کد خبر:۱۲۶۵
تاریخ انتشار: ۲۱ آبان ۱۳۸۷ - ۱۷:۵۰
تعداد بازدید: 3387
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
اين روزها، روزهاي افول ادبيات ماست
اين روزها، روزهاي افول ادبيات ماست و آثار درخوري منتشر نمي شود. در اين روزها وقتي به کتابفروشي ها نگاه کنيد، آثار چنداني وجود ندارد ...
ماه هاست که ناشران و نويسندگان زيادي براي پيگيري وضعيت کتاب هايشان به اداره کتاب وزارت ارشاد مراجعه مي کنند و اغلب بدون گرفتن نتيجه مطلوب دست خالي بازمي گردند. در سالي که گذشت، بسياري از جوايز ادبي به خاطر پايين بودن تعداد کتاب هاي منتشرشده برگزار نشدند و به نظر مي رسد کند بودن روند بررسي کتاب ها در سه سال گذشته، خصوصاً در حوزه ادبيات داستاني، تعداد زيادي از نويسندگان و مترجمان را مستاصل و نااميد کرده است.
 
تصميم بر سر انتخاب رئيس اداره کتاب از سال گذشته، در نهايت به استعفاي مجيد حميدزاده کشيده شد. پس از گذشتن چند ماه از استعفاي او، سرانجام چندي پيش محمدعلي رمضاني فراني به عنوان رئيس جديد اين اداره معرفي شد و هنوز مشخص نيست با تغيير رياست، شاهد تحولي در اداره نيمه تعطيل کتاب خواهيم بود يا خير. افت کيفي و کمي آثار داستاني مي تواند يکي از پيامدهاي رويکرد سختگيرانه بررسان اداره کتاب باشد. گذشته از برخورد سختگيرانه، انتقاداتي به نحوه مديريت اين اداره نيز وارد است. ضعف در نحوه مديريت اداره کتاب، فقط نارضايتي طيف خاصي از نويسندگان را به دنبال نداشته، بلکه شامل تمام نويسنده ها و مترجمان، فارغ از حوزه هاي کاري و گرايشات شان مي شود. بررسي علت افت کيفي و کمي آثاري داستاني و تاثير مميزي بر آنها، موضوع گزارشي است که در آن با داوود غفارزادگان، راضيه تجار، رضا اميرخاني، سميرا اصلان پور و احمد دهقان گفت وگو کرديم.

ادبيات عامه پسند؛ ادبيات پرمخاطب

به نظر مي رسد هرچه نظارت بر آثار جدي ادبيات داستاني بيشتر مي شود و از تعداد کتاب هاي منتشرشده در آن کمتر و بر تعداد کتاب هاي ادبيات پرمخاطب (عامه پسند) افزوده مي شود. سميرا اصلان پور در اين باره مي گويد؛ «وضعيت ادبيات جدي مان در مقايسه با ادبيات عاميانه، در سطح بسيار پايين تري قرار دارد چرا که گرايش عموم کتابخوان ما، به آن سمت است. ادبيات عامه پسند طرفدار بيشتري دارد و کتاب هاي اين دسته مرتب چاپ مجدد مي شوند. من در چندين جشنواره کتاب ديده ام که تعداد کتاب هاي ادبيات عاميانه اصلاً قابل قياس با کتاب هاي جدي نيست. به هر حال اين کتاب ها بازار بهتري دارند. در ميان آثار قابل تامل هم، خانم ها خيلي فعال تر هستند و بيشتر مي نويسند. اما ضعف بزرگي در آثارشان ديده مي شود؛ اينکه نويسندگاني که فقط مسائل زنان را منعکس مي کنند و با نثري خاطره گونه مي نويسند انگار که همه اتفاقات مبتني بر تجربيات خودشان است و متاسفانه نتوانسته اند آثارشان را به قالب داستاني دربياورند. در مجموع اما آثار خانم ها را خواندني تر از آقايان مي بينم. آقايان دچار يک ثقيل نويسي هستند. اغلب پيچيده مي نويسند، کارهايشان اغلب حالت سخنراني دارد و شايد اگر پيچيدگي را از کارشان بگيريم، محتواي عميقي در آنها پيدا نکنيم.» داوود غفارزادگان تعداد بالاي کتاب هاي عامه پسند در بازار را، عامل حاکم شدن ابتذال بر ادبيات مي داند؛ «در دو سه سال اخير ما با نزول عجيب و غريب در ادبيات داستاني جدي روبه رو هستيم. تعداد زيادي از جشنواره ها و جوايز ادبي بسته شده اند فقط به خاطر اينکه تعداد کتاب هاي منتشرشده خوب آنقدر کم است که بانيان جوايز نمي توانند آن را برگزار کنند.

مسوولان اگر با چشم باز دقت کنند، مي بينند که جلوي ادبيات جدي را گرفته اند. در صورتي که ادبيات نازل و زرد همچنان کار خودش را مي کند و نتيجه اين شده که يک ابتذال بر ادبيات حاکم شده که تقصيرش تنها گردن وزارت ارشاد هم نيست. با اين حال معتقدم خلاقيت تعطيل بردار نيست. به هر حال نويسنده ها کارهايشان را مي کنند و مي نويسند و در نهايت ادبيات از بين نمي رود.» «اين روزها، روزهاي افول ادبيات ماست و آثار درخوري منتشر نمي شود. در اين روزها وقتي به کتابفروشي ها نگاه کنيد، آثار چنداني وجود ندارد و حال و احوال خوشي را نمي بينيد.»

احمد دهقان در ادامه اين جملات مي گويد؛ «اگر حداقل در اين 30سال به اوضاع ادبيات کشور نگاه کنيد، مي بينيد که همراه با سرخوشي ها و شادابي هاي ملي، فراز و فرود داشته و خودش را نشان داده است. من تخصصي تر ادبيات جنگ را دنبال مي کنم. در اين دوره فارغ از همه چيز، نويسندگان به ادبيات فکر مي کردند و اينکه داستان خوب را به دست مخاطب بسپارند. در کنار اين اتفاق اما ادبيات جنگ فروکش کرد و آثار در خور ديگر توليد نشد. ممکن است به لحاظ حجمي، آثار فراواني توليد شده باشد يا کساني که آمار داده اند، آمار زياد داده باشند، اما شاهد هستيم اثري که ماندگار شود، توليد نشده است.»

تاثير مميزي بر ادبيات

اگر از کند بودن روند بررسي کتاب ها بگذريم، يکي از موضوعاتي که انتقاد و نارضايتي تعداد زيادي از اهل قلم را به دنبال داشته، برخورد سليقه يي و موردي در نظارت بر رمان ها و مجموعه داستان ها است، چه در گذراندن مراحل چاپ نخست و چه در گرفتن مجوز براي چاپ هاي بعدي. نويسندگان و مترجمان مجموعه داستان ها و رمان هاي بسياري، وقت رسيدن به چاپ دوم با اصلاحيه هايي جزيي و موردي و گاه سليقه يي مواجه شده اند که حذف آنها به پيکره داستان رمان ضربه مي زند و بسيارند نويسندگاني که در نهايت تن به اين اصلاحيه ها نداده اند و از خير تجديد چاپ کتاب هايشان گذشته اند. اصلان پور درباره برخوردهاي سليقه يي معتقد است؛ «نظارت بر ادبيات بايد در حدي باشد که فقط خط قرمزهاي نظام اسلامي رعايت بشود و اگر قرار باشد اعمال سليقه شود و برخي آثار مقبول تر باشند، مشکلات بسياري به وجود مي آيد. رفت و آمد مديران نبايد به ادبيات ضربه بزند. در بررسي کتاب ها و مميزي بايد استراتژي داشته باشيم و ملاک ها به جاي فردي و سليقه يي بودن، بايد مشخص باشد. من معتقد هستم بايد فقط خط قرمزهاي نظام رعايت شود. ما محدوديت ابراز عقيده در نظام اسلامي نداريم. اگر انتشار داستاني، به چارچوب نظام خدشه وارد نمي کند، ما اجازه نداريم جلوي آن را بگيريم. آنچه امام خميني (ره) پايه گذاري کرد، اين بود که هر کس بتواند عقيده اش را بگويد حتي اگر مخالف نظر ما باشد.» اما غفارزادگان معتقد است. با اين روند، ما دچار مشکلات خواهيم شد. شما مي بينيد که گاهي يک ماهه نتيجه بررسي کتاب را مي دهند و گاهي با انتشار کل يک اثر مشکل دارند و با اين وضعيت مشکل اصلي سر جاي خودش است. هرکاري را با نتيجه اش مي سنجند. در بخش ادبيات داستاني چه به جهت کيفي و چه کمي، نتيجه مشخص است و نيازي به توضيح نيست. کساني که به اداره کتاب آمده اند،، آدم هايي نيستند که سابقه فرهنگي داشته باشند. اين تلاش ها براي متوقف کردن ادبيات بيهوده و حساب نشده است. تقابل ها ريشه اش در گذشته و قبل از انقلاب است و با اين تقابل ها به هيچ جا نمي رسيم. به جاي آن بايد تعامل داشته باشيم. اين رو در رو ايستادن ما را به هيچ جا نمي رساند. بايد بدانيم که ننوشتن نويسنده ها ضربه به فرهنگ مي زند. از اين جريان که پيش آمده چه کسي نفع مي برد؟ هيچ کس.»
 
احمد دهقان يکي از علت هاي افت کيفي و کمي آثار داستاني را مميزي مي داند و مي گويد؛ «براي اين افت علت هاي متفاوتي را مي توان متصور شد. يکي از موضوعات مميزي است. من مميزي را چندان دخيل در توليد اثر نمي بينم. همه مان يادمان است که يک دهه پيش در اين باره بحث هاي زيادي مي شد و همه از سختگيري ها مي گفتيم. الان اما اصلاً اثري توليد نمي شود، نه اينکه چاپ نشود. به جاي پرداختن به بحث مميزي بايد به اين توجه کرد که چرا اثر توليد نمي شود و به دست مخاطب نمي رسد. ممکن است آثار پشت صف بمانند اما مي دانيم که آثار درخوري هم توليد نمي شود. ما نويسندگان با هم ارتباط داريم و مي دانيم که در کشوي ميز خيلي از نويسنده ها هم آثار خوبي وجود ندارد. بايد فکر کنيم چرا نويسنده ها دچار سرخوردگي مي شوند. اين موضوعي است که کمتر ديده شده. اين روزها همه به دنبال دليل دومي هستند که براي من چندان اهميتي ندارد.» رضا اميرخاني اما در اين بين، به مشکلات مديريتي اشاره مي کند و معتقد است مشکلات مميزي با تغيير رئيس اداره کتاب حل نمي شوند. نويسنده «بيوتن» مي گويد با مميزي موافق است، اما نه با برخورد سليقه يي و باندبازي؛ مشکل مميزي در ادبيات داستاني وجود دارد و بيشترين اعمال سليقه ها در اين حوزه صورت مي گيرد. من جزء موافقان مميزي هستم و فکر مي کنم مميزي بايد باشد، اما سليقه يي و باندبازي نباشد چون اين باندبازي ها و سليقه يي عمل کردن ها بزرگ ترين مشکل مميزي کتاب است.»

راضيه تجار نيز، به بستر فرهنگي جامعه ايران و خط قرمزهاي جمهوري اسلامي اشاره مي کند؛ «فرهنگ ايراني در حقيقت برخي مسائل غيراخلاقي را برنمي تابد. اين مساله در ديگر رسانه ها هم سال هاست که رواج دارد. عده يي گمان مي کنند خط قرمز فقط برخي مسائل سياسي است و غير از اين اگر ساختار کار ضعف داشته باشد، شايد آنقدر به چشم شان نيايد. اما من به پايبندي ساختاري و اخلاقي معتقدم و از آن عبور نمي کنم. برخي ناشرها تنها به اين دليل که برخي نويسنده ها از خط قرمزها عبور کرده اند، بدون توجه به ساختار ضعيف آن را منتشر مي کنند. در صورتي که به همان اندازه که به محتوا بايد اهميت داد، به ساختار نيز بايد اهميت داد. ناشرها نگاه نمي کنند يک اثر، ساختار داستاني ندارد. اين گونه آثار ادبيات نيست و به اسم ادبيات منتشر مي شود و توهين به شعور خواننده است. اگر مي خواهيم مخاطب از ادبيات ناب استقبال کند، بايد در ارائه اثر دقت ويژه يي داشته باشيم. در ميان کتاب هاي منتشر شده، داستان هاي عامه پسند به وفور ديده مي شوند در حالي که به اين بخش هم بايد توجه شود و از چاپ آثار بسيار ضعيف خودداري شود. کساني که مصدر اين امور هستند بايد به ادبيات داستاني اشراف داشته باشند و روي مسائل جزيي که در ادبيات مشاهده مي شود سختگيري نداشته باشند چرا که حضور و وجود اين نوع مسائل لطمه چنداني به اثر و مخاطب وارد نمي کند. ناظران کتاب نبايد نظارت شان بر جزئيات و کلمه باشد، بلکه بايد کل را در نظر داشته باشند. به طور مثال، شخصيتي وارد ساخت داستان مي شود و در صحنه يي بنا بر ضرورت داستان، حرفي ناشايست مي زند. به رمان وارد مي شود که منفور است و به هر حال نشانه هايي از غيراخلاقي بودن در رفتارش ديده مي شود، اينجا نبايد به صورت موردي و ريز به آن نگاه شود چون نويسنده بي دليل اين ديالوگ را نياورده و در طول رمان، پختگي شخصيت مشخص مي شود. در نتيجه بايد به صورت کلي برآيند اثر را ببينند و اين کار ظرافت و دقت را مي طلبد. انتشاراتي ها نيز بررساني دارند که کتاب ها را قبل از چاپ مي خوانند و روي آنها نظر مي دهند. اين گروه کتاب ها را مي خوانند از اين نظر که اين کار آيا مي تواند مخاطب را جذب کند يا نه. از نظر فرم و محتوا قابل چاپ است يا نه. اين هم خودش يک نوع مميزي است که ضرورت اش را ناشر احساس مي کند. متاسفانه يا خوشبختانه مميزي همه جا وجود دارد.»متن بصورت خلاصه شده- تهيه كننده:مريم مهتدي-اعتماد
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: