کد خبر:۲۲۰۸
تاریخ انتشار: ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۲:۵۸
تعداد بازدید: 7506
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
گفت وگو با مترجم کتاب «جسارت اميد»
اوباما بچه لوسي بود
آيا ما در سياست هاي بدبينانه مشارکت داريم يا در سياست هاي مبتني بر اميد؟ ... منظورم خوشبيني کورکورانه نيست. يعني خود را عمداً به ناداني زدن و اين پندار که بيکاري با صحبت نکردن درباره آن برطرف مي شود،...
«آيا ما در سياست هاي بدبينانه مشارکت داريم يا در سياست هاي مبتني بر اميد؟ ... منظورم خوشبيني کورکورانه نيست. يعني خود را عمداً به ناداني زدن و اين پندار که بيکاري با صحبت نکردن درباره آن برطرف مي شود، يا اگر بحران بهداشت و درمان را نديده بگيريم، خود به خود حل مي شود. نه، موضوع صحبت من مسائل اصولي تر هستند. اميد بردگان هنگامي که دور آتش نشسته اند و از آزادي مي خوانند؛ اميدي که مهاجران را به سوي سواحل دوردست مي کشاند... آرزوي يک بچه لاغراندام با يک اسم مضحک که معتقد است امريکا جايي هم براي او دارد. جسارت اميد...» (بخشي از سخنراني اوباما در کنوانسيون ملي حزب دموکرات، 27 ژوئيه 2004، بوستون، ماساچوست)

کتاب «جسارت اميد» نوشته باراک اوباما که پيش از زمان به قدرت رسيدن او منتشر شده بود، توسط ابوالحسن تهامي به فارسي برگردانده شده و يکي دو روزي است که توسط موسسه انتشارات نگاه به بازار و نمايشگاه کتاب آمده است. گفت وگو با ابوالحسن تهامي درباره اين کتاب تقديم خوانندگان مي شود.

---

-آقاي تهامي شما چه زماني با اين کتاب آشنا شديد و تصميم به ترجمه آن گرفتيد؟

زماني که من در مجارستان بودم و اوباما هنوز در حال از سر گذراندن مبارزات انتخاباتي اش بود، اين کتاب را خواندم. درست زماني بود که خيلي ها پيروزي او را پيش بيني مي کردند. البته او اين کتاب را يک سال قبل به چاپ رسانده بود و پيش از آن هم کتاب ديگري را با نام «خاطرات پدرم» نوشته و منتشر کرده بود.

-در اين کتاب از باراک اوباما چه مي فهميم؟

اين کتاب دربرگيرنده سرگذشت و تجربيات و نيز آرا و ديدگاه هاي گوناگون اوباما در مورد مسائل تاريخي و مبتلابه جامعه امروز امريکاست. او از پدري سياهپوست و مادري سفيدپوست به دنيا آمده و در ايالت اهايو بزرگ شده است. پدر و مادرش بعد از دو سال از يکديگر جدا شدند و سپس مادرش با يک دانشجوي اندونزيايي ازدواج کرد. باراک هم در آن زمان به يک مدرسه مسلمان ها در اندونزي مي رفت تا اينکه بعد از چهار سال باز هم مادر او از همسرش جدا شد و با دختري که از اين مرد به دنيا آورده بود، به هاوايي رفت. باراک حسين اوباما در اينجا در کنار مادر و پدربزرگش زندگي کرد. او در جايي از اين کتاب درباره اين دوره از زندگي اش گفته است که من بچه لوسي بودم و هر کاري دلم مي خواست مي کردم و آنقدر قدرت کلامي داشتم که هميشه پدربزرگم را در برابر بحث ها و خواسته هايم محکوم مي کردم.

-چه چيزي در اين کتاب يا در شخص آقاي اوباما شما را به ترجمه اثر جلب کرد؟

اين کتاب را کاملاً بر اساس خوشامد شخصي ام ترجمه کردم. اوباما کسي بود که از گمنامي پا در مسير شهرت گذاشت. به بيان ديگر او کسي است که چندان شناخته شده و مطرح نبود ولي آمد و رقبايش را کنار زد و رئيس جمهور ايالات متحده شد.

-راز موفقيت او را در انتخابات در چه مي دانيد؟

راز موفقيت اوباما صداقتش بود. او تمام ايرادها و نقايص دولت جرج بوش و نظام سياسي حاکمه را در حرف ها و همين کتابش عيان کرده است. با خواندن «جسارت اميد» متوجه مي شويم بوش چه هيولايي بوده است. همچنين متوجه مي شويم سياست هاي امريکا چه خطرات و آسيب هايي را براي جهان به دنبال داشته است. فکر مي کنم خواندن اين کتاب براي کساني که مي خواهند جنايات امريکا را بشناسند، لازم است. اوباما در اين کتاب از بوش انتقاد مي کند که چرا به جاي رسيدگي به مردم پايين دست جامعه ميزان ماليات ثروتمندان و کساني را که سالانه ميلياردها دلار درآمد دارند، کم کرده و ماليات طبقه محروم را افزايش داده است.

-به طور کلي چه موضوعاتي در کتاب باراک اوباما مطرح شده است؟

در «جسارت اميد» راجع به سياهان، جامعه امريکا، سياست امريکا در داخل و خارج و مهم تر از همه، مساله آموزش و پرورش صحبت شده است. مثلاً او معتقد است براي اينکه دزد نداشته باشيم، نبايد فقط او را بگيريم و اقدام هاي تنبيهي انجام دهيم بلکه بايد ببينيم دليل آن دزدي يا عمل زشت چه بوده است. او به عنوان نويسنده، ما را به محله هاي سياهپوستان مي برد و شرايط زندگي کودکان و نوجوانان و دختران آبستني را که نوزاداني به دنيا مي آورند و در فقر و محلات کثيف رشد مي کنند و دور و اطراف شان پر از آدم هاي قاچاقچي و خلافکار است و... نشان مان مي دهد و به دنبال راهکار مي گردد. مي توانم بگويم از ميان تمام سياهان امريکا از هر 10 نفر، هشت نفر ممکن است به دلايل مختلف روانه دادگاه ها شوند و دليل آن چيزي نيست جز محيطي که در آن رشد کرده اند. سياهپوستاني داريم که زماني که به 50سالگي مي رسند هنوز سواد نوشتن نام خودشان را هم ندارند. چنين آدمي چه هنري مي تواند داشته باشد؟ اوباما در اين کتاب راه را نشان مي دهد و به مخاطب مي گويد چگونه مي توان از اين وضع نجات پيدا کرد. تاکيد او بر آموزش دختران و پسران از سنين نوجواني است تا قدر خود را بدانند و خود را در اختيار ديگران قرار ندهند و بدون فکر ازدواج نکنند و...

-اوباما در اين کتاب چقدر از خودش گفته است؟

تمام اين کتاب از زبان اوباما روايت مي شود و به همين دليل مي توان آن را صادقانه دانست. اوباما در جايي عنوان مي کند من طوري بزرگ شده ام که هرگز نمي توانم دروغ بگويم. او خانواده اش را به طور کامل به خواننده معرفي مي کند. مثلاً مي گويد آنها از ابتدا عضو حزب دموکرات بوده اند و يکي از عذاب وجدان هايشان اين بوده که به نيکسون راي داده بودند.

-آيا مي توان «جسارت اميد» را نوعي مانيفست انتخاباتي باراک اوباما در آستانه انتخابات رياست جمهوري دانست؟

اين کتاب صددرصد مانيفست رياست جمهوري او بوده است چرا که هم خود، خانواده و ديدگاه هاي مختلف اش را تشريح کرده و هم شرايط موجود (دوران بوش) و نقاط ضعف ها را مورد دقت قرار داده است. همسر او ميشل نيز قبل از انتخابات در يک مصاحبه تلويزيوني در پاسخ به سوالي درباره زندگي و برنامه هاي شوهرش گفت؛ «شما مي توانيد به کتاب جسارت اميد مراجعه کنيد و آن را به مثابه آينه يي که باراک اوباما را بازمي تاباند در نظر بگيريد.» بدون شک اين کتاب در انتخابات تاثير فراواني گذاشته است. جالب است که او در جايي از کتاب مي نويسد، مادرش با مشاهده هوش و پيشرفت باراک در دوران بچگي به او گفته بوده تو روزي رئيس جمهور مي شوي.

-اقبال مخاطبان امريکايي نسبت به اين کتاب چطور بوده است؟

اين کتاب در زمان قبل از رياست جمهوري او پرفروش ترين کتاب امريکا بود. کتاب ديگري هم قبل از آن داشت که در زماني که سناتور ايالتي بود، نوشته بود.

-اعمال و شعارهاي امروز اوباما را تا چه اندازه منطبق با آنچه در کتابش آورده است، مي دانيد؟

به نظر من کارهايي که در ابعاد داخلي و خارجي وعده داده بوده، در حال انجام است. او گفته بود از عراق مي رويم و قرار بر همين است. در مورد پاکستان و افغانستان نيز گفته بود بايد جنگ را شدت دهيم و با کساني که بيشتر مورد علاقه مردم هستند، کنار بياييم. به اعتقاد اوباما، براي اينکه طالبان و القاعده کنار رانده شوند بايد در کنار مجاهدين قرار گرفت چرا که آنها به نحوي رفتار مي کنند که باعث مي شود مردم خود به خود با القاعده همراه نشوند. او مي گويد رئيس جمهور افغانستان را خود مردم بايد انتخاب کنند و اگر وضع کار و دستمزدها و زمينه براي زندگي مساعد آنها فراهم شود، تمايل به گرايش هاي طالباني نيز کاسته مي شود.

-آيا اقبال مخاطبان نسبت به اين کتاب و همچنين توجه جامعه امريکا به آقاي اوباما، به اين دليل نبود که او بيشتر از هر چيز به انتقاد از شرايط حاضر دست زد و شعار تغيير را در پيش گرفت؟

در اينکه اين کتاب دستمايه هايي در اختيار منتقدان امريکا قرار مي دهد تا از مسائلي که اطلاع ندارند آگاه شوند، شکي نيست. او در بعد تغييرخواهي به نقد وضعيت حاکم در دوران بوش مي پردازد و بدي ها و نقايص را برجسته مي کند اما او بر اين نکته هم تاکيد مي کند که بايد محافظ نهادهاي دموکراتيکي باشيم که پدران مان بنياد گذاشتند. به باور اوباما، بوش ناشيانه جنگ هايي را به راه انداخت که باعث اعتراض و رويگرداني مردم شد. بوش همين طور اقتصاد امريکا را به ورطه ورشکستگي انداخت. بايد بدانيم اقتصاد امريکا آنقدر بزرگ است که اگر عطسه کند، تمام کشورهاي دنيا سرما مي خورند. چنانچه ديديم بحران مالي اين کشور، چين را در آن سوي جهان به دليل کاهش صادراتش به امريکا با چه ضرر و زياني همراه کرد. اما اوباما به همين ها بسنده نکرده و راهکار ارائه داده است. امروز بعد از گذشت چند ماه از ورود او به کاخ سفيد مي بينيم کم کم سياست هاي اقتصادي او موجب کاهش افت مالي شده و شکوفايي اقتصادي در حال آغازي دوباره است. اگرچه راه درازي در پيش است اما همين چند روز پيش خواندم در وال استريت طي يکي دو هفته اخير، سود و زيان ها برابر شده و شکست کاهش پيدا کرده است.تهيه كننده: جواد ماه زمان
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۴:۰۲ - ۱۳۸۸/۰۸/۰۴
0
0
متشکر بسیار عالی بود
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: