کد خبر:۳۲۷۷
تاریخ انتشار: ۰۵ آذر ۱۳۸۸ - ۲۰:۱۹
تعداد بازدید: 7538
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
استاد كرسي اقتصاد اجتماعي دانشگاه الدنبورگ آلمان:
تاريخ ايران را هنوز نمي‌شناسيم
متاسفانه بررسي تاريخ چند هزار ساله ايران تنها از زمان مشروطه (بيش از صد سال) آغاز شده و تنها از آن دوران به بعد آثار و كتاب‌هايي از تاريخ ايران در دست است.
استاد كرسي اقتصاد اجتماعي دانشگاه الدنبورگ آلمان، ديروز(چهارشنبه) در دومين نشست ايران‌شناسي در كتابخانه ملي ايران، با اشاره به اين كه هنوز تاريخ ايران را نمي‌شناسيم، عنوان كرد: اگر فردي ادعاي شناخت تاريخ ايران را داشته باشد ، بايد به او شك كرد.

به گزارش ايبنا، اين نشست با حضور پروفسور شاپور رواساني، استاد كرسي اقتصاد اجتماعي دانشگاه الدنبورگ آلمان، استاد حسن انوشه، سرپرست دانشنامه ادب فارسی و ايران‌شناسي، حجت‌الاسلام علي ابهري، رييس بخش ايران‌شناسي و اسلام‌شناسي كتابخانه ملي، كارشناسان بخش ايران‌شناسي و اسلام‌شناسي و جمعي از دانشجويان رشته تاريخ و ايران‌شناسي برگزار شد.

در ابتدا پروفسور شاپور رواساني درباره «ايرانيان، خارجيان و تاريخ ايران» تصريح كرد: متاسفانه بررسي تاريخ چند هزار ساله ايران تنها از زمان مشروطه (بيش از صد سال) آغاز شده و تنها از آن دوران به بعد آثار و كتاب‌هايي از تاريخ ايران در دست است.

وي با اشاره به اين كه در زمينه شناسايي تاريخ ايران، باستان‌شناسان نيز گام‌هايي برداشته‌اند، يادآور شد: البته ميان فعاليت‌هاي حفاران و باستان‌شناسان تفاوت‌هايي وجود دارد. باستان‌شناسي به ساختار اجتماعي گذشته نيز اهميت مي‌دهد و تاريخ گذشته را بررسي مي‌كند، در حالي كه حفاران تنها به كشف و بازسازي بقاياي تاريخي مي‌پردازند.

پروفسور رواساني تاريخ ايران را از هشت هزار سال قبل دانست و اظهار داشت: مستشرقان در كتاب‌هاي خودشان اين تاريخ را از زمان مهاجرت اقوام آريايي مي‌دانند كه اين امر نادرست است و علاوه بر اين، مواردي نظير خاستگاه اقوم آريايي و ورود آنها به اين منطقه نيز دچار سوءتفاهم‌ها و كج‌فهمي‌هايي شده است.

مدير عامل و رييس هيات مديره بنياد پژوهشي فرهنگي ميرزا كوچك جنگلي، مستشرقان غربي را صاحبان بنگاه‌هايي توريستي دانست و افزود: براي نمونه اين افراد براي انكار تمدن آسيايي معتقد به وجود كشورهايي با عنوان سومر و فنيقيه در گذشته‌اند كه اين مساله صحت ندارد.

وي توضيح داد: همچنين قومي به نام سامي در تاريخ موجود نبود و هيچ كتيبه‌اي نيز در اين باره وجود ندارد، اما تاريخ‌نگاران براي ايجاد ناسيوناليسم نژادي و مرزهاي ملي، اين قوم را ايجاد كرده‌اند. البته اين مرزهاي ملي در صد سال گذشته توسط كشورهايي نظير انگلستان و فرانسه ايجاد شده است.

وي با تاكيد بر اين كه اسناد باستاني موجود در ايران نيز كاستي‌هاي زيادي دارند، اذعان داشت: براي نمونه در بين‌النهرين قومي به نام كاسيان حدود 400 سال حكومت كردند و محل صلح‌آميزترين تمدن بشريت شدند. اسناد مربوط به اين تمدن به صورت پراكنده موجود است و برخي از آنها نيز توسط كشورها ربوده شده و به اين ترتيب شناسنامه اين قوم ايراني نيز پنهان مانده است.

وي با اشاره به اين که هر سال عده‌اي از مستشرقان به ايران آمده و نسخه‌هاي خطي را با قيمت اندك خريداري و در آنها دخل و تصرف كرده‌اند ، بيان داشت:‌ براي نمونه، ترجمه كتيبه بيستون به چهار زبان موجود است كه هر فردي به گونه‌اي متفاوت ترجمه كرده و هيچ يك نيز اين كتيبه را به درستي ترجمه نكرده‌اند. بنابراين براي شناسايي تاريخ بايد حركتي نو در كشور ايجاد شود.

در ادامه اين نشست، دكتر حسن انوشه نيز با اشاره به اين كه بسياري از ايران‌شناسان خارجي عاشقانه در راه شناسايي ايران تلاش كرده‌اند، تصريح كرد: براي نمونه فردي نظير «جرج كامرون» با نگاهي بسيار مثبت درباره تاريخ ايران كتاب نگاشته، در صورتي كه هرگز ايران را نديده و تنها از يافته‌هاي باستان‌شناسان استفاده كرده است.

وي با تاكيد بر اين که ايران‌شناساني وجود دارند كه در خدمت منافع كشور خود فعاليت كرده‌اند، اظهار داشت: البته اين به معناي جاسوسي نيست بلكه براي خدمت به كشورشان انجام شده است. 80 سال از زماني كه كتابي درباره تاريخ ايران نگاشته شده، مي‌گذرد و پيش از آن نيز دو مامور سياسي انگليسي اين فعاليت را انجام داده‌اند.

دكتر انوشه «سر جان ملكم» را يكي از اين ماموران ايران‌شناس دانست و افزود: ملكم از مردم اسكاتلند و در دربار فتحعلي شاه سفير بود كه كتابي درباره تاريخ ايران، از كهن‌ترين ايام تا روزگار خودش تاليف كرد. با وجود اين كه وي خارجي بود، ولي جهان ايراني را بسيار گسترده دانسته و آن را در يك حوزه فرهنگي وسيع تعريف كرده است.

وي اذعان داشت:‌ پس از ملكم‌، سه نفر از ايرانيان به نام‌هاي «عباس اقبال آشتياني، سيد حسن تقي‌زاده و پيرنيا» هر يك بخشي از تاريخ ايران را بررسي كردند. همچنين دوره هفت جلدي تاريخ ايران نيز كه در دانشگاه كمبريج تدوين شد، يكي از نمونه‌هاي كامل و جامع تاريخ ايران است كه نمونه آن هنوز كتابي منتشر نشده است.

استاد انوشه يكي از معايب كتاب را جزيره‌اي بودن مقالات آن دانست و اظهار داشت: فكر تاليف اين مجموعه هفت جلدي از سوي پروفسور آرتور، جان البري و حسين قديسي نخعي ارايه شد كه البته در تاليف آن نزديك به صد نفر مشاركت كردند كه از نامداران آنها محمد حسن گنجي، احسان ياشارتر، عبدالحسين زرين‌كوب، مرتضي مطهري، مهرداد امانت، فيروزه كاظم‌زاده ، سيد حسن تقي‌زاده و محمود صناعي بودند.

وي ويژگي اساسي اين كتاب را نگاه وسيع و گسترده به حوزه فرهنگي ايران و جهان ايراني دانست و اظهار داشت: بخش‌هايي از فصول اين كتاب درباره مكان‌هايي است كه اكنون در گوشه‌هايي ديگر از جهان ايراني واقع شده و حتي فرقه‌ها و اديان ديگر را نيز شامل مي‌شود.

در اين نشست همچنين كيومرث اميري (ايران‌شناس) نيز در سخناني عنوان كرد:‌ ملاصدراي شيرازي معتقد به سه زمان ‌مجهول،‌ حال و معدوم است كه تاريخ، مطالعه زمان معدوم را شامل مي‌شود. انسان در هر لحظه، زمان آينده را به زمان معدوم تبديل مي‌كند و اين زمان توسط هر تاريخ‌نگاري به يك شكل بررسي مي‌شود. براي نمونه ايران‌شناسان خارجي هر يك به تاريخ وزرا، پادشاهان، فرهنگ، هنر و تفكر ايراني مي‌پردازند.

سپس دكتر اسماعلي حاكمي، استاد ادبيات فارسي، مقوله ايران‌شناسي را در دو بعد بررسي کرد و توضيح داد: يكي از ابعاد ايران‌شناسي، مثبت و ديگري منفي است. عده‌اي از هنرمندان، خاورشناسان و ايران‌شناسان شامل بعد مثبت‌اند و با حسن ‌نيت فعاليت مي‌كنند و دسته دوم، گروهي كه با تندي برخورد مي‌کنند و نيت خير ندارند و به فكر منافع كشور خودند.

دومين نشست ايران‌شناسي بخش «ايران‌شناسي و اسلام‌شناسي» كتابخانه ملي ايران ديروز(چهارشنبه) در سالن ايران‌شناسي با حضور استادان تاريخ ايران برگزار شد.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: