کد خبر:۳۳۱۱
تاریخ انتشار: ۱۳ آذر ۱۳۸۸ - ۲۳:۴۵
تعداد بازدید: 5632
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
در پيچ و خم‌هاي ترجمه
مترجم لازم نيست نويسنده باشد ولي بايد نويسندگي بداند
آشنایی با صنایع ادبی و شگردهای داستان‌نویسی، قطعا و لاجرم معیار برتری در ترجمه است اما زیبانویسی و ادبی‌نویسی در ترجمه ضرورتا به معنی ارائه ترجمه ادبی از متن اصلی نیست.
چه بسيار عده‌اي كه با تسلط به زبان و موضوع دست به ترجمه مي‌زنند؛ بدون توجه به ويژگي‌هاي ديگرِ مترجم به ويژه قدرت نگارش. مترجم هم به نوعي نويسنده است، شايد ايده‌هاي خودش را روي كاغذ نياورد؛ اما بايد توانايي بازسازي نوشته‌هاي ديگران را داشته باشد. اين مساله را با دو مترجم ادبيات داستاني، محمود حسيني‌زاد و سعيد سبزيان در ميان گذاشته‌ايم.

به گزارش ايبنا، اگر اين مترجم قدرت نوشتن نداشته باشد و نتواند يك داستان انگليسي را همانگونه داستان‌وار ترجمه كند، تا چه حد موفق است؟ لازم است كه مترجم هم داستان‌نويسي بداند؟ يا شايد همان آشنايي او با داستان‌نويسي به ترجمه ضرر بزند؛ چراكه ناخودآگاه تحت تاثير نگارش خودش قرار بگيرد؟

به اعتقاد محمود حسيني‌زاد، ضرورتي ندارد که مترجم نويسنده هم باشد:

«تعداد کمي مترجم داريم که نويسنده هم هستند اما بايد صد درصد به ادبيات تسلط داشته باشند و مکتب‌هاي مختلف ادبي را بشناسند. از طرفي اين حرف هم درست است که اگر مترجم دستي در نوشتن داشته باشد ممکن است به ترجمه لطمه بزند يعني مترجم به سليقه خودش متن اصلي را پياده کند که اين البته در صورتي رخ مي‌دهد که مترجم يک نويسنده متوسط باشد. چون يک نويسنده متوسط مثل يک مترجم متوسط، ‌سبک‌ها و مکتب‌ها را نمي‌شناسد. اگر نويسنده يا مترجم قوي‌ و باسواد باشد، قطعا اين تداخل پيش نمي‌آيد. »

اما سعيد سبزيان اعتقاد دارد كه در درجه اول مترجم باید بداند که یک میانجی است و حق دخل و تصرف در امانتی را ندارد که قرار است به دست خواننده برساند:

«این نقطه آغاز است و در حکم یک اصل تخطی‌ناپذیر که تخطی از آن مانع از اطلاق نام ترجمه به نوشتار می‌شود. اما ترجمه در عین حال که بازگردانی متن کسی دیگر است، عرصه خلاقیت را هم برای مترجم باز می‌گذارد. فرض کنید دو نفر باشند که هر دو به درستی متن مبدأ (مثلاً انگلیسی) را درک کنند و هر دوی آنها این اصل را بپذیرند که باید منتقل‌کننده وفادار نویسنده اصلی باشند؛ از این دو نفر کسی ترجمه ادبی را در اختیار ما می‌گذارد که به صنایع و ساز و کارهای ادبیات آشنا یا مسلط باشد. ترجمه ادبی برای من معنای متفاوتی با ترجمه زیبا و و دارای کلمات ادبی دارد.»

از ديدگاه سبزيان، آشنایی با داستان‌نویسی، عیار ادبی بالاتری به ترجمه می‌دهد. اما داستان‌نویسی مقوله‌ای است که از تفکر فلسفی تا نظریه‌های اخلاقی و شگردهای روایت‌شناسی و دامنه‌های دیگر را هم در بر می‌گیرد و مترجم نمی‌تواند آگاهانه و با مطالعه، خودش را در همه اینها متبحر کند؛ چرا که در عمل نه وقتش را دارد و نه در دنیای بازاری و سرمایه‌داریِ امروز، مترجمان حاضر به چنین تلمذی هستند. امروزه مترجمان ادبی می‌خواهند با تولید انبوه کار کنند و زماني برای آگاهی از ادبیات پیدا نمی‌کنند. حتی نویسنده‌های عجول و آوازه‌جو هم به لحاظ تئوریک با خیلی از مکانیسم‌هایی که در داستان عمل می‌کند، آشنا نيستند.

اما در داستان‌نویسی شگردهایی هست که مترجم باید آنها را بداند. مثلاً تکنیک تقلیل وصف كه یکی از شگردهایی است که نویسنده‌ای مثل ویلیام ترور از آن زیاد استفاده می‌کند و تقریبا شناسنامه این نویسنده با این شگرد صادر شده است. در ترجمه نوشته‌های این نویسنده نمی‌توان به شیوه ذبیح‌الله منصوری قلم به اطناب ببریم. چون ویلیام ترور عمری را صرف ابداع این شیوه کرده و مترجم نمی‌تواند این سرمایه او را تخریب کند.

اما برخی مترجمان، ادبی‌نویسی را با ساده‌نویسی یا با استعمال واژه‌های زیبا و با اطناب اشتباه گرفته‌اند. مثلا می‌بینید که هر جا مترجم خواسته زبان متفاوتی را در نوشتارش به کار بگیرد که گیرایی ترجمه را بالا ببرد، جانب وفاداری به نویسنده را از دست داده است. مثلاً دراين جمله : صغیر و کبیر فرضشان این است که مرد مجردِ پول و پله‌دار قاعدتا زن می‌خواهد.

وقتی کسی جمله اصلی را نخوانده باشد، این نوشته را تحسین می‌کند. اما واقعیت این نیست. این جمله ترجمه درست و با عیار ادبی از جمله اول رمان غرور و تعصب نیست. زیرا شگرد اطناب یا تکثیر وصف را به کار برده که اصلا در نوشته نویسنده انگلیسی دیده نمی‌شود. حشویاتی مانند صغیر و کبیر و پول و پله‌دار در جمله انگلیسی وجود ندارد و نوشتن این ترجمه گرچه زیبایی ادبی دارد، اما ترجمه ادبی به معنایی که ما در نظریه ترجمه داریم نیست. چون وجوه و صنایع ادبی نویسنده را تخریب کرده و شگردهای ادبی دیگری به آن بخشیده است.»

مي‌توان نتيجه‌گيري سبزيان را نتيجه اين گزارش دانست كه آشنایی با صنایع ادبی و شگردهای داستان‌نویسی، قطعا و لاجرم معیار برتری در ترجمه است. اما زیبانویسی و ادبی‌نویسی در ترجمه ضرورتا به معنی ارائه ترجمه ادبی از متن اصلی نیست.گزارشگر : نسترن صادقی
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: