کد خبر:۷۰۷۰
تاریخ انتشار: ۲۴ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۷:۲۲
تعداد بازدید: 3376
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
چرا۱۱ ميليون ايراني با ازدواج قهرند؟!
۱۱ ميليون نفر جوان دم بخت كه در خانه بخت نيستند اما از يك سو نشانه است و از سوي ديگر هشدار.

قديمي‌ها دختر كه به ۱۰، ۱۲ سال مي‌رسيد و پسر به ۱۸، ۱۹ سال، او را دم بخت مي‌دانستند و به قول معروف برايش آستين بالا مي‌زدند. كم‌كم كه جامعه‌مان به سمت و سوي مدرنيته حركت كرد، ‌اين دم بخت بودن هم در جدول اعداد پيش آمد وبا سن ازدواج بالا و بالاتر رفت. هم اكنون به گفته مديركل دفتر آمار و اطلاعات جمعيتي سازمان ثبت احوال، ۸۵ درصد از پسران در سن ۲۰ تا ۳۴ سالگي و ۸۵ درصد دختران نيز در سن ۱۵ تا ۲۹ سالگي به خانه بخت مي‌روند. اين در حالي است كه از بيش از ۲۳ ميليون نفر جواني كه دم بختند و در سن ازدواج قرار دارند، ۱۱ ميليون نفر بر اساس آمارهاي سازمان ثبت احوال هرگز ازدواج نكرده‌اند.

۱۱ ميليون نفر جوان دم بخت كه در خانه بخت نيستند اما از يك سو نشانه است و از سوي ديگر هشدار.

تجرد اين همه جوان دم بخت نشانه‌اي است از اينكه در سبك زندگي تازه مردم ما، ازدواج جايگاه و اهميت خود را از دست داده و هشدار اينكه مجرد بودن و مجرد ماندن چنين جمعيتي به آسيب‌هاي اجتماعي دامن مي‌زند.

از سوي ديگر نيز با توجه به آنكه ۴۸ درصد از اين افراد را زنان تشكيل مي‌دهند، حدود ۵ميليون و ۲۸۰ هزار نفر از چرخه فرزند آوري خارج مي‌شوند و اين مسئله ‌شاخص‌هاي رشد جمعيت را بيش از پيش تحت تأثير قرار مي‌دهد. اين در حالي است كه جمعيت كشورهايي همچون يونان، ‌كوبا و بلژيك هم در حدود ۱۱ ميليون نفر است، ‌يعني كشور ما به اندازه يك كشور جوان مجرد دارد؛‌افرادي كه روز به روز سنشان بالاتر مي‌رود و ممكن است به جاي رفتن به خانه بخت به خانه‌هاي مجردي روي بياورند.

پس مي‌توان نخستين دليل بالا رفتن سن ازدواج و افزايش زندگي‌هاي مجردي را با تمام آسيب‌هايي كه دارد در تغيير نگرش و سبك زندگي مردم كشورمان ارزيابي كرد؛‌موضوعي كه باعث شده است توصيه‌هاي دين مبين اسلام بر امر مقدس ازدواج را ناديده بگيريم و خانواده‌ها هم به جاي آنكه جوانان را ياري كنند تا با ازدواج سرنوشت و آينده روشني را براي خود ترسيم كنند، با انداختن سنگ‌هاي بزرگ بر سر راه ازدواج آنها، ‌روند زندگي ۱۱ ميليون جوان را در هاله‌اي از ابهام فرو مي‌برند.

در اين ميان اما بخشي از تقصير هم بر گردن دولت و نهادهاي اجتماعي، ‌فرهنگي و اقتصادي است زيرا يكي از دلايل مجرد ماندن جوانان مربوط به فراهم نشدن زير‌ساخت‌هاي اقتصادي ازدواج جوانان است. بخش ديگر اما فرهنگي است؛ همان حكايت قديمي ترويج ازدواج «آسان ، به موقع و پايدار» كه دستگاه‌ها و نهادهاي متولي امور جوانان بيشتر شعارش را داده‌اند و افزايش روزانه تجملات غير ضروري به بساط ازدواج بيانگر همين نكته است.

همچنانكه انفعال نهادهاي فرهنگي- اجتماعي موجب انحراف سبك زندگي مردم جامعه شده و همين دوري از ارزش‌هاي ملي و باورهاي مذهبي ريشه بسياري از چالش‌ها از جمله همين خطر افزايش تجرد در كشور است و اما راهكار به خانه بخت فرستادن اين ۱۱ ميليون جوان مجرد آن است كه هر كس به وظيفه خود عمل كند چه دولت، چه خانواده‌ها و از همه مهمتر خود جوانان كه بايد سرنوشت خود را تعيين كنند. جوان آنلاين

برچسب ها: جوان ، ازدواج ، قهر
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: