کد خبر:۸۵۵
تاریخ انتشار: ۱۴ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۲
تعداد بازدید: 1435
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
مرور يک پرسش از خودمان
چرا به سينما نمي رويم؟
ورشکستگي سينماي ايران باعث شده است که اغلب ستارگاني که يک زمان تلويزيون را در حد و اندازه خود نمي دانستند تن به ايفاي نقش در سريال هاي ريز و درشت آن بدهند.
پرسش اول اين است که چرا امروزه با توجه به پيشرفت خيره کننده فناوري رسانه تلويزيون، کماکان پديده يي به نام سينما در جهان هنر باقي است؟، تکامل روزافزون سيستم هاي نمايش تلويزيوني در کيفيت بصري و افزايش تراکم خطوط تصويري و ارتقاي سيستم از آنالوگ به ديجيتال، صداي استريو و شش باند، دستگاه کنترل از راه دور، تماشاي همزمان چند کانال، ورودي هاي متعدد، امکان انتخاب ابعاد دلخواه پرده نمايش و ده ها ويژگي در تلويزيون هاي مدرن، سينما را به چالش فني دشواري دعوت کرده است. چالشي که اگر سينما نتواند آن را در کيفيات هنري و نرم افزاري خود جبران کند، اساس هنر هفتم در جهان و پديده يي به نام نمايش فيلم سينمايي در سالن هاي عمومي شهر، زير سوال مي رود. به اين ترتيب در پاسخ به اين سوال بايد گفت ويژگي هاي منحصر به فرد سينما در قياس با تلويزيون عبارتند از؛

1- پشتوانه توليدي قدرتمند و در نتيجه امکان خلق صحنه هاي بديع، خيره کننده و باشکوه و پرهزينه که تنها در موازنه پولي ميان فيلمساز و تماشاگر محقق مي شود و در بودجه هاي فيلمسازي دولتي و سفارشي، متداول و متداوم نيست.

2- نمايش صحنه هاي غيرقابل پخش از صحنه تلويزيون، به دليل قابل تفکيک نبودن بينندگان تلويزيوني.

3- طرح مضامين نو و نقدهاي تند و تيز سياسي و اجتماعي به دولت ها و شخصيت هاي مهم، افشاگري تحليلي از مسائل پشت پرده يي که در تضاد با منافع عمومي است و در مجموع هر مضمون جسورانه يي که در قد و اندازه استانداردهاي تلويزيوني نبوده و با مصلحت ها و ضوابط رسانه يي خانگي به نام تلويزيون سازگار نيست.

4- مشاهده ايفاي نقش ستارگان محبوب تماشاگران سينما که فقط بر پرده نقره يي سينما ظاهر مي شوند و همچنين کارگردان هايي که تنها در سينما به تاليف انديشه هاي خود مي پردازند و تجربه موسيقي حرفه يي، سناريو، فيلمبرداري و تدوين حرفه يي که در مجموع اثري سرتاپا حرفه يي و منحصر به فرد را به وجود مي آورند.

5- لذت تماشاي گروهي در مکاني به نام سالن سينما و تاثيرگذاري و تاثيرپذيري از خنده و گريه ديگر تماشاگران و...

در اين يادداشت مختصر به همين پنج ويژگي بسنده کرده و در ادامه امکان بروز آنها را اين بار در سينماي کشور خودمان مرور مي کنيم و به اين ترتيب سوال نخست را مجدداً از زاويه جديد مطرح مي سازيم؛ اصلاً چه دليلي براي رفتن به سينما وجود دارد؟

1- وقتي چرخه اقتصادي سينماي ايران به حالت سکون نزديک شده و بخش خصوصي به بازگشت سرمايه خود مطمئن نيست، لذا پشتوانه توليد حرفه يي (به معنايي که ذکر شد) اساساً شکل نمي گيرد. صحنه هاي بديع و باشکوه خلق نمي شوند و اصولاً يکي از مهم ترين خواص سينما يعني «تجسم ناممکن ها» ممکن نمي شود،

2- نمايش صحنه هاي خشن مغاير اخلاق عمومي شناخته مي شود و اين معذوريت البته در فرهنگ ملي و ديني ما بجا است، اما شايد تنها تفاوتي شمرده مي شد که سال هاي قبل سينما را از اين لحاظ با تلويزيون متمايز مي ساخت و فيلمسازان سينما از محدوديت کمتري نسبت به تلويزيون برخوردار بودند.

3- محدوده آزادي بيان در نقد سياسي و اجتماعي نيز در سينماي فعلي ايران همان است که در تلويزيون تعريف شده است. آنچه آن را خط قرمز مي ناميم، تفاوتي در سينما و تلويزيون ندارد. لذا سينماي ايران به ويژه در سال هاي اخير از اينکه بتواند چند درجه جسورانه تر و آزادتر به مباحث انتقادي بپردازد نيز محروم است و از رفتن به سينما حرف متفاوتي نخواهيم شنيد،

4- ورشکستگي سينماي ايران باعث شده است که اغلب ستارگاني که يک زمان تلويزيون را در حد و اندازه خود نمي دانستند تن به ايفاي نقش در سريال هاي ريز و درشت آن بدهند. لذا اگر تاکنون برخي براي تماشاي نقش آفريني ستاره محبوب خود يا اثر کارگرداني خاص به سينما مي رفتند، امروز نياز چنداني به تحمل اين مشقت در خود احساس نمي کنند و وفور کارهاي داستاني در تلويزيون ضريب ديدن بازيگر محبوب يا فيلمساز مورد علاقه مردم را افزايش داده است.

5- لذت تماشاي فيلم در مکان عمومي وضعيتي اسفبارتر از ساير موارد بالا دارد. اگر افزايش مشغله عمومي، ترافيک شهري، کمبود پارکينگ و امثال آن را مشکل ندانيم، اما کمبود سالن هاي سينما و همچنين فرسودگي آپارات هاي نمايش فيلم و قديمي بودن لابراتوارهاي ظهور فيلم و غيراستاندارد بودن کيفيت صدا و نظاير آن عوامل بازدارنده ديگري است که لذت تماشاي فيلم در سينما را به حداقل ممکن رسانده است. اکنون دوباره مي پرسيم که اساساً چرا به سينما مي رويم؛ براي تماشاي يک فيلم خاص از فيلمسازي خاص يا ستاره يي محبوب؟ براي ديدن «تجسم ناممکن ها» در پرده جادويي سينما؟ براي ديدن و شنيدن تحليل هاي نو و نقدهاي جسورانه در قالب داستان و درام؟

براي غرق شدن در تجربه گروهي تماشاي فيلم و لذت هم حسي با مردم؟ يا براي پر کردن ساعات مياني خريد عصرانه و شام خوردن در يک رستوران شبانه، براي اينکه احساس کنيم روز تعطيل مان به هدر نرفته، براي اينکه کنجکاوي خود را از تبليغ تلويزيوني حقير و شتاب زده آن فيلم فرو نشانيم؟ و بالاخره براي اينکه يک جايي به اسم سالن سينما هست که مي شود در تاريکي مجاز آن نشست و دو يا چند نفري تخمه شکست و وقت گذراند. انگار که تو گويي سينما همان طفيلي غرب است که بايد نوع ايراني اش را تحمل کرد، همان رسانه غير قابل کنترل است که باعث دردسر شده و محاسنش به معايبش نمي ارزد.(متن خلاصه شده) تهيه كننده: م. ميرعزا / www.m-miraza.com
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: