کد خبر:۶۵۶۵
تاریخ انتشار: ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۲
تعداد بازدید: 3130
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
التماس‌هاي مادر سه كودك براي نجات از چوبه دار
زن نجات‌غريق كه به جرم قتل پاي ميز محاكمه رفته بود در حالي‌كه اشك مي‌ريخت و التماس مي‌كرد از اولياي‌دم مقتول خواست او را به‌خاطر سه فرزند خردسالش عفو كنند.
زن نجات‌غريق كه به جرم قتل پاي ميز محاكمه رفته بود در حالي‌كه اشك مي‌ريخت و التماس مي‌كرد از اولياي‌دم مقتول خواست او را به‌خاطر سه فرزند خردسالش عفو كنند.
اين زن كه «محبوبه» نام دارد متهم است شوهر صيغه‌اي خودش را به قتل رسانده و از خانه او سرقت كرده است. كارآگاهان جنايي پليس آگاهي كرج روز پنجم اسفند سال 89 از وقوع جنايت در منزلي مسكوني مطلع شدند. آنها وقتي به محل حادثه رفتند جسد غرق به خون مردي 75 ساله به نام رضا را مشاهده كردند كه از پشت‌سر هدف جسمي سخت قرار گرفته بود پيداشدن يك چكش خون‌آلود در صحنه جرم، مشخص كرد اين مرد با همين وسيله به كام مرگ كشانده‌شده‌است ماموران وقتي خانه را بازرسي كردند با توجه به راهنمايي‌هاي فرزندان مقتول فهميدند قاتل يا قاتلان بعد از كشتن پيرمرد از منزل وي دزدي كرده و مقداري طلا و تلفن همراه رضا را به سرقت برده‌اند. كارآگاهان با بررسي در و پنجره‌هاي خانه متوجه شدند عامل يا عاملان جنايت از پيش مقتول را مي‌شناختند و بدون توسل به زور وارد قربانگاه شده‌اند ماموران وقتي مكالمات تلفني رضا را بررسي كردند فهميدند او آخرين بار با زني به نام محبوبه تماس داشته به همين دليل محبوبه به‌عنوان مظنون تحت تعقيب قرار گرفت و در خانه‌اش بازداشت شد.
اين زن در بازجويي‌ها به كشتن رضا اقرار كرد و گفت مدتي را در عقد موقت اين مرد بود و روز حادثه به‌دليل پاره‌اي اختلافات او را كشت. بعد از اينكه بازسازي صحنه قتل انجام و تحقيقات مقدماتي كامل شد پرونده در اختيار قضات دادگاه كيفري استان البرز قرار گرفت در جلسه محاكمه اين زن كه ديروز برگزار شد نماينده دادستان با محرزخواندن جرم محبوبه اعلام كرد خواستار مجازات قانوني وي است. سپس اولياي دم مقتول با ايستادن در جايگاه گفتند براي قاتل پدرشان حكم مرگ مي‌خواهند.
در ادامه نوبت به زن جوان رسيد تا از خودش دفاع كند او گفت: «من 13سال قبل ازدواج كردم و بعد از مدتي فهميدم شوهرم معتاد است او اوايل اعتيادش را مخفي مي‌كرد و هروقت در اين باره از او توضيح مي‌خواستم از در انكار وارد مي‌شد تا اينكه در جيبش مقداري مواد پيدا كردم و از آن به بعد او به صورت علني مخدر مصرف مي‌كرد من هم هرچه اصرار مي‌كردم نمي‌توانستم او را ترك بدهم تا اينكه فرزند اول‌مان به دنيا آمد تصور مي‌كردم شوهرم به دليل پسرمان مواد را ترك كند ولي اين فقط يك خيال باطل بود و بعد از آن ما صاحب دو دختر هم شديم اما شوهرم نه‌تنها اعتيادش را ترك نكرد بلكه براي اينكه آزادانه‌تر عمل كند من را هم به سمت مصرف مواد كشاند و معتاد شدم.»
اين زن ادامه داد: «بعد از مدتي براي اينكه خودم را نجات بدهم از شوهرم طلاق گرفتم و از آن به بعد از سه بچه‌ام نگهداري مي‌كردم براي اينكه منبع‌درآمد داشته باشم در استخرهاي مختلف به عنوان نجات‌غريق كار مي‌كردم اما مشكلات مالي مرا به‌شدت تحت فشار گذاشته بود. يك روز وقتي از آژانس محل‌مان ماشين گرفتم در راه براي راننده درددل كردم و او پيشنهاد داد صيغه پيرمرد پولداري كه از آشنايان او بود، شوم من اين پيشنهاد را رد كردم اما بعد از مدتي وقتي ديدم راه نجاتي ندارم تصميم گرفتم به عقد آن مرد دربيايم. من و رضا مدتي با هم در ارتباط بوديم تا اينكه به‌دليل مشكلات مختلف و به‌ويژه بچه‌هايم از او جدا شدم.»
متهم به قتل دفاعيات خودش را اين‌طور ادامه داد: «روز حادثه رضا با من تماس گرفت و خواست به خانه‌اش بروم او مبلغي به من بدهكار بود و مي‌گفت مي‌خواهد طلبم را بپردازد من هم به آنجا رفتم و رضا پيشنهاد داد يك‌بار ديگر با هم ازدواج موقت كنيم ولي من قبول نكردم و سر اين مساله با هم مشاجره كرديم من آن روز قبل از رفتن به خانه رضا مقداري مواد كشيده بودم و تحت تاثير آن قرار داشتم براي همين هم نتوانستم عصبانيت خودم را كنترل كنم و يك چكش برداشتم و با آن ضربه‌اي به سر رضا زدم بعد مقداري طلا و موبايل او را برداشتم و فرار كردم. طلاها را به قيمت چهارميليون تومان فروختم و موبايل را هم به يك موادفروش دادم و از او جنس گرفتم. مدتي بعد هم دستگير شدم.»
اين زن در حالي‌كه اشك مي‌ريخت خطاب به اولياي‌دم مقتول گفت: «مي‌دانم پدر شما را كشته‌ام مي‌دانم كارم بسيار بد بود و شما را داغدار كردم اما من در مدتي كه به عنوان نجات‌غريق كار مي‌كردم جان خيلي‌ها را نجات دادم و اكنون از شما مي‌خواهم به خاطر سه فرزند خردسالم من را ببخشيد من التماس مي‌كنم مرا عفو كنيد تا فرزندانم بي‌مادر نشوند.»
بنا بر اين گزارش بعد از پايان جلسه محاكمه هيات قضات وارد شور شدند و اين زن را به قصاص محكوم كردند. منبع: شرق
 
----------------------------------------
 
 
فرار از خانه

پسر جوان با خشونت و پرخاشگري در يکي از خيابان هاي مشهد به سوي دخترخانمي حمله ور شد و به شدت او را مورد ضرب و جرح قرار داد. گروه گشتي کلانتري نواب مشهد که در همان نزديکي بود بلافاصله وارد عمل شد و اين دختر و پسر جوان را به کلانتري انتقال داد. آن ها به دستور رئيس کلانتري، به دايره اجتماعي معرفي شدند. احمد ۲۶ ساله با لحني خشن اظهار داشت: اين دختر، خواهرم است و مي خواستم آن قدر کتکش بزنم که...احمد ادامه داد: من و خانواده ام تمام سعي خود را کرديم تا خواهرمان خوب و سالم بار بيايد اما او ۳ روز قبل از خانه فرار کرد و پس از چند ساعت تعقيب و مراقبت بالاخره او را پيدا کردم و...در اين لحظه کارشناس مشاوره پليس از دختر ۱۹ ساله خواست تا علت فرارش را از خانه بيان کند.«ساجده» گفت: از کلاس دوم راهنمايي يکي از همکلاسي هايم با دوست برادرم رابطه تلفني برقرار کرد و اين موضوع باعث شد خانواده ام درباره من سخت گيري بيش از حدي به خرج دهند.برادرانم که تعصبي هستند مي گفتند بايد با همکلاسي ات قطع رابطه کني. دختر جوان افزود: آن ها راست مي گفتند و من حرفشان را قبول کردم. اما نمي دانم چرا اين موضوع باعث بدبيني خانواده ام شده بود. يک روز در راه بازگشت از مدرسه، پسري موتورسوار برايم ايجاد مزاحمت کرد. برادرم که از دور شاهد اين ماجرا بود، خيلي سريع وارد عمل شد و آن پسر جوان را مورد ضرب و جرح قرار داد. آن روز همه همسايه ها فهميدند که چرا احمد با آن پسر مزاحم درگير شده است. خانواده ام بعد از اين ماجرا فکر مي کردند اسم من سر زبان همسايه ها افتاده است. به همين دليل سخت گيري هاي خود را بيشتر کردند. ساجده آهي کشيد و گفت: هميشه از بابت تبعيضي که والدينم بين من و برادرانم مي گذاشتند رنج مي بردم و با احساس دلتنگي و افسردگي بزرگ شدم. پدرم و دو برادرم حتي يک لبخند را از من دريغ مي کردند و مادرم نيز مي گفت اين سخت گيري ها لازم است؛ آن ها به خاطر آينده ات اين طوري برخورد مي کنند.در اين شرايط حدود ۲ ماه قبل با برادر يکي از همکلاسي هايم آشنا شدم. شنيدن اين جملات که «تو بهترين هستي» و «دوستت دارم» از زبان اين پسر جوان خيلي برايم جذاب بود و با آن آرام مي گرفتم. من فريب اين پسر جوان را خوردم و اين رابطه به سوءاستفاده ختم شد. براي همين هم از ترس فراري شدم. اي کاش به جاي آن که از زبان پسري نامحرم جمله «دوستت دارم» را بشنوم از زبان پدر و مادر و برادرانم مي شنيدم تا اين مشکلات برايم به وجود نمي آمد.خراسان
 
 
 
--------------------------------------
 
 
مرگ هولناک مادر و دختر

در پی بارندگی دوشنبه شب در بجنورد و آبگرفتگی معابر، یک مادر و کودک در جوی آب خیابان مرکزی این شهرستان گرفتار و غرق شدند. میرعلم سیدی، دادستان عمومی و انقلاب بجنورد در این خصوص گفت: به‌طور قطع اگر مشخص شود که در این حادثه افرادی مقصر بوده‌اند، با آنان برخورد قضایی می‌شود. به سرپرست مدیریت بحران استانداری استان نیز گفته‌ام که در این رابطه جلسه اضطراری تشکیل دهد. دادستان بجنورد با بیان این که این شهرستان در بخش‌‌های مختلف مشکل دارد، اظهار کرد: شامگاه دوشنبه به علت بارش باران این اتفاق افتاد. اگر بر اثر بارندگی برق قطع شود و مغازه مردم از سوی اراذل و اوباش مورد دستبرد قرار گیرد چه کسی پاسخگو خواهد بود؟ در اثر حدود 40 دقیقه بارندگی در شب گذشته در بجنورد، معابر مرکزی این شهر دچار آبگرفتگی شدید شد و در پی بارش و رعد و برق شدید، برق شهر قطع شد که در پی این حوادث و جاری شدن سیلاب، یک مادر و کودک خردسالش هنگام عبور از خیابان در جوی آب افتادند و غرق شدند. براساس این گزارش، جسد مادر مدتی پس از وقوع حادثه پیدا شد، اما تلاش‌‌ها برای یافتن جسد کودک ادامه دارد.
 
 
--------------------------------------
 
 
اعتراف خونسردانه زن شیشه‌ای به جنایت

اعتراف خونسردانه یک زن شیشه‌ای راز جنایت 2 ساله در یک خانه قدیمی را فاش کرد.
این زن به همراه یک جوان به خاطر دزدی از فروشنده مواد مخدر دست به این جنایت زدند.
ساعت 9 شب ششم اسفندماه سال 89 مأموران کلانتری 110 شهدا با تماس یک مرد در جریان پیدا شدن جسد برادر میانسالش داخل خانه‌ای در خیابان درودیان قرار گرفتند.
برادر مقتول به مأموران گفت: زمانی که از طریق اعضای خانواده برادرم اطلاع پیدا کردم که او به خانه نیامده و به تماس تلفن همراه خود نیز پاسخ نمی‌دهد، به خانه پدری مان در خیابان درودیان آمدم و پس از ورود به خانه با جنازه دست و پا بسته شده برادرم روبه‌رو شدم.
تحقیقات نخست کارآگاهان جنایی اداره دهم نشان می‌داد که مقتول، خانه پدری خود را به مکانی برای خرید و فروش و مصرف موادمخدر تبدیل کرده است.
در ادامه تحقیقات، شماری از همسایگان در اظهارات مشابه به مأموران گفتند که چند ساعت قبل از پیدا شدن جسد، دو تن را به نام‌‌های امیرحسین (25 ساله) معروف به کاکا به همراه خانم جوانی ـ حدوداً 22 ساله ـ به هویت مهسا.الف معروف به مهناز که پیش از این بار‌ها برای خرید یا مصرف مواد به این محل مراجعه داشته‌اند را در حال خروج از این خانه دیده‌اند.
بنا به اطلاعات به دست آمده از تحقیقات میدانی، امیرحسین و مهسا در زمان خارج شدن از محل جنایت، ابتدا قصد داشته‌اند تا با استفاده از موتوسیکلت متعلق به مقتول از محل متواری شوند که به علت روشن نشدن موتوسیکلت، با ر‌ها کردن موتور داخل کوچه به صورت پیاده و با حالتی بسیار وحشت زده محل را ترک کرده‌اند.
با توجه به اطلاعات به دست آمده در خصوص حضور یک زن و مرد جوان در محل جنایت و متواری شدن آنها از این محل، کارآگاهان
اداره دهم با شناسایی محل سکونت مهسا و امیرحسین در خیابان 17 شهریور ـ خیابان شکوفه، در تحقیقات خود اطلاع پیدا کردند که خانواده این دو تن در همسایگی یکدیگر بوده و مهسا و امیرحسین به واسطه اعتیاد به شیشه و مصرف مشترک مواد با یکدیگر ارتباط پیدا کرده‌اند.
با توجه به متواری بودن مهسا و امیرحسین از محل سکونت‌شان در خیابان 17 شهریور و فراری بودن این دو تن و با توجه به اعتیاد شدید هر دو تن به مصرف شیشه که احتمال ارتکاب هرگونه جرایم بویژه سرقت را از سوی آنها قوت می‌بخشید، مشخصات هر دو متهم تحت تعقیب در اختیار کلیه مراکز انتظامی سطح کشور بویژه کلانتری‌ها و پایگاه‌های پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
سرانجام با پیگیری‌های انجام شده در خصوص دستگیری متهمان، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ اطلاع پیدا کردند که امیرحسین در آذرماه سال گذشته به اتهام سرقت و خرید و فروش مواد مخدر دستگیر و به دستور مقام قضایی روانه زندان شده است؛ بلافاصله هماهنگی لازم با دستگاه قضایی انجام و متهم به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ انتقال داده شد.
با انتقال متهم (امیرحسین) به اداره دهم و آغاز تحقیقات وی به مشارکت در جنایت اعتراف و ضمن معرفی مهسا (مهناز) به عنوان عامل اصلی جنایت، در اعترافات خود به کارآگاهان گفت: از آنجایی‌که دیگر پولی برای خرید مواد نداشتیم، تصمیم گرفتیم تا به بهانه خرید مواد به خانه مقتول برویم؛ زمانی که مقتول متوجه قصد و نیت ما شد، با یکدیگر درگیر شدیم که من اسپری اشک آور به صورت او زدم و در همین زمان با کمک مهسا، دست و پا و دهان مقتول را بستم و مهسا با زنجیر مقتول را خفه کرد.
متهم در ادامه اعترافات خود به کارآگاهان گفت: پس از کشته شدن مقتول و در وارسی خانه به دنبال پول و مواد گشتیم اما موفق به پیدا کردن مواد یا پول‌های داخل خانه نشدیم و برای همین تصمیم به سرقت موتوسیکلت گرفتیم که آن نیز روشن نشد.
با اعترافات به دست آمده از امیر حسین و شناسایی مخفیگاه مهسا (مهناز) در خانه یکی از دوستانش واقع در خیابان نبرد شمالی، کارآگاهان اداره دهم دوشنبه گذشته 25 اردیبهشت ماه موفق به دستگیری و انتقال متهم به اداره دهم شدند.
با انتقال مهسا به اداره دهم، وی ضمن تأیید اعترافات امیر حسین، در خصوص نحوه ارتکاب جنایت به کارآگاهان گفت: آنقدر زنجیر نان چیکو را به دور گردن مقتول نگه داشتم که صورتش سیاه شد و دیگر نفس نکشید.
سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ گفت: با توجه به اعترافات صریح متهمان در خصوص ارتکاب جنایت به دستور بازپرس پرونده قرار بازداشت موقت برای متهمان پرونده صادر و تحقیقات تکمیلی در خصوص این پرونده در دستور کار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است. ايران



--------------------------------------
 
 
 
بقايای جنازه دختر گمشده یک کارمند کلیسا را در قبر یک تبهکار سابقه‌‌دار یافتند
جنجال یک جنایت در کلیسای واتیکان

مأموران پلیس رم هنگامی‌که سرگرم نبش قبر یک مجرم سابقه‌دار در کلیسای واتیکان بودند، در کنار جسد او به اسکلت یک دختر نوجوان برخوردند که به شکل مرموزی ناپدید شده بود.
این دختر فرزند یکی از کارکنان رسمی کلیسای واتیکان بود که 29 سال پیش در سن 15 سالگی ناپدید شده بود.
مأموران پلیس رم در حال تحقیق درباره یک مجرم باسابقه به نام انریکو بودند و به دستور بازپرس جنایی مأموریت داشتند با نبش قبر، جسدش را از گور بیرون بیاورند که با بقایای جسد دختر گمشده روبه‌رو شدند.
دختر 15 ساله یکی از کارکنان رسمي کلیسای واتیکان امانوئلا نام داشت و در سال 1983 به طرز اسرارآمیزی ناپدید شده بود. این حادثه زمانی اتفاق افتاد که امانوئلا خانه پدری‌اش را برای رفتن به کلاس موسیقی در رم ترک کرد، ولی هرگز به خانه بازنگشت تا این که با گذشت 29 سال اخیراً بقایای جسد این دختر را در کلیسای واتیکان یافتند که در کنار جسد مجرم سابقه‌دار(انریکو) به خاک سپرده شده بود.
پلیس می‌گوید: مجرم سابقه‌دار انریکو پديس از اعضای اوباش شهر رم بوده که در سال 1990 کشته شده است. براساس تحقیقات پلیس، انریکو (تبهکار سابقه‌دار) یک بار به دوستش عنوان کرده بود که او امانوئلا (دختر کارمند کلیسای واتیکان) را دزدیده است. پس از مدتی نیز یک فرد ناشناس در سال 2005 با یک برنامه شوی تلویزیونی تماس گرفته و گفته بود که جسد دختر ربوده شده(امانوئلا) در کنار قبر انریکو پدیس(pedis) دفن شده است.
با پیدا شدن اجساد مرد تبهکار و دختر گمشده کارمند کلیسا در واتیکان، مسئولان واتیکان تحت فشار شدید برای کشف راز این جنایت قرار گرفته‌‌اند.
در این رابطه فدریکو لمباردی، سخنگوی واتیکان بیان کرده که نبش قبر مجرم سابقه‌دار انریکو پدیس یک حرکت مثبت بوده است تا تحقیقات پلیس تکمیل شود. لمباردی به خبرنگاران اعلام کرد که مقامات کلیسا از هر لحاظ به همکاری با مامورین پلیس و دادستانی ادامه خواهند داد تا راز این جنایت فاش شود. در پی این کشف کلیساي سنت آپولینیر با سیل عظیمی از دوربین‌‌های تلویزیونی و خبرنگاران روبه‌رو شده تا درباره راز قتل دختر نوجوان و ارتباط او با تبهکار معروف گزارش‌‌هایی تهیه کنند.
دوربین‌‌‌های تلویزیونی تصاویری از داخل نمازخانه و حیاط مجاور و جایگاه اسقف‌‌ها نشان داده‌اند که در آن اعضای پزشکی قانونی با ماسک‌‌ها و لباس‌‌های سفید در درون یک چادر آبی که بقایای اجساد کشف شده در آن قرار دارد در رفت و آمد هستند.
لورنزو رادوگنا، وکیل خانواده انریکو پدیس به خبرنگاران عنوان کرده حدود 200 تن از مردگانی که استخوان‌هایشان در نزدیکی آرامگاه pedis بوده و در ظرف‌‌های مخصوصی نگهداری شده‌اند، مورد آزمایش قرار خواهند گرفت.
برادر دختر ناپدید شده(امانوئلا)، به نام پیترو که در صحنه کلیسا حاضر شده بود، می‌گوید: پلیس تحقیقات خود را آغاز کرده است و بررسی اجساد و تحقیقات روند خوبی دارد.
گمانه‌زنی‌‌‌هایی در مورد ربودن و ناپدید شدن امانوئلا وجود دارد که آن را مرتبط با ترور پاپ ژان پل دوم که دو سال پیش رخ داده است، دانسته‌اند.
در سال 2008 نیز در گزارش‌‌های خبری ایتالیا به نقل از دوست انریکو عنوان شده بود که انریکو عضو باندی با نام «ماگلیانا» بوده و به دستور اسقف اعظم «پل مارسینکوس» آدم‌ربایی دختر 15 ساله را انجام داده است و حتی اسقف اعظم واتیکان در پرونده رسوایی بانکداری نیز دخیل بوده است و این رسوایی واتیکان را تحت تأثیر خود قرار داده بود، اما کشیش و سخنگوی واتیکان، فدریکو لمباردی بر این امر اصرار دارد که کلیه مسائل پس از تحقیقات پلیس حل و فصل خواهد شد.
به گفته پلیس، تابوت مجرم سابقه‌دار pedis در آینده‌ای نزدیک به محل دیگری برای تحقیقات بیشتر منتقل خواهد شد. ايران
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
محمد اکبر
|
UNITED STATES
|
۱۰:۱۴ - ۱۳۹۱/۰۳/۰۱
0
0
ممنون از این که خبرها رو با جزئیات نوشتین
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: