کد خبر:۸۶
تاریخ انتشار: ۰۹ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۶:۰۱
تعداد بازدید: 4604
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
برخي حوادث سال 86
مروری بر اخبار تلخ و شيرين! سال 1386
شايد حال كه در ابتداي سال 87 قرار داريم مروری بر اخبار تلخ و شیرین سال ۸۶ از ابعاد مختلف جالب توجه باشد. اخبار مربوط به اختلاف «هوو»ها، كتك كاری مادر شوهر و عروس، شیوه های خواستگاران قلابی برای فریب دختران، انتقام خواستگاران كینه جو و رویدادهای جالب و خواندنی و در عین حال عبرت آموز و هشداردهنده است.
شايد حال كه در ابتداي سال 87 قرار داريم مروری بر اخبار تلخ و شیرین سال ۸۶ از ابعاد مختلف جالب توجه باشد. اخبار مربوط به اختلاف «هوو»ها، كتك كاری مادر شوهر و عروس، شیوه های خواستگاران قلابی برای فریب دختران، انتقام خواستگاران كینه جو و رویدادهای جالب و خواندنی و در عین حال عبرت آموز و هشداردهنده است.

● نجات ۳۵ میهمان نوروزی گرفتار در آسانسور
ماجرای نجات ۳۵ زن و مرد تهرانی كه در نخستین روزهای سال ۸۶ هنگام دید و بازدیدهای نوروزی داخل آسانسورهای ساختمان های بلند مرتبه حبس شده بودند از مهم ترین خبرهای رسانه ها بود.در این مدت ۱۱۵ تن دیگر نیز از حوادث مختلف، از جمله آتش سوزی خانه ها، مغازه ها، گاز گرفتگی، واژگون شدن تانكر حامل بنزین و سوانح رانندگی با تلاش مأموران آتش نشانی از مرگ حتمی نجات یافتند.

● نوروز بدون جنایت
بازپرس های ویژه قتل و كارآگاهان جنایی تهران در تعطیلات عید با آرامش خاطر بیشتری استراحت كردند. چرا كه در این ایام خوشبختانه هیچ جنایتی رخ نداد.بدین ترتیب پلیس با آمار بی سابقه ای روبه رو شد. در حالی كه طی سال های قبل وقوع قتل های مختلف شیرینی عید را به كام پلیس و قضات كشیك جنایی تلخ می كرد.

● بدشانس ترین دزد
بدشانس ترین دزد فروردین ماه، پسری بود كه لابلای نرده های حفاظ خانه ای گرفتار شد! پلیس هم برای نجات و دستگیری وی از مأموران آتش نشانی كمك خواست.ساعت ۵ و ۴۶ دقیقه صبح روز اول فروردین ۸۶ یكی از ساكنان منطقه كامرانیه جنوبی در تماسی با پلیس ۱۱۰ اعلام كرد دزدی كه قصد سرقت از خانه همسایه را داشت میان حفاظ های آهنی پنجره به دام افتاده و با فریادهای دلخراشی از مردم كمك می خواهد.بدین ترتیب مأموران كلانتری ۱۲۳ نیاوران در محل حادثه حاضر شده و با دیدن دزد از مأموران آتش نشانی كمك خواستند.دقایقی بعد هم مأموران امداد و نجات با حضور در محل حادثه پس از بریدن نرده های آهنی، دزد بدشانس را نجات دادند.وی در بازجویی ها اعتراف كرد: از مدت ها قبل با پرسه زدن در این منطقه متوجه شده بود كه ساكنان خانه ویلایی قبل از پایان سال به مسافرت رفته اند. به همین خاطر نقشه سرقت از آنجا را طراحی كرده بود كه در اجرای نقشه خود ناكام ماند.

● كلاهبرداری از ۷۰ مسافر
در نخستین روزهای سال گذشته مأموران پلیس موفق به دستگیری چند كلاهبردار شدند كه با تأسیس یك دفتر هواپیمایی قلابی به بهانه فروش بلیت و رزرو هتل برای مسافران نوروزی میلیون ها تومان كلاهبرداری كرده بودند. یكی از مالباختگان، با مراجعه به دادسرای فرودگاه به معاون وقت دادستان تهران و سرپرست دادسرای فرودگاه گفت: در آخرین روزهای سال ۸۵ برای سفر خانوادگی به كیش و تهیه بلیت و رزرو هتل به یك دفتر خدمات مسافرتی در خیابان آفریقا مراجعه كردیم. مدیر آژانس هم پس از دریافت هزینه های سفر برایمان بلیت صادر كرد.در نخستین روز سال وقتی همراه اعضای خانواده به فرودگاه مهرآباد رفتیم مسئولان حراست فرودگاه پس از بررسی ها اعلام كردند بلیت هایمان جعلی است.مأموران در حال تحقیق درباره شكایت این مرد مالباخته بودند كه با ۶۹ شكایت مشابه دیگر مواجهه شد. كلاهبرداران از این افراد نیز مبالغی درحدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ هزار تومان دریافت كرده بودند.
پرونده این ماجرا برای رسیدگی به شعبه دوم بازپرسی دادسرای ناحیه ۹ ارجاع شد. مأموران پس از تحقیقات گسترده سرانجام چند تن از دست اندركاران آژانس قلابی را شناسایی و دستگیر كردند.پرونده متهمان نیز با صدور كیفرخواست برای رسیدگی به دادگاه ارجاع شد.

● اعتراف به دزدی از ۲۰ زن
افراد مسافر نما كه با تهدید كارد و اسلحه قلابی از زن ها و دختران دزدی می كردند، پس ازدستگیری به ۲۰ فقره سرقت اعتراف كردند.
در پی وقوع چندین فقره سرقت مسلحانه از زنان در شهر كرمانشاه، سرنشینان یك خودروی پیكان قرمزرنگ تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند.
مأموران پس از تعقیب و مراقبت های ویژه پلیسی سرانجام راننده خودرو را شناسایی و دستگیر كردند.متهم پس از مواجهه حضوری با زنان مالباخته لب به اعتراف گشود و گفت: همراه دو تن از همدستانش زنان را به عنوان مسافر سوار خودرو كرده و با تهدید چاقو و اسلحه قلابی، طلاها و كیف پول شان را سرقت می كردیم.بعد هم آنها را در حاشیه شهر از خودرو بیرون می انداختیم.

● گذشت از قصاص پس از ۱۱ سال
با تلاش شورای حل اختلاف روستای «زیارت» از توابع بخش «رودخانه» در استان هرمزگان خانواده قربانی یك جنایت از قصاص - اعدام - قاتل گذشت كردند.بدین ترتیب پرونده قتل «خدا رسان زوكامان» پس از ۱۱ سال بسته شد و مجید - عامل قتل - كه در یك قدمی اعدام قرار داشت از زندان آزاد شد.

● ادعای عجیب ۶ سال بعد از تصادف
مرد جوانی كه شش سال قبل در یك سانحه رانندگی به شدت آسیب دیده بود از برادر همسرش شكایت كرد.
مرد ۳۲ ساله با مراجعه به شعبه ۶ دادیاری دادسرای ناحیه چهار تهران، از برادر همسرش به خاطر ایراد ضرب و جرح عمدی شكایت كرده و گفت: خرداد سال ۷۹ برادر زنم همراه دو مرد ناشناس در خیابان با یك خودرو مرا تعقیب می كرد تا این كه با خودرو به من كوبیدند. به طوری كه بر اثر شدت ضربه چند متر پرتاب شدم. آنها نیز پس از این حادثه از محل گریختند.
با این حال دقایقی بعد از سوی مردم به بیمارستان منتقل شدم. اما پس از چند روز در بیمارستان متوجه شدم قدرت تكلم، شنوایی و قدرت راه رفتن را از دست داده ام.اكنون پس از ۶ سال بهبودی نسبی خود را به دست آورده ام و برای شكایت از برادرزنم به دادسرا آمده ام.بدین ترتیب دادیار پرونده برادر زن شاكی را احضار كرد. اما در ادامه بررسی ها مشخص شد او از ۱۰ سال قبل در اروپا زندگی می كند. در نتیجه به خاطر نبودن دلایل كافی با صدور قرار منع تعقیب پرونده مختومه اعلام شد.

● فرود اضطراری در بزرگراه
فرود اضطراری هواپیمای كوچك آموزشی در بزرگراه رشت - انزلی حادثه ای به دنبال نداشت.
این ماجرا ساعت ۱۱ جمعه، ۱۷ فروردین هنگامی رخ داد كه هواپیمای آموزشی در آسمان استان گیلان درحال پرواز بود.
خلبان هواپیما پس از اطلاع از بروز نقص فنی هنگامی كه بر فراز روستای «چاپار خانه» بخش «خمام»، رشت در پرواز بود برای حفظ خود و هواپیما چاره ای جز فرود اضطراری در بزرگراه رشت ـ انزلی ندید.

● جدال ۳ ساعته پلیس و دزدان مسلح
اعضای شبكه خانوادگی دزدان مسلح، پس از ۳ ساعت درگیری، با تلاش مأموران انتظامی ورامین دستگیر شدند.
كارآگاهان با دریافت یك گزارش مردمی، متوجه شدند ۱۵ تن از اعضای دو خانواده شرور اهل ورامین برای انتقامجویی در یك دامداری قصد درگیری دارند. بنابراین مأموران در یك عملیات ضربتی دامداری را محاصره كرده و پس از اطمینان از حضور طرفین درگیری وارد عمل شدند. آنها سرانجام پس از ۳ ساعت درگیری مسلحانه ۱۵ تن از متهمان را دستگیر كردند.
از آنها ۶ قبضه كلت، ۹۶ عدد فشنگ جنگی، ۲ قبضه شمشیر، ۲ قبضه قمه، ۷ قبضه كارد سلاخی، یك عدد تبر زین، ۵ دستگاه خودرو و دو دستگاه موتوسیكلت كشف شد.

● بازداشت دزدی كه ۳۵ سال زندانی بود
مأموران آگاهی فردیس كرج، هنگام گشت در منطقه زنی را دیدند كه كمك می خواست. او به مأموران گفت: دقایقی قبل دو مرد موتوسیكلت سوار، كیف پولش را دزدیدند.مأموران با دریافت مشخصات دزدان، به تحقیق در این باره پرداخته و سرانجام سیروس - یكی از متهمان - را در خانه اش شناسایی و دستگیر كردند.وی در بازجویی های پلیسی اعتراف كرد: با همكاری پدرزنش لوازم داخل خودروها و كیف پول زنان را سرقت می كردند. مرتضی هم در بازجویی ها اعتراف كرد به خاطر چندین فقره سرقت حدود ۳۵ سال از عمرش را در زندان گذرانده است. آخرین بار هم به خاطر سرقت از یك فروشگاه در فردیس - كرج - به ۱۸ ماه زندان محكوم شده بود كه پس از آزادی همراه دامادش كیف زنی می كرد

● راز خواستگار دروغگو
مردی كه بامعرفی خود به عنوان مأمور، دختری را فریب داده بود، دستگیر شد.دختر دانشجو وقتی دریافت مأمور قلابی حاضر نیست به وعده هایش درباره ازدواج با او عمل كند، به كلانتری شهرستان «ماكو» رفته و از او شكایت كرد.
دختر فریب خورده در شكایت خود به بازپرس پرونده گفت: چندی قبل با مردی كه خود را افسر ارشد یكی از نهادهای نظامی معرفی می كرد آشنا شدم. او پس از مدتی به خواستگاری ام آمد و با نشان دادن عكس خود با لباس نظامی، خانواده ام را فریب داد. بعد هم برای جلب اعتماد خانواده ام مهریه ام را ۷۵۰ میلیون تومان تعیین كرد. خانواده ام نیز با ازدواج مان موافقت كردند. اما پس از چند ماه رفت و آمد ناگهان او ناپدید شد.سپس مأموران با دستور بازپرس پرونده متهم فراری را هنگام مسافركشی شناسایی و دستگیر كردند.متهم در بازجویی ها اعتراف كرد راننده تاكسی است و همسر و دو فرزند دارد.او در ادامه گفت: یك روز دختر جوان - شاكی - سوار خودرویم شد. من نیز از ساده دلی او سوءاستفاده كرده و خودم را سرهنگ معرفی كردم. اما اكنون از كاری كه كرده ام پشیمانم.بنابراین پرونده متهم برای رسیدگی از دادسرا به دادگاه ارجاع شد.

● پایان اختلاف مرگبار زن و شوهر در دادگاه
زن میانسالی كه مدعی بود در دفاع از خود برادر شوهرش را به قتل رسانده با حكم قاضی دادگاه به پرداخت دیه محكوم شد.
قتل روز ۱۸ خرداد سال ۸۱ مقابل مجتمع قضایی شهید مطهری - یافت آباد - رخ داد. این حادثه هنگامی رخ داد كه بستگان و اطرافیان زوج میانسال برای رسیدگی به اختلاف های خانوادگی آنها در دادگاه حاضر شده بودند. اما در جلسه دادگاه نزاع سختی میان خانواده ها رخ داد.بدین ترتیب قاضی دادگاه برای خاتمه دادن به ماجرا، از آنان خواست برای رفع مشكل به خارج محكمه بروند. در نتیجه آنان پس از ترك جلسه دادگاه در مقابل مجتمع قضایی به جان هم افتادند. در این درگیری مرگبار مردی به نام محمود بر اثر اصابت جسم سخت از پا درآمد.پلیس هم گلی - همسر برادر مقتول - را به اتهام قتل بازداشت كرد. وی در جلسه محاكمه با رد اتهام قتل عمد به قاضی پرونده گفت: من با شوهرم به خاطر مسائل خانوادگی اختلاف داشتیم و در جلسه دادگاه و مقابل مجتمع قضایی با هم درگیر شدیم كه در همین هنگام برادرشوهرم به طرفم حمله كرد. من نیز در دفاع از خود ضربه ای به سرش كوبیدم.قاضی شعبه ۱۱۵۷ مجتمع قضایی بعثت به دلیل این كه پرونده از موارد لوث بود صدور رأی را به برگزاری مراسم «قسامه» موكول كرد. سرانجام متهم به اتهام قتل غیرعمد به پرداخت دیه محكوم شد.

● دزد پشیمان در خانه بخت
صاحب یك كارگاه جوراب بافی پس از این كه دریافت كارگر سابقش پس از تحمل چند ماه زندان متنبه شده و از رفتار ناشایست خود پشیمان است او را بخشید.قاضی اجرای احكام نیز با استقبال از حركت انسانی شاكی، پس از دریافت تعهد كتبی از متهم با مختومه كردن پرونده دستور آزادی او را صادر كرد.
امیر ـ شاكی پرونده ـ در شكایت خود گفته بود ۱۵ ماه قبل سیروس كه از شهرستان به تهران آمده بود، برای كار به كارگاه جوراب بافی ام آمد. من هم او را استخدام كردم. چند ماهی گذشت تا این كه با كارگری به نام جعفر طرح دوستی ریخت. آنها اغلب شب ها در كارگاه می خوابیدند. اما یك روز وقتی به كارگاه آمدم متوجه شدم در گاوصندوق باز است و از آن هم ۳۲۰ هزار تومان سرقت شده است.متهمان پس از دستگیری اتهام خود را پذیرفته و دادگاه نیز هر یك از آنها را به شش ماه زندان و بازگرداندن وجوه مسروقه محكوم كرد. اما مدتی بعد متهم با ارسال نامه ای برای صاحب كار خود نوشت: «هیچ گاه در زندگی رنگ محبت و خوشبختی را ندیدم. همان طور كه می دانید طبق قرار قبلی چند ماه دیگر باید داماد شوم. اما اگر خانواده همسر آینده ام متوجه شوند كه به اتهام سرقت زندانی شده ام، زندگی و جوانی ام از هم خواهد پاشید و می دانم كه اشتباه كرده ام اما شما به خاطر خدا و فرزندانتان مرا ببخشید و اجازه ندهید زندگی ام بپاشد. شاكی وقتی دریافت، متهم پشیمان است و اظهار ندامت می كند به قاضی اجرای احكام گفت: رضایت می دهم به شرطی كه او به دادگاه تعهد دهد، هرگز دنبال خلاف نرود. پس از ازدواج هم با دریافت حقوق كافی در كارگاهم مشغول كار شود كه متهم نیز با خوشحالی پذیرفت.

● جدال چهار خانواده برای یك ازدواج
جدال خونین خانواده چهار پسر، به خاطر ازدواج دختری، با مرگ جوان رهگذری پایان یافت.عامل قتل در حالی كه از ۲۲ تیر سال ۸۴ ـ زمان وقوع حادثه ـ متواری بود، سرانجام پس از دو سال فرار توسط مأموران نیروی انتظامی ورامین شناسایی و دستگیر شد.متهم در بازجویی ها گفت: یكی از بستگان ما به خواستگاری دختری رفته بود، ولی خانواده آن دختر بدون اطلاع ما جوان دیگری را به دامادی انتخاب كردند. از همان زمان با هم اختلاف پیدا كردیم. در جریان یكی از این درگیری ها داماد را كتك زدیم و دادگاه با شكایت داماد، ما را به پرداخت دیه محكوم كرد.وی در ادامه گفت: روز حادثه بار دیگر با داماد درگیر شدیم. آنها برادرم را كتك زدند كه من برای ترساندنشان با اسلحه شكاری چند تیر هوایی شلیك كردم كه متأسفانه یكی از گلوله ها به سر یك جوان رهگذر اصابت كرد.بدین ترتیب پرونده متهم برای رسیدگی به دادگاه ارجاع شد.

● ۱۰۰۰ تابلو نقاشی؛ مهریه جنجالی عروس
نقاش جوان كه برای پرداخت مهریه همسرش ۱۰۰۰ تابلو نقاشی آماده كرده بود، هنگامی كه قصد داشت آنها را تحویل دهد، متوجه شد همسرش خواستار دریافت ارزش ریالی تابلوها شده است. بدین ترتیب پرونده آنها برای رسیدگی دوباره از سوی قضات تحت رسیدگی دوباره قرار خواهد گرفت تا در این باره اظهارنظر شود.

● ۳ هزار خوشه گندم كلید خوشبختی زوج جوان
زن جوانی كه مهریه اش را اجرا گذاشته بود با دریافت سه هزار خوشه گندم و هدیه روز تولدش به خانه شوهر بازگشت.
این زن جوان پس از مراجعه به اداره پنجم اجرای اسناد رسمی تهران، با ارائه دادخواستی خواستار دریافت مهریه اش شد و گفت: چند سال پیش زمانی كه همراه خانواده ام برای گذراندن تعطیلات تابستانی به جنوب كشور رفته بودیم در ویلایی مشرف به گندم زاری پهناور اقامت گزیدیم. در همان روزها با پسر جوانی كه اهل همان منطقه بود آشنا شده و پس از مدتی مقدمات ازدواج مان فراهم شد. من هم با سه هزار خوشه گندم به عقد پسر مورد علاقه ام درآمدم. سال اول زندگی به خوبی و خوشی گذشت. اما كم كم اخلاق همسرم تغییر كرد و به بهانه های واهی مرا به باد كتك می گرفت. سپس روزهای طلایی عشق ما، سیاه شد تا این كه تصمیم گرفتم مهریه ام را اجرا بگذارم.كارشناسان این اداره با صدور اجرائیه از مرد خواستند عین مهریه مورد تقاضای همسرش را بپردازد. مرد وقتی از اقدام همسرش آگاه شد در حالی كه این مهریه عجیب را در جعبه های بزرگ قرار داده بود به همراه هدیه تولد همسرش در اداره پنجم اجرای اسناد رسمی تهران حاضر شد و از رفتار خشن خود عذرخواهی كرد. بعد هم با ابراز پشیمانی از او خواست برای ادامه زندگی مشترك به خانه بازگردد.بدین ترتیب هر دو با اشك شوق راهی خانه شدند.

● روانشناس، اسرار زندگی ام را افشا كرد
افشای ناباورانه رازهای زندگی مرد جوانی، او را تا مرز جدایی از همسرش كشاند.این مرد جوان برای مشاوره به یك روانشناس مراجعه كرده بود. اما مدتی بعد دریافت، روانشناس همسرش را از همه رازها و ناگفته هایش مطلع كرده است. مرد جوان كه برای طرح شكایتی مقابل بازپرس شعبه اول دادسرای ناحیه یك شمیران ایستاده بود، گفت: چند ماه پیش به مطب خانم روانشناسی رفتم و مجبور شدم برای بررسی و حل مشكلات زندگی ام مسائل خصوصی خود را با او درمیان بگذارم. از جمله درباره ماجرای آشنایی قبل از ازدواج خود با یك دختر جوان حرف زدم. از خانم مشاور هم خواستم كمكم كند تا بتوانم بدون هیچ گونه مشكلی زندگی مشترك خود را با همسرم ادامه دهم. اما پس از چندماه متوجه تغییر رفتارهای همسرم شدم. او به من و همه كارها و رفتارم مشكوك شده بود و فكر می كرد با زن دیگری رابطه دارم. تا این كه یك روز به بهانه انجام كاری از خانه بیرون رفتم. دقایقی بعدهم متوجه خروج همسرم شدم. او را تعقیب كرده و متوجه شدم از مطب خانم روانشناس سر درآورده است. در نتیجه دریافتم خانم روانشناس اسرار زندگی ام را برای همسرم فاش كرده است. بدین ترتیب همسرم با تصور این كه با آن دختر پنهانی ازدواج كرده ام، به دادگاه خانواده رفت و دادخواست طلاق داد.
زن روانشناس نیز با رد اظهارات مرد به بازپرس پرونده گفت: هرگز اسرار بیمار خود را برای كسی فاش نكرده ام. شاید هم وی به طور پنهانی ازدواج كرده و همسرش پی به راز او برده است. بنابراین زن روانشناس با معرفی كفیل به بازپرس پرونده تا تكمیل تحقیقات و رفع ابهام ها آزاد شد.

● تلاش ناكام برای كشتن پلیسی كه ۱۰ كیلو طلا را نپذیرفت
پلیس درستكار پس از رد پیشنهاد رشوه ۱۰ كیلوگرم طلا و دستگیری قاچاقچی بین المللی در مرز كشور ، از سوی همدستان او هدف قرار گرفت اما به طور معجزه آسایی زنده ماند.گروهبان غلامی درجریان عملیاتی در منطقه كردستان ، یك قاچاقچی حرفه ای را هنگام خروج پنهانی از مرز با ۲۰كیلوگرم طلای خالص دستگیر كرد. مرد قاچاقچی وقتی دریافت هیچ راهی برای رهایی ندارد نیمی از محموله طلا را به عنوان رشوه به پلیس جوان پیشنهاد داد. اما پلیس درستكار پیشنهاد وی را نپذیرفت. پرونده مرد قاچاقچی نیز پس از تحقیقات تكمیلی برای رسیدگی به دادگاه فرستاده شد. از سوی دیگر همدستان قاچاقچی كه از ماجرا باخبر شده بودند با هدف انتقام جویی به كمین گروهبان غلامی نشستند. آنها پلیس درستكار را هنگام عزیمت به خانه اش با خودرو زیر گرفته و گریختند. اما خوشبختانه مأمور مجروح به طور معجزه آسایی از مرگ نجات یافت.

● مرد كلاهبردار ، بزرگراه كردستان را فروخت!
محاكمه رئیس یك شركت ساختمانی كه با طرح نقشه ای ماهرانه بخشی از بزرگراه كردستان تهران را به چندنفر فروخته بود در دادگاه عمومی تهران برگزار شد.
متهم ۵۰ ساله به بهانه پیش فروش ۳ هزار واحد مسكونی در كرج نیز میلیونها تومان كلاهبرداری كرده و تحت تعقیب قضایی قرار داشت.راز فعالیت های مجرمانه مرد تبهكار با مراجعه چند مالباخته به دادسرای عمومی و انقلاب تهران فاش شد. آنها در حالی كه از صاحب یك شركت انبوه سازی به اتهام كلاهبرداری شكایت كرده بودند به بازپرس پرونده گفتند: چندی قبل با مشاهده آگهی های پیش فروش آپارتمان های در حال ساخت در یكی از محله های كرج به یكی از دفاتر شركت در تهران مراجعه كردم و پس از توافق و عقد قرارداد مقداری پول به مسعود، رئیس شركت پرداختیم.
بعد هم قرار شد به محض پایان عملیات ساختمانی و تسویه حساب اسناد آپارتمان ها را به نام ما منتقل كند. اما بعد ازمدتی متوجه شدیم عملیات ساختمانی در حاشیه بزرگراه كردستان متوقف شده است. چند ماه بعد كه برای پیگیری كارمان به شركت مزبور مراجعه كردیم دریافتیم ، مرد كلاهبردار، هنگام تنظیم مبایعه نامه با سوء استفاده از غفلت و اعتماد بیش از اندازه ما بخش هایی از بزرگراه كردستان را فروخته است.بازپرس پرونده پس از تحقیق ازمتهم، او را با قرار وثیقه سه میلیارد تومانی به اتهام كلاهبرداری از متقاضیان خرید آپارتمان به زندان فرستاد.

● طلاق ۲ «هوو» از شوهر خیانتكار
دو «هوو» پس از افشای راز سومین ازدواج شوهرشان با مراجعه به دادگاه خانواده تقاضای طلاق كردند.گلشیفته - ۲۷ ساله - به قاضی دادگاه گفت: من و همسرم نسبت فامیلی دوری داریم. از دوران نوجوانی كه شاهین و خانواده اش به خانه ما می آمدند به خوبی نگاه های معنی دارش را حس می كردم. او پسری پرسروصدا و شلوغ بودكه در هر جمعی خودش را زود نشان می داد. سرانجام با خانواده اش به خواستگاری ام آمد و با مهریه ۱۱۰ سكه طلا همسرش شدم. اما یك سال بعد فهمیدم همسرم به طور پنهانی بادختری ازدواج كرده است. ابتدا تصمیم داشتم از او جدا شوم. اما وقتی با «هوو»ی خود روبه رو شدم ، دریافتم كه او دختر ساده دلی بودكه به خاطر نداشتن سرپرست به عقد همسرم درآمده است. در نتیجه خودم را راضی كردم با این مسئله كنار بیایم و او را به عنوان «هوو»ی خود بپذیرم.اما یك روز مرد ناشناسی كه شوهرم را می شناخت در تماس تلفنی به من گفت: شوهرم قصد دارد با یك زن بی سرپرست ازدواج كند. بنابراین همراه «هوو»یم دراین باره تحقیق كرده و متوجه شدیم خبر واقعیت دارد. در نتیجه هر دو نفر تصمیم گرفتیم از شوهر خیانتكارمان طلاق بگیریم.قاضی دادگاه با توجه به دادخواست دو زن جوان ، شوهر آنان را به دادگاه فرا خواند.

● میزگرد دزدان برای تشكیل یك باند عجیب
یك مهندس عمران كه در تلاش برای تأمین پول برای پرداخت بدهی میلیاردی خود بود، فریب دزدان را خورد كه برای تهیه چنین پولی یك باند سرقت از دزدان حرفه ای و سابقه دار تشكیل داد.
این مهندس جوان كه رجب نام دارد، یك باند ۱۰ نفری از دزدان را سرپرستی می كرد.
اعضای این باند تاكنون چندین خودروی مدل بالا و صفر كیلومتر را دزدیده و سپس با اسناد جعلی به مالخرها فروخته اند.
براساس پرونده ای كه در شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان تهران مورد رسیدگی قرار گرفت، سال ،۸۴ رجب ـ مهندس ۳۶ ساله ـ كه با چند بساز و بفروش در امر برج سازی در شمال تهران فعالیت داشت به دلیل عدم موفقیت در پروژه برج سازی با بدهی هفت میلیارد و ۴۷۵ میلیون تومان و همچنین به اتهام جعل اسناد دولتی و صدور چندین فقره چك بلامحل با شكایت شاكیان خصوصی بازداشت و به زندان رجایی شهر فرستاده شد.
وی در زندان با چند تن از دزدان حرفه ای آشنا شد و درباره زندانی شدنش به آنها گفت: می خواستم مانند بعضی از بساز و بفروش ها ره صد ساله را یك شبه طی كنم و پولدار شوم. به همین خاطر با چند نفر كه در كار برج سازی و مجتمع های مسكونی مهارت داشتند آشنا و با آنان به طور شراكت مشغول كار شدم. اما به دلیل مشكلات عدیده از جمله تورم اقتصادی ورشكست شدم و با هفت میلیارد و ۴۷۵ میلیون ریال بدهی دستگیر و به زندان افتادم. البته خانواده ام با شاكیان پرونده ام در حال گفت وگو هستند و تلاش می كنند از آنها مهلت بگیرند تا پس از آزاد شدن از زندان بدهی خود را به طور قسطی پرداخت كنم.
دزدان زندانی پس از شنیدن اظهارات مهندس جوان به او گفتند ما می دانیم تو جاعل حرفه ای هستی و به راحتی اسناد را جعل می كنی. اگر با ما همكاری كنی تو را پولدار خواهیم كرد. به طوری كه بدهی میلیاردی خودت را پرداخت كنی و حتی بتوانی در بهترین نقطه تهران برج بسازی!
مهندس جوان از دزدان پرسید: آخه چطوری چنین چیزی امكان دارد.
دزدان جواب دادند، وقتی ما آزاد شدیم با سرقت خودروهای مدل بالا تو هم اسناد خودروها را برای ما تهیه می كنی. سپس به قیمت خوبی می فروشیم.
مهندس جوان وسوسه شد و پیشنهاد آنها را پذیرفت. چند ماه بعد خانواده رجب موفق شدند با گرفتن مهلت از شاكیان پرونده، او را از زندان آزاد كنند. سپس وی امكاناتی فراهم كرد تا دزدان هم از زندان رجایی شهر آزاد شوند. آنها نخستین جلسه خود را در یك رستوران در خیابان ولی عصر تشكیل دادند. در آن شب ۱۰ دزد سابقه دار و حرفه ای دور هم جمع شدند تا در حضور مهندس، برای كار جدید خود برنامه ریزی كنند. در آن جلسه رجب ـ مهندس جوان ـ به عنوان مسئول باند دزدان به همه اعضای باند سرقت معرفی شد و همگی تصمیم گرفتند كه پس از هر سرقت خودرو، وسایل آن را بردارند، سپس مهندس جاعل كه در جعل اسناد مهارت داشت برای خودروهای مسروقه اسناد جعلی تهیه كند تا بتوانند آنها را به مشتریان ساده دل بفروشند. دزدان از همان شب سرقت خودروها را در خیابان های تهران شروع كردند و در مدت كوتاهی آنان ۹ خودرو سرقت كردند و با اسناد جعلی در شهرستان ها به صورت قولنامه ای فروختند. كارآگاهان پلیس اداره آگاهی تهران با شكایت مالباختگان تحقیقات خود را آغاز كردند و پس از چند ماه تعقیب و مراقبت مأموران در خیابان ملاصدرا به یك خودرو پژو كه دو سرنشین داشت مشكوك و آنان را دستگیر كردند. مأموران پس از تحقیق و بازجویی از دو سرنشینان خودرو دریافتند كه آنها عضو یك شبكه بزرگ سرقت هستند كه مسئولیت این باند را یك مهندس جاعل به عهده دارد. با اعتراف های متهمان، كارآگاهان مهندس جوان و ۱۰ عضو شبكه سرقت را شناسایی و دستگیر كردند.
دزدان پس از محاكمه در دادگاه مجرم شناخته شدند و مهندس جاعل به اتهام ۹ فقره سرقت خودروی مدل بالا، جعل اسناد دولتی از جمله سند مالكیت و كارت شناسایی خودروها، صدور چندین فقره چك بلامحل به پنج سال و نیم زندان و شش سال تبعید و رد مال به مالباختگان و بقیه اعضای باند نیز از دو تا چهار سال زندان، شلاق، تبعید و رد مال محكوم شدند.
دادگاه تجدیدنظر استان تهران نیز پس از رسیدگی به اعتراض متهمان حكم آنان را تأیید كرد.

● راز كیف پر از پول
سرباز وظیفه شناس نیروی انتظامی كه برای دریافت حقوق ۱۰ هزار تومانی اش با درهای بسته بانك مواجه شده بود، هنگام بازگشت یك كیف پر از پول پیدا كرد. بعدازظهر هشتم اسفند سیدشعبان حسینعلی زاده، سرباز وظیفه انتظامی كرج برای گرفتن ۱۰ هزار تومان حقوق ماهیانه اش به بانكی در خیابان كسری كرج مراجعه كرد. او وقتی به بانك رسید كه ساعت كار تمام شده بود. بنابراین چند لحظه ای غمگین و ناراحت از پشت شیشه ها به داخل شعبه نگاهی انداخت اما هیچ كس را ندید سرباز پلیس كه نگران حال پدر بیمارش بود و تصمیم داشت حقوق خود را برای پدر سالخورده و بیمارش در شهرستان بابل حواله كند لحظه ای بعد ناامید راهی محل خدمتش شد، اما مسافت زیادی طی نكرده بود كه ناگهان یك كیف دستی مشكی كه روی زمین افتاده بود را مشاهده كرد. او پس از بررسی محتویات كیف دستی با بیش از ۱۰ میلیون تومان چك مسافرتی روبه رو شد. او دقایقی به فكر فرورفت و به یاد پدر بیمار و خانواده بی بضاعتش افتاد اما با این حال بدون توجه به مشكلات مالی خود و خانواده اش راهی دفتر فرماندهی انتظامی كرج شد. سرهنگ ناصر اصلانی، فرمانده انتظامی كرج در مأموریت بود. با این حال سرباز وظیفه شناس كیف پول را به جانشین فرماندهی تحویل داد. دقایقی بعد صاحب كیف گمشده از پیدا شدن پول هایش آگاهی یافت و با عجله خود را به دفتر فرماندهی انتظامی رساند و در حضور یابنده كیف پولش را تحویل گرفت. لحظاتی بعد شعبان حسینعلی زاده از فرمانده انتظامی كرج درخواستی كرد و گفت: جناب سرهنگ همان طور كه می دانید پدر و مادر بی بضاعت و سالخورده ای دارم كه نمی توانند مخارج زندگی شان را تأمین كنند بنابراین از شما اجازه می خواهم با ادامه خدمتم در محل زندگی مان در بابل بتوانم به خانواده ام كمك كنم. فرمانده نیز با درخواست وی موافقت كرد.

● ۱۴ عمل جراحی برای زیبایی
متخصص گوش و حلق و بینی به خاطر قصور در جراحی زیبایی با شكایت پنج تن از بیمارانش به پرداخت دیه محكوم شد.
این پزشك یكی از بیمارانش را هفت بار تحت عمل جراحی قرار داد، اما بینی دختر دانشجو به طور كامل از بین رفت. به همین خاطر او بینی خود را هفت بار دیگر به تیغ جراحان سپرد.
دو سال قبل پنج دختر و زن جوان با مراجعه به دادسرای جرایم پزشكی تهران از پزشك متخلف شكایت كردند.
گلناز، یكی از شكات كه در جریان چند عمل جراحی بینی خود را از دست داده بود به دادیار پرونده گفت: از مدت ها قبل وسوسه شده بودم بینی ام را عمل كنم. یكی از دوستانم كه از تصمیم من باخبر شده بود نشانی یك پزشك متخصص گوش و حلق و بینی را داد و به آنجا رفتم و با پرداخت یك میلیون و ۲۰۰ هزار تومان بینی ام را به تیغ جراحی آن پزشك سپردم. اما پس از یك هفته وقتی پانسمان بینی ام را باز كردم، متوجه هاله ای از كبودی در اطراف و روی بینی ام شدم. اما پزشك با خونسردی جواب داد كه این كبودی یك امر طبیعی است.
بدین ترتیب پنج بار دیگر مورد عمل جراحی بینی قرار گرفتم. سرانجام زیبایی بینی و صورتم را از دست دادم.
دختر جوان در ادامه گفت: به یك پزشك دیگر مراجعه كردم و او نیز طی هفت بار جراحی قسمتی از استخوان بازوی دستم را به بینی ام پیوند زد حال آن كه برای بهبود كامل باید هفت بار دیگر جراحی شوم.
بدین ترتیب پنج زن و دختر نیز از پزشك متخلف شكایت كردند و گروهی از كارشناسان كمیسیون پزشكی برای مشخص شدن صحت اظهارات شكات پرونده در این باره به تحقیق پرداختند و سرانجام پزشك متخصص متخلف را مجرم شناختند.
قاضی دادگاه به استناد نظریه كارشناسان كمیسیون پزشكی، جراح زیبایی را به پرداخت ۴۷ میلیون و ۲۵۰ هزار تومان خسارت در حق شاكیان پرونده محكوم كرد. هیأت قضایی دیوانعالی كشور پس از رسیدگی به اعتراض جراح متخلف، حكم صادره دادگاه را تأیید كرد.

● بازداشت یك جوان به خاطر حرف زدن با ارواح
جوانی كه ادعا می كند نیمه های شب با ارواح حرف می زند و به دستور آنان وسایل خانه را می شكند، تحت تعقیب قضایی قرار گرفت.
براساس پرونده ای كه در دادسرای صادقیه مورد رسیدگی قرار گرفت، محمدعلی، ۴۷ ساله با مراجعه به بازپرسی درباره شكایت خود، گفت: من و خانواده ام را از دست پسر ۱۹ ساله ام نجات دهید. او با انجام كارهای ناشایست برای ما آبرو و حیثیت نگذاشته است، پسرم به بهانه واهی از جمله ارتباط داشتن با ارواح تمام اثاثیه خانه، شیشه های در و پنجره و خودرو را شكسته و از بین برده است.
وی ادامه داد: پسرم پس از گرفتن دیپلم در امتحانات كنكور موفق نشد در نتیجه خانه نشین شد و مرتب در خانه سرگرم تماشای سی دی فیلم های سینمایی ترسناك و هر از گاهی تحت تأثیر آن فیلم ها، حركات عجیب و غریبی انجام می داد كه باعث ترس اعضای خانواده می شد. یك شب رضا ـ پسرم ـ با دیدن فیلم ترسناك از خواب بیدار شد، در حالی كه چوبدستی به دست داشت، خواب آلود به راه افتاد، من هم عصبانی شدم و او را با همان حالت از خانه بیرون انداختم، اما ساعتی بعد متوجه شدم همسایه ها به خاطر این كه او شیشه های چند خودرو را شكسته بود، او را به باد كتك گرفتند و من نیز با پرداخت خسارات وارده به مالكان خودروها او را از دست همسایه ها نجات دادم.
بازپرس پرونده پس از شنیدن اظهارات شاكی، از پسر او خواست كه جوابگوی شكایت پدرش باشد، رضا در دفاع از خود گفت: كارهایی كه انجام می دادم در اختیار خودم نیست، بلكه یك نیروی فوق العاده آن اعمال را انجام می دهد. من نیمه های شب با ارواح ارتباط برقرار می كنم و آنها قصد دارند مرا با خودشان ببرند، اما مقاومت می كنم. بازپرس پرونده با شنیدن اظهارات پسر جوان، او را جهت معاینه روانپزشكی به سازمان پزشكی قانونی معرفی كرد.

● عروس ۱۰۰ كیلویی
یك عروس ۱۰۰ كیلویی همراه با داماد ۴۵ كیلویی به مجتمع قضایی خانواده تهران رفتند تا از قاضی دادگاه اجازه ازدواج بگیرند. این عروس ۱۵ ساله قرار است با جوانی ۲۰ ساله ازدواج كند. قاضی دادگاه در جریان تحقیق از پدر دختر دلیل ازدواج دختر ۱۵ ساله اش را پرسید و او گفت: آقای قاضی! دخترم زهرا پنج ساله بود كه مادرش در یك سانحه رانندگی كشته شد و از آن زمان با هزار بدبختی او و خواهر دوقلویش را بزرگ كردم. صبح ها مجبور بودم بچه ها را به مهدكودك بسپارم و به سر كارم بروم. بعضی از شب ها هم وقتی به منزل برمی گشتم می دیدم بچه ها غذا نخورده خوابیده اند چون نمی توانستم بار زندگی را به تنهایی به دوش بكشم تصمیم گرفتم یك همسر مناسب كه از بچه هایم نیز نگهداری كند انتخاب كنم سرانجام با پیگیری دوستان و آشنایان با زری ازدواج كردم و تا وقتی كه صاحب بچه ای نشده بودیم، زندگی خوبی داشتیم اما با گذشت دو سال صاحب فرزندی شدیم و از همان ایام رفتار همسرم نسبت به دخترانم ـ زهره و زهرا ـ تغییر كرد. چون او به پسر خود بیشتر اهمیت می داد تا به دخترانم. در همین هنگام یكی از دخترانم به نام زهره بر اثر بیماری فوت كرد و زهرا تنها ماند.
همسرم نیز به خاطر مسائل كوچك و بی اهمیت دخترم ـ زهرا ـ را وادار به انجام دادن كارهای سخت می كرد. زهرا كه ۱۳ ساله شد، به این فكر افتادم او را شوهر بدهم تا از دست بهانه گیری های همسرم نجات پیدا كند اما هر خواستگاری كه به خانه ما می آمد به خاطر سنگین وزن بودن زهرا از ازدواج با او پشیمان می شد و از سوی دیگر همسرم با گفتن متلك دخترم را اذیت می كرد. دو سال گذشت و او ۱۵ ساله شد و در همین ایام جوان ۲۰ ساله ای به خواستگاری دخترم آمد و من هم به دامادم قول دادم، اگر با زهرا ازدواج كند به او كمك مالی خواهم كرد و جوان نیز پذیرفت. وی در ادامه به قاضی دادگاه گفت: چون دختر ۱۰۰ كیلویی ام، ۱۵ سال بیشتر ندارد امروز برای گرفتن مجوز ازدواج به دادگاه آمده ایم.قاضی دادگاه پس از رسیدگی به دادخواست عروس ۱۰۰ كیلویی و داماد ۴۵ كیلویی زهرا را به سازمان پزشكی قانونی معرفی كرد تا پزشكان پس از انجام آزمایش های پزشكی، نظر خود را در رابطه با سلامتی جسمی دختر اعلام كنند.منبع : خسرو مبشر - روزنامه ايران
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: