کد خبر:۷۱۳۳
تاریخ انتشار: ۰۶ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۲۰:۲۷
تعداد بازدید: 4073
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
چرا کاندیداهای ریاست جمهوری برنامه محور نمی شوند؟
برنامه محوری فرایندی است که در طی زمان شکل می گیرد و نمی توان انتظار داشت فردی که سالیان سال کمتر با برنامه پیش رفته به یکباره متحول شده و برنامه محور باشد
در طی ماه های اخیر یکی از مباحث اصلی که سیاستمداران و کارشناسان درباره انتخابات ریاست جمهوری برآن تاکید کرده اند، مقوله برنامه محوری بوده است. می توان گفت تقریباً نتیجه همه مباحثات و مناظراتی که در حول برنامه محوری کاندیداهای ریاست جمهوری صورت گرفته است نشان داده که نامزدین ادوار مختلف ریاست جمهوری در کشور ما کمتر برنامه محور بوده و بیشتر شخص محور و گروه محور بوده اند. موضوعی که هر چهار سال یکبار شکل گرفته و همه انتقادات به سمت آن نشان گرفته شده و نداشتن حزب متهم اصلی شناخته شده و پس از برگزاری انتخابات همه چیز به فراموشی سپرده شده تا چهار سال بعد. این جریان عقیم، کماکان ادامه دارد و معلوم نیست که چه زمانی به ثمر خواهد نشست. اما در این مجال نگارنده قصد دارد به موضوعی بپردازد که کمتر در در این جریان به آن پرداخته شده است.

برنامه محوری فرایندی است که در طی زمان شکل می گیرد و نمی توان انتظار داشت فردی که سالیان سال کمتر با برنامه پیش رفته به یکباره متحول شده و برنامه محور باشد. شخصی که از دوران بچگی به نحوی آموزش دیده است که نه تنها برای کارهای اجرایی به مانند ریاست جمهوری بلکه در امور زندگی خود برنامه محور باشد طبیعتاً در آینده نیز سر هر کاری هم برنامه محور خواهد بود. به نظر می رسد نباید امور کلان اجرایی را با امور زندگی تک تک افراد جامعه بی ارتباط دانست. به عبارتی دیگر اگر ما روزی شاهد افراد برنامه محور در جامعه بودیم آنگاه می توان انتظار داشت که فرد منتخب مردم هم، برنامه محور باشد. در حقیقت برنامه محوری را باید یک فرهنگ تلقی کنیم. فرهنگی که در طی زمان ها شکل گرفته و جزو عادات و رسوم زندگی مردم شده است.

همچنین اگر صحنه انتخابات ریاست جمهوری را نوعی از رقابت بدانیم که فی الواقع بدین گونه است، افراد بدنبال ترغیب و هم سو کردن مردم با خود هستند به مانند یک بازار و تا زمانی که در این بازار تقاضایی برای برنامه محوری نباشد، برنامه محوری عرضه نخواهد شد. به عبارتی دیگر بخشی از وضعیت موجود بی برنامگی کاندیداهای ریاست جمهوری به تک تک افراد جامعه باز می گردد. بلاخره شخص رئیس جمهور مجبور است برای جلب آرای آحاد مردم مطالبه ها و خواسته های آن ها را پاسخ دهد. درصورتی که یکی از خواسته های اصلی آحاد مردم (نه فقط تعداد اندکی از مردم) برنامه محوری نباشد بالطبع نامزدهای ریاست جمهوری اهمیت زیادی برای آن قائل نخواهند شد.

قابل ذکر است که در دوره های مختلف ریاست جمهوری دیده شده است که افراد نامزد تصدی ریاست قوه مجریه از برنامه محوری برداشت اشتباهی داشته و به شعارهای خود نام برنامه می دهند. به طور مثال بسیار دیده شده است که در شعارهای انتخاباتی، قشر خاصی از افراد جامعه لحاظ شده، شعارهای احساسی داده شده و دیگر شعارهایی متناقض برنام محوری که همه شنیده ایم. در حالی که در فرایند برنامه محوری باید به ویژگی های یک برنامه مناسب توجه کرد که از جمله می توان به جامع وکامل بودن، زمان دار، قابل اجرا، قابل ارزیابی، متناسب با نیاز مردم و مملکت بودن، به منفعت مردم و نظام بودن برنامه و در راستای سیاست های بالادستی بودن برنامه ها اشاره کرد.

در پایان بد نیست در این مجال کوتاه، چند مورد از مضرات و آفات بی برنامگی و عدم برنامه محوری کاندیداهای ریاست جمهوری مطرح شود. قطعاً عدم برنامه محوری کاندیداهای ریاست جمهوری سبب خواهد شد تا :
 مردم شناخت درستی از نامزدهای ریاست جمهوری بدست نیاورند.
 قابلیت ارزیابی دوره های چهارساله روءسای جمهور دشوار و تا حدودی غیرممکن شود.
 قضاوت های ناصحیح افراد درباره کارآمدی یا ناکارامدی عملکرد رئیس جمهور زیاد شود.
 دروغ گویی و تهمت در جامعه رواج یابد.
 در صورتی که فعالیت های رئیس جمهور کارساز و موفق باشد برای ادامه آن نیاز به مدلی است که در صورت نداشتن برنامه، میسر نمی باشد.
 احساس گردد اعتقاد و باور عملی به مشارکت مردم در امور اجرایی مملکت وجود ندارد.
 مردم به مدیران و روسای جمهور بی اعتماد شوند.
 نقشه راه مدون و مشخص وجود نخواهد داشت.
 قابلیت پیش بینی از وضعیت آینده کشور و متعاقب آن برنامه ریزی برای آینده بوجود نخواهد آمد.
 فرصت سوزی و تحمیل هزینه های هنگفت بر کشور و جامعه وارد خواهد شد.

نويسنده : امیر مغنی باشی منصوریه
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: