کد خبر:۱۹۰۳
تاریخ انتشار: ۲۳ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۳
تعداد بازدید: 8570
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
ترجمه‌هاي عجيب؛ نتيجه تاکید سنتی بر استعداد
يكي از روش‌هاي موثر در معرفي ادبيات و فرهنگ ايراني و جهاني كردن آن، ترجمه‌هاي مناسب از آثار نويسندگان و شاعرانمان است. اكنون مركزي در لندن نيز در حال كار روی اين موضوع و تهيه دايره‌المعارف نويسندگان ايراني است.
علی رحیمی استادیار گروه زبان دانشگاه کاشان و مترجم حوزه زبانشناسي می‌گوید: تاكيد بيش از حد بر استعداد در كشور ما نتيجه‌اي جز ترجمه‌هاي جذاب و در عين حال متفاوت از متن اصلی و كاملا بی‌ارتباط با پيام نويسنده نداشته. اين امر در کشور ما باعث قرباني شدن افكار نويسنده اثر شده است.

به گزارش ايبنا، علی رحيمی، استاديار گروه زبان دانشگاه كاشان است. او همچنین در دانشگاه تربيت معلم تهران و دانشگاه شيراز در مقطع كارشناسی ارشد در حال تدريس است و راهنمایی پايان‌نامه‌های دکتری در دانشگاه علامه طباطبایی را نیز به عهده دارد. رحیمی به عنوان استاد مدعو در دانشگاه لن كستر (LANKASTER) انگليس انتخاب شده است. وی منتقد و از نویسندگان برخی مجلات دانشگاه سوسکس و نيو مکزيکو نيز هست.

رحيمی، كارشناسي و كارشناسی ارشد خود را در رشته آمورش زبان از دانشگاه اصفهان دريافت كرده است و دكتراي خود را در همين رشته در دانشگاه شيراز به پايان رسانده است.

او تاليف و ترجمه كتاب‌ها و مقالات بسياري در حوزه زبان و زبانشناسي را در كارنامه خود دارد. نگارش كتاب‌هاي «زبان و انديشه»، «‌چرا از خواندن لدت نمي‌بريم؟»، «هنر ارتباط»، «تحليل گفتمان انتقادي»، «راهنمايي براي تدريس مهارت‌هاي انگليسي» به زبان انگليسي و «جهاني‌سازي» به زبان فارسي و نيز ترجمه كتاب‌هاي «زبانشناسي اجتماعي»،‌ «ترجمه بر اساس معنا»، «كاربردشناسي» و «مقدمه‌اي در زبان» برخي از آثار او به شمار مي‌روند. كتاب «زبان و انديشه» (Language and Thought ) در سال ۲۰۰۶ از سوي انتشارات Leuleu Publications در آمريكاي شمالي به چاپ رسيده است.

با او در مورد ارتباط زبانشناسي و ترجمه به گفت‌وگو نشسته‌ايم:

برخي اعتقاد دارند كه ترجمه هنر است و برخي آن را فن مي‌دانند. نظر شما چيست؟ به عقيده شما كه مدت‌هاست به كار ترجمه و آموزش آن پرداخته‌ايد، مترجمان بايد به هر دو زبان مبدا و مقصد، تسلط كامل داشته و با تئوري‌هاي زبان‌شناختي و اصول و روش ترجمه نيز به حد کافی آشنا باشند. آيا ترجمه آموختني است؟

ترجمه نمي‌تواند صرفا هنری غيرقابل آموختني تلقي شود و در نظر گرفتن ترجمه به عنوان هنر صِرف، باعث ايجاد ترجمه‌هايي شده كه با متن اصلي متفاوت است و صرفا، زيبا و جذاب است. مترجمان بايد به هر دو زبان مبدا و مقصد، تسلط كامل داشته و با تئوري‌هاي زبان‌شناختي و اصول و روش ترجمه نيز به حد کافی آشنا باشند. فن ترجمه، اكتسابی، و دست‌یابی به آن مستلزم تمهيدات خاصي است.

در داستان‌نويسي اعتقاد بر اين است كه تمرين بيشتر از استعداد نقش دارد. آيا ترجمه هم همينطور است؟

اين سوال در مورد هر موضوع و مفهومي مي‌تواند پرسيده شود. جواب دادن به اين سوال بسيار مشكل است. روانشناسان سال‌ها با اين موصوع (سرشت در مقابل پرورش) مواجه بوده‌اند. ولي هنوز جواب قطعي و نهايي به اين مساله داده نشده است. رفتارگراها به پرورش يا اكتساب و اصالت محيط اعتقاد دارند؛ در صورتي‌كه شناخت‌گراها به سرشت و اهميت فرد و استعداد او معتقدند. چامسكي هم با ارائه نظريه LAD (دستگاه يادگيري زبان )با نظرات شناخت‌گراها موافق است. درباره ترجمه نيز تركيبي ار استعداد و اكتساب مي‌تواند بهترين نتيجه را داشته باشد. اما در نظر داشته باشيم كه تاكيد بيش از حد بر استعداد در كشور ما نتيجه‌اي جز ترجمه‌هاي جذاب و در عين حال متفاوت از متن اصلی و كاملا بی‌ارتباط با پيام نويسنده نداشته و اين كار باعث قرباني شدن افكار نويسنده اثر مي‌شود. كتاب «روانشناسي زبان» نوشته «جان فيلد» كه با همكاري خانم زهره اعتماد، ترجمه كرده‌ام و هم‌اكنون رير چاپ است،‌ در بخش مهمی به همين موضوع می‌پردازد.

ترجمه متون ادبي كلاسيك مشكل‌ترست يا متون محاوره‌ای؟

ترجمه هرگونه متنی كه مسائل فرهنگی يك كشور را ارائه دهد و زبان آن زبان ساده يا فني نباشد، امري دشوار است. مسئله پراگمتيكس (منظورشناسی يا كاريردشناسی) در اين يكي از روش‌هاي موثر در معرفي ادبيات و فرهنگ ايراني و جهاني كردن آن، ترجمه‌هاي مناسب از آثار نويسندگان و شاعرانمان است. نوع متون اهميت پيدا مي‌كند كه باعث سردرگمي و در مواردي ترجمه‌هاي عجيب يا حتي مضحك شده است. هم ترجمه متون ادبي و هم متون محاوره‌اي، دربرگيرنده چنين موارد فرهنگي و منظور‌شناختي است. پس ترجمه هر دو متن در مقايسه با ديگر متون، ترجمه‌هاي دشواري هستند.

آيا فلسفه و ادبيات ترجمه‌پذيرند؟

بله. فلسفه و ادبيات ترجمه‌پذيرند؛ اما نقش مترجم در این میان بسیار حساس است. در مورد فلسفه، داشتن اطلاعات كافی از مكاتب فلسفي و كلمات تخصصي اين رشته كاملا ضروری است؛ همانگونه كه در ترجمه متون ادبي نيز چنين شرايط و اطلاعاتي غيرقابل چشم‌پوشي است.

آيا براي جهانی شدن فرهنگ و ادبيات‌مان و نفوذ به فرهنگ ديگر كشورها، بايد دست به دامان ترجمه باشيم؟

حتما. يكي از روش‌هاي موثر در معرفي ادبيات و فرهنگ ايراني و جهاني كردن آن، ترجمه‌هاي مناسب از آثار نويسندگان و شاعرانمان است. برخي آثار هم‌اكنون ترجمه شده‌اند. البته اكنون مركزي در لندن نيز در حال كار روی اين موضوع و تهيه دايره‌المعارف نويسندگان ايراني است.

آيا براي ترجمه كتاب‌هاي زبانشناسي لازم است كه فرد اطلاعات زبانشناختي نيز داشته باشد يا فقط صرف مترجم بودن كافيست؟

فرقي نمي‌‌كند. براي ترجمه هرگونه متن تخصصي، نياز به اطلاعات در مورد آن رشته و كلمات تخصصي آن هست. زبان‌شناسي نيز از اين قاعده مستثني نيست.

كاربرد زبانشناسي در ترجمه چيست؟

اين سوال بسيار جامع و گسترده است. از ديد معناشناختي، ‌نحو،‌ منظورشناحتي، نشانه‌شناختي و ... مي‌توان اهميت زبانشناسي را در ترجمه بررسي كرد. البته من به ترجمه بر اساس زبانشناسي صرف اعتقاد ندارم. در مواردي اطلاعات سياسي و اجتماعي مهم‌تر از اطلاعات زبانشناختي است. اما حتي در اين موارد نيز زبانشناسي سياسي يا تحليل انتقادي گفتمان، حضور و اهميت زبانشناسي و گستردگي آن را به اثبات رسانده است.گزارشگر : نسترن صادقی
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: