کد خبر:۶۵۸۳
تاریخ انتشار: ۰۲ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۲:۵۷
تعداد بازدید: 3524
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
زن شجاع، راننده فراري را دستگير كرد
راننده اتوبوس پس از تصادف با يك زوج رهگذر وقتي از صحنه حادثه گريخت، گمان نمي‌كرد زن مصدوم او را تعقيب و دستگير كند.
راننده اتوبوس پس از تصادف با يك زوج رهگذر وقتي از صحنه حادثه گريخت، گمان نمي‌كرد زن مصدوم او را تعقيب و دستگير كند.
به گزارش جام‌جم، چند روز پيش زن و شوهري در حال گذر از يكي از محله‌هاي مركزي شهريار بودند كه يك راننده اتوبوس كه با سرعت بالايي در حركت بود، به آنها برخورد و هر دو را به كناري پرت كرد. راننده كه پس از تصادف بشدت ترسيده بود، بسرعت از محل دور شد.
زن جوان در حالي كه آسيب ديده بود و شوهرش نيز قدرت حركت نداشت، با اورژانس و مركز فوريت‌هاي پليسي 110 تماس گرفت و با گزارش موضوع، درخواست كمك كرد.
تعقيب و گريز با راننده خطاكار
زن وقتي متوجه فرار راننده خطاكار از محل حادثه شد، براي اين‌كه او را متوقف كند، از راننده يك خودروي عبوري خواست به او كمك كند تا مانع از فرار راننده خطاكار شود.
به اين ترتيب به تعقيب متهم فراري پرداخت و پس از طي مسافتي با مشاهده اتوبوس، از راننده آن خواست همراه آنها به مركز پليس بيايد. اما راننده اتوبوس كه يك مرد جوان بود، بدون توجه به حرف‌هاي زن جوان، بر سرعت اتوبوس افزود و چند بار محكم به خودروي آنها كوبيد تا از ادامه حركتشان جلوگيري كند.
راننده اتوبوس دقايقي بعد وارد يك كوچه شد. زن جوان و مرد راننده‌اي كه به او براي دستگيري راننده فراري كمك مي‌كرد، در تعقيب راننده اتوبوس وارد همان كوچه شدند.
اما راننده اتوبوس در انتهاي كوچه بسرعت پياده و سراسيمه وارد يكي از خانه‌ها شد.
دستگيري راننده فراري
در اين هنگام زن جوان و مرد همراه او به سمت راننده فراري حمله‌ور شده و او را دستگير و به كلانتري منتقل كردند.
مرد جوان با انتقال به مركز پليس، در بازجويي گفت: روز حادثه خودروي پدرم در اختيارم بود. به دليل سرعت بالا يكباره با زن و مرد رهگذري تصادف كردم. وقتي هر دو به كناري افتادند، به گمان اين كه آنها را كشته‌ام، از محل فرار كردم.
متهم اضافه كرد: در ميانه راه متوجه شدم زن و مردي كه سرنشينان يك خودروي سواري هستند مرا تعقيب مي‌كنند و مي‌خواهند اتوبوس را متوقف كنم. به گمان اين كه آنها قصد آسيب رساندن به مرا دارند، بسرعت از محل دور شدم.
با تشكيل پرونده‌اي تحقيقات در اين زمينه ادامه دارد.
 
 
-----------------------------------------------
 
 
 
رنگ خون روي لباس عروس
 
مردي كه به دليل سيلي‌زدن به همسربرادرش با برادران اين زن درگير شده‌ و يكي از آنها را به قتل رسانده ‌بود در دادگاه كيفري‌استان البرز محاكمه شد. به گزارش خبرنگار شرق اين درگيري در آخرين روز تيرماه دو سال قبل اتفاق افتاد و طي آن جواني به نام «امير» با ضربه چاقوي برادرشوهر خواهرش به نام «سروش» به قتل رسيد. نماينده دادستان كرج در ابتداي جلسه رسيدگي به اين پرونده در جايگاه حاضر شد و گفت: زماني‌كه ماموران در جريان دعواي دسته‌جمعي در خياباني در كرج قرار گرفتند بلافاصله خود را به آنجا رسانده و تحقيقات را آغاز كردند. هرچند درگيري هنوز تمام نشده‌بود که ماموران جسم نيمه‌جان امير را كه با ضربه چاقو زخمي شده و روي زمين افتاده‌بود پيدا كردند. مرد جوان به بيمارستان منتقل شد اما نتوانست در برابر ضربه‌ عميقي كه بر قلبش وارد شده‌بود مقاومت كند و جانش را از دست داد. در حالي‌كه عنوان پرونده از جرح عمدي به قتل تغيير كرده‌بود ماموران جنايي پليس آگاهي كرج وارد عمل شدند و سروش را بازداشت كردند. متهم كه فروشنده لباس عروس بود اتهام قتل را پذيرفت و جزييات آن را شرح داد. براساس شواهدي كه ماموران به‌دست آوردند درگيري به دليل سيلي‌اي بود كه سروش به پريا همسربرادرش زد. آنها به دليل رقابت شغلي كه داشتند باهم درگير شدند و سروش به سمت پريا رفت و او را كتك زد. بعد از آن برادر پريا- مقتول- وارد ماجرا شد و در نهايت به قتل رسيد.نماينده دادستان كرج ادامه ‌داد: مدارك موجود در پرونده جزييات اين قتل را نشان مي‌دهد و از نظر دادسرا جرم متهم محرز است و من به‌عنوان نماينده دادستان درخواست مجازات متهم را دارم. در ادامه اوليا‌ي‌دم در جايگاه حاضرشدند و درخواست صدور حكم قصاص كردند. سپس متهم در دفاع از خودش گفت: اتهامم را قبول دارم و مي‌دانم كاري كه كردم قابل‌گذشت نيست. من فروشنده لباس عروس بودم و وضعيت مالي خوبي هم داشتم: زمان حادثه فقط يك ماه از ازدواجم گذشته بود و من براي پيشرفت در زندگي‌ام تلاش بيشتري مي‌كردم اما پريا مشكلي خانوادگي براي ما درست كرد. او گفت: چون من درآمد خوبي داشتم پريا برادرم را مجبور كرد كه آنها هم كنار مغازه من مغازه‌اي اجاره و كار كنند. آنها هم لباس عروس مي‌فروختند. من مشكلي با اين كار نداشتم اما پريا به من گفت بايد مغازه‌ات را جمع كني و جايي ديگر بروي تا مشتريانت به ما برسند. من فكر مي‌كردم شوخي مي‌كند اما بعد ديدم حرفش جدي‌است. اين موضوع باعث درگيري بين ما شد. پريا و برادرم تهديد كردند و گفتند من را پشيمان مي‌كنند. تا اينكه چند روز قبل از دعوا وقتي كه داشتم مغازه‌ را باز مي‌كردم متوجه آتش‌سوزي شدم که بلافاصله به ماموران آتش‌نشاني خبر دادم. متهم ادامه‌داد: وقتي آتش‌ مهار شد ماموران گفتند آتش‌سوزي عمدي بوده‌است. حدس مي‌زدم كار برادرم و همسرش باشد اما باز چيزي نگفتم البته خسارتي هم وارد نشده‌بود. چند ساعت بعد پريا به مغازه من آمد و گفت او مغازه را به آتش كشيده ‌است و اگر مغازه‌ام را جمع نكنم دوباره آنجا را آتش مي‌زند. بين من و پريا درگيري ايجاد شد و من سيلي محكمي به وي زدم. او رفت اما مي‌دانستم به برادرانش مي‌گويد تا من را بزنند. تا اينكه قبل از حادثه امير و برادرانش را ديدم كه به‌سمت مغازه مي‌آيند براي اينكه درگير نشوم به خانه رفتم. آن شب ميهمان داشتيم. به خانه رفتم. دايي‌هاي همسرم آمده‌ بودند. شب چند نفر از مشتري‌ها زنگ زدند و گفتند فاكتور فروش مي‌خواهند من هم براي اينكه تنها بيرون نروم و با برادران پريا درگير نشوم از دايي‌هاي همسرم خواستم همراهم بيايند. مقابل مغازه كه رسيديم متوجه شدم آنها منتظر هستند. سه برادر پريا و برادر خودم به سمت ما حمله كردند، ما سه نفر بوديم اما آنها پنج نفر بودند. پريا هم كمكشان مي‌كرد. آنها با قمه ما را مي‌زدند و من هم زخمي شدم. متهم گفت: در حالي‌كه زخمي بودم امير را ديدم كه با چاقو جلويم ايستاده‌ و چاقو را به سمت من گرفته‌بود. براي اينكه كشته نشوم يك ضربه به او زدم و روي زمين افتاد. اصلا قصد كشتن او را نداشتم و فقط مي‌خواستم كاري كنم كه كشته نشوم. بعد از پايان دفاعيات متهم و وكيل مدافع او، هيات قضات شعبه دوم دادگاه كيفري استان البرز براي صدور راي دادگاه وارد شور شدند.
 
 
-----------------------------------------
 
 
دانشجوي دکتراي اقتصاد سرکرده باند کلاهبرداري ۵ ميلياردي
 پرونده کلاهبرداري ميلياردي از فروشندگان بلور و شيشه تهران ابعاد گسترده تري به خود گرفت و به دستگيري سرکرده اين شبکه کلاهبرداري و بر ملا شدن کلاهبرداري ۵ ميليارد توماني اين باند منجر شد. اين مرد با خواستگاري صوري از اقوام يکي از طعمه هايش اطمينان وي را به خود جلب و ۳ ميليارد تومان از او کلاهبرداري کرده بود.به گزارش خراسان، تجسس هاي پليس آگاهي در اين باره از اواسط سال گذشته با شکايت تعدادي از فروشندگان بلور و شيشه ميدان شوش آغاز شد. مالباختگان در قبال فروش اجناس خود چک هاي جعلي و مسروقه دريافت کرده بودند. يکي از شاکيان در جريان تحقيقات اين پرونده به مفاخري، بازپرس شعبه دوم دادسراي ناحيه ۶ تهران گفت: من در ميدان شوش فروشگاه بلور و شيشه دارم. مدتي قبل مردي به نام مصطفي سراغم آمد مقدار زيادي جنس به من سفارش داد. چند روز بعد وقتي اجناس را آماده کردم او پول همه آن ها را يکجا پرداخت کرد و من هم از اين که مشتري دست به نقدي پيدا کرده بودم خوشحال شدم. مدتي بعد از اين ماجرا اين مرد بار ديگر به فروشگاهم آمد و مقدار ديگري بلور سفارش داد. او اين بار چکي چند روزه به من پرداخت کرد و چون مرد خوش حسابي به نظر مي رسيد چک را از او قبول کردم و به اين ترتيب داد و ستد ما ادامه پيدا کرد تا اين که آخرين مرتبه او اجناسي با ارزش ۶۰ ميليون تومان از من خريد و در قبال آن چکي مدت دار پرداخت کرد. زماني که سررسيد چک فرا رسيد و آن را به بانک بردم کارمند بانک گفت موجودي اين حساب صفر و چک بي محل است. فورا با مصطفي تماس گرفتم اما او تلفنش را جواب نداد.علاوه بر اين مرد ۷ فروشنده ديگر بلور و شيشه نيز از شاکيان پرونده بودند که مرد کلاهبردار مبلغي حدود ۲ ميليارد تومان از آن ها کلاهبرداري کرده بود. در چنين شرايطي افسران آگاهي تلاش خود را براي به دام انداختن متهم آغاز کردند. در اين ميان فاش شد چک هايي که به مالباختگان واگذار شده جعلي يا مسروقه است.در حالي که تحقيقات در اين باره ادامه داشت ثبت شکايتي ديگر پرونده را وارد مسير تازه اي کرد. اين بار مردي که صاحب يک نمايشگاه خودروهاي لوکس است فريب مرد شيادي را خورده و مبلغي در حدود ۳ ميليارد تومان از او کلاهبرداري شده بود. متهم اين پرونده نيز چک هايي مشابه همان چک هايي که به فروشندگان بلور واگذار شده بود پرداخت کرده بود. اين موضوع نشان مي داد بين دو پرونده رابطه وجود دارد.مرد مالباخته در اين باره گفت: مدتي قبل مردي به نام فرشيد به نمايشگاه من آمد و ۳ دستگاه خودروي بي ام وي سفارش داد. او که خودش را دکتر معرفي مي کرد مقداري از پول خودروها را به صورت نقدي پرداخت کرد و بقيه ارزش خودرو را نيز چند فقره چک پرداخت کرد. معامله من با دکتر چند مرتبه ديگر نيز ادامه پيدا کرد و او مشتري خوش حسابي بود تا اين که به تدريج با وي رابطه نزديکي پيدا کردم و او حتي به خواستگاري يکي از اقوام من آمد. او با اين کار مرحله اصلي نقشه اش را اجرا کرد. فرشيد خانه اي را در منطقه فرمانيه که وانمود مي کرد متعلق به خودش است براي فروش به من پيشنهاد کرد و با تهيه اسناد جعلي اين خانه را به ارزش يک ميليارد و ۲۰۰ ميليون تومان به من فروخت. چند روز بعد وقتي براي تحويل گرفتن خانه به آن جا مراجعه کردم معلوم شد فرشيد در آن جا مستاجر بوده و همه اين ادعاها نقشه اي براي فريب من بوده است.در حالي که ابعاد اين پرونده روز به روز گسترده تر مي شد کارآگاهان به سرنخ هايي درباره مخفيگاه اولين متهم پرونده دست يافتند و سرانجام وي را دستگير کردند. مصطفي در حالي که همه شواهد را عليه خود مي ديد کلاهبرداري از فروشندگان شيشه و بلور را پذيرفت و اطلاعات بيشتري در اختيار ماموران گذاشت. او گفت چک ها را از طريق چند جاعل به دست آورده و به جز او و فرشيد فرد ديگري نيز تعداد زيادي چک جعلي در اختيار دارد. اطلاعاتي که اين مرد درباره اين شبکه تو در توي کلاهبرداري در اختيار پليس گذاشت در نهايت به کشف مقدار زيادي چک، چک پول و اسناد جعلي ده ها ملک با ارزشي بيش از ۳۰۰ ميليارد تومان در مخفيگاه يکي از متهمان انجاميد. بازجويي از اين مرد نشان داد او با جعل اين مدارک قصد داشت از آن ها به عنوان وثيقه بانکي استفاده و از بانک وام دريافت کند.تجسس براي واکاوي زواياي پنهان پرونده در شرايطي ادامه داشت که بيش از ۲۰ نفر به عنوان مظنون بازداشت شده بودند. اما با اين حال متهم اصلي پرونده به نام فرشيد توانسته بود خود را از ديد پليس پنهان کند. دستگيري اين مرد مي توانست کارآگاهان را به پاسخ بسياري از سوالات خود برساند. به همين دليل تحقيقات با جديت بيشتري ادامه يافت و سرانجام چند روز قبل ماموران توانستند با استفاده از منابع اطلاعاتي خود مخفيگاه او را در خيابان بزرگمهر شناسايي و او را همراه جواني رزمي کار که فرشيد از وي به عنوان محافظ استفاده مي کرد، دستگير کنند.صبح ديروز فرشيد به دادسراي ناحيه ۶ تهران منتقل شد و از سوي مفاخري، بازپرس شعبه دوم تحت بازجويي قرار گرفت. او که دانشجوي مقطع دکتراي رشته اقتصاد است حاضر به پذيرش اتهامش نشد و مدعي شد شاکيانش را نمي شناسد و اظهارات آن ها دسيسه اي عليه او است. با اين حال اتهام جعل و کلاهبرداري به وي تفهيم شد و پرونده اش براي انجام تحقيقات در اختيار افسران اداره چهاردهم پليس آگاهي قرار گرفت.هم اکنون اين مرد با قرار وثيقه ۵ ميليارد توماني در بازداشت به سر مي برد و تحقيقات از او ادامه دارد. منبع: خراسان

 
---------------------------------------------
 
 
 
پسر 35 ساله هندي با بيل مادرش را سر بريد
در يک اتفاق کم سابقه پسر 35 ساله هندي سر مادرش را از گردن جدا کرد. به گزارش ايسنا، پليس محلي ايالت «بيهار» گفت: «راديکا» با ديدن دعواي بين پسرش و يکي از همسايه‌ها، براي وساطت و خاتمه درگيري بر سر پسرش فرياد زد اما «ماستر راي» اين جنايت را مرتکب شد. «ماستر» که از اين اقدام مادرش خيلي عصباني بود، بيلي را که روي زمين افتاده بود، برداشت و به مادرش حمله کرد و پس از کشتن وي پا به فرار گذاشت اما ساعتي بعد توسط پليس دستگير شد. به گزارش پايگاه اينترنتي ايندين تايمز، پليس پس از دستگيري «ماستر» گفت: ‌او حاضر به اعتراف نيست و تنها فرياد مي‌زند اما شاهدان ماجرا شهادت داده‌اند که مقتول به دست پسرش کشته شده است.
 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: