کد خبر:۹۴۴
تاریخ انتشار: ۲۷ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۷:۳۶
تعداد بازدید: 3157
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
«روز شعر و ادب فارسي» در بی سرانجامی ها
با گذشت شش سال از آن نامگذاري، برخي از بودن چنين روزي در تقويم اظهار بي‌اطلاعي مي‌كنند.حالا هم كه رسماً با اين عنوان خوانده مي‌شود و در صفحه‌ تقويم نقش بسته، هنوز جايي براي خود پيدا نكرده ...
حالا شش سال از انتخاب روزي به نام «روز شعر و ادب فارسي» همزمان با سالروز درگذشت استاد شهريار مي‌گذرد، بي‌آن‌كه نشاني از پاسداشت شعر و ادب فارسي در اين روز ديده شود. اين روز كه بدون نظرسنجي از اهل فرهنگ به تصويب رسيد، حالا هم كه رسماً با اين عنوان خوانده مي‌شود و در صفحه‌ تقويم نقش بسته، هنوز جايي براي خود پيدا نكرده و نه تنها به پاسداشتي براي شعر و ادب تبديل نشده، بلكه بودن و ناديده گرفته شدنش بيش‌تر به مظلوميت شعر و ادب منجر مي‌شود.

برداشت اول: سال 81، علي‌اصغر شعردوست، يكي از نمايندگان مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي در گفت‌وگويي كه با يكي از رسانه‏ها داشت و در يادداشتي كه در چند روزنامه‏ صبح منتشر شد، روز درگذشت محمدحسين بهجت تبريزي (شهريار) را در 27 شهريور به‌عنوان روز ملي شعر و ادب در تقويم رسمي كشور معرفي كرد. اين انتخاب و نوع انجام آن با واكنش رسانه‌ها و مخالفت جامعه‌ ادبي كشور مواجه شد، اما گويا اين تصميمي بود كه گرفته شده بود.
 
برداشت دوم: حالا با گذشت شش سال از آن نامگذاري، برخي از بودن چنين روزي در تقويم اظهار بي‌اطلاعي مي‌كنند. معاونت فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هم كه طبيعتاً متولي چنين روزي است و سال گذشته نيز روابط‌عمومي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، اين معاونت را متولي روز شعر و ادب فارسي معرفي كرد، امسال اعلام كرد كه برنامه‌ها به خانه‌ كتاب محول شده است. خانه‌ كتاب نيز به برنامه‌ ديدار با رييس‌جمهور اشاره كرد كه به علت سفر محمود احمدي‌نژاد به آمريكا، فعلاً لغو شده است و از سوي ديگر، عنوان شد، برنامه‌ خاصي ندارند.
 
برداشت سوم: نظر تعدادي از اهالي ادب را درباره‌ اين روز و انتظارشان از آن را می‌خوانیم: سيدعلي موسوي گرمارودي -شاعر- از نامگذاري چنين روزي در تقويم ملي اظهار بي‌اطلاعي كرد. اما عليرضا طبايي در اين‌باره گفت: از اين نامگذاري اطلاع داشتم و به خاطر دارم كه عده‌اي موافق بودند و عده‌اي نيز مخالف. اما پيشنهاد ديگري دادم و آن اين‌كه به جاي روز درگذشت شهريار، بيايند روز تولد شخصيت بزرگتري مثل حافظ و يا كسي‌ را كه با ادب ما هماهنگ باشد، انتخاب كنند و همچنان به آن نظر، معتقدم كه اين روز شايسته ادبيات ما نيست.

اين شاعر افزود: براي بزرگداشت روز شعر و ادب كهن ما، كه ميراث ارزنده‌ ماست، شخصيت‌هاي بسيار ارزنده‌تر و واقعاً شايسته‌تري داريم، كه هم به لحاظ آثار و هم جايگاه‌شان در ميان بزرگان ادب جهان، چهره‌اي شاخص‌اند؛ از جمله سعدي، حافظ، مولوي و فردوسي، كه به نظرم شايستگي بسيار بيش‌تري دارند و اگر هم بخواهند از شخصيت‌هاي معاصر نامگذاري كنند، از مشروطه تا امروز، خيلي چهره‌هاي بهتر و شايسته‌تري از شهريار داشته و داريم. از بين معاصران، كساني هستند كه هم به لحاظ آثارشان و هم به لحاظ هماهنگي و درك روح زمان و سخن روز و شايستگي كارها، مي‌توانند جايگاه بهتري از شهريار داشته باشند.

طبايي در ادامه متذكر شد: متاسفانه روزهاي تلخي بر ادبيات و به‌ويژه شعر ما مي‌رود؛ يعني هيچ‌كس احساس مسووليت نمي‌كند و هيچ كانون و نهاد حقيقي يا حتا يك نهاد عمومي و ملي غم شعر را نمي‌خورد. البته شعار مي‌دهند، اما هيچ‌گاه يك گام به پيش برداشته نشده و در اين سال‌ها هم فقط برخي مواقع به مناسبت‌هايي مثل برگزاري نمايشگاه كتاب يا مطبوعات و برخي همايش‌ها، وعده‌هايي داده شده كه ما با شعر و شاعران و ادبيات، چنين و چنان مي‌كنيم، اما در عمل، هيچ‌وقت جامه‌ عمل بر آنها پوشيده نشده است و روزبه‌روز، متاسفانه وضع شعر ما بدتر مي‌شود و بايد روزهاي تلخ‌تري را انتظار بكشد. هيچ‌جايي هم مسووليتي را نمي‌پذيرد. وي همچنين گفت: از همان روز نامگذاري تا به امروز، هيچ حركتي كه شايسته‌ فرهنگ و ادب ما باشد، شكل نگرفته و دليلش هم اين است كه مرزي بين خودي و غيرخودي حایل مي‌شوند؛ در حالي‌كه هنر مرزبندي نمي‌پذيرد و ديگر نمي‌توانيم بگوييم اين آدم از خود ماست و او از خود ما نيست. براي هنر بايد با يك ديد خيلي وسيع‌تر تصميم گرفت.

احمد پوري -مترجم- هم در اين‌باره اظهار داشت: من از چنين روزي در تقويم خبر نداشتم و به‌طور كلي، به اين نامگذاري‌ها اعتقاد ندارم، فرقي نمي‌كند در اينجا باشد يا هرجاي ديگر دنيا. اگر دليل‌شان اين است كه با گذاشتن يك روز خاص، توجه بيش‌تري به شاعران و اهل ادب شود، اين روز لازم نيست؛ بهتر است در جنبه‌هاي ديگر توجه ‌شود؛ مثلاً حمايت از شاعران جوان براي انتشار آثارشان و يا اين‌كه كتاب‌هايشان كمتر منتظر مجوز بمانند؛ وگرنه فقط يك اسم گذاشتن، هيچ دردي را دوا نمي‌كند. اما محمدعلي سپانلو گفت: شهريار هم البته آدم كمي نيست، اما آ‌ن‌قدر ناگهاني تصميم مي‌گيرند كه جايي براي مشورت نمي‌ماند. احتمالاً بايد چند سال بگذرد و حداقل بايد ديد چه كار مي‌كنند. اما بهتر است موضوع به بحث‌ سياسي كشيده نشود و فقط تجليل از ادبيات باشد.
 
از سويي، اگر قرار باشد هر چيزي را عوض كنند و امروز يك مساله و روز بعد، مساله ديگري باشد و تندتند تصميم‌گيري شود، جور درنمي‌آيد. اين شاعر افزود: من 15 سال پيش در مجله‌ «گردون»، روز 14 تيرماه را كه بر اساس گفته‌ ابوريحان بيروني در ايران قديم، روز ملي نويسندگان اعلام شده است، پيشنهاد كردم و همان سال‌ها در همان روز، جايزه‌ كتاب هم داديم و اين نامگذاري اصلاً پيشنهاد خودم بوده؛ اما چون در اينجا كپي‌رايت نداريم، مشخص نمي‌شود. به هر حال، خوشحالم كه اين پيشنهاد قبول شد، اما اصلاً نمي‌دانستم چنين روزي در تقويم هست و بايد ديد امسال آن‌را چگونه برگزار مي‌كنند، تا سال آينده ما نيز در آن شركت داشته باشيم.

طاهره صفارزاده كه اين روزها دچار كسالت شده است، اظهار كرد: من خيلي به اين موضوع توجه ندارم و از اول، مخالف اين برنامه بودم. در مملكتي كه مملكت ادبيات است، مي‌آيند شهريار را سمبل ادبيات ايران مي‌كنند. درست است كه او چند شعر خوب هم دارد، اما اين بي‌انصافي است. اين شاعر و مترجم قرآن كريم متذكر شد: در ادبيات بايد اخلاق و انصاف باشد و به اين توجه شود كه چه كساني و چه شاعراني در چه عصري و چه دوره‌اي زيسته‌اند. از طرفي، حميد سبزواري در سخناني گفت: من از اين نامگذاري اطلاع داشتم. شهريار از شعراي خدمتگزار به ايران و اسلام بود و يك انسان دوست‌داشتني. او كسي بود كه مردم نسبت به آثارش بي‌تفاوت نبودند. اشعاري كه سروده، درباره‌ مسایلي است كه جامعه‌ ما نيازمندش بود و در جريان انقلاب اسلامي، از طرفداران انقلاب بود. او يك ترك‌زبان بود، اما شعر فارسي را خوب مي‌گفت و اين انتخاب، انتخاب درستي است. اين شاعر افزود: شهريار اين شايستگي را دارد كه يك روز در سال به نامش باشد، چون در تبريز در جريان انقلاب بوده است؛ در حالي‌كه خيلي‌ها در همان روزها بي‌تفاوت بودند. اين را ‌كه يك ترك‌زبان اين‌همه شعر فارسي گفته است، بايد قدر بشناسيم. پس قرعه به نام او افتاد و سزاوارش است و ما از خدا مي‌خواستيم كه اين باشد و ارزشي كه در كشورمان براي هنر و ادبيات قایل شده‌اند، اين‌گونه حفظ شود.

اما مفتون اميني -شاعر- عنوان كرد: ما آن‌زمان اعتراض كرديم. براي من، تقويم ملاك نيست. هيچ برنامه‌ خاصي هم تا به ‌حال برگزار نشده است. اين‌كه يك روز به اسم شهريار باشد، موافق‌ام؛ اما روز ملي شعر و ادب نه. به نظر من، فردوسي از همه شايسته‌تر است. همچنين علي باباچاهي در اين‌باره گفت: متبلور كردن شعر فارسي در وجود شخصيت شهريار كه شاعر خوب و دوست‌داشتني‌اي هم هست، چندان جايز و دقيق به نظر نمي‌رسد. اما از سويي، شخصاً به دليل روحيه‌ تكثرگرا يا به عبارتي روحيه‌ غيرنخبه‌گرا، تك‌محوري كردن شعر را در شخصيت شاعر نمي‌پسندم و معتقدم آواهاي ديگري در شعر فارسي هستند كه در عرصه‌ شعر قابل ارایه‌اند؛ بنابراين بهتر است روز شعر باشد، تا اين‌كه اسم كسي باشد.

اين شاعر در ادامه عنوان كرد: بر مسير امكاناتي كه براي همه‌ آدم‌هاي اهل ادبيات و شعر اين مملكت فراهم مي‌شود، طبيعي مي‌دانم كه بايد انگيزه‌هايي در افراد يا در انجمن‌هايي قوت بگيرد و تشكل‌ها و حركت‌هاي شعري بيش‌تري به وجود بيايد؛ منتها بايد دل و دماغ وجود داشته باشد. وقتي كتاب شعري مثل كتاب خودم، 12 ماه است بدون هيچ دليل خاصي منتظر مانده، دل و دماغي نمي‌ماند؛ حال آن‌كه در اين كتاب، نه دامي هست، نه تله‌اي و نه خاري؛ هرچه هست، از عرفان، عشق و روابط انساني خودمان صحبت شده، چون كار من، پرداختن به مسایل روزمره‌ سياسي كه در روزنامه‌ها مي‌آيد، نيست. وقتي اين دل و دماغ را مي‌گيرند و شعر چنين زخم‌هايي برمي‌دارد، چه انتظار و اميدي دارم كه در روز شعر شركت كنم؟منبع:تحليل روز
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: