کد خبر:۱۹۶۲
تاریخ انتشار: ۰۴ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۸:۲۸
تعداد بازدید: 13471
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
رهاترين سرزمين
گفت وگو با اولين زن ايراني گردشگر قطب جنوب
از ايران تاکنون شش نفر در سفرهاي تحقيقاتي به قطب جنوب سفر کرده اند. اما در بهمن ماه 87 براي اولين بار نه يک محقق بلکه يک گردشگر ايراني به قطب جنوب سفر کرد.
هزاران کوه يخي. هر کدام به شکلي متفاوت. رنگ ها ترکيبي از ده ها رنگ سفيد و آبي. گويي زمان در اينجا متوقف شده. هيچ صدايي نيست. سکوت تنها صدايي است که بايد باورش کني. بايد از نزديک ببينيد. از نزديک حس کنيد. طبيعت و رنگ ها را. اينجا با همه جاي دنيا فرق دارد. شايد عکس ها و فيلم هاي مستندي ديده باشيد؛ اما باز هم نمي توانيد با زماني که خودتان مي بينيد، مقايسه کنيد. آن هم بدون هيچ واسطه يي. در سرزميني که تنها نقطه يي در جهان است که هيچ دولتي ندارد. سرزميني متعلق به همه مردم جهان با پرچمي به رنگ و شکل کوههاي يخي. جايي که فرقي نمي کند متعلق به کدام کشور، سرزمين، قاره و ديار باشيد. همه در کنار هم مي توانيد زندگي کوتاه جديدي را تجربه کنيد. کوتاه؛ اما تاثيرگذار. مردم شهر اوشوايا معتقدند فقط يک بار سفر به اين سرزمين، روح آدمي را وارد دنياي جديدي مي کند؛ دنياي متفاوت از آنچه تاکنون داشته اند. اينجا قطب جنوب است. از ايران تاکنون شش نفر در سفرهاي تحقيقاتي به قطب جنوب سفر کرده اند. اما در بهمن ماه سال گذشته براي اولين بار نه يک محقق بلکه يک گردشگر ايراني به قطب جنوب سفر کرد. برعکس ديگر افراد ايراني که به قطب جنوب رفتند و همگي جوان بودند، اين بار يک زن 50 ساله ايراني همه خطرات احتمالي را پذيرفت تا اولين گردشگر ايراني باشد. طاهره جوهرچي از 15 تا 24 بهمن ماه امسال با يک تور امريکايي از ايران به قطب جنوب سفر کرد تا به گفته خودش متفاوت ترين سفرش را با صرف هزينه يي که گاه برابر با سفر برخي ايرانيان به اروپا است، تجربه کند.

---
 
- چرا قطب جنوب؟

من خيلي اهل سفر هستم. يک بار که در اينترنت دنبال اطلاعاتي درباره سفر به برزيل بودم، به صورت خيلي اتفاقي با تور قطب جنوب آشنا شدم. تا قبل از آن حتي نمي دانستم چنين توري وجود دارد. وقتي به همسر و دوستانم گفتم، همه استقبال کردند و قرار شد 9 نفره به قطب سفر کنيم. اما در نهايت هر کدام از آنها به دلايلي منصرف شدند و فقط من باقي ماندم.

- پس تنها به اين سفر رفتيد؟

بله. سفر سختي بود. خب براي همسفرهايم خيلي جالب بود که يک خانم ايراني تنها به اين سفر آمده. هم اتاقي من يک دختر کانادايي 30 ساله بود و چون خانواده اش ترسيده بودند اين سفر را به تنهايي بيايد در نتيجه پدر و مادرش هم در اين سفر همراهش آمده بودند.

- برنامه سفرتان از ايران چطور بود؟

براي سفر به قطب جنوب سه منطقه در دنيا وجود دارد؛ يکي در شيلي، يکي در جزاير فاکلند و ديگري که معروف تر از همه است، اوشوايا، جنوبي ترين شهر آرژانتين. سفرم از ايران از 11 بهمن به مقصد فرانکفورت شروع شد. از آنجا به بوئنوس آيرس رفتم و بعد از يک فرودگاه محلي به سمت اوشوايا پرواز کرديم. پانزدهم بهمن تور ما حرکتش را به سمت قطب جنوب با کشتي آغاز کرد. در مدت دو روزي که در راه بوديم به ما آموزش هاي لازم داده شد تا در غروب روز دوم کوه هاي يخي را توانستيم از دور ببينيم. 9 روز سفرمان طول کشيد و در نهايت 26 بهمن در ايران بودم.

- مسافران اين تور از چه کشورهايي بودند؟

ما 117 نفر بوديم. حدود 45 درصد از امريکا، 26 درصد ژاپني، 17 درصد اروپايي و 12 درصد هم از آسيا.

- از چه رنج سني؟

بيشتر بين 30 تا 40 سال بودند و همه به شدت علاقه مند به محيط زيست و طبيعت.

- هزينه تور چقدر شد؟

هزينه اين تور حدود 8 هزار دلار. که با هزينه کل سفر به 11 ميليون تومان مي رسيد.

- مسير سفر چطور بود؟

اين تورها معمولاً در مسيرهاي شناخته شده يي حرکت مي کنند که از قبل برنامه ريزي شده است. قبل از اينکه ما وارد منطقه شويم راهنماي ما منطقه را بازرسي مي کرد و بعد اجازه ورود ما را به منطقه مي داد. ما دو مرتبه در روز از کشتي سوار قايق هاي 10 نفره يي به نام زودياک مي شديم و براي گشت به منطقه مي رفتيم. معمولاً به دو دسته و گروه هاي کوچک تقسيم مي شديم. هر بار دو مقصد داشتيم که بعد جاي دو گروه با هم عوض مي شد. يک مرتبه حدود ساعت 8 صبح تا 12 و يک مرتبه ديگر هم حدود 2 تا 6 براي گشت مي رفتيم. روزانه حدود 8 ساعت گشت و پياده روي داشتيم. يک سيستم حضور و غياب هم بود که کسي از گروه جا نماند چون الزاماً راهنمايي وجود نداشت. حتي يک بار هم اين اتفاق براي من افتاد.

- يعني گم شديد؟

چون کوهنوردم هر جايي که پياده مي شديم به سمت کوه ها يا تپه هاي يخي حرکت مي کردم و از آنها بالا مي رفتم. نمي توانيد تصور کنيد چه منظره هاي بکر و زيبايي را از ارتفاع مي توانستم ببينم. براي همين هر جايي که امکانش بود از تپه ها بالا مي رفتم. که در يکي از اين دفعات به ما گفتند يک بناي يادبودي وجود دارد که به نوعي تنها بناي دست ساخت بشر است. تعدادي سنگ روي هم قرار دارند. يک جور سمبل است. در برنامه کوهنوردي در قله ها يک چنين چيزي درست مي کنند که بدانند قله است. براي همين تصميم گرفتم به آن سمت حرکت کنم. از دور چهار نفري را مي ديدم که به آن سمت حرکت مي کنند. هر چي داد زدم کسي توجه نکرد. آنها بالا رفتند و از سمت ديگري سرازير شدند. فکر کردم شايد اين مسير بهتري است. بعد از حدود يک ساعت توانستم به آنها برسم. تازه متوجه شدم آنها از گروه من نيستند. به من گفتند نگران نباشم چون هم گروهي هاي من را ديده بودند. من برگشتم ولي گروه من به منطقه ديگري رفته بود و گروه دوم آمده بودند.

- ترسيديد؟

خب، حسابي ترسيده بودم. اگر آنجا بمونيد يا گم شويد امکان ندارد کسي بيايد سراغ تان. با خودم آن زمان تجزيه و تحليل مي کردم که اگر اينجا تنها بمونم چه اتفاقي مي افتد.

- و نتيجه تحليل ها چه شد؟

با خودم گفتم اين هم يک طرز مردن است چون با آن سرماي هوا حتماً تا شب يخ مي زدم.

- اين گونه سفرهاي توريستي مغايرتي با پيمان نامه هاي جنوبگان ندارد؟

فکر نمي کنم. ما در روز حدود 2 تا 3 ساعت سخنراني داشتيم. در کشتي دو گروه بودند؛ يکي خدمه و ديگري برنامه ريزان سفر که 9 نفر بودند. مثلاً يکي از آنها تاريخ شناس بود و درباره تاريخ قطب مي گفت. يکي پرنده شناس. يکي ديگر درباره جغرافيا و زمين شناسي قطب اطلاعات مي داد. درست است که اين تور يک تور گشت بود ولي ماهيت اين تور کاملاً با تورهاي تفريحي متفاوت بود.

- چه تفاوتي؟

مثلاً دوستانم از من پرسيدند شماها آنجا تفريح هم کرديد. که من گفتم حتي يک بار. خب در ايران به دليل مجموعه محدوديت ها و محروميت ها يک تور ساده شمال که مي رويد همه مي خواهند تفريح کنند. ولي در اين تور همه علاقه مند به محيط زيست بودند. مثلاً در داخل اتاق مان بروشوري بود که از ما مي خواست اگر لباس هاي مان واقعاً کثيف نشده آنها را نشوريم تا مواد شوينده کمتري مصرف شود. در تمام مدت به هر طريقي به ما آموزش داده مي شد. روز اولي که مي خواستيم وارد قطب شويم يکي از برنامه ريزان براي همه يک نمايش اجرا کرد که بطري آب يا دستمالش را مي انداخت زمين. آنجا بود که به ما گفتند در قطب هيچ چيزي از خودتان نبايد به جا بگذاريد. حتي کفش هايتان نبايد آلوده باشد. به همين دليل ما موقع ورود به قطب کفش هايمان را حتماً مي شستيم.

- چه حيواناتي ديديد؟

پنگوئن، شير دريايي، وال و انواع پرنده هاي قطبي. در بعضي از اين گشت ها با سيل عظيمي از پنگوئن ها روبه رو بوديم. روز اول به ما توصيه کردند به پنگوئن ها و شير هاي دريايي نزديک نشويم. ولي يک بار به قدري تعداد اين حيوانات زياد بود که اگر چند دقيقه بي حرکت مي نشستي پنگوئن ها به سمتت مي آمدند و به حاضران نوک مي زدند.

- ويژگي هاي اين سفر برايتان چه چيزي بود؟

اين سفر براي من دو تا ويژگي اصلي داشت؛ يکي طبيعت بکر و سکوتش بود. به خيلي از کشورها سفر کردم. مثلاً حدود پنج سال پيش به کليمانجارو صعود داشتم. ولي طبيعت اينجا با هر جاي ديگري که من تا حالا رفته بودم، متفاوت بود. و ديگري تجربه اجتماعي اين سفر و ايجاد يک رابطه تنگاتنگ در 9 روز با افرادي از کشورهاي مختلف دنيا.

- منظورتان از رابطه تنگاتنگ به طور مشخص چه چيزي است؟

همه ما در تمام اين مدت در يک سالن با همديگر غذا خورديم. من هر بار سعي مي کردم سر ميز آدم هاي متفاوتي بنشينم و با آنها در مورد ايران و مسائلي از اين قبيل صحبت کنم.

- دوست داشتيد بيشتر مي توانستيد آنجا بمانيد؟

نه. من به شدت اجتماعي هستم و براي مدت طولاني نمي توانم از ايران بروم. در اين مدت دلم بيشتر از همه براي اين تنگ شده بود که بتوانم فارسي حرف بزنم. کساني هم که آنجا در مراکز تحقيقاتي بودند فقط بين يک سال تا 14 ماه آنجا اقامت داشتند و بعد بايد با تيم جديد تعويض مي شدند.

- آرژانتيني ها معتقدند سفر به قطب جنوب باعث يک تغيير و تحول خاص در آدم مي شود. شما اين تجربه را داشتيد؟

من اصولاً اهل طبيعت و ورزش هستم و نمي توانم بگويم اين سفر من را دگرگون کرد ولي سفر متفاوتي بود.قطب يک روح خاصي دارد که با همه جاي دنيا متفاوتش مي کند.

- براي ايراني ها 11 ميليون تومان پول کمي نيست. اين سفر ارزش اين هزينه را دارد؟

صددرصد. اين يک سفر متفاوته. هم اتاقي من مي گفت تمام پس اندازم را براي اين سفر هزينه کرده ام. ببينيد علايق مردم با هم متفاوت است. يکي از جواهرات خوشش مي آيد و يکي ديگر از ملک و املاک. البته اين سفر هم با سفرهاي تفريحي کاملاً متفاوت است و علاقه مندان خاص خودش را دارد.

- فکر نمي کنيد هزينه اين سفر را اگر صرف کارهاي خير مي کرديد، بهتر بود؟

نمي دانم. ببينيد من دو دغدغه دارم؛ يکي سفر در طبيعت و ديگري اينکه در حد خودم و پيرامون خودم کمک کنم به خصوص به نزديک هايي که مي شناسم. من الان از بنياد کودک پنج کودک دارم. کمک کردن مرزي ندارد. اين مرز کجاست؟ آيا همه داراي ات را بايد بدهي.

- هرگز تصور مي کرديد اولين زن توريست ايراني باشيد که به قطب جنوب مي رويد؟

نه، هيچ وقت فکر نمي کردم به اينجا برسم. جايگاه زن ها در جامعه به نوعي به خودشان وابسته است. در يک قضيه، دو طرف وجود دارد؛ يکي که ظالم است و ديگري کسي که ظلم را مي پذيرد. شايد جامعه مردسالار همچنان بخواهد زنان در همان جايي که هستند، باشند ولي خود زنان با تلاش بيشتر مي توانند آن را تغيير دهند. به نظر من زنان نبايد بپذيرند جايگاه شان توسط مردها تعيين شود. در اين ميان مساله کار و استقلال مالي براي زنان مهم است. به عنوان يک زن بايد اين خطرات را پذيرفت و شروع کرد. من در خانواده متوسطي بزرگ شدم. تفکر پدر من اين بود که تا کلاس ششم درس بخوان و بعد ازدواج کن. اما من از همان کودکي با کمک مادرم همراه با برادرم هر هفته به کوه مي رفتيم. به درس خواندنم ادامه دادم و در دانشگاه تهران رشته جامعه شناسي قبول شدم که البته همه مخفيانه بود. در فوق ليسانس هم حسابداري. به نظرم با تلاش مي توانيم شرايط را تغيير دهيم.مونا قاسميان:خبرنگار گروه اجتماعي حوزه محيط زيست و ميراث فرهنگي-اعتماد
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۳
انتشار یافته: ۲۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۵۳ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۵
73
4
معلوم نيست اين خانم بشدت اجتماعي!؟غير از حرام كردن 11ميليون تومان در مدت 9 روز چه هنر ديگري دارد؟آيا حقيقتا شركت در يك تور مسافرتي چه فضيلتيست كه به ايشان اينچنين فرصت خودنمايي ميدهد .راستي ايشان كدام شرايط را تغيير داده اند؟خانم مونا قاسميان واقعا در مورد محيط زيست و ميراث فرهنگي سوژه كم دارند يا شرايط طاقت فرساي زندگي ميليونها زن و مرد ايراني اهميت لاف زني اين خانم از خودراضي را ندارد...........فاعتبرو يا اولي الابصار....
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۱۳ - ۱۳۸۸/۰۳/۰۴
3
43
سلام و درود به خانمی که با پشتکار و همتتان نام ایرانی را در جایگاه اصلی خود ثبت نمودید. متاسفانه برخی افراد آنقدر کوته نظر و حقیر هستند که نه طاقت پیشرفت ایرانی را دارند و نه سربلندی ایران برایشان اهمیت دارد ،این افراد ظاهرا ایرانی هستند!!!. خوشا بحالتان که ارزش ها را می شناسید، همه زندگی ما خوردن و خوابیدن نیست در کشوری که زعمای آن اصلا به این مسائل اهمیتی نمی دهند و همه زندگی را سیاسی میدانند خوشا به عزم و همت امثال شما.
به امید اینکه تمام ایرانیها و خصوصا جوانهای ما گام در اینگونه راهها گذارند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۴۳ - ۱۳۸۸/۰۸/۱۹
2
31
سلام به يكي از زنان پر افتخار سرزمين آريا .باعث افتخار من وهمه هم انديشان من است كه چنين سعادتي نصيب يكي از زنان آريايي شده كه به سرزميني برود كه انسانها وجود خداوند و خلقت بي حد و مرزش را بيش از جاهاي ديگر احساس مي كند .اميدوارم روزي بتوانم به اين سفر بروم .
یه رهگذر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۰۰ - ۱۳۸۹/۰۵/۲۷
1
26
با سلام به این دختر ایرانی که اراده خودش را به عنوان یه زن ایرانی به همه ثابت کرده و با این کار نشان داده است که زنان نباید خود را دست کم بگیرندو به علایق خود جامه عمل بپوشانند
و نکته دیگر اینکه انسان با پا گذاشتن به این اماکن و طبیعت خدا را بهتر و بیشتر حس می کند و زیبایی و بکر بودن ان چنان ارامشی می دهد که با هیچ چیز قابل تعویض نمی باشد . و از اینجاست که به قدرت لایتناهی او پی می بری و جز او به کسی دل نمی بندی .
ما مسلمانان هم می توانیم پول خرج کنیم و به این مکانها برویمو هم می توانیم به افراد بی بضاعت کمک کنیم .
اسلا م دین اعتدال است نه افراط و تفریط.
ا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۱۳ - ۱۳۸۹/۰۸/۱۱
0
32
چرا حسودی می کنی مگر پول توست
صادق زعیم
|
United States
|
۲۰:۱۱ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۸
0
18
سلام سلام سلام و صد سلام به کسی که اینقدر بهش حسادت میکنم . . . ! آفرین برشما . من بسیار به سفر علاقمندم و از خواندن این مطالب بسیار شاد شدم. منم عاشق دیدن سرزمینهای دوری مثل قطب جنوب هستم . 11 میلون که هیچ 110 میلیون هم ارزش دارد!
. تبریک میگم . دوست دارم حتما با شما آشنا بشم. منتظرتان هستم....
جواد خدادادی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۱۳ - ۱۳۸۹/۰۹/۱۸
0
13
با سلام خدمت این شیر زن متفاوت که مایه مباهات ایران و ایرنی ست اول میخواستم یه تبریک جانانه بکم به ایشان و دوم اینکه اگه امکان داشته باشهبامن تماس بگیرن چون من بیصبرانه منتظر هستم که به یکی از قطب ها سفر کنم و به عنوان اولین ایرانی بنیانگزار اکو توریسم قطب گردی در ایران باشم که در این راه احتیاج به خیلی چیزها دارم که شاید از طریق شما امکان پذیر باشه ممنون میشم اگه با من تماس بگیرید
حمید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۵۸ - ۱۳۸۹/۰۹/۱۹
0
19
تا کور شود هر انکه نتواد دید...... سلام بر این دختر ایران زمین ... خوش باشی وسر حال ..... منم دارم برای رفتن به این سفر خاص برنامه ریزی میکنم



hamidel
|
United States
|
۱۶:۲۲ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۰
1
14
salam / khoob kardin raftin / afarin / asan che mani dare adam poolo bede be zamin o melko javaher ?!!!!!/adam bayad az zendegish lezzat bebare !!! 11 milion ke sahle 11111111111 milion ham bayad dad
محسن صابري زاده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۱۸ - ۱۳۹۰/۰۱/۲۴
1
10
با سلام
من فرهنگي هستم و همراه با همكاران ارجمندم از سايت شما وخبر مسرت بخش ديدار اولين بانوي ايراني از قطب جنوب با خبر شديم. خودم ه خيلي به گردشگري علاقه دارم و اميدوارم چنين سفري براي تمامي علاقمندان مهيا شود.
بهاری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۳۳ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۳
1
5
باسلام
ایشان اولین زن ایرانی مسافر قطب جنوب نیستند
خانم آیرین شیوایی، در سال86 اولین مسافر زن ایرانی قطب جنوب بودند
صدیقه
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۳۷ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۷
0
7
من یک زن54 ساله هستم وآرزوی سفر به قطب جنوب را دارم ودلم می خواهد با توجه به سن وسالم زودتر این سفر را بروم می خواهم بدانم این دوست عزیز چطور به این تور وصل شد وویزا را چطور گرفت ممنون می شوم اگر هر کسی بتواند اطلاعاتی در این مورد به من بدهد
unknown
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۳۵ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۸
11
8
مگه این خانم چه شاهکاری کرده که همه جا جار میزنن رفته قطب جنوب به اینا که نمیگن پیشرفت خب پول داشته رفته مبارکش به ما چه & چقدر ندید بدید!!!
dihana
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۵ - ۱۳۹۰/۱۱/۲۵
2
5
به نظر من هرکس با توجه به وضع مالی خودش می تونه به سفر بره حتما که نباید به قطب جنوب و کشور های آنچنانی بروید ( کل دوستان را عرض می کنم ) خیلی ها از جاذبه های داخل ایران هنوز خبر ندارن چه برسه به اینکه سفر کنن . به هر حال دوست عزیز خوش بحالت که این امکانات برات محیاست و می تونی به این سفرها بری.
من الله توفیق.
سعیده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۳۵ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۱
0
5
افتخار میکنم به خانم جوهرچی من علاقه بسیار دارم به سفر ولی امکان سفرهای کوچک هم برایم نیست با ارزوی موفقیت برای علاقه مندان
محمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۳۹ - ۱۳۹۱/۰۴/۲۵
0
5
خیلی عالی که اینقدر با پشتکار خوب خود توانستید یک همچین افتخاری را برای کشور ما به ارمغان بیاورید و افرین به ....؟
مهدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۰۹ - ۱۳۹۱/۰۵/۰۲
1
8
من به شخصه به این بانوی ایرانی افتخار میکنم {تا کور شود هرآنکه نتواند دید}
رضا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۳۴ - ۱۳۹۲/۰۱/۱۸
0
2
ماشاالله... آفرین من چندین ساله که ارزوی رفتن به قطب جنوب را دارم ولی راهش را بلد نیستم والان هم برای خرداد 1392 دارم برنامه ریزی میکنم برم قطب شمال ممنون میشم اگر این خانم محترم وشیرزن اگر افتخار بدن باهزینه من وکلا مهمون یک بار دیکه این بار منو به قطب ببرن.اگه تلفن تماسی هست لطفا راهنمایی بفرماین.
نیلوفر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۲۰ - ۱۳۹۲/۰۱/۲۴
0
3
یکی از رویاهای کودکیم سفر به قطب جنوب بوده.
اگه عمرم یاری بده صد در صد میرم.
اینو مطمئنم...

شادوسلامت و پیروز باشید..و آرااااااااام.....
حسین
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۳۴ - ۱۳۹۲/۰۲/۱۴
0
6
من هم یک روزی خواهم رفت اگر عمری باقی بماند شده تمام دارایی هامو بزارم
حجت
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۴۶ - ۱۳۹۵/۰۷/۰۴
0
0
زماني كه اين بانوي محترم به قطب تشريف برده فكر كنم دلار نزديكاي 1000 تومان بود و هزينش 11 مليون شده حالا كه دلار سه و نيم برابر شده حدود 40 مليون تموم ميشه!
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: