کد خبر:۹۳
تاریخ انتشار: ۱۴ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۵:۴۷
تعداد بازدید: 15588
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
ازدواج موقت
چرا اسلام در ازدواج موقت دختر باکره اذن پدر شرط کرده است؟
من خیلی علاقه مندم از اسلام پیروی کنم اما خیلی اوقات حس می کنم یا اون طور که باید نمی تونم بعضی دلایل رو قبول کنم یا واقعا راه برای آقایان همیشه باز تر هست. مثلا در ازدواج موقت، سؤالم این است که آیا یک دختر باکره ...
سوال:

من خیلی علاقه مندم از اسلام پیروی کنم اما خیلی اوقات حس می کنم یا اون طور که باید نمی تونم بعضی دلایل رو قبول کنم یا واقعا راه برای آقایان همیشه باز تر هست. مثلا در ازدواج موقت، سؤالم این است که آیا یک دختر باکره نیاز به هیچ چیزی نداره که حتما باید به اذن پدر با کسی ازدواج موقت کنه؟ چرا یک پسر هر وقت اراده کنه می تونه به دور از گناه نیاز خودش رو بر آورده کنه اما اگر دختری بخواهد به نیاز خودش-نیازی که خداوند در وجودش قرار داده- پاسخ مثبت بده، گناه محسوب میشه و اگر این کار رو نکنه باید منتظر بمونه روزی ازدواج کنه. یا شاید روزی پدرش دیدگاهش رو عوض کنه و بهش اجازه بده با کسی که آشنا شده محرم بشه؟


پاسخ:

اسلام برای بر آورده شدن نیازهای زن و مرد، چهارچوب ازدواج (دائم و موقت) را معین کرده است اما ازدواج موقت به ازدواجی گفته می شود که بین زن و مردی که هیچ مانعی از ازدواج نداشته باشند و با رضایت طرفین، همراه مهر معین تا زمان مشخصی عقد ازدواج بسته شود. از نظر اسلام صحت ازدواج موقت دارای شرایطی است،[1] از جمله این که عقد نكاح (موقت يا دائم) با دختر باكره مشروط به اجازه پدر و در صورت فقدان پدر، جد پدري است؛ ولي اگر باكره نباشد و يا پدر و جد پدري نداشته باشد، نيازي به اجازه نيست. [2]

در این میان حضرت آیت الله العظمی نورى همدانی می فرماید: بنا بر أقوى اجازه پدر يا جدّ پدرى لازم نيست، هر چند كه بهتر آن است كه بدون نظر و اجازۀ آنها اقدام به ازدواج نكند. ولى ازدواج باكره‏اى كه به حدّ رشد و تشخيص مصلحت نرسيده است، بدون اجازه پدر يا جدّ، صحيح نيست[3].

پس همان طور كه ملاحظه مي فرمائيد برخي از مراجع رشيده بودن دختر را كافي نمي دانند، و اذن پدر را به آن ضمیمه می کنند، اما عده اي آن را كافي مي دانند.

رشيده به دختري گفته مي شودكه مصلحت خود را تشخيص مي دهد و به دور از فشار، هيجانات و تحريكات شهواني تصميم مي گيرد و به آينده ی خود و خانواده و حيثيت خانوادگي توجه دارد. اما دختري كه از بلوغ عقلي برخوردار نيست و نمي تواند راجع به آينده تصميم بگيرد و خير و صلاح خود و خانواده اش را نمي داند، هر چند سنّش زياد باشد، رشيده نخواهد بود و بدون اذن پدر يا جد پدري نمي تواند ازدواج كند.

گفتني است اكثر فقها (از جمله آنانی که اجازه پدر را شرط می دانند) در اين مسئله اتفاق نظر دارند در مواردی که پدر و جدّ پدري غايب باشند به طوري كه نشود از آنان اجازه گرفت و دختر نياز مبرم به ازدواج داشته باشد، یا همسر مناسبى براى دختر پيدا شده كه شرعاً و عرفاً هم كفو اوست و پدر و جد پدرى، بدون جهت مانع مى‏شوند و سخت گيرى مى‏كنند، لازم نيست از پدر و جد پدري اجازه بگيرد. [4][5]

اما این که چرا اسلام اجازۀ پدر را شرط دانسته است؟ استاد شهید مطهری (ره) در این باره می فرماید: فلسفۀ اين كه دوشيزگان لازم است - يا لااقل خوب است - بدون موافقت‏ پدران با مردی ازدواج نكنند ناشی از اين نيست كه دختر قاصر شناخته شده و از لحاظ رشد اجتماعی كمتر از مرد بحساب آمده است. اگر به اين جهت بود چه فرقی است ميان بيوه و دوشيزه كه بيوه شانزده ساله نيازی به موافقت‏ پدر ندارد و دوشيزه هجده ساله طبق اين قول نياز دارد. بعلاوه اگر دختر از نظر اسلام در ادارۀ كار خودش قاصر است چرا اسلام به دختر بالغ رشيد استقلال اقتصادی داده است و معاملات چند صد ميليونی او را صحيح و مستغنی‏ از موافقت پدر يا برادر يا شوهر مي داند؟ اين مطالب فلسفۀ ديگری دارد كه به گوشه‏ای‏ از روانشناسی زن و مرد مربوط است. مربوط است به حس شكارچی‏گری مرد از يك طرف و به خوش باوری زن نسبت به وفا و صداقت مرد از طرف ديگر .مرد بنده شهوت است و زن اسير محبت. آنچه مرد را مي لغزاند و از پا در می‏آورد شهوت است، و زن باعتراف روانشناسان صبر و استقامتش در مقابل شهوت از مرد بيشتر است. اما آن چيزی كه زن را از پا در می‏آورد و اسير می‏كند اينست كه نغمۀ محبت، صفا، وفا و عشق از دهان مردی بشنود .خوش باوری زن در همين جاست .زن مادامی كه دوشيزه است و هنوز صابون مردان به جامه‏اش نخورده است، زمزمه‏های محبت مردان را بسهولت باور مي كند. پروفسور ريك، روانشناس آمريكائی مي گويد : بهترين جمله‏ای كه يكمرد مي تواند به زنی بگويد، اصطلاح " عزيزم ، تو را دوست دارم " است. همو مي گويد: "خوشبختی‏ برای يك زن يعنی بدست آوردن قلب يكمرد و نگهداری او برای تمام عمر"[6]. رسول اكرم (ص)، آن روانشناس خدائی، اين حقيقت را چهارده قرن پيش به وضوح بيان كرده است. آن حضرت می‏فرمايد: "سخن مرد به زن‏ که تو را دوست دارم، هرگز از دل زن بيرون نمی‏رود"[7].

مردان شكارچی از اين احساس زن همواره استفاده مي كنند. دام "عزيزم ،از عشق تو مي ميرم" برای شكار دخترانی كه دربارۀ مردان تجربه‏ای ندارند بهترين دامها است. اينجاست كه لازم است دخترِ مرد ناآزموده، با پدرش كه از احساسات‏ مردان بهتر آگاه است و پدران جز در شرايط استثنائی برای دختران خير و سعادت مي خواهند مشورت كند و لزوما موافقت او را جلب كند. در اينجا قانون به هيچ وجه زن را تحقير نكرده است، بلكه دست حمايت خود را روی شانه او گذاشته است. اگر اختيار ازدواج بدست خود دختران باشد و موافقت پدر را شرط صحت‏ ازدواج بدانيم آنهم بشرط اين كه پدر سوء نيت يا كج سليقگی خاصی كه مانع‏ ازدواج دختر بشود نداشته باشد چه عيبی دارد و چه منافاتی با اصل آزادی انسانها دارد؟ اين يك احتياط و مراقبتی است كه قانون برای حفظ زن‏ِِ تجربه نكرده، كرده است و ناشی از نوعی سوء ظن بطبيعت مرد است.[8]

با این توضیحات استاد، یکی از حکمت های مهم این حکم روشن شد که ممکن است در اینجا علت ها و حکمت های دیگری نیز وجود داشته باشد.

در پایان به این نکته توجه می دهیم که جوانان و مخصوصا دختران جوان باید از مشکلات بزرگی که بسیاری از جوانان را گرفتار کرده است عبرت بگیرند. چه بسیار جوانانی که در بهار زندگی خود با عشقی خالص دل به هم بستند و بعد از مدتی با فرو نشستن هیجان شدیدشان با زندگی واقعی و آینده ای مبهم روبرو شدند. باید مراقب بود به دلیل خواسته های عجولانه یک عمر زندگی با صفا و صمیمیت در آغوش گرم یک خانواده مستحکم و همیشگی را از دست نداد.

[1] سوال 1290 (سایت: ۱۲۷۵).
[2] توضيح المسائل مراجع، ج 2 ص 387 مسئلهء 2376.
[3]همان.
[4] فاضل، نورى، بهجت، سيستانى، مكارم. نک: همان.
[5] سوال 1483 (سایت: ۱۵۳۰).
[6] مجله زن روز شماره 90 .
[7] الكافي، ج5 ، ص569.
[8] نظام حقوقی زن در اسلام ص 93.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۷
انتشار یافته: ۳
اهر
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۱:۳۸ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۶
1
19
نظرمن این میباشدکه کدام پدربه دخترخود اجازه نکاه موقت میدهد.ایادخترشهوت وحس ندارد.چطورمیشودگوسفندی درسال دوبار نیاز جنسی پیدامیکندامایک انسان برای بروز غریزه جنسی خودبایداذن بگیردکه جواب این اذن در جامعه ایرانی مشخص هست.
آنی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۰:۲۰ - ۱۳۹۱/۱۱/۲۳
0
17
من با نظر اهر کاملاموافقم.من دختری جوانم.ما در جامعه ای زندگی میکنیم که دخترا ازاینکه از پدر اجازه ازدواج موقت بگیرند هم شرم میکنند هم میترسند.مثلا خود من به عنوان 1دختر بالغ عمرا بتونم با پدرم در این مورد صحبت کنم با اینکه پدر بنده هم خوش اخلاقه هم متعصب نیست.آخه تو جامعه ما جا نیافتاده.درد امثال من اینه. از طرفی هم دوست ندارم گناه کنم و خدا به دیده غضب به من نگاه کنه.آخه زنا گناه کبیره ست.خداییش ارزششو نداره واسه 1 لذت موقت خدارو از خودت روگردون کنی وعذابشو بخری.تنها راهش برا دخترای امثال من اینه که منتظر ازدواج دائم بمونیم که با این شرایط اقتصادی اونم برامون غیرممکن شده.من شخصا با اینکه تحصیلات بالا دارم اصلا خواستگار ندارم.آخه پسرا با این شرایط اقتصادی جرات نمیکنن ازدواج کنن. واقعا از خدا میخوام به ما جوونا کمک کنه.البته گناه جوونا قطعا دامن مسئولین رو هم بدجور خواهد گرفت.
آرين هستم
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۶:۰۰ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۰
1
3
سلام عليكم.اين درسته كه ازدواج واقعا شده يه معضل واسه دختر پسراي دم بخت ولي بايد ببينيم تقصير كيه؟بله درسته يه مقداريش بر مي گرده به وضع اقتصادي جامعه ولي آيا همش مربوط به اينه؟قطعا نه.يه نگاهي به جهيزيه ها بكنيد،آخه چرا بايد اتو بخاري كه تو خشك شويي ها استفاده ميشه تو جهيزيه ي خانوما باشه؟يه دقتي به هزينه گزاف شب عروسي بكنيد.يه نگاهي به دوستي هاي خياباني بندازيدكه باعث عدم تمايل جوانها به ازدواج ميشه،يه تاملي تو توقع هاي بالا داشته باشيد،يه كم به دهن بيني هامون كه اي واي مردم چي ميگن چي نميگن دقت بكنيد،والله تقصير خودمونه.مهريه حضرت فاطمه(عليها السلام)زره حضرت علي(عليه السلام) بود.زره رو فروختن و يه مقدار وسايل واسه خونه به عنوان جهيزيه خريداري كردند.ازماست كه برماست،خودمون ازدواج رو سخت كرديم.اين همه قتل به خاطر مسائل ناموسي،جووناي بيكار،فساد و كلي مسئله ديگه كه ناشي از عدم تزويج جوون هاست تقصير خودمون هم هست..........الله يحفظكم.
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: