به نظر میرسد که موضوع کمکهای نقدی به مردم و بنگاهها از نشانههای اولیهای که ظاهر شده، حکایت از وجود حس بسیار متفاوت مقیاس در میان دولتمردان به عنوان عرضهکنندگان این کمکها و مردم...

دولتمردان تصویری بسیار مثبت از نتایج حتی کوتاهمدت تغییر نظام یارانه ارایه میکنند آنچنان مثبت که حتی در کوتاهمدت هم هیچ مشکلی بروز نخواهد کرد و همه چیز بر وفق مراد خواهد بود. حتی ظاهرا گفته شده که در مدت کمتر از سه سال فقر و بیکاری ریشهکن خواهد شد.
اگر تصوری چنین ساده از پیامدهای تغییر نظام یارانه، واقعا در ذهن مسوولان اصلی تصمیمگیرنده باشد که موجب نگرانی است و اگر این شیوه اطلاعرسانی، یک اقدام تشویقآمیز برای آمادهسازی مردم در حمایت از این تغییرات است باز هم باید به دلیل دیگری بیشتر نگران بود.
شاید برای هر یک از ما بسیار پیش آمده باشد که در خیابان یا جاده از کسی آدرسی پرسیده باشیم. پاسخهای ایجابی دریافت شده را میتوان به دو دسته تقسیم کرد. دسته اول با اطلاع و دقت شما را راهنمایی میکنند که مثلا یک کیلومتر جلوتر خیابانی با این مشخصات وجود دارد که در آن با ذکر مختصات دقیق مقصد شما مشخص شده است.
اما دسته دوم، به عنوان مثال در حوالی یک روستا، شما را به کمی جلوتر با علایمی از قبیل کوهی در فاصلهای نسبتا نامشخص هدایت میکنند. تفاوت این دو دسته آن است که حس متفاوتی از مقیاس دارند. از نظر گروه دوم، کمی جلوتر به معنی چند ده کیلومتر آنطرفتر است در حالی که از نظر ما ممکن است کمی به معنی مقیاسی کمتر از واحد کیلومتر باشد. خیلی وقتها، حس متفاوت نسبت به مقیاس، میتواند مساله آفرین و دردسرساز شود. به نظر میرسد که موضوع کمکهای نقدی به مردم و بنگاهها از این قبیل است و نشانههای اولیهای که ظاهر شده، حکایت از وجود حس بسیار متفاوت مقیاس در میان دولتمردان به عنوان عرضهکنندگان این کمکها و مردم به عنوان دریافتکنندگان آن دارد. دولتمردان، حسب اقتضای شغلی، در مقیاس کمتر از یکهزار میلیارد فکر نمیکنند و مردم، حسب نیازهای روزمره به واحد کمتر یکهزار تومان هم حساسند.
امروز نه تنها در کشورهای پیشرفته، بلکه حتی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه نیز، دولتها سعی میکنند در تبیین وضعیت اقتصادی کشورشان، مردم را بجای حمایت با خود همراه کنند. در طریق اول، دولت مرتب خبرهای خوب میدهد و اطلاعات موفقیتها، یکی پس از دیگری منتشر میشود. همه چیز، همیشه خوب است و هیچ جا اشکالی وجود ندارد بنابراین ضرورتی هم وجود ندارد که کسی برای مواجهه با شرایط سخت آماده شود. در این چارچوب، همه باید بدانند که الان وضع خیلی خوب است و در آینده هم عالی میشود. اما اگر قرار باشد مردم همراه شوند باید واقعیتها را آنچنان که هست بدانند و بر اساس آنچه ذکر شد دولت و مردم حس یکسانی از مقیاس تحولات اقتصادی پیشرو داشته باشند. دولت اگر نتواند در اصلاح نظام یارانه، مردم را با خود همراه کند و در استراتژی اطلاعرسانی و تبلیغاتی خود، همچنان جلب حمایت را دنبال کند به خاطر ویژگیهای ماهوی این تغییر در عمل با مشکلات جدی مواجه خواهد شد.
داشتن اعتماد به نفس در انجام تغییرات بزرگ خیلی خوب و برای انجام این تغییرات ضروری است. اما داشتن اعتماد به نفس در بیان واقعیتهای اقتصادی و اطمینان از اینکه بیان واقعیتها و نیز تبیین مشکلاتی که مردم در گذر از یک دوره انتقال دشوار به ناچار باید تحمل کنند، آنها را ناامید نخواهد ساخت و در مقابل به آنها آگاهی همراهی با سختی را خواهد داد، بسیار مهمتر است.
هنوز هم تا مدت کوتاهی که به انجام تغییرات مانده ، فرصت باقی است که مشی تبلیغاتی تغییر کند و به عنوان مثال، گفته شود که در شرایطی که رشد درآمد سرانه نزدیک به صفر و رشد مصرف جامعه بسیار نازل است با رشد بسیار بالای مصرف انرژی مواجهیم و در تامین انرژی یک اقتصاد که با کندی زیاد حرکت میکند با مشکل روبهرو هستیم چه برسد به اقتصادی که بخواهد با نرخ مثلا هشت درصد رشد کند. به پدر و مادرها بگوییم که اگر اینطور پیش برویم، فرزندان آنها بجای دسترسی به شغل، بسیار بیشتر در معرض اعتیاد خواهند بود و به جوانان بگوییم که برای آنکه صاحب شغل و درآمد و مسکن شوند برای تحمل یک سختی چند ساله باید آماده شوند.
بررسی تجربه کشورهای مختلف جهان در انجام تغییرات بزرگ در اقتصاد، آن هم در قیمتها، نشان میدهد که آگاهی و حس مشترک از ابعاد تحولات پیشرو، شرط لازم قطعی برای موفقیت است با تبلیغات سطحی احساسی در عرصه اقتصاد نمیتوان به نتیجه رسید.منبع:رستاك