کد خبر:۶۶۵۸
تاریخ انتشار: ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۹:۲۵
تعداد بازدید: 3421
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
فاش شدن راز گداي ميلياردر با سه همسر
راز گداي ميلياردي كه به دور از چشم همسر اولش دو ازدواج مخفيانه كرده بود، هنگامي فاش شد كه وي براي گرفتن پول از جوان سارقي كه ضامن او شده بود در دادسرا عليه او به اتهام زورگيري شكايت كرد.
راز گداي ميلياردي كه به دور از چشم همسر اولش دو ازدواج مخفيانه كرده بود، هنگامي فاش شد كه وي براي گرفتن پول از جوان سارقي كه ضامن او شده بود در دادسرا عليه او به اتهام زورگيري شكايت كرد.
 
چندي پيش وقتي در يكي از خيابان هاي اصلي شهر، جوان سارقي قصد قاپيدن كيف يك زن عابر را داشت، راننده يك تاكسي با ديدن صحنه سرقت بلافاصله راه عبوري سارق را سد كرده بود و پس از درگيري با وجود آن كه با چاقوي سارق كيف قاپ زخمي شده بود او را با كمك مردم دستگير كرده بود.

با انتقال سارق به دادسرا و اعتراف وي به چندين فقره سرقت و صدور قرار قانوني از سوي داديار جنايي تهران، چندي بعد براي اين متهم قرار وثيقه صادر شد تا پرونده پس از تكميل شدن و صدور كيفرخواست به دادگاه ارسال شود.

آن روز مردي كه براي سپردن سند ضمانت در دادسرا حاضر شده بود رفتارهاي عجيبي داشت لباس مندرس او موجب شد تا قاضي سند ارائه شده توسط وي را چندين بار بررسي و آن را استعلام كند.

ملكي با ارزش كه بر اساس نظر كارشناس دادگستري نزديك به يك ميليارد تومان ارزش داشت.

پس از قبول وثيقه و دستور آزادي موقت سارق كيف قاپ هنگام خروج از دادسرا، مرد ضامن را ديدم كه سوار يك خودروي گرانقيمت شد و مردي كه رانندگي خودرو را به عهده داشت به سرعت از محل دور شد.

مدتي از اين موضوع گذشت و يك روز بار ديگر به صورت اتفاقي مرد ضامن را ديدم كه بر خلاف دفعه قبل آمده بود تا از جواني به اتهام زورگيري شكايت كند. به فاصله كمي از او جواني كه دستبند به دست در كنار مامور ايستاده بود، مدام به شاكي خود پوزخند مي زد.
هنوز دقايقي از حضورم در دادسرا نمي گذشت كه به يكباره صداي فرياد و هياهوي سه زن كه با يكديگر درگير شده بودند، نظم دادسرا را به هم ريخت. وقتي ماموران انتظامي در نزاع سه زن كه بي محابا به هم يورش مي بردند، مداخله كردند، همه چيز معلوم شد. آنها همسران همان مرد ژنده پوشي بودند كه يك روز براي ضمانت سارق كيف قاپ به دادسرا آمده بود و روزي ديگر براي شكايت از جواني ديگر كه از سوي وي عليه اين جوان به اتهام زورگيري شكايت شده بود.

وقتي قاضي دادسرا زنان درگير، مرد ژنده پوش و جوان سارق را براي بررسي موضوع به درون اتاق فراخواند، معلوم شد مرد ژنده پوش يك گداي ميلياردر است كه اموال فراواني در تهران و شهرستان دارد و به دور از چشم همسر اول خود دو همسر ديگر اختيار كرده بود و پس از شكايت از جوان زورگير او نيز با اطلاع از ازدواج مخفيانه مرد متكدي موضوع را به آنها خبر داده و خواسته بود در دادسرا حضور پيدا كنند.

پس از تحقيق مقدماتي قاضي دادسرا در ارتباط با نقش جوان متهم گفت: مرد متكدي به دليل آن كه املاك فراواني دارد با دريافت مبالغ گزاف از سارقان آنها را پس از دستگيري ضمانت مي كند و زماني كه او موفق به دريافت پول از جوان متهم نشده بود، به اتهام زوگيري عليه او شكايت كرده بود، غافل از اين كه او نيز با شناسايي همسران مرد متكدي آنها را از ازدواج هاي پنهاني مرد گدا با خبر كرده بود.

مدتي از اين ماجرا گذشت، يك روز وقتي در ترافيك حوالي يكي از ميادين اصلي شهر پشت چراغ قرمز انتظار مي كشيدم به يكباره گداي ميلياردر را ديدم كه در ميان خودروها با صداي بلند از رانندگان پول درخواست مي كرد.

وقتي به من نزديك شد لبخندي زده و گفتم: گداي ميلياردر هنوز پول مي خواهد؟! نگاهي به من انداخت و به يكباره در شلوغي خودروها گم شد.جام جم
 
 
 
-----------------------------
 
 
 
تهديد بلوتوثي!

آبرويم در خطر است و نمي دانم اگر او تصاويري را که به طور مخفيانه تهيه کرده است رو کند چه خاکي بر سرم بريزم. خواهش مي کنم کمکم کنيد و راهي نشانم دهيد تا بتوانم خودم را از مخمصه اي که در آن گرفتار شده ام نجات دهم.دختر دانشجو در دايره اجتماعي کلانتري سجاد مشهد افزود: يک سال قبل با پسر جواني آشنا شدم که در نزديکي خانه هم کلاسي ام زندگي مي کرد. من براي درس خواندن به خانه دوستم مي رفتم و اين پسر دانشجو که از شهرستان به مشهد آمده بود با ابراز عشق و علاقه مرا خام کرد. او با چرب زباني هايش روياهاي قشنگي برايم ساخته بود و من که شيفته و دلباخته اش شده بودم تحت تاثير حرف هاي هم کلاسي ام تمام سعي خودم را به کار گرفتم تا اين پسر خوش تيپ و پولدار را از دست ندهم و به قول دوستم همان چيزي باشم که او مي خواهد.متاسفانه رابطه عاطفي من و اين پسر جوان در مدت کوتاهي به سوءاستفاده هاي غيراخلاقي ختم شد و به خاطر اين که هرچه بيشتر او را به خودم وابسته کنم در برابر خواسته هاي کثيفش هيچ مقاومتي از خودم نشان ندادم.مدتي گذشت و پسر مورد علاقه ام فقط به دنبال خواسته هاي خودش بود. من که در اين شرايط نگران آينده ام بودم به او گفتم تا چه زماني مي خواهي به اين رابطه ادامه بدهي و چرا طبق قول و قراري که گذاشته ايم به طور رسمي از من خواستگاري نمي کني. او چند هفته مرا دست به سر کرد و وقتي ديد که ديگر مثل قبل اسير هوس هايش نيستم ادعا کرد منتظر است تا پدرش از سفر خارج کشور برگردد و همراه خانواده اش به خواستگاري ام بيايد.پسر حقه باز با اين حرف هاي چرت و پرت ۲ ماه مرا سر کار گذاشت و از روزي که همکلاسي ام گفت از طريق برادرش متوجه شده پدر اين آقاپسر قاچاق فروشي حرفه اي است که در زندان به سر مي برد و حتي او نامزد دارد تصميم جدي گرفتم براي هميشه فراموشش کنم. اما پسر جوان چهره واقعي اش را برايم نمايان کرد و با لحني تهديدآميز مي  گويد، تصاويري تهيه کرده است که مي خواهد از طريق بلوتوث منتشر کند و آبرويم را به بازي بگيرد.من حالا روزي هزار بار خودم را لعن و نفرين مي کنم و نمي دانم چرا با چنين حماقتي، شخصيت و حيثيت خودم را لگدمال کردم و روسياه شدم. در پايان از همه دخترهاي جوان خواهش مي کنم حواس خود را جمع کنند چون هر دختري به ارزش عفت و عصمتش مي تواند در جامعه سر بلند کند و زندگي آبرومندانه اي داشته باشد.خراسان
 
 
----------------------------------------
 
 

اعدام مرد جادوگر در عربستان سعودي

خبرگزاري دولتي سعودي به نقل از وزارت داخله اين کشور گزارش کرده است که يک مرد سعودي به جرم ارتکاب سحر و جادو محارب با خدا و مفسد في الارض شناخته و اعدام شده است.به گزارش بي بي سي،براساس اين گزارش، از مريع بن علي بن عيسي العسيري کتب و طلسم هاي مرتبط با سحر و جادو به دست آمده و او خود به ارتکاب عمل زنا با دو نفر زن هم اعتراف کرده بود.عربستان سعودي، با استناد به قوانين شرع، براي تعداد قابل توجهي از جرايم، حکم اعدام صادر و اجرا مي کند و اخيرا چند ايراني را در ارتباط با جرايم مواد مخدر اعدام کرد که از سوي سازمان هاي جهاني مدافع حقوق بشر به شدت محکوم شد.اين سازمان ها همچنين اعدام به جرم سحر و جادو را به شدت تقبيح کرده اند.
 
 
 
 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: