کد خبر:۲۲۶۶
تاریخ انتشار: ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۵
تعداد بازدید: 13112
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
بازداشت قاتل هوسران دختر بچه
یک پسر شیطان صفت به جرم ربودن ، آزار و کشتن دختربچه همسایه در خراسان شمالی بازداشت شد.رسیدگی به این پرونده پس از آن آغاز شد که زن و شوهر جوانی به سراغ پلیس...
یک پسر شیطان صفت به جرم ربودن ، آزار و کشتن دختربچه همسایه در خراسان شمالی بازداشت شد.

رسیدگی به این پرونده پس از آن آغاز شد که زن و شوهر جوانی به سراغ پلیس بجنورد رفتند و شکایتی تسلیم کردند.
آنان گفتند : دختر پنج ساله ما برای بازی با دوستانش از خانه بیرون رفت اما دیگربرنگشت.با دلشوره ، هر جایی را که در روستای «باغچق» به فکرمان رسید گشتیم و حتی از طریق بلندگوى مسجد از مردم کمک خواستیم اما هیچ خبری از او نیست.شاید بلایی بر سر جگرگوشه مان آمده باشد.
تجسس پلیس برای افشای سرگذشت دختر بچه شیرین زبان ادامه داشت تا این که یکی از اهالی ، خبر تلخی داد و خستگی بر جان خانواده «نوشین» و ماموران ماند.جنازه دختر بچه ، در اطراف روستا ، درون یک چاه رها شده بود و افسران اداره آگاهی بجنورد با معمای پیچیده ای رو به رو شدند.
با پایان بررسی های مقدماتی و نمونه برداری های لازم ، پیکر قربانی به دستور بازپرس کشیک برای تشخیص علت اصلی مرگ به پزشکی قانونی سپرده شد و چند فرضیه پیش روی پلیس قرار گرفت که مهم ترین آن ، آدمکشی به خاطر وسوسه های شیطانی بود.
کارآگاهان که چند مظنون را نامحسوس تحت نظر داشتند به پسری به نام «الف.ب» مشکوک شدند.او چند بار با سد راه کردن دختران روستا ، مزاحمشان شده بود که دستگیر شد اما در بازجویى ها قفل سکوت بر لبش زد.
«الف.ب» که همسایه پدر و مادر «نوشین» بود و می دانست هیچ شانسی برای گریز از قانون ندارد سرانجام به جنایت سیاه اعتراف کرد : «دختر بچه را به بهانه نشان دادن خرگوش به اطراف روستا کشاندم و پس از آزار به چاه انداختم.وقتی مطمئن شدم نوشین مرده به روستا برگشتم و هرگز تصور نمی کردم به این زودی رسوا شوم.»
افشای اسرار این جنایت تکان دهنده ، خاکستر غم بر دل بستگان و آشنایان خانواده داغدار پاشید و پسر هوسران به دنبال بازسازی صحنه جرم ، با صدور قرار بازداشت موقت روانه زندان شد تا در فرصت مناسب محاکمه شود.گزارش ایسکانیوز می افزاید، در همین رابطه دادستان بجنورد اعلام کرد : پرونده در شعبه اول بازپرسی به طور ویژه و خارج از نوبت تحت رسیدگی است.
«میرعلم سیدی» اضافه کرد : «الف.ب» به جرم آدم ربایی ، تجاوز به عنف و آدمکشی محاکمه خواهد شد.
پیش تر دو پسر شیطان صفت در یکی از روستاهای «کبودرآهنگ» همدان ، جنایت مشابهی رقم زدند و پیکر «زینت» 9 ساله را به چاه انداختند.اگر هیچ شبهه ای باقی نماند که «حبیب» و «محمد» به طور مشترک ، دست به این جرم زده اند برای هر دو جانی حکم اعدام صادر خواهد شد.
خانواده ها به یاد داشته باشند خرید پفک ، نشان دادن خرگوش ، سنجاب و ... که مورد توجه کودکان است و همچنین پرسیدن نشانی خانه از جمله ترفندهای نخ نمای کودک ربایان است و بر همین اساس ، آموزش در خانواده و توجه به هشدارهای پلیس و رسانه های گروهی می تواند نقش اساسی در پیشگیری از چنیبن جنایت های تکان دهنده ای باشد.منبع:ايسكانيوز


----------------------------------

ارسال پيامک دست خائن را رو کرد

چندي قبل مردي با مراجعه به اداره آگاهي اراک از ربوده شدن همسرش خبر داد.

او در شکايتش گفت: سه روز قبل متوجه غيبت ناگهاني همسرم شدم. همه جا را به دنبال او گشتم اما هيچ اثري از او به دست نياوردم. امروز پس از جستجوهاي گسترده متوجه شدم، يکي از دوستانم به نام «اصغر» زنم را ربوده است.

با اين شکايت يک تيم از کارآگاهان پليس آگاهي تحقيقات در اين رابطه را آغاز کردند. آنها در بررسيهاي نخستين خود متوجه شدند، اصغر اهل يکي از شهرهاي غربي کشور است.
بلافاصله يک تيم از مأموران راهي خانه متهم شده و در جريان تحقيقات دريافتند اصغر چند روز قبل همراه زن جواني به آنجا آمده و سپس راهي ايرانشهر شده اند که پس از يک هفته کارآگاهان اصغر و زن جوان به نام مينا را دستگير کردند.

«مينا» پس از انتقال به اداره آگاهي با اظهارات دروغ سعي داشت مسير تحقيقات را تغيير دهد اما پس از بازجوييهاي فني و پليسي لب به اعتراف گشود و اظهار داشت: مدتي است با اصغر ارتباط پنهاني برقرار کرده ام. هفته گذشته يک پيامک عاشقانه براي اصغر فرستادم غافل از اينکه به اشتباه به شماره شوهرم فرستاده بودم.

بلافاصله شوهرم زنگ زد. او که به ارتباط پنهاني ام پي برده بود مرا به مرگ تهديد کرد. سريع خانه را ترک کرده و موضوع را به اصغر گفتم و همراه او به شهرشان فرار کرديم. اما آنجا امن نبود و امکان داشت مأموران دستگيرمان کنند. به همين خاطر به ايرانشهر رفتيم که در آنجا در دام مأموران گرفتار شديم.در ادامه اصغر هم به جرم خود اعتراف کرد و گفت: من علاقه زيادي به مينا داشتم و قصد داشتيم با هم ازدواج کنيم. متهمان پس از تحقيقات مقدماتي با قرار قانوني روانه زندان شدند.منبع: روزنامه قدس


---------------------------


پدر از دست پسر شلخته به پلیس پناه برد

یک پدر برای آنکه پسرش به شدت شلخته و کثیف بود، از پلیس ایالتی اوهایو درخواست کمک کرد.
 
 به گزارش آسوشیتدپرس، «اندرو میساک» در گفت وگو با رسانه های ایالتی «اوهایو» یادآور شد: «پسر 28 ساله اش بسیار شلخته است و هیچ گاه اتاق خواب خودش را مرتب نمی کند.» وی ادامه داد: «اگر وارد اتاقش شوید، انواع و اقسام خرده غذاها، لباس های نشسته و جوراب های کثیف را در اطراف اتاقش می بینید، به همین دلیل من تصمیم گرفتم برای ادب کردن پسرم از پلیس کمک بخواهم.» این پسر بعد از بازداشت توسط پلیس ایالتی به پدر و مادرش قول داد، علاوه بر تمیز کردن اتاق خواب خود، تمام خانه را نیز تمیز كند.منبع:ايسنا


----------------------------

متهم در دادگاه ضمن ادعاي بي گناهي اتهامش را پذيرفت

مردي همسر و فرزند چهارماهه خود را براي ازدواج مجدد کشته بود

مرد جواني که براي رسيدن به دختر مورد علاقه اش همسر و فرزند چهارماهه خود را به قتل رسانده بود به قصاص، حبس، تبعيد و پرداخت ديه محکوم شد.

اين جوان 24ساله که محمد جواد نام دارد در جلسه دادگاه ادعا کرد مرتکب قتل نشده اما براي اينکه ديگر نمي خواهد در اين شرايط زندگي کند اتهامش را مي پذيرد و خود را مجرم معرفي مي کند.

او که با ديدن عکس هاي جسد فرزندش به شدت دگرگون شد با عصبانيت از قضات دادگاه خواست ديگر اين عکس ها را به او نشان ندهند.

در ابتداي جلسه محاکمه که در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران برگزار شد محمد شادابي به عنوان نماينده دادستان براي محمد جواد تقاضاي اشد مجازات کرد. او در توضيح ماجرا گفت؛ 21 فروردين ماه سال گذشته به ماموران پليس خبر رسيد زن جواني به نام ساحل و فرزند چهار ماهه اش پارسا به طرز دلخراشي به قتل رسيده اند. زماني که بازپرس در خانه حاضر شد تا تحقيقات خود را آغاز کند با جسد غرق در خون مادر و فرزند که با ضربات متعدد چاقو به قتل رسيده بودند مواجه شد. در همان ابتداي تحقيقات با توجه به وضعيت قرار گرفتن اجساد و ضرباتي که به آنها وارد شده بود فرضيه قتل با انگيزه کينه جويانه توسط بازپرس مطرح شد و ماموران براي پي بردن به راز اين جنايت شوهر ساحل را بازداشت کردند. وي که متهم حاضر در دادگاه است ابتدا گفت نمي داند چه کسي اين قتل فجيع را مرتکب شده است و به کسي هم مظنون نيست. اما محمد جواد عنوان کرد احتمالاً همسر و فرزندش قرباني يک سرقت خونين شده اند. اين حرف مورد پذيرش بازپرس قرار نگرفت چراکه اولاً هيچ کودک چهار ماهه يي قادر به شناسايي و حتي صحبت کردن نيست که شخصي از ترس شناسايي او را به قتل برساند و دوم اينکه جسد اين مادر و فرزند در تختخواب پيدا شد و اين به آن معنا است که آنها اصلاً بيدار نبودند که بتوانند کسي را شناسايي کنند. شادابي ادامه داد؛ با توجه به اينکه مشخص شد محمد جواد با همسرش اختلاف داشته انگشت اتهام به سمت وي گرفته شد و بازجويي ها از او ادامه پيدا کرد و مشخص شد زن جوان و فرزند چهار ماهه اش به دست محمد جواد به قتل رسيده اند. درست زماني که اين مرد به قتل همسر و فرزندش اعتراف کرد دختري جوان به نام شبنم به بازپرس پرونده مراجعه کرد و گفت محمد جواد از مرگ همسر و فرزندش خبر داشته و به او نيز در اين باره مطالبي گفته است. با توجه به ادعاي اين زن و بازجويي هايي که از وي انجام شد مدارک عليه محمد جواد تکميل و بازسازي صحنه قتل انجام و معلوم شد اين مرد براي رسيدن به دختر مورد علاقه اش اين جنايت را انجام داده است. شادابي ادامه داد؛ هيات محترم، من به عنوان نماينده دادستان با توجه به اينکه پارسا ولي دمي ندارد به عنوان ولي دم قهري تقاضاي ديه دارم و خواهان اشد مجازات براي متهم در مورد ديگر اتهاماتش هستم.

در ادامه پدر و مادر ساحل در جايگاه حاضر شدند و تقاضاي صدور حکم قصاص کردند. سپس به دستور قاضي عزيزمحمدي، محمد جواد به عنوان متهم در جايگاه حاضرشد تا در برابر اتهام دو فقره قتل از خود دفاع کند. وي گفت؛ من مرتکب قتل نشدم اما اين اتهام را قبول مي کنم چون ديگر نمي خواهم در اين شرايط زندگي کنم. روز هاي زندان براي من خيلي سخت است و ديگر نمي خواهم به اين وضعيت ادامه دهم. من زندگي ام را دوست داشتم و حتي زماني که به دادگاه خانواده رفتيم و حکم طلاق من و ساحل صادر شد حاضرنشدم از همسرم جدا شوم و باهم آشتي کرديم. در بازجويي ها بارها گفتم به من الهام شده بود اين اتفاق مي افتد و هر لحظه منتظر آن بودم.

پرسش و پاسخ

متهم بعد از گفتن اين جمله به سوالات قاضي دادگاه پاسخ داد.

قاضي؛ بعد از اينکه قتل در خانه ات اتفاق افتاد تو با شبنم تماس گرفتي و گفتي همسر و فرزندت کشته شده اند و از او خواستي با تو تماس نگيرد، در حالي که به پليس خبر ندادي و تا شب منتظر شدي، چرا؟

متهم؛ چون شبنم بي گناه بود و من مي دانستم اگر او با من تماس بگيرد چون باهم رابطه داشتيم پليس به من مظنون مي شود به همين خاطر هم به او گفتم به من زنگ نزند.

قاضي؛ تو که مي دانستي همسر و فرزندت کشته شده اند پس چطور به خانه مادرت رفتي و تا شب خوابيدي، بعد کيک خريدي تا همراه والدينت به خانه خودت بروي؟

متهم؛ من 230 قرص خواب آور و مسکن خورده بودم تا خودکشي کنم اما فقط خوابم برد و هيچ اتفاق ديگري برايم نيفتاد.

قاضي؛ اما اعترافات اوليه تو با واقعيت کاملاً منطبق است. اگر مرتکب قتل نشده بودي چطور قتل ها را کامل توضيح دادي؟

متهم؛ هر چه گفتم القا بود. من هيچ چيز از واقعيت نمي دانستم. فقط به من الهام شده بود همسر و فرزندم کشته شده اند.

در اين هنگام قاضي عزيزمحمدي عکس هاي گرفته شده از جسد پارسا را به متهم نشان داد و گفت؛ مدعي شدي هيچ چيز از واقعيت نمي دانستي در حالي که جاي تمامي ضرباتي را که بر بدن پارسا وارد کردي به طور کامل توضيح دادي، در اين باره چه مي گويي؟

متهم که به شدت تحت تاثير قرار گرفته بود با عصبانيت و صدايي بغض آلود گفت؛ چرا اين عکس ها را به من نشان مي دهيد. پارسا فرزند من بود و از ديدن آن ناراحت مي شوم. شما مي خواهيد جوسازي کنيد و من را تحت تاثير قرار دهيد.

قاضي؛ ما جوسازي نمي کنيم آنچه به عنوان مدرک در پرونده است به تو نشان مي دهيم تا بتواني از خودت دفاع کني، اما تو به جاي توضيح آنچه اتفاق افتاده است، حرف هاي غيرواقعي مي زني. تو آزاد هستي وارد آوردن اين ضربات را بپذيري يا نه. اينکه تو تحت تاثير قرار مي گيري و حاضر نيستي اين عکس ها را مرور کني به خاطر اين است که به تو يادآوري مي شود چه کارهايي کرده يي .

در ادامه قاضي عزيزمحمدي از شبنم خواست در جايگاه حاضر شود. وي که به عنوان شاهد احضار شده بود بعد از اداي سوگند گفت؛ من و محمدجواد در دانشگاه باهم آشنا شده بوديم. يک روز او به من گفت شماره تماسم را مي خواهد و قصد دارد با من ازدواج کند. من هم قبول کردم. ما بيشتر در دانشگاه همديگر را مي ديدم. يک روز متوجه شدم حلقه در دست دارد. به او گفتم اين حلقه براي چيست. به من گفت با دختري عقد کرده اما حالا در آستانه جدا شدن هستند و من نمي دانستم او همسر و فرزند دارد. مدتي بعد از او پرسيدم با همسرش چه کرده است. بهمن گفت آنها باهم ازدواج کرده اند و همسرش مي خواهد از او فرزندي داشته باشد تا بعد از جدايي راحت زندگي کند و مجبور نشود دوباره به خانه پدرش برود. مدتي بعد زني با من تماس گرفت و گفت همسر محمدجواد است اما ديگر حرفي با من نزد. دوباره زني با من تماس گرفت و خود را مادر دوست محمدجواد معرفي کرد و به من گفت بايد از زندگي محمدجواد بيرون بروم. من هم جواب دادم کاري با او ندارم و اين محمدجواد است که دست از سر من برنمي دارد. محمدجواد مرتب من را تهديد مي کرد و مي گفت کاري مي کند تا آبرويم برود. تهديد هايش آنقدر جدي بود که مي ترسيدم عملي کند. يک بار به من گفت خواب ديده همسرش کشته شده است. روز حادثه هم تماس گرفت و گفت همسرش کشته شده و از من خواست ديگر با او تماس نگيرم. وقتي به تلفن هايم جواب نداد به سراغ بازپرس رفتم و در آنجا بود که متوجه شدم محمدجواد فرزندي هم داشته و او را هم به قتل رسانده است.

بعد از پايان جلسه محاکمه هيات قضات (سري، رحيم، عزيزمحمدي، محمدي کشکولي و بومي) براي صدور راي پرونده وارد شور شدند و متهم را به يک بار قصاص به خاطر قتل همسرش، 10 سال تبعيد و 10 سال حبس به جرم قتل فرزندش و پرداخت ديه به جرم قتل پسرش محکوم کردند.منبع:روزنامه اعتماد

-----------------------------

زن شاکی 100 آلبوم عکس و نگاتیو همسرش را مصادره کرد

همسر یک عکاس هنری در حالی که دادخواست طلاقش را به دادگاه ارائه کرد در قبال اظهارات وکیل این پرونده که گفت خوانده هیچ پولی برای پرداخت مهریه ندارد از مهریه اش نگذشت و پرونده برای توافق طرفین به طلاق به جلسه دیگری موکول شد.
 
در این جلسه سه شاهد از سوی خوانده برگه ای را امضا و قسم یاد کردند نامبرده هیچ پولی برای پرداخت مهریه ندارد و یکی از شاهدان نیز مدعی شد حدود دو میلیون تومان به وی بدهکار است. قاضی: مطمئن هستی که توافقی طلاق نمی گیری و به زندگی ادامه می دهی؟ خواهان: بله، من هفت سال با او زندگی کردم و خوب می شناسمش. قاضی: چطور با هم ازدواج کردید؟ خواهان: پدر و مادرم مخالف صد درصد ازدواج ما بودند، شش ماه از خانه مان قهر کردم و نزد همسرم زندگی می کردم تا اینکه بعد از این شش ماه پدرم راضی شد برگه عقدنامه را به شرطی امضا کند که مهریه بالایی به ثبت برسد. همانجا شوهرم گفت به میزان عدد سال ازدواجمان مهریه تعیین کنیم که 1375 بود. پدرم با این مبلغ راضی شد و ما ازدواج کردیم.
ما با عشق ازدواج کردیم اما خوشگذرانی های شوهرم همه چیزمان را بر باد داد.
قاضی: با این وضعیت امضا می کنم و برو زندگی کن، ببینم می توانی؟
خواهان: او را خوب می شناسم.
سپس به آلبوم های عکسی که کنارش گذاشته بود اشاره کرد و گفت: «وقتی اینها را نداشته باشد کاری از دستش برنمی آید.»وکیل خوانده درخصوص این پرونده گفت: «سعی می کنیم این پرونده به طور توافقی حل شود و رای تقسیط مهریه را بگیریم چون موکل من آنطور که ادعا می کند قادر به پرداختن این مبلغ نیست.»
وی اظهار داشت: «این زن بیش از 100 آلبوم عکس و نگاتیوهای موکلم را برداشته اند و تاکنون نیز تعدادی از آنها را فروخته و قصد دارد بقیه را بفروشد چرا که قانوناً کسی که نگاتیو عکس ها را دارد تنها حق فروش آنها را نیز دارد. زمانی که این خانم قصد داشت وسایل شخصی اش را از خانه ببرد این عکس ها و فیلم ها را نیز برد که شامل تمام عکس های موکلم از هنرمندان فیلم «اخراجی ها 2» تا «روسری آبی» است. منبع:روزنامه سرمايه


------------------------


مرد 84 ساله عاشق با چوب بیسبال کتک خورد

یک زن 78 ساله با ضرب و شتم همسر 84 ساله خود به دلیل آنکه شوهرش عشق پیری به سرش زده بود، توسط پلیس ایالتی دستگیر شد.
 
 به گزارش آسوشیتدپرس، مقامات پلیس منطقه «لینوود» در ایالت واشنگتن آمریکا یادآور شدند: «یک زن 78 ساله با استفاده از لوله جاروبرقی و چوب بیس بال، شوهر 84 ساله خود را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده است.» این زن پس از دستگیری خاطر نشان کرد: «شوهرش به زنان جوان علاقه پیدا کرده و عاشق شده و به همین دلیل او را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده است.» در گزارش پلیس ایالت واشنگتن آمده است، این مرد کهنسال به دلیل کتک خوردن دچار شکستگی از ناحیه کمر و قفسه سینه قرار گرفته و هم اکنون تحت درمان قرار دارد.منبع:ايسنا


-----------------------


رکود ساخت و ساز مرد نقاش را وادار به رمالي کرد

مرد نقاش وقتي با رکود بازار ساخت و ساز رو به رو شد با تهيه وسايل رمالي به فريب و کلاهبرداري از زنان پرداخت.

مأموران پليس شهرستان نظرآباد چندي قبل در جريان فعاليت مرد شيادي در پوشش رمالي در يکي از روستاهاي اين شهر قرار گرفتند.

بررسيها نشان مي داد متهم به نام مجتبي در روستاي وليان نظرآباد افراد ساده لوح که در زندگي خود دچار مشکلات خانوادگي، مالي، معيشتي و... مي باشند را شناسايي و با وعده اينکه به وسيله دعانويسي و رمالي قادر است تمامي مشکلات آنان را حل و فصل کند اقدام به گرفتن مبالغ هنگفت و کلاهبرداري از آنان مي کند. مأموران فرد مورد نظر را دستگير و منزل وي که از آن به عنوان مکان رمالي و دعانويسي استفاده مي کرد را مورد بازرسي قرار دادند.
در بازرسي از منزل متهم تعداد 15 جلد انواع کتاب دعانويسي قديمي دست نويس، وسايل و ابزارآلات رمالي مثل ورقهاي مسي و پوستي، اشکال مختلف فلزي و تجهيزات کامل ماهواره کشف و ضبط شد.

متهم دستگيرشده خود را «مجتبي- ح» 45 ساله معرفي کرد و در جريان تحقيقات مأموران پليس گفت: نقاش ساختمان هستم و از دو سال قبل به خاطر رکود ساخت و ساز و نبود کار با مشکلات مالي روبه رو شدم به همين خاطر تصميم گرفتم به رمالي و دعانويسي بپردازم.
وي افزود: به همين خاطر افرادي را که داراي مشکلات متعدد بودند بخصوص زنان جوان را شناسايي و با وعده اينکه با رمالي و دعانويسي قادر هستم مشکلات آنان را حل و آينده را براي آنان پيشگويي کنم به سمت منزل خودم مي کشاندم. سپس در قبال کار خود از آنان 50 تا 100 هزار تومان مي گرفتم.

سرهنگ بيرانوند، فرمانده انتظامي شهرستان نظرآباد در اين رابطه گفت: متهم دستگير شده پس از تشکيل پرونده براي سير مراحل قانوني تحويل مراجع قضايي شدمنبع:روزنامه قدس
 
 
------------------------
 
 
دختر فراری با شلیک گلوله کشته شد
 
مردی که دخترش را در جنوب کشور قربانی خشم خود کرد با تلاش پلیس دستگیر شد.
 
پلیس پارسیان - از توابع هرمزگان - هفته جاری باخبر شد دختر 16 ساله ای به نام «مینا» که چند روز از خانه گریخته بود با شلیک گلوله کشته شده است.بنابراین بازپرس کشیک و کارآگاهان به قربانگاه رفتند و پس از بررسی های لازم ، جنازه به پزشکی قانونی فرستاده شد.
تحقیق میدانی نشان می داد پدر 45 ساله «مینا» به نام «سعید - ع» که با دخترش اختلاف داشت دست به جنایت زده است.با طرح این فرضیه ، متهم بازداشت شد و در بازجویی گفت : دخترم آبروی ما را با کارهایش برده و کاسه صبرم از خلاف های او لبریز شده بود.وقتی «مینا» پس از چند روز فرار به خانه برگشت تصمیم گرفتم خودم و خانواده ام را شرش خلاص کنم.من با کلتی که تهیه کرده بودم جان فرزندم را گرفتم و پشیمان هم نیستم.یک پدر باید غیرت داشته باشد.
در همین رابطه رئیس پلیس آگاهی هرمزگان اظهار داشت : «سعید - ع» به ظن ارتباط نامشروع دخترش با افرادی او را به قتل رسانده است.گزارش ایسکانیوز می افزاید ، سرهنگ «اصغر قطب زاده» اضافه کرد : پرونده در اداره آگاهی و دادسرا تحت رسیدگی است و مجرم با صدور قرار قانونی زندانی شد.
این مقام ناجا همچنین از بازداشت تبهکاری که طلا و جواهر دختربچه های بندرعباسی را می دزدید خبر داد.
وی اعلام کرد : به دنبال دستبردهای مشابه به طلا و جواهر دختربچه ها در سطح بندرعباس ، پلیس آگاهى استان به تحقیق محسوس و نامحسوس پرداخت و سرانجام یکی از دزدان پیشینه دار را بازداشت کرد.
سرهنگ «قطب زاده» به پدران و مادران هشدار داد از آراسته کردن دختران خردسال به زیورآلات در خارج از خانه خوددارى کنند و آنان را در جاهاى خلوت رها نکنند تا در دام تبهکاران فرصت طلب نیفتند
 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: