کد خبر:۸۲۸
تاریخ انتشار: ۱۰ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۹:۲۰
تعداد بازدید: 4147
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
همسريابي به سبك امروزي‌
گزارشي از مراكز ارایه‌دهنده خدمات ازدواج‌
در گوشه‌هايي از سالن چندين اتاق به چشم مي‌خورد. خانم منشي كه همزمان نقش كارشناس موسسه را هم ايفا مي‌كند، مشغول صحبت با يك مراجعه‌كننده است. از فرصت استفاده كرده و به بهانه اين كه ...
قطعاً مادربزرگ‌ها و قديمي‌تر‌هاي فاميل، آن روزها را به ياد دارند. آن قديم‌ها ديگر رسم شده بود از همان موقع كه دختر پايش به مدرسه باز مي‌شد، مادر خانواده هم شروع مي‌كرد به تهيه جهيزيه! دختر كه به 13 - 12 سالگي مي‌رسيد، كم‌كم خواستگارها درِ خانه را از پاشنه درمي‌آوردند. اگر دختري به هر دليل تا 17 - 16 سالگي ازدواج نمي‌كرد، كم‌كم همه به اين فكر مي‌افتادند كه حتماً عيب و علتي در كار است، اما امروز، ديگر از آن روزها تنها خاطره‌ای باقي مانده است. حالا ديگر درِ هر خانه‌اي را كه بزني، دست‌كم يكي دو دختر دم بخت در آن پيدا مي‌شود كه يا در آستانه سن ازدواج هستند، يا به دليل بالا رفتن سنشان، كم‌كم مي‌روند تا به جرگه مجردان تارك دنيا بپيوندند كه ديگر اميدي به تشكيل زندگي مشترك ندارند. اين‌كه سن ازدواج بالا رفته، تورم و بيكاري بيداد مي‌كند، پسرها تمايلي به ازدواج زودهنگام و پذيرش مسووليت زندگي متاهلي را ندارند، دخترها سطح توقعات‌شان بالا رفته، موانع و مشكلاتي مانند پول، مسكن شخصي، خودرو و... كه همچون غول بزرگي بر سر راه جوانان دم بخت قرار گرفته‌اند، همه و همه واقعيات انكارناپذيري هستند كه امروزه ازدواج جوانان را با تاخير مواجه كرده است، اما آنچه در اين ميان قابل تامل است، اين است كه يا بعضي از دختران و پسران، زيادي مشكل‌پسند هستند يا معتقدند تا شخص دلخواهشان را پيدا نكنند، حاضر به ازدواج با هركس نيستند. در اين ميان، دختران جوان دم بخت، شرايط به مراتب دشوارتري نسبت به پسران را تجربه مي‌‌كنند؛ چراكه براساس سنت‌هاي قديمي، يك دختر اگر تا سال‌ها هم از سن ازدواجش بگذرد اما به هر دليل ازدواج نكرده باشد، هيچگاه نمي‌تواند اگر احساس كرد پسري از هر لحاظ با وي همخواني داشته و در صورت ازدواج زندگي نسبتاً موفقي با هم خواهند داشت، پيشنهاد ازدواج را با وي مطرح كند. در اين شرايط، معلوم است كه چه مي‌شود. اين دختران در صورتي كه مرد موردنظر خودش پا پيش نگذارد يا فرد مناسبي از او خواستگاري نكند، آنقدر مجرد مي‌ماند تا كم‌كم بپذيرد در طالع او زندگي مجردي نوشته شده است. امروزه با ورود به عصر فن‌آوري و پيشرفت‌هاي علمي، كم‌كم اين نظريه از سوي متخصصان مطرح شده كه ديگر دختران مجرد در سن ازدواج هم نبايد دست روي دست بگذارند تا فرد موردنظر، خود لطف كرده و براي خواستگاري پا پيش بگذارد، بلكه درست اين است که اگر دختر يا پسري احساس كرد كه طرف مقابلش، هماني است که در آسمان دنبالش مي‌گشته‌ و حالا برحسب اتفاق روي زمين پيدايش كرده‌، بايد فوراً دست به كار شده و اين فرصت را از دست ندهد. طرفداران اين نظريه، امروز نظرات كارشناسانه خود راجع به ازدواج را در قالب راه‌اندازي موسسات در مراكز همسريابي (كه معلوم هم نيست مجوز فعاليت خود را از كدام مرجع قانوني گرفته‌اند) روي دختران و پسران دم بخت در انتظار ازدواج، پياده مي‌كنند. اگر شما هم يكي از همان خوانندگان پر و پا قرص صفحات ضميمه آگهي‌هاي برخي روزنامه‌ها باشيد، قطعاً در ميان انواع و اقسام آگهي‌هاي رنگارنگ و ريز و درشت، جملاتي از اين دست كه «ازدواج آگاهانه حق شماست» يا «همسر ايده‌آل‌تان را از ما بخواهيد» براي لحظاتي هم كه شده توجهتان را به خود جلب كرده است. اينها شعارهاي زيبا و فريبنده موسسات جديد و نوظهوري هستند كه به شيوه‌هاي مدرن، زمينه ازدواج‌هاي مدرن را رقم مي‌زنند، بنگاه‌هاي همسريابي. بيشتر اين موسسات براي معرفي خود و جذب مشتري، اولين كاري كه پس از گرفتن يك شماره ثبت به عنوان يك شركت يا موسسه قانوني انجام مي‌دهند، راه‌اندازي فعاليت اينترنتي است كه روي آن شماره‌هاي تماس، نشاني، نحوه فعاليت و عضو‌گيري، مدارك و شرايط لازم براي ثبت‌نام متقاضيان در موسسه را اعلام مي‌كنند. طبيعي است با اين اطلاع‌رساني وسيع كه از سوي گردانندگان اين قبيل موسسات صورت مي‌گيرد، پيدا كردن شماره تماس و نشاني آنها براي دختران و پسران جوان جوياي ازدواج، كار چندان سختي نخواهد بود. كنجكاوي براي سر درآوردن از كار موسسات همسريابي، وسوسه‌ام كرد تا در يك ظهر نيمه آفتابي، راهي يكي از اين موسسه‌ها كه براساس آنچه روي سايتش آمده در مدت چند سال راه‌اندازي براي خودش كلي طرفدار پيدا كرده، شدم.
 
اگرچه نشاني در ظاهر خيلي سرراست است، اما اين دومين مرتبه است كه كوچه موردنظر را از بالا تا پايين براي پيدا كردن پلاك موسسه طي مي‌‌كنم، اما اين‌بار همين طور كه راه مي‌روم، با دقت بيشتر تابلوهاي كوچك و بزرگ نصب شده بر سر در ساختمان‌ها را نگاه مي‌‌كنم. بالاخره رويت شد! اما نه آن‌طور كه تصورش را مي‌كردم. پلاك... يك در شيشه‌اي، ساختماني تقريباً قديمي كه بيشتر شبيه يك واحد مسكوني است تا يك موسسه خدماتي اجتماعي. روي ديوار سمت راست ساختمان، تابلوي كوچكي به اندازه يك كف دست(!) با نام موسسه موردنظر به زحمت خودنمايي مي‌كند و روي زنگ طبقه چهارم نوشته شده: «موسسه خانه...» بي‌درنگ زنگ را مي‌فشارم و صداي زني آن سوي آيفون من را به داخل دعوت مي‌كند و بلافاصله در به رويم باز مي‌شود. پا كه به داخل ساختمان مي‌گذارم، پله‌هاي نسبتاً بلند، فضاي سوت و كور و ديوارهايي كه از چند جا ترك خورده، احساس ناخوشايندي در من ايجاد مي‌كند. نه رفتي و نه آمدي. در طبقات اول و دوم انگار خاك مرده پاشيده‌اند. راه‌پله‌ها آنچنان ساكت و خلوت است كه ترس و دلهره براي لحظاتي مرا در ادامه رفتن مردد مي‌كند.ميان كشمكش براي ادامه دادن يا ندادن، در راهروي طبقه سوم، روي يكي از ديوارها روي كاغذ كوچكي با خودكار نوشته شده: «به طرف موسسه...» احساس نه‌چندان خوشايندي كه تا لحظاتي پيش داشتم، با ورود به يك مكان نه‌چندان رسمي، كمي كاهش مي‌يابد. برخلاف انتظارم انگار براي ميهماني به خانه اقوام آمده‌ام تا يك موسسه خدماتي. سالن ورودي فرش شده است. در گوشه‌هايي از سالن چندين اتاق به چشم مي‌خورد. خانم منشي كه همزمان نقش كارشناس موسسه را هم ايفا مي‌كند، مشغول صحبت با يك مراجعه‌كننده است. از فرصت استفاده كرده و به بهانه اين كه نمي‌دانم به چه كسي بايد مراجعه كنم، به يكي از اتاق‌ها سرك مي‌كشم. چند خانم جوان به صورت تلفني يا حضوري مشغول صحبت با افرادي هستند كه به نظر مي‌رسد به آنها مشاوره مي‌دهند. يكي از مشاوران با ديدن من، گويي تعجب كرده كه چطور توانسته‌ام تا اينجا نفوذ كنم، با سرعت از جايش بلند مي‌شود تا در را ببندد و خانم «م» را كه در داخل سالن همچنان مشغول صحبت با يكي از مراجعان است، متوجه حضور من مي‌‌كند. بعد از يك سلام و عليك و معارفه تشريفاتي كه ميان‌مان رد و بدل مي‌شود، همان فرم كذايي زردرنگ كه نمونه سوالات آن داخل سايت بود را به دستم مي‌دهد تا پر كنم. همچنان كه مشغول خواندن سوالات هستم، سنگيني نگاه خانم منشي را روي خودم حس مي‌‌كنم. خانم «م» تلاش مي‌كند لبخند حتا براي لحظه‌اي هم كه شده از روي چهره‌اش محو نشود و دست و پا شكسته به سوالات ريز و درشتم پاسخ مي‌دهد، اما انگار كم‌كم كاسه صبرش لبريز مي‌شود، زيرا اين بار با اين جمله كه «عزيزم تا ثبت‌نام نكني، نمي‌‌تواني از هيچ‌يك از خدمات موسسه استفاده كني» به من مي‌فهماند ديگر سوال و كنجكاوي كافي است. از خانم «م» مي‌پرسم آيا مي‌شود قبل از ثبت‌نام با آقاي دكتر (مدير موسسه) يا يكي از كارشناسان صحبت كنم كه با جواب منفي او مواجه مي‌شوم، از طرفي دو دختر جوان كه بلافاصله كمي روي صندلي روبه‌روي من نشسته‌اند هم هر چند ‌دقيقه يك بار لبخند‌هاي تمسخرآميزي نثارم مي‌‌كنند. انگار كه خودشان به قصد ديگري جز آنچه بقيه مراجعان دارند به اين موسسه آمده‌اند. در همين حال، دختر جواني نفس‌نفس‌زنان از در موسسه داخل مي‌شود و انگار كه مدت‌هاست با خانم منشي آشناست، سلام و احوالپرسي گرمي با او مي‌كند. منشي هم به او مي‌گويد چرا وقت ملاقات ديروز كه با فرد موردنظر ترتيب داده شده بود را فراموش كرده و دختر بيماري يكي از بستگان نزديك را دليل اين كار عنوان كرد و با خواهش از منشي مي‌خواهد قرار ديگري برايش ترتيب داده شود. خانم «م» كه احساس مي‌كند از من جز گرفتن انرژي از او، هيچ آبي براي موسسه گرم نمي‌شود، سعي مي‌‌كند كوتاه و مختصر اطلاعاتي درباره نحوه عضو شدن و معرفي افراد موردنظر بدهد؛ چراكه به هر حال هرچه باشد او براي همين كار آنجا نشسته است. اگرچه منشي بارها در ميان جملاتش تاكيد مي‌كند كه فعاليت موسسه كاملاً قانوني و با اخذ مجوز از مراجع ذي‌صلاح است، اما جز يك شماره ثبت، هيچ نام و نشان ديگري از اين مراجع ذي‌صلاح رويت نشد، با اين حال نحوه ثبت‌نام و عضويت در طرح همسان‌گزيني اكثر موسسات همسريابي تقريباً از يك الگوي واحد پيروي مي‌كند، به اين ترتيب كه هر فرد مجرد - دختران 18 سال به بالا و پسران 24 سال به بالا- مي‌توانند به صورت حضوري يا تلفني در تمام كشور به عضويت طرح همسان‌گزيني دربيايند. در مرحله اوليه ثبت‌نام، درخواست عضويت تكميل مي‌شود. در اين درخواست اوليه كه شامل 28 سوال است، علاوه بر مشخصات كلي و خانوادگي سوالاتي نظير تاكيد فرد بر مسایل مذهبي، نظر فرد درباره ادامه تحصيل و اشتغال خود يا همسر، نوع حجاب و پوشش و... پرسيده مي‌شود. فرم دوم دفترچه گفت‌وگو شامل 77 سوال است. ثبت مشخصات متقاضي در بانك اطلاعات، بررسي مشخصات متقاضي و خواسته‌هاي وي و ارایه خلاصه اطلاعات گزينه‌هاي مطالب از طرف كارشناسان موسسه ظرف مدت 24 ساعت انجام می‌شود. افرادي كه مناسب يكديگر تشخيص داده شوند، در صورت توافق، شماره تلفن ميانشان رد و بدل مي‌شود و دختر و پسر مي‌توانند داخل مركز برا‌ي آشنايي با هم قرار ملاقات بگذارند و در مراحل بعد با حضور مشاوران مركز كه البته همگي را با عنوان خانم يا آقاي دكتر خطاب مي‌كنند(!) وقت‌هاي خودشناسي، روان‌شناسي و جلسات مشاوره ترتيب داده مي‌شود تا بالاخره معلوم شود اين دو به درد يكديگر مي‌خورند يا نه كه البته اين مراحل تا رسيدن فرد متقاضي به همسر دلخواه ادامه پيدا مي‌كند. كارشناس مركز، بعد از كلي آب و تاب و تعريف و تمجيد از فعاليت كارشناسان مجرب، متخصص و متعهد موسسه براي سر و سامان دادن شما، در نهايت مي‌رود سر اصل مطلب مبني بر اين كه هرچند نمي‌توان براي دستيابي شما به يك ازدواج خوب و همسري شايسته ارزش‌گذاري مالي كرد، اما براي استفاده از خدمات طرح همسان‌گزيني بايد هزينه‌هايي را هم به موسسه پرداخت كنيد كه البته آن نيز اصول و قوانين خود را دارد. اگر تاريخ تولد شما بين سال‌هاي 57 تا 68 باشد، حق عضويت 30 هزار تومان، اگر تاريخ تولد بين سال‌هاي 56 و قبل از آن است، حق عضويت 40 هزار تومان است و اگر شما داراي سابقه نامزدي، عقد يا ازدواج باشيد، حق عضويت شما 40 هزار تومان است. البته مدت عضويت در طرح همسان‌گزيني، یك سال است كه در صورت تمايل متقاضي اين مدت قابل تمديد است.خانم «م» در ضمن توضيح مي‌دهد كه هزينه انجام خدمات كارشناسي براي معرفي هر گزينه به متولدين 57 تا 68 هفت هزار تومان و براي متولدين 56 و پيش از آن و افرادي كه داراي سابقه نامزدي، عقد و ازدواج هستند، 12 هزار تومان است. همچنين با توجه به اين كه اقدامات كارشناسي مختلفي براي عضويت شما انجام مي‌شود، تمام هزينه‌هايي كه به موسسه پرداخت مي‌‌كنيد، غيرقابل برگشت خواهد بود. تعجب نكنيد! اگر تا حالا شعار قبولي تضميني را فقط از موسسات كنكور شنيده بوديد، اما حالا موسسات همسريابي هم با شعار ازدواج موفق تضميمي هر روز بر تعداد طرفداران و مراجعان خود اضافه مي‌كنند. كارشناسان موسسه ارایه‌كننده خدمات تضميني ازدواج، پس از ثبت‌نام براي ازدواج شما بسيج خواهند شد. به قول كارشناس اين موسسه، پس از پر كردن فرم، تحويل مدارك و اقدامات اوليه ثبت‌نام، اولين مورد ازدواج براي شما در كمتر از 24 ساعت به شما معرفي مي‌شود. در اين شرايط اگر جوابتان مثبت بود، پس از اين كه برايتان قرار ملاقات ترتيب داده شد و همديگر را ديديد، جلسات مشاوره با حضور دختر، پسر و نفر سومي به نام مشاور تشكيل مي‌شود. اگر طي اين رفت و آمدها همه‌چيز به خوبي پيش برود و ازدواج سر بگيرد كه هيچ! وگرنه همين‌طور پشت سر هم آنقدر متقاضي ازدواج به شما معرفي مي‌شود كه كلافه شويد و آن‌وقت است كه با خودتان بگوييد خداي من! با اين همه مورد براي ازدواج چه بايد كرد؟ اصلاً كدامشان را بايد انتخاب كنم تا بهترين انتخابم باشد؟مسلم اين است كه منشي موسسه از همان روز اول ثبت‌نام تاكيد مي‌كند كه اگر هريك از مواردي كه براي ازدواج به شما معرفي مي‌شود، چه از طرف شما و چه از طرف شخص مقابلتان به هر دليل مورد پسند واقع نشود، خبري از بازپرداخت هزينه دريافت‌شده نيست؛ چرا كه به هر حال، قطعاً اين همه تلاش بي‌وقفه و شبانه‌روزي كه كارشناسان و مشاوران فعال موسسه مذكور براي فرستادن شما به خانه بخت به كار مي‌گيرند، مستلزم صرف هزينه‌هايي است كه ادامه كار و حيات موسسه نيز از طريق دريافت همين مبالغ امكان‌پذير است. وقتي از منشي به بهانه بيشتر فكر كردن، فرصتي مي‌خواهم تا فرم را به همراه ببرم و سر فرصت با تامل بيشتري آن را پر كنم و بازگردانم، نگاه معني‌داري به من مي‌اندازد، اما مخالفتي نمي‌كند. آماده ترك موسسه مي‌شوم، اين بار بدون هيچ بدرقه‌اي از جانب منشي و او كه انگار به آمدن من چندان خوشبين و اميدوار نيست، او خودش را با پاسخگويي به يكي از مراجعان سرگرم مي‌كند. دوباره همان حرف‌هاي تكراري! درِ شيشه‌اي به آرامي پشت سرم بسته مي‌شود. پله‌هاي باريك و سوت و كور موسسه را يكي پس از ديگري طي مي‌كنم، در حالي كه پرسش‌هاي بسياري در سرم مي‌چرخد. مثلاً اين كه چرا موسسه از پذيرش متقاضيان ازدواج با شرايط خاص خودداري مي‌كند، زيرا قطعاً افراد سالم و عادي كه شرايط ويژه‌اي ندارند، در محيط جامعه بسيار راحت‌تر مي‌توانند فرد موردنظر خود را براي ازدواج پيدا كنند كه البته به قول معروف دير و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد، اما اين‌كه صرفاً فردي را به دليل مشكل و نقصي در ظاهر پذيرش نكنند، چه معني مي‌دهد؟ اين گونه موسسات تنها كاري كه براي اعضاي خود انجام مي‌دهند، تنها رد و بدل كردن شماره تلفن و تعيين محلي براي قرار ملاقات و جلسات آشنايي است كه صد البته اين كار را خيلي از دختران و پسران جوان امروزي در جامعه هم انجام مي‌دهند. نكته مهم ديگري كه نبايد آن را ناديده گرفت، اين واقعيت است كه ميزان مراجعه دختران و پسران جهان به موسسات همسريابي كه در سال‌‌هاي اخير رشد قارچ‌گونه‌اي نيز در جامعه پيدا كرده‌اند، روز به روز بيشتر مي‌شود و اين يعني اين كه رغبت جوانان به ازدواج با وجود موانع و مشكلات بسيار، همچنان جدي است، اما فعاليت اين موسسات پديده جديدي در جامعه امروزي است و آنها تنها با استناد به يك شماره ثبت كه از سازمان ثبت اسناد و املاك كسب كرده‌اند، مجوز فعاليت گرفته‌اند و معلوم نيست چه نهاد و سازماني ناظر بر عملكرد اين موسسات و تخلفات احتمالي‌شان است. واقعيت ديگري كه شايد از ديد گردانندگان اين موسسات پنهان مانده، اين است كه اگر بپذيريم براساس عرف هميشه مردها به خواستگاري دختران رفته‌اند و اين‌كه همواره مردها طالب و زنان طلبيده شده‌اند، آيا دختر و پسري كه به مدد اين موسسات با هم آشنا مي‌شوند و رابطه‌شان به ازدواج منتهي مي‌شود، هيچگاه در طول زندگي مشتركشان، فرمي را كه در اين موسسه براي ازدواج پر كرده بودند، به ياد خواهند آورد و به ويژه مردان، اين موضوع را كه روزي همسرشان براي ازدواج به يك موسسه همسريابي مراجعه كرده همچون پتكي بر سر آنها نخواهند كوبيد؟!منبع:تحليل روز
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۶
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۵:۴۹ - ۱۳۸۸/۱۲/۱۵
0
0
من دختری 23ساله هستم به شدت احساس نیاز به ازدواج می کنم گاه فکر گناهان کبیرهای چون استمناء و... به سرم می زند بعد شما حرف از منت می زنید واقعا که این اصلا مورد خوبی نیست شما مراکز تاسیس کنید این مشکلات با مشاوره وصحبت پیرامون ان حل می شود ...
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۱:۵۸ - ۱۳۸۹/۰۲/۱۱
0
0
41ساله، فوق لیسانس، قد 175، وزن 68، نسبتا خوش تیپ، با ظاهری تمیز و رسمی، بدون ریش و سبیل، موقعیت شغلی و اجتماعی مناسب، درآمد حدود 1.5 میلیون، ساکن تهران ، مسکن شخصی، و اتومبیل و ... علاقمندی ها و اشتغالاتم: مطالعه و تحقیق، اخبار ، پرداختن به امور مذهبی و خواندن قرآن، موسیقی سنتی، و گاها سفر و گردش و طبیعت، همچنین من آدم مقیدی هستم، (مذهبی نوگرا ، نه خشک مقدس)، اهل خانواده (خانواده دوست)، آدم مسئولیت پذیر و پرکار، صادق، صبور، آرام ، اهل مدارا، بی شیله پیله و ساده، مهربان و دل نازک و سالم و به دور از هر انحرافی، خوشبخت کننده یک زن واقعی و اهل زندگی،
ویژگی های همسر مورد نظر
دارای خانواده سالم و متدین و با فرهنگ، 2. زیبا(مهم) و تناسب فیزیکی ( نسبتا لاغر و قد حدودا بین 158 تا 172)، 3. محجبه(بسیار مقید به حفظ حجاب/ یا: مانتو و مقنعه بسیار ساده و سنگین و رسمی)، 4. صادق( از دروغ و آدم دروغگو متنفرم)، 5. مهربان و خوش قلب و باوفا و به طور کلی اهل زندگی و اهل آخرت، 6. حداقل لیسانس، و در صورتی که از همسر جدا شده است فرزند نداشته باشد/مانند خودم ( لطفا اگر بند 2 شامل حالتان نمی شود تماس نگیرید) با تشکر از حوصله ای که به خرج دادید و مطالعه کردید.
مونث22ساله
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۷:۲۴ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۸
0
0
چطور میشه شوهرکرد مرا یاری کنید
ماهک
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۱:۲۹ - ۱۳۸۹/۰۷/۰۹
0
0
salam hagigatesh az ro konjkavi ke etefagi bood varede site shoma shodam ke dar morede aghaye 41 salee ke donbale hamsare monaseb onam bain sharayet to net mikhan baram jalebe ke to net jostejo mikonan
یاسمن
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۱:۱۳ - ۱۳۹۱/۰۱/۱۴
0
0
با سلام .آیا مراکز همسریابی امین افتتاح شده؟به کجا می توان مراجعه کرد لطفا راهنماییم کنید انشالله خیر دوعالم نصیبتان شود که دست جوانان را می گیرید تا به بیراه کشیده نشوند.
soheyla
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۲:۰۶ - ۱۳۹۱/۰۵/۱۴
0
0
لطفامرکزمعتبری بمن معرفی کنید
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: