کد خبر:۶۶۴۰
تاریخ انتشار: ۲۴ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۳:۲۶
تعداد بازدید: 3368
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
4 متجاوز در ملاءعام اعدام می‌شوند
چهار مرد كه در پرونده‌هاي جداگانه به اتهام تجاوز به عنف به مرگ محكوم شده‌اند هفته آینده پاي چوبه‌دار مي‌روند. سه نفر از اين محكومان دختران و زنان جوان را مورد تعرض قرار داده بودند و يكي ديگر به پسري نوجوان تجاوز كرده بود.
چهار مرد كه در پرونده‌هاي جداگانه به اتهام تجاوز به عنف به مرگ محكوم شده‌اند هفته آینده پاي چوبه‌دار مي‌روند. سه نفر از اين محكومان دختران و زنان جوان را مورد تعرض قرار داده بودند و يكي ديگر به پسري نوجوان تجاوز كرده بود. يكي از اعداميان جوان 29ساله‌اي به نام «سيامك» است كه در يك گاوداري در ورامين به پسري 17ساله تعرض كرد. قرباني روز 25 دي سال 85 به پليس مراجعه كرد و به ماموران گفت: «در خيابان قدم مي‌زدم كه سيامك با موتور به طرفم آمد. او هم‌محلي من است و از قبل مي‌شناختمش. سيامك به بهانه موتورسواري مرا سوار كرد و به يك گاوداري متروكه برد. او در آنجا با چاقو تهديدم كرد و بعد من را مورد آزار جنسي قرار داد و گفت اگر دراين‌باره به كسي حرفي بزنم من را خواهد كشت.» ماموران در جريان تحقيقات متوجه شدند سيامك از اراذل و اوباش معروف آن محل است. آنها اين مرد را بازداشت كردند و او در بازجويي‌ها به جرمش اقرار كرد. اين در حالي بود كه پليس احتمال مي‌داد متهم پسران ديگري را نيز قرباني كرده باشد اما آنها از ترس شكايت نكرده‌اند. سيامك پيش از اين‌ دستگيري سوابق سرقت مسلحانه، آدم‌ربايي، خريد و فروش اسلحه، شرارت، تهديد با چاقو، خريد و فروش موادمخدر و ضرب و جرح را در پرونده‌اش داشت. او بعد از اتمام تحقيقات مقدماتي در شعبه 72 دادگاه كيفري استان تهران محاكمه و به اعدام محكوم شد. اين راي پس از بررسي در ديوانعالي كشور به تاييد رسيد و قرار است حكم او هفته آینده اجرا شود.
دومين مرد اعدامي فردي است كه حداقل سه زن را مورد تجاوز قرار داده است. زني جوان روز 30 تير سال 87 به پليس كرج مراجعه كرد و طي شكايتي گفت: «شوهر من در زندان است. چند روز پيش من در خانه نشسته بودم كه تلفن زنگ زد و مردي خودش را از همبندي‌هاي همسرم معرفي كرد و گفت به مرخصي آمده و برايم از طرف شوهرم بسته‌اي را آورده است. او نشاني خانه را خواست و من هم كه حرف او را باور كرده بودم آدرس را دادم. وقتي اين مرد وارد خانه شد با چاقو مرا تهديد و به زور تجاوز كرد و بعد هم فراري شد.»
 در حالي‌كه ماموران دنبال ردپايي از متهم مي‌گشتند دو زن ديگر نيز شكايت‌هاي مشابهي را مطرح كردند. يكي از آنها گفت: «مردي با من تماس گرفت و ادعا كرد مداركي دارد كه ثابت مي‌كند شوهرم با زني ديگر در رابطه است. او براي دادن اين مدارك آدرس خانه‌ام را گرفت و وقتي وارد منزل شد با تهديد چاقو به من تجاوز كرد.»
 زن ديگر نيز با تكرار همين جملات مشخصاتي را از متهم ارايه داد كه با گفته‌هاي شاكي اول مطابقت داشت، در نهايت پليس توانست مرد متجاوز را به دام بيندازد. وي در تحقيقات مقدماتي جرمش را گردن گرفت و سپس در شعبه 80 دادگاه كيفري استان تهران محاكمه و به اعدام محكوم شد كه اين راي نيز به تاييد ديوانعالي كشور رسيد.
اعدامي ديگر مرد مسافربری است كه يك دختر دانشجو را مورد آزار جنسي قرار داده است. اين دختر روز دوم آبان سال 87 نزد ماموران پليس آگاهي واقعه‌اي را كه برايش رخ داده بود، چنين شرح داد: «من دانشجو هستم و روز حادثه از شهرستان به تهران آمدم. در ميدان آزادي به مقصد شهرك آپادانا سوار يك آردي سفيدرنگ شدم تا به خانه عمه‌ام بروم. من تصور مي‌كردم راننده مسافربر است اما او بعد از طي مسافتي خودرو را متوقف و با چاقو به من حمله كرد. ابتدا سعي كردم فرار كنم اما متوجه شدم در خودرو از داخل باز نمي‌شود. نمي‌توانستم در برابر آن مرد مقاومت كنم. او به خواهش‌ها و التماس‌هايم هم توجهي نداشت و به من تجاوز كرد ولي در لحظه‌اي كه مي‌خواست پشت فرمان ماشين برگردد من موبايلش را برداشتم و به سرعت فرار كردم.»
 كارآگاهان از طريق عكسي كه از متهم در گوشي موبايلش بود او را شناسايي و دستگير كردند. اين مرد نيز بعد از محاكمه در شعبه 79 دادگاه كيفري استان تهران به مرگ محكوم شد و ديوانعالي كشور اين حكم را صادر كرد.
اعدامي چهارم مردي است كه در ميان شمشادهاي ميدان آزادي تهران به دختري دانشجو تجاوز كرد. اين دختر كه در اصفهان در رشته دندانپزشكي درس مي‌خواند روز حادثه وقتي به تهران برگشت براي رفتن به سمت اتومبيل پدرش كه منتظر وي بود از لابه‌لاي شمشادها رد شد اما در آنجا متهم به وي حمله و تجاوز كرد. اين شاكي نيز توانست گوشي موبايل متهم را بردارد و مرد متجاوز از همين طريق و در يك قرار صوري دستگير شد. او ابتدا جرمش را قبول كرد اما وقتي در شعبه 72 دادگاه كيفري استان تهران پاي ميز محاكمه رفت جرمش را انكار كرد. او به اعدام محكوم ولي راي صادره نقض شد و وي اين بار در شعبه 77 از خودش دفاع كرد. اين بار نيز هيات قضات به گناهكاري او راي دادند و باز هم ديوانعالي كشور حكم اعدام را نپذيرفت تا اينكه هيات عمومي ديوانعالي كشور با حضور 50 قاضي عالي‌رتبه تشكيل جلسه داد و متهم با اكثريت آرا به اعدام محكوم شد.
این افراد هفته آینده در حضور مردم به دار آویخته می‌شوند.
 
 
-----------------------------------
 
 
عضويت دختر جوان در سايت همسريابي دردسرسازشد
 
 عضويت در سايت همسريابي باز هم موجب ايجاد دردسر براي يک دختر و دستگيري پسري شد که قصد سوء استفاده داشت. به گزارش معاونت اجتماعي پليس فتاي ناجا در هفته گذشته، دختري از شهر ياسوج به پليس فتاي استان کهگيلويه و بويراحمد مراجعه کرد و در شکايتي عنوان داشت: به قصد ازدواج در يکي از سايت هاي همسريابي ثبت نام کردم و پس از آن مشخصات ظاهري و سجلي خود را در سايت قرار دادم و عنوان کرده بودم که تمايل به ازدواج با پسري با فلان مشخصات را دارم. دختر جوان اضافه کرد: چند روز پس از آن، پسري از طريق سايت برايم پيام فرستاد که من همان پسر مورد نظر شما براي ازدواج مي باشم و تمامي شرايط و مشخصات مورد نظر شما را دارم. پس از اين پيام چند بار ديگر هم ما براي هم پيام هايي ارسال کرديم و با اين کار آشنايي مان بيشتر شد، تا آن که بالاخره در يکي از همين تماس ها آدرس ايميل بينمان رد و بدل شد و پسر به ظاهر خواستگار از من خواست که به منظور ديدن وضعيت ظاهري ام چند تا از عکس هاي شخصي ام را برايش ارسال کنم. من نيز که کاملا به او اعتماد کرده بودم، بدون اين که متوجه پيامدهاي اين کار باشم تعدادي از عکس هايم را براي او ارسال کردم اما پس از چند روز، آن پسر غريبه با ارسال ايميلي درخواست کرد که به منظور ازدواج و آشنايي بيشتر ابتدا مدتي با هم رابطه دوستي داشته باشيم، او در اين ايميل همچنين تقاضاي نامشروع کرد که من مخالفت کردم اما اين پايان ماجرا نبود و پسر شياد در ايميل ديگري که برايم فرستاد تهديد کرد که اگر به خواسته هاي او مبني بر ارتباط با يکديگر تن ندهم همه تصاويري را که از من دريافت کرده است از طريق اينترنت منتشر خواهد کرد و آبرويم را خواهد برد. اين دختر اضافه کرد: وقتي اين تهديد را دريافت کردم ديگر تماسم را با او قطع کردم و به ديگر ايميل هايش جواب ندادم تا الان که آمده ام از اين پسر فريبکار شکايت کنم. اين گزارش حاکي است پس از اعلام اين شکايت، مأموران پليس فتا عمليات خود را براي شناسايي اين فرد آغاز کردند و پس از بررسي هاي فني متهم را شناسايي و دستگير کردند. در همين خصوص معاون اجتماعي پليس فتاي ناجا از شهروندان خواست که به هيچ عنوان به سايت هاي همسريابي اعتماد نکنند، زيرا سوء استفاده کنندگان و کلاهبرداران در فضاي مجازي به راحتي تغيير چهره مي دهند و خود را به عنوان خواستگار به زنان و دختران جوان نزديک مي کنند و با اين اقدام چه بسا موجب هتک حرمت و حيثيت آنان مي شوند.
 
انتقام گيري از دختري در فضاي اينترنت

خبر ديگري درباره هتک حيثيت دختر جواني از طريق اينترنت حاکي از آن است که چند روز پيش دختري به پليس فتاي استان همدان مراجعه کرد و اظهار داشت: فرد ناشناسي تعدادي از عکس هاي خصوصي ام را از طريق اينترنت در يکي از شبکه هاي اجتماعي منتشر کرده است و از اين طريق آبروي مرا برده است. پس از اين شکايت، مأموران پليس به دستور سرهنگ وطني؛ رئيس پليس فتاي استان همدان اقدام به پيگيري موضوع براي شناسايي عامل انتشار تصاوير کردند. کارآگاهان در بررسي هاي خود در فضاي مجازي دريافتند که شخص ديگري اقدام به ساخت پروفايلي در يکي از صفحات اجتماعي با نام و مشخصات دختر جوان کرده است و تعدادي از عکس هاي وي را نيز از طريق همين پروفايل به اشتراک گذاشته است. مأموران پس از رديابي فني، سرانجام موفق به شناسايي متهم شدند و او را دستگير کردند، متهم دستگير شده نيز در بازجويي ها گفت: اطلاعات و عکس هاي شخصي اين دختر را از طريق يکي از دوستانش به دست آورده ام و مي خواستم با انتشار عکس هايش از وي انتقام بگيرم.
 
------------------------
 
 
عروس فراري!

جر و بحث هاي تکراري پدر و مادرم، جو خانه را متشنج کرده بود. آن ها هر روز به خاطر حرف هاي تکراري و گلايه هاي هميشگي از اطرافيان، سر همديگر داد مي کشيدند و هيچ کدام رعايت حال من و برادر کوچولويم را نمي کردند. «نفيسه» در دايره اجتماعي کلانتري سناباد مشهد افزود: با توجه به کمبود محبت و خلاء عاطفي که داشتم در سن ۱۴ سالگي فريب چرب زباني هاي پسر جواني را خوردم که براي تعمير يک وسيله برقي به خانه ما آمده بود و با اين پسر رابطه تلفني برقرار کردم. اما پدرم خيلي زود متوجه شد و آن چنان کتکم زد که استخوان دستم شکست. با آن که رفتار پدرم خيلي سختگيرانه و وحشتناک بود ولي نتيجه اي در بر نداشت چون از او و مادرم که به شدت مرا زير ذره بين قرار داده بودند کينه به دل گرفتم و به باوري نادرست در صدد انتقام از آن ها برآمدم. اگر چه با اين کار اشتباه، آينده خودم را تباه کردم.

عروس جوان افزود: من که از شک و ترديد و برخوردهاي پدر و مادرم عذاب مي کشيدم با چند پسر جوان ارتباط مخفيانه برقرار کردم. البته هر بار پدر يا مادرم متوجه مي شدند و موضوع لو مي رفت. والدينم که معتقد بودند بچه اي ناخلف هستم و از نظر ژنتيکي مشکل دارم به اولين خواستگار بخت برگشته اي که برايم آمد جواب بله گفتند و وقتي از آن ها پرسيدم چرا نظر و خواسته ام را جويا نشدند پدرم کمربند چرمي اش را به دست گرفت و گفت: نظر تو روي اين کمربند نشسته است و اگر يک کلمه حرف بزني آن چنان تو را ادب مي کنم که تا آخر عمر لال بشوي و ديگر نتواني چلچل زباني کني.من شبي که جلسه خواستگاري ام برگزار شد با پسري جوان که از مدتي قبل با او در ارتباط بودم از طريق پيامک درد دل کردم و اين پسر ادعا کرد کمکم خواهد کرد.ارتباط من و اين پسر جوان همچنان ادامه يافت و مي خواستم به پيشنهاد او قبل از برگزاري مراسم عقد کنان از خانه فرار کنم.

اما پدر و مادرم دو چشم قرض کرده بودند و حرکات و رفتارم را با دقت زير نظر داشتند.براي همين هم نتوانستم اقدامي انجام بدهم و بعد از آن که مراسم عقد کنان برگزار شد پدرم نفس عميقي کشيد و براي اولين بار لبخندي زد و دستم را در دست نامزدم گذاشت و گفت: ديگر خيالم راحت شد.اما من همان شب شناسنامه ام را برداشتم و به همراه پسر جوان از شهرستان خودمان به مشهد فرار کرديم. ما ۳ روز در خانه يکي از دوستان پسر جوان مخفي بوديم و در اين مدت فهميدم اين پسر به کراک اعتياد دارد. او مي خواست مرا هم معتاد کند که قبول نکردم و امروز که به بهانه قدم زدن بيرون رفته بوديم با ديدن خودروي گشت پليس از مأموران کمک خواستم و دستگير شديم.مي دانم اشتباه کرده ام و خيلي پشيمان هستم. اي کاش به حرف هاي پدر و مادرم گوش مي دادم و اي کاش آن ها هم به همديگر عشق مي ورزيدند و با من هم بيشتر دوست بودند تا اين همه بدبيني و مشکلات به وجود نمي آمد. منبع : خراسان

Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: