کد خبر:۶۶۱۱
تاریخ انتشار: ۱۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۳:۱۶
تعداد بازدید: 3433
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
قتل فرزند 8 ماهه براي ازدواج با مرد غريبه
زني كه متهم است با نگه داشتن فرزند هشت‌ماهه‌اش در سرما باعث مرگ او شده، در انتظار حكم هيات قضات به سر مي‌برد.

زني كه متهم است با نگه داشتن فرزند هشت‌ماهه‌اش در سرما باعث مرگ او شده، در انتظار حكم هيات قضات به سر مي‌برد.
اين زن به نام رويا كه چند روز قبل در شعبه دوم دادگاه كيفري استان فارس محاكمه شد، به دلیل رابطه با مردي غريبه نقشه قتل فرزند خود را طراحي و اجرا كرد. پرونده اتهامي رويا زمستان سال 88 گشوده شد. آن زمان امدادگران مركز فوريت‌هاي پليسي شهرستان فيروزآباد در تماس با پليس، از مرگ دختري هشت ماهه در خانه‌اش خبر دادند و گفتند به نظر مي‌رسيد اين كودك به خاطر قرار گرفتن در معرض سرماي شديد جان باخته است. ماموران بعد از حضور در محل حادثه، تحقيقات‌شان را آغاز كردند و از آنجا كه مرگ نوزاد مشكوك به نظر مي‌رسيد جنازه به پزشكي قانوني انتقال يافت و كارآگاهان به تحقيق از مادر دختر پرداختند. او از علت مرگ فرزندش اظهار بي‌اطلاعي كرد و گفت: «پروانه به شدت سرما خورده بود اما فكر نمي‌كردم اتفاقي برايش بيفتد امروز هم خوابيده بود اما هرچه منتظر ماندم بيدار نشد وقتي سراغش رفتم ديدم بدنش سرد است به شدت ترسيده بودم براي همين هم با اورژانس تماس گرفتم و امدادگران وقتي آمدند گفتند دخترم مرده است.» كارآگاهان كه در ابتدا هيچ سرنخي از اين ماجرا نداشتند به بررسي زندگي خصوصي پدر و مادر پروانه پرداختند و متوجه شدند اين دو با هم اختلافاتي داشتند همچنين فاش شد رويا با مردي به نام محمود ارتباط دارد همين مساله ظن پليس را نسبت به مادر كودك تقويت كرد اما ماموران ترجيح دادند اين بار قبل از رويا از محمود تحقيق كنند. اين مرد وقتي پشت ميز بازجويي نشست، آشنايي با مادر پروانه را انكار كرد ولي وقتي ديد دلايل و مداركي عليه او وجود دارد به اين موضوع اعتراف كرد و گفت: «من و رويا چندي قبل به صورت اتفاقي با هم آشنا شديم. رويا از زندگي مشتركش ناراضي بود و خيلي زود به من علاقه‌مند شد من هم او را دوست داشتم ارتباط ما با هم ادامه داشت تا اينكه رويا تصميم گرفت دخترش را به قتل برساند و خود را از دست او نجات بدهد.»ماموران بعد از شنيدن اعترافات مرد جوان، رويا را نيز بازداشت كردند و او به كشتن نوزادش اقرار كرد. در ادامه با تكميل تحقيقات مقدماتي، پرونده در اختيار قضات دادگاه كيفري استان فارس قرار گرفت. در اين جلسه نماينده دادستان جرم هر دو متهم را محرز اعلام كرد و خواستار مجازات آنها شد، سپس پدر پروانه در جايگاه ايستاد و گفت: «من براي محمود تقاضاي قصاص ندارم و از او فقط ديه مي‌خواهم اما همسرم بايد مجازات شود.»وقتي نوبت به رويا رسيد تا از خودش دفاع كند گفت: «من به محمود علاقه داشتم و مي‌خواستم با او ازدواج كنم براي اين كار پروانه مانع بزرگي محسوب مي‌شد و بايد به هر شكل ممكن او را از بين مي‌بردم براي همين هم به فكرم رسيد وي را بكشم البته محمود هم با اين نقشه من موافق بود. چند روزي بود كه دخترم به شدت سرماخورده بود و من فرصت را براي اجراي برنامه‌ام مناسب ديدم و روز حادثه در حالي‌كه به شدت بدحال بود او را در اتاقي سرد گذاشتم‌. پروانه آنقدر آنجا ماند تا مقاومتش تمام شد و جانش را از دست داد بعد از اينكه از مرگ او مطمئن شدم با اورژانس تماس گرفتم.»
در ادامه اين جلسه محمود نيز از خودش دفاع كرد و سپس هيات قضات براي تصميم‌گيري وارد شور شدند. اين زن در حالي در زندان به سر مي‌برد كه در تهران نيز زني ديگر به اتهام كشتن فرزند دو ساله‌اش در انتظار رسيدگي به پرونده است. اين زن 16ساله كه سارا نام دارد به اين دليل كه شوهرش تصور مي‌كرد وي با مردي ديگر رابطه دارد و كودك دو ساله نيز پسر آنها نيست در شرايطي عصبي دست به جنايت زد. سارا اكنون در كانون اصلاح و تربيت تهران زنداني است اما به خاطر ابتلا به ناراحتي‌هاي رواني شرايط دشواري دارد به گونه‌اي كه مسوولان كانون يك‌بار تصميم گرفتند وي را به مركز بيماران رواني، امين‌آباد منتقل كنند اما اين مركز از پذيرش سارا به خاطر اينكه زير 18 سال سن دارد، خودداري كرد. سارا در اعتراف تازه‌اي درباره دلايل به قتل رساندن پسرش گفت: «شوهرم حبيب به شيشه معتاد بود و با من بدرفتاري مي‌كرد و كتكم مي‌زد گاهي وقت‌ها براي اينكه مرا بزند، دست و پاهايم را محكم مي‌بست او به من شك هم داشت و خيال مي‌كرد با فروشنده يك مغازه پروتئيني رابطه دارم و اميرحسين فرزند او نيست. روز حادثه نيز من را به شدت كتك زد و از خانه بيرون رفت بعد از آن اميرحسين شروع به گريه و زاري كرد من كه كلافه و عصبي بودم دست و پاي او را بستم، همان‌طور كه شوهرم با من اين كار را مي‌كرد ولي اميرحسين آرام نشد براي همين، روسري را دور گردنش پيچيدم و فشار دادم. من نمي‌خواستم او را بكشم و اصلا هم نفهميدم فوت شده است پسرم آرام شد دقايقي بعد من پوشكش را عوض كردم. آخر شب وقتي شوهرم برگشت، به او گفتم اميرحسين صدايي نمي‌كند او پسرمان را معاينه كرد و گفت مرده است بعد هم جسد را از خانه بيرون برديم و جايي رها كرديم.» اين زن در بازجويي‌ها بارها از رفتار شوهر معتادش گلايه كرده و كبودي‌ها و آثار سوختگي با سيگار روي بدن او نيز نشان‌دهنده اين است كه زندگي تلخي را پشت سر گذاشته است. در حال حاضر حبيب نيز در بازداشت به سر مي‌برد و رسيدگي به اين پرونده ادامه دارد. شرق

 
------------------------------------------
 
 
سه متهم بعد از ورود به خانه زن جوان به او در برابر شوهرش تعرض كردند
عاملان تجاوز به زن خانه‌دار در ملاء‌عام اعدام مي‌شوند

سه مرد كه متهم هستند شبانه به خانه‌اي يورش برده و به زني جوان تجاوز كرده‌اند با حكم قضات دادگاه كيفري استان البرز در ملاء‌عام به‌دار آويخته مي‌شوند. اين حكم در حالي صادر شده كه متهمان باوجود اعترافات اوليه اكنون منكر جرم‌شان هستند و اظهارات ضد و نقيضي را مطرح كرده‌اند. زني جوان نخستين ساعات بامداد 31 خرداد سال گذشته به پليس مراجعه كرد و گفت توسط سه مرد مورد تعرض قرار گرفته است. اين زن كه ساكن خانه‌اي در شهرك بعثت كرج بود به ماموران گفت: «خواب بودم كه با شنيدن صدايي از حياط بيدار شدم. از ترس اينكه دزد به خانه‌مان آمده است شوهرم را چند بار صدا زدم اما او كه معتاد است و قبل از خواب هم مواد مصرف كرده بود بيدار نشد و جوابم را نداد. صدا هر لحظه بيشتر مي‌شد تا اينكه من چراغ‌ها را روشن كردم تا شايد دزدان بترسند و فرار كنند اما فايده‌اي نداشت و سه مرد وارد خانه شدند و با حمله به من، مرا مورد تجاوز قرار دادند و در اين مدت نيز شوهرم كه همچنان به شدت تحت‌تاثير موادمخدر قرار داشت حتي نتوانست از جايش تكان بخورد. آن سه سپس از خانه فرار كردند.»اين زن ادعا كرد سه مرد توسط شخصي ديگر براي تعرض به وي اجير شده بودند. او در اين‌باره توضيح داد: «چندي قبل به طور اتفاقي با مردي به نام حسن آشنا شدم كه ادعا مي‌كرد فردي نيكوكار است و به نيازمندان كمك مي‌كند. من كه شوهري معتاد دارم و از نظر مالي با مشكلات زيادي دست به گريبان هستم از او كمك خواستم. حسن هم يك‌بار به خانه‌مان آمد و آنجا را از نزديك ديد. منزل ما تقريبا مخروبه است و او گفت در اولين قدم بايد آنجا را تعمير كند. چند روز بعد حسن به من تلفن زد و خواست از شوهرم طلاق بگيرم و به عقد موقت او دربيايم. من با اين پيشنهاد مخالفت كردم ولي حسن گفت شوهر معتاد زندگي مرا خراب كرده و همه بدبختي‌هايم تقصير او است.»زن جوان ادامه داد: «حسن بعد از آن بارها به من تلفن زد و خواسته‌اش را تكرار كرد ولي توجهي به خواسته‌هايش نداشتم تا اينكه بالاخره گفت سه نفر را براي تعمير خانه‌ام مي‌فرستد. آن سه نفر روز قبل به منزل ما آمدند و آنجا را ديدند و رفتند. همان‌ها بودند كه شبانه به من حمله كردند.» ماموران بعد از تشكيل پرونده مقدماتي حسن را بازداشت كردند. او با انكار ارتكاب هرگونه جرمي گفت: «من براي كمك به اين زن سه كارگر را به خانه‌اش فرستادم و ديگر خبر ندارم آنها چه كرده‌اند.»كارآگاهان با سرنخ‌هايي كه به دست آوردند در ادامه سه مرد متجاوز را دستگير كردند و هر سه متهم تعرض به شاكي را پذيرفتند به اين ترتيب پرونده براي رسيدگي در اختيار قضات شعبه اول دادگاه كيفري استان البرز قرار گرفت. در جلسه دادگاه سه متهم سعي كردند اتهام را گردن همدستان خود بيندازند. يكي از آنها گفت: «آن شب ما از بالاي ديوار وارد خانه شديم اما من در حياط ماندم و دو دوست ديگرم داخل رفتند و به آن زن تجاوز كردند.»ديگر متهمان نيز براي فرار از اتهام اظهارات مشابهي را مطرح كردند تا اينكه بالاخره يكي از آنان اظهاراتش را تغيير داد و با بيان اينكه قصد دارد واقعيت را بگويد، مدعي شد: «روز قبل از حادثه وقتي به خانه اين زن رفتيم به او پيشنهاد داديم در ازاي پول با ما رابطه داشته باشد. او هم قبول كرد، براي همين شبانه به خانه‌اش رفتيم و رابطه ما با ميل خود او بود.» هيات قضات بعد از پايان جلسه محاكمه دفاعيات متهمان را موثر ندانستند و هر سه نفر را به اعدام در ملاء‌عام محكوم كردند. شرق
 
-----------------------------------------
 
 
خواسته کثيف!

روزي که براي اولين بار نگاهم به نگاهش گره خورد و با لبخندي نابجا به خنده هاي شيطاني اش پاسخ دادم؛ نمي دانستم با اين اشتباه، چه دردسر بزرگي براي خودم درست خواهم کرد.او که در يک فروشگاه کار مي کند، در دومين ديداري که با هم داشتيم به اين بهانه که قرار است چند روز ديگر اجناس جديدي از جزاير جنوبي کشور برسد، شماره تلفنم را گرفت و از همان روز ارتباط تلفني ما برقرار شد. نمي دانم چرا مرتکب چنين حماقتي شدم اما هرچه بود خيلي زود از کرده خود پشيمان شدم و ديگر به تماس هاي تلفني پسر جوان پاسخي ندادم.زن جوان در دايره اجتماعي کلانتري فياض بخش مشهد افزود: پسر جوان که فهميده بود مطلقه هستم، دست از سرم برنداشت و چند روز قبل که در محل کارم بود با چاقو وارد آن جا شد و آبرو و حيثيتم را جلوي همکارانم به باد داد. او ادعا مي کرد همسر موقتش هستم و مي خواهد با من حرف بزند.در آن لحظه براي اين که اين فرد مزاحم را آرام کنم همراهش از محل کارم بيرون آمدم و او که يکي از دوستانش را نيز همراه خود آورده بود، خواسته هاي کثيفي را مطرح مي کرد و مي گفت بايد به او و دوستش بيشتر توجه کنم و... .«پروانه» اشک هايش را پاک کرد و افزود: اين فرد مزاحم مدام برايم ايجاد مزاحمت مي کرد. چند بار هم زماني که از سرکار به خانه برمي گشتم قصد داشت با توسل به زور و تهديد مرا سوار خودروي دوستش کند. در اين شرايط موضوع را به خانواده ام اطلاع دادم و حالا همه اطرافيانم، تهمت هاي ناروايي را که شوهر قبلي ام زده بود باور کرده اند.راستش را بخواهيد من ۵ سال قبل با پسر جواني دوست شدم و ما پس از مدتي با هم ازدواج کرديم. شوهرم هيچ تعهدي نسبت به زندگي مان نداشت و پس از مدتي متوجه شدم با زنان خياباني رابطه دارد و در واقع به جنون جنسي مبتلا بود. او فردي حقه باز بود و با چرب زباني طوري رفتار مي کرد که هيچ يک از اعضاي خانواده ام حرف هاي من را درباره او باور نمي کردند. او پس از مدتي دچار بيماري مرموزي شد و چون مي ترسيدم من نيز به اين بيماري دچار شوم، تقاضاي طلاق دادم. من از همسرم جدا شدم اما اين مسئله که چرا همسرم با ابراز آن همه عشق و علاقه در زمان قبل از ازدواج مان، اين چنين به من خيانت کرد، من را آزار مي داد. از اين رو مي خواستم از مردها انتقام بگيرم. اما افسوس که اسير هوس هاي جواني شدم که او نيز مادرش به زندگي شان خيانت کرده است و مي گويد مي خواهد از زن ها انتقام بگيرد. اي کاش چنين حماقتي نمي کردم.
 
 
----------------------------------
 
 
قتل پسر چهارساله توسط نامادري
فرمانده انتظامي شهرستان پارس‌آباد از به قتل رسيدن پسربچه چهارساله به دست‌ نامادري‌اش خبر داد. سرهنگ درويشي دراين‌باره گفت: در پي دريافت گزارشي از مركز فوريت‌هاي پليسي 110 مبني بر يك مورد قتل در يكي از محلات پارس‌آباد ماموران به محل اعزام و با صحنه قتل پسربچه‌اي چهارساله كه آغشته به خون در وسط پذيرايي خانه افتاده بود، مواجه شدند. فرمانده انتظامي شهرستان پارس‌آباد افزود: با بررسي خانه‌اي كه قتل در آن انجام شده بود، آلت قتل كه چاقوي آشپزخانه آغشته به خون بود از پشت‌بام خانه پيدا شد كه با تحقيقات به‌عمل‌آمده از پدر كودك معلوم شد، مادر ناتني كودك پس از ارتكاب قتل از محل متواري شده است. به‌دنبال آن با هماهنگي دادستاني، طرح مهار در سطح حوزه استحفاظي انجام و سرانجام متهم به قتل در نزديكي يكي از پاسگاه‌هاي هنگ مرزي پارس‌آباد مشرف به رود ارس حين فرار دستگير شد و در بازجويي‌ها به قتل اعتراف كرد. فرمانده انتظامي شهرستان پارس‌آباد گفت: متهم انگيزه قتل را اختلاف با همسرش عنوان كرد. ايسنا
 
 
 
------------------------------------------------
 
 

 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: