابزار پيشرفته مي سازند. همين فيلم قبلا به صورت سياه و سفيد ساخته شده است. ايشان فکر مي کند نگرشش متفاوت با ديگر کارگردان هاست. نمي توانم به «ورزي» ايراد بگيرم چرا اين فيلم را ساخته اي. او وسط ماجراي تاريخي داستان عاطفي و عاشقانه امينه را اضافه کرده است. نمي شود به او خرده گرفت. ممکن است چند سال ديگر يک کارگردان «اميرکبير» ديگري بسازد. اميرکبير ملک مطلق کسي نيست.
* بازيگران مي گويند کار در سريال هاي تاريخي برايشان سخت تر است. براي شما هم همين طور است؟
- بله. طبيعتا سخت تر است. از اين جهت که بايد شخصيت شناخته شده و معروف را ارائه دهي که مردم آن را مي شناسند. در تاريخ ثبت شده که چه کارهايي کرده و چه رفتاري داشته است. مردم کريم خان زند را مي شناسند. اما در سريال هاي غيرتاريخي و داستاني، اکبر آقاي قصه مي تواند آدم يا عصباني يا خنده رويي باشد. بازي در کارهاي تاريخي راه رفتن روي لبه تيغ است.
* از گريمتان بگوييد که خيلي هم سنگين است. اجراي گريمتان هر دفعه چقدر طول مي کشيد؟
 شدم. کل کار حدود چهار ماه طول کشيد. گاه در روز سه بار گريم مي شدم. اتابک سه جور گريم دارد. گريم ميانسالي، نيمه پيري و پيري. بعضي سکانس ها را مجبور مي شديم رج بزنيم. يک لوکيشن را به ما مي دادند که کلا ۲۴ ساعت در اختيار ما بود.
* در پايان اگر حرف و سخن ناگفته اي مانده بيان کنيد.
- با صداي بلند مي گويم من مشهدي هستم. افتخار مي کنم که مشهدي هستم. همشهريانم را دوست دارم. هيچ کس هم نمي تواند اين افتخار را از من بگيرد. پوست من کلفت تر از اين حرف هاست. هر کسي زادگاهش را دوست دارد. بيش از ۵۰ سال است که در سينما و تلويزيون و تئاتر دارم کار مي کنم. من رنگ عوض نکرده ام و نمي کنم. خيلي ها آمدند تهران و گفتند «مو اهل شمرونم» بنده در تئاتر گلشن کار نکرده ام. در سال ۳۳ خودم اين جا گروه تئاتر داشتم. به اتفاق «منوچهر خادم زاده» گروه آپادانا را تشکيل داديم. سال ۴۵ به تهران رفتم و در اداره تئاتر وزارت فرهنگ و هنر استخدام شدم. متولد ۱۳۲۲ هستم. ۶۷ سال سن دارم و مي خواهم ۶۷ سال ديگر هم زنده باشم و براي مردم کار کنم.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
حسین
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۲:۲۲ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۴
0
1
درود بر شرفش
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: