کد خبر:۶۵۲۷
تاریخ انتشار: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۱۵:۱۷
تعداد بازدید: 5022
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
خودکشي زن جوان با سلاح شکاري
زن ۳۲ ساله اي در مشهد با شليک گلوله از اسلحه شکاري خودکشي کرد و جان سپرد
زن ۳۲ ساله اي در مشهد با شليک گلوله از اسلحه شکاري خودکشي کرد و جان سپرد.به گزارش خراسان، دختري حدود ۸ سال قبل با جواني ازدواج کرد اما پس از چند سال زندگي مشترک، به دليل برخي اختلافات خانوادگي از همسرش جدا شد. او که مهريه اش را نيز از همسرش گرفته بود به تهران رفت و پول مهريه اش را در يک شرکت سرمايه گذاري کرد.اين گزارش حاکي است: اين زن که اکنون ۳۲ ساله بود چند ماه قبل نزد خانواده اش بازگشت و عنوان کرد شرکتي که در آن سرمايه گذاري کرده بود ورشکست شده است.اين شکست ها در زندگي موجب شد تا زن جوان دچار ناراحتي هاي روحي و رواني شود و به همين دليل نيز تاب نصيحت ها و گفتار دلسوزانه برخي از اعضاي خانواده اش را نيز نياورد تا اين که عصر جمعه گذشته و در حالي که اعضاي خانواده اش بيرون از منزل بودند او با برادر کوچک ترش به درددل پرداخت گرچه برادر کوچک تر او را دلداري داد و گفت که ناراحت نباشد بالاخره همه افراد در زندگي با مشکلاتي مواجه مي شوند اما ناگهان زن جوان به طبقه پايين منزل رفت و سلاح شکاري برادر بزرگ ترش را برداشت و به طبقه بالا بازگشت او داخل اتاق خواب رفت و در اتاق را نيز از داخل قفل کرد. برادر کوچک تر که با اين حرکت خواهرش مضطرب شده بود از او خواست تا در اتاق را باز کند اما ناگهان صداي چند گلوله او را در جاي خود ميخکوب کرد. اين جوان که فکر مي  کرد خواهرش خودکشي کرده است با فرياد به در مي کوبيد و هراسان از خواهرش مي خواست جواب بدهد وقتي او صداي خواهرش را شنيد و متوجه شد که زنده است نفس راحتي کشيد و سعي کرد با او صحبت کند در همين اثنا بود که صداي شليک خفيف ديگري نيز به گوش رسيد و سخنان زن جوان قطع شد. برادر کوچک تر که ديگر تحمل خود را از دست داده بود با نگراني و اضطراب گوشي تلفن را برداشت و از پليس درخواست کمک کرد. دقايقي بعد خودرو گشت کلانتري سجاد مشهد آژيرکشان در مقابل منزلي واقع در بولوار جلال آل احمد متوقف شد. مامور انتظامي وقتي ماجرا را شنيد با اجازه برادر کوچک تر و براي نجات جان زن جوان قفل در اتاق را شکست اما آن ها با پيکر بي جان او که روي تخت افتاده و آثار گلوله اي نيز سمت چپ بدنش بود مواجه شدند. در عين حال ماموران اورژانس هم که براي نجات زن جوان آمده بودند مرگ او را تاييد کردند و بدين ترتيب ماجراي خودکشي با سلاح شکاري به قاضي شاکر (قاضي ويژه قتل عمد) اعلام شد. با حضور مقام قضايي در محل حادثه مشخص شد که زن جوان ابتدا چند گلوله به کمد و اطراف اتاق شليک و پس از آن اقدام به خودکشي کرده است. آثار خودزني  هاي قديمي روي ساعد دست متوفي و پيدا شدن قرص هاي اعصاب و روان حاکي از آن بود که زن جوان دچار افسردگي و ناراحتي هاي روحي و رواني بوده است. به دستور قاضي شاکر، پوکه ها و اسلحه شکاري و همچنين دست نوشته اي از متوفي که در محل خودکشي کشف شده بود براي انجام بررسي ها و تحقيقات قضايي تحويل کارشناسان شد.با انتقال جسد زن جوان به پزشکي قانوني، تحقيقات قضايي درباره چگونگي ماجراي خودکشي ادامه يافت.
 
 
------------------------------------
 
 
 
اين زن متهم به قتل دختر موردعلاقه شوهرش است

عروس  كه به جاي خون ريخته‌شده چندين مرد از دو قبيله به عقد جواني درآمده‌ بود، به دليل كشتن رقيب عشقي‌ و با اصرار خانواده‌اش به زودي قصاص مي‌شود.
به گزارش خبرنگار ما، اين زن جوان كه براي پايان دادن به دعواي ده‌هاساله دو قبيله به عنوان عروس خون‌بس به خانه شوهرش رفته بود، متهم است در سال 85 در يكي از روستاهاي اطراف لامرد شيراز دختر 16ساله‌اي را كه با همسرش رابطه داشت به قتل رساند و جسدش را آتش زد.
پليس لامرد تابستان سال 85 در جريان قتل دختري نوجوان قرار گرفت كه جسدش در يك خانه به آتش كشيده شده‌ بود.
پليس در بررسي‌ها متوجه شد مقتول دوست‌ مردي جوان و متاهل بود و اين مرد زمان قتل در شهرستان ديگري حضور داشت اما همسرش مريم در خانه -محل جنايت- بود. كارآگاهان همچنين متوجه شدند زمان به آتش كشيده‌شدن جسد در خانه مريم، اين زن از منزل گريخته است بنابراين ظن ماموران نسبت به مريم برانگيخته شد و بعد از چندين هفته تحقيق توانستند متهم را كه به شهر ديگري فرار كرده بود بازداشت كنند.
اين زن به قتل اعتراف كرد و گفت چون مقتول علاوه بر برقراري رابطه با شوهرش خواهر كوچكش را هم اغفال كرده بود او را كشت. مريم گفت: دو سال قبل عروس خون‌بس شدم. شوهرم را دوست نداشتم. مرد ديگري را مي‌خواستم اما پدرم كه بزرگ قبيله بود به من گفت تو بايد با پسري از قبيله مقابل ازدواج كني تا اين همه قتل كه اتفاق افتاده است تمام شود. در طول‌ سال‌هاي درازي كه قبيله ما با قبيله شوهرم دعوا داشت 22 نفر كشته شده بودند و پدرم براي پايان دادن به اين درگيري من را به زور به قبيله ديگر فرستاد. با اينكه از شرايط راضي نبودم اما مجبور بودم زندگي كنم. تا اينكه متوجه شدم شوهرم با دختري رابطه دارد. شوهرم قبل از ازدواج من با آن دختر رابطه داشت و در واقع او هم مجبور شده بود با من ازدواج كند. با اين حال تحمل مي‌كردم و چيزي نمي‌گفتم. مدتي بعد فهميدم مقتول كه رقيب عشقي من بود براي اينكه مرا اذيت كند خواهر كوچكم را با خود بيرون برده و شرايط را طوري فراهم كرده كه پسري به او تجاوز كند. او با اين كارش مي‌خواست خواهرم را نابود و من را بدنام كند. تصميم گرفتم از او انتقام بگيرم. در جريان اين درگيري‌ها مادرشوهرم حق را به پسرش داد و گفت طلاق من را مي‌گيرد. اين براي قبيله من سرشكستگي بود ضمن اينكه من تازه متوجه شده بودم باردار هستم و اين موضوع خيلي ذهنم را مشغول كرده‌ بود.
متهم ادامه داد: تصميم گرفتم از دختر نوجوان انتقام بگيرم. موضوع را با يكي از زنان خانواده شوهرم مطرح كردم و او گفت كسي را مي‌شناسد كه به ما كمك مي‌كند. قرار شد دختر نوجوان را به خانه من بكشانيم و در حين رابطه با مردي از او فيلم بگيريم و تهديدش كنيم از زندگي من بيرون برود. قرار شد طلاهايم را بفروشم و به آن مرد بدهم. وقتي جلسه گذاشتيم و با هم صحبت كرديم آن مرد گفت پول نمي‌خواهد فقط مي‌خواهد با من رابطه داشته باشد. قبول كردم و با هم رابطه برقرار كرديم و بعد من گفتم حالا بايد به وعده‌ات عمل كني. او هم قبول كرد. من دختر نوجوان را به خانه كشاندم و در اتاق داشتم با او حرف مي‌زدم كه جرو‌بحث بالا گرفت و من او را به سمت ديوار هل دادم. دخترك از حال رفت. بيرون اتاق مرد جوان و زن فاميل كه با من همدستي كرده بودند ايستاده بودند. گفتم چنين اتفاقي افتاده، آنها گفتند به ما ربطي ندارد. تهديدشان كردم و گفتم همه چيز را به همه مي‌گويم. در نهايت قبول كردند كار را تمام كنند. مرد جوان دستش را دور گردن دخترك انداخت و او را خفه كرد. قرار شد شب جسد را از خانه من بيرون ببرد. شوهرم شهرستان بود. وقتي آمد، گفتم بايد خريد كند. او را بيرون فرستادم و بعد خانه را آتش زدم. قصدم اين بود كه جسد بسوزد و همه تصور كنند جسد من است خودم هم فرار كردم. مدت‌ها آواره بودم تا اينكه بازداشت شدم. ساعاتي بعد از اينكه مريم چنين اعترافي را به زبان آورد به ماموران گفت، مي‌خواهد اعترافش را پس بگيرد و هرچه گفته دروغ است و او به تنهايي دختر نوجوان را كشته است. پرونده با اعتراف جديد به دادگاه رفت و مريم بعد باز هم تاكيد كرد در قتل تنها بود و براي برداشتن رقيب عشقي از سر راه دخترك را كشته است. اين زن با درخواست اولياي‌دم به قصاص محكوم شد و اين حكم به تاييد رسيد.
در حالي‌كه به نظر مي‌رسيد خانواده مريم او را رها كرده‌اند، بعد از چند سال به طور ناگهاني برادر مريم در روز ملاقات زندانيان در زندان حاضر شد. زماني كه مريم براي ديدن برادرش به سالن ملاقات رفت پسر جوان با بيرون آوردن كلتي به سمت مريم شليك كرد و زن جوان بيهوش روي زمين افتاد.
بلافاصله جسم نيمه‌جان مريم به بيمارستان منتقل شد و بعد از انجام چندين ساعت عمل سخت اين زن به طرز معجزه‌آسايي از مرگ نجات پيدا كرد. در همان روز خبر رسيد برادر ديگر مريم هم به سمت مرد جواني شليك كرده و يك تير به سرش زده و شش گلوله ديگر هم به قفسه سينه او شليك كرده ‌است اما اين مرد هم به طرز معجزه‌آسايي نجات يافت.
برادران مريم در بازجويي‌ها گفتند هم مرد جوان و هم مريم لايق مرگ هستند و بايد كشته شوند. بررسي‌ها نشان داد مرد جواني كه مورد اصابت گلوله برادر مريم قرار گرفته همان مردي است كه مريم در ابتدا اعتراف كرده بود با همكاري او دست به قتل زده ‌است. با اين حال مرد جوان هيچ شكايتي از برادر مريم نكرد و گفت به طور كامل رضايت مي‌دهد. برادري هم كه به مريم شليك كرده بود گفت خواهرش بايد بميرد و اجازه نمي‌دهد اولياي‌دم رضايت بدهند. مدتي بعد مريم باخبر شد مردي كه مدتي با او رابطه داشت زنداني شده ‌است. اين مرد با ارسال نامه‌اي به زندان زنان عادل‌آباد از مريم خواست با او ازدواج كند و مریم که از شوهر اولش جدا شده بود، قبول كرد. آنها در زندان به عقد هم درآمدند و اين مرد كه به جرم قاچاق موادمخدر زنداني شده بود به مريم قول داد از اولياي‌دم رضايت بگيرد و او ميليون‌ها تومان به حساب مريم ريخت تا او با اولياي‌دم وارد مذاكره شود اما اولياي‌دم اعلام كردند خانواده مريم از آنها خواسته‌اند رضايت ندهند. هرچند مريم نامه‌اي نوشت و اعلام كرد خانواده مرد جوان از او خواسته بودند سكوت كند و قول داده بودند كمكش كنند به همين دليل هم او اعتراف كرد به تنهايي دست به قتل زده است و خواستار نقض حكم قصاصش شد. او گفت در اداره آگاهي سقط جنين كرده است و بازجويي‌هايي كه از او انجام شده قانوني نبوده با اين حال راي صادره مرحله استيذان را پشت سر گذاشت و قرار است مريم صبح‌روز چهارشنبه با اصرار خانواده‌اش پاي چوبه‌ دار برود. منبع: شرق
 
 
------------------------------------
 

دانشجويي که فيلم مستهجن مي فروخت، دستگير شد

 
دانشجويي که فيلم هاي غيراخلاقي و نرم افزارهاي فيلترشکن را از طريق اينترنت، مي فروخت دستگير شد. به گزارش خراسان ماموران پليس فتا به دنبال گشت در فضاي مجازي به سايتي برخورد کردند که در آن فروش فيلم هاي مستهجن و همچنين نرم افزارهاي فيلترشکن تبليغ شده بود. ماموران با مشاهده اين سايت موضوع را به سرهنگ زارع پور رئيس پليس فتا استان يزد اطلاع دادند و وي نيز دستور شناسايي و دستگيري مالک سايت را صادر کرد.اين گزارش حاکي است سرانجام کارآگاهان با استفاده از شگردهاي اطلاعاتي و فني، دايرکننده سايت را که جواني دانشجو وساکن يزد بود دستگير کردند، متهم دستگير شده ابتدا منکر ارتکاب جرم از سوي خود شد اما وقتي با دلايل و مدارک کافي رو به رو شد لب به اعتراف گشود. متهم مربوطه پس از تکميل پرونده اش تحويل مقامات قضايي شد. خبر ديگر اين که جواني که با انتشار تصاوير يک دختر قصد فريب و سوء استفاده از وي را داشت توسط ماموران پليس فتا دستگير شد، به گزارش خراسان چند روز پيش دختر جواني به پليس فتا استان گلستان مراجعه و با تسليم شکايتي عنوان کرد، پسر جواني با وي تماس گرفته و گفته است اگر به خواسته هاي نامشروع او پاسخ مثبت ندهم تصاوير و فيلم هايي از من در اختيار دارد که آنها را در اينترنت منتشر خواهد کرد، اين دختر اضافه کرد: من به اين تهديدهاي او وقعي ننهادم تا اين که پس از مدتي جوان مذکور بخشي از تهديدهاي خود را عملي و چند قطعه از عکس هاي خصوصي ام را در وبلاگش منتشر کرد.به دنبال اين موضوع سرگرد جبلي رئيس پليس فتا گلستان دستور تحقيق در رابطه با اين موضوع و شناسايي پسر جوان را صادر کرد. ماموران نيز در بررسي هاي فني به اطلاعاتي دست يافتند که نشان مي داد جوان ياد شده در استان مرکزي زندگي مي کند، بنابراين با هماهنگي مقام قضايي محل سکونت متهم را شناسايي و او را دستگير کردند.
 
 
---------------------------------------
 
 
سوءاستفاده اينترنتي!

دختر جوان خيلي خودخواه و لجوج بود و حرکات و رفتار مشکوکي داشت. من که حوصله دردسر نداشتم او را از محل کارم اخراج کردم و با درج آگهي در روزنامه، تقاضاي استخدام يک کارمند آشنا به امور رايانه اي کردم اما پس از گذشت ۴ روز متوجه شدم که حساب هاي شرکت و اطلاعات حياتي محل کارم از طريق اينترنت مورد سوءاستفاده قرار گرفته است.مدير شرکت ... در پليس فتاي خراسان رضوي افزود: بلافاصله موضوع را به پليس اطلاع دادم و کارآگاهان پليس فتا با انجام تحقيقات علمي دريافتند دختر جواني که از محل کارم اخراج شده با در اختيار داشتن رمزهاي ورود به حساب ها و اطلاعات حياتي شرکت از طريق اينترنت توانسته است اعداد و ارقام را تغيير دهد و به اين شکل سوءاستفاده کند. من از اين دختر جوان شکايت کرده ام .رئيس پليس فتاي استان خراسان رضوي درباره اين ماجرا با اعلام شکايت مدير شرکت دختر جوان به عنوان متهم شناسايي و دستگير شد و در بازجويي هاي به عمل آمده به سوءاستفاده اينترنتي از حساب هاي بانکي و اطلاعات حياتي شرکت مذکور اعتراف کرد.سرهنگ «سيدمحسن عرفاني» افزود: مديران شرکت ها و کارفرمايان، پيمانکاران و صاحبان واحدهاي توليدي، صنعتي، خدماتي و اداري بايد در زمان به کارگيري کارکنان مورد نياز، حساسيت هاي لازم را در مراحل استخدامي در نظر داشته باشند و در صورت تغيير کاربراني که در امور رايانه اي و اينترنتي در محل کار آن ها فعاليت دارند رمزهاي ورودي سيستم ها و حساب هاي شرکت را به منظور افزايش ضريب ايمني اطلاعات تغيير دهند. وي در پايان گفت ستاد خبري پليس فتاي خراسان رضوي با شماره تلفن ۲۱۸۲۶۳۵ به طور شبانه روزي آماده دريافت اخبار و اطلاعات جرايم سايبري و سايت ها و وبلاگ هاي متخلف است .
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: