کد خبر:۶۴۳۸
تاریخ انتشار: ۲۲ فروردين ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۴
تعداد بازدید: 2832
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
محاكمه ربايندگان دختر جوان از مقابل آرايشگاه
پرونده پنج جواني كه متهم هستند دختري را از مقابل آرايشگاه ربوده و او را مورد تعرض قرار داده‌اند روز گذشته در دادگاه كيفري‌ استان تهران به صورت ويژه مورد رسيدگي قرار گرفت
پرونده پنج جواني كه متهم هستند دختري را از مقابل آرايشگاه ربوده و او را مورد تعرض قرار داده‌اند روز گذشته در دادگاه كيفري‌ استان تهران به صورت ويژه مورد رسيدگي قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار ما، اواخر سال گذشته دختري به نام رعنا به ماموران پليس اسلامشهر مراجعه كرد و مدعي شد توسط چند جوان مورد آزار قرار گرفته‌است. اين دختر كه به شدت ترسيده‌بود به ماموران گفت: مدتي بود كه پسري به نام سعيد مي‌خواست با من دوست شود اما من علاقه‌اي به او نداشتم به همين دليل هم جواب تلفن‌هايش را نمي‌دادم تا اينكه روز حادثه وقتي در آرايشگاه بودم چندبار با من تماس گرفت. جواب تلفنش را ندادم و چون مي‌دانستم ممكن است مقابل آرايشگاه بيايد آژانس گرفتم. راننده جلوي در بود از آرايشگاه خارج شدم و سوار ماشين شدم، يك‌دفعه پنج جوان از جمله سعيد با باتوم و گاز اشك‌آور حمله كردند. آنها شيشه‌هاي ماشين را شكستند و راننده را مجبور به توقف كردند، بعد من را بيرون كشيدند و با خود بردند.
اين دختر ادعا كرد سعيد و سه نفر از دوستانش او را مورد آزار جنسي قرار دادند. شكايت اين دختر در حالي ثبت شد كه راننده آژانس نيز به صورت جداگانه شكايتي را به ماموران ارايه داد و گفت: من اصلا نمي‌دانم اين دختر كه مسافر من بود با آن پسرها چه نسبتي داشت اما آن پسران يك‌دفعه حمله و ماشين من را اوراق كردند. آنها باتوم و گاز اشك‌آور داشتند. من مي‌خواستم فرار كنم اما آنها شيشه ماشينم را شكستند و دخترجوان را از خودرو بيرون كشيدند. با توجه به اين شكايات، ماموران سعيد- متهم اصلي پرونده- را شناسايي و بازداشت كردند. سعيد اعتراف كرد با همدستي چهار دوستش اقدام به اين كار كرده ‌است. او گفت: من و دوستانم باهم مقابل آرايشگاه رفتيم. رعنا شماره‌اش را به من داده و گفته بود با من دوست مي‌شود اما بعد ديگر جوابم را نداد. او من را سركار گذاشته بود. من هم اين كار را كردم كه بفهمد نبايد با من چنين رفتاري مي‌كرد. با راهنمايي اين جوان ماموران، ديگر متهمان را هم شناسايي و بازداشت و آنها نيز به همدستي با سعيد اعتراف كردند. يكي از متهمان كه از همه كم‌سن‌تر است گفت: من فكر مي‌كردم براي دعوا آنجا مي‌رويم. وقتي رسيديم متوجه شدم قرار است رعنا را بدزديم. ما با سه موتور رفته ‌بوديم. اول با مرد راننده دعوا و ماشينش را خرد كرديم و رعنا را از ماشين بيرون كشيديم. بعد او را ترك يكي از موتورها نشانديم و با خود برديم در بيابان. سعيد و بچه‌هاي ديگر او را به زور مورد تجاوز قرار دادند. دخترك گريه مي‌كرد اما آنها توجهي نمي‌كردند. سعيد مي‌خواست ثابت كند هركاري بخواهد مي‌تواند انجام بدهد و رعنا هم نمي‌تواند غرور او را خرد كند. وقتي نوبت به من رسيد با دختر جوان كاري نداشتم. دلم برايش مي‌سوخت. او خيلي گريه مي‌كرد. به همين دليل گفتم مي‌تواند برود. بعد از انجام تحقيقات اوليه و ارسال پرونده به شعبه 77 دادگاه كيفري ‌استان تهران پنج مرد جوان براي بازجويي در اين شعبه حاضر شدند و اتهامات‌شان را قبول كردند. سپس با دستور رييس قوه‌قضائيه پرونده به صورت ويژه مورد رسيدگي قرار گرفت و قاضي ساعي رييس شعبه دستور داد تا وقتي فوق‌العاده براي رسيدگي به اين پرونده در نظر بگيرند.
روز گذشته پنج مرد جوان براي محاكمه در اين شعبه حاضر شدند. آنها همگي اتهامات خود را رد كردند و گفتند اگر قبلا به تجاوز به دختر جوان اعتراف كردند به خاطر فشاري بود كه در اداره آگاهي به آنها آوردند.
سعيد متهم اصلي اين پرونده گفت: من قبول دارم به رعنا زنگ زدم اما او خودش شماره را به من داد. ما باهم مدتي رابطه داشتيم و حرف‌هايي كه در مورد من زده‌است درست نيست. آن روز هم من مي‌خواستم با رعنا حرف بزنم، راننده آژانس دخالت كرد و خواست با ما دعوا كند و درگيري ايجادشده به همين دليل بود.
ديگر متهمان هم در جايگاه حاضر شدند و همگي اعترافات خود را پس گرفتند. در پايان وكلاي متهمان از موكلان‌شان دفاع كردند و هيات قضات براي صدور راي دادگاه وارد شور شدند. منبع: شرق
 
 
-------------------------------------
 
 
دومين ازدواج

آتش به زندگي ام افتاده است و نمي دانم چرا به چنين سرنوشت شومي گرفتار شدم. از روزي که همسرم فوت کرد مشکلات زندگي ام يکي پس از ديگري شروع شد. دختر و پسرم که هر دو سر و سامان گرفته اند برايم دلسوزي عجيبي مي کردند و با اصرار وادارم کردند ازدواج کنم.من پس از گذشت يک سال به خواستگاري خانمي رفتم که از شوهرش طلاق گرفته بود و دخترم با اطمينان از او تعريف مي کرد و مي گفت سال هاست که مرجان را مي شناسد.مرد ۵۶ ساله در دايره اجتماعي کلانتري ۱۷ مشهد افزود: نمي خواستم تن به اين ازدواج بدهم اما دختر و پسرم مي گفتند اين زن ۲۸ ساله با شور و نشاط جواني اش مي تواند به خانه و زندگي ام رونق بدهد. از طرفي چون او بچه کوچکي دارد بعد از فوتم نيز حقوق بازنشستگي ام مي تواند آينده اين کودک ۶ ساله را تامين کند.من بالاخره با مرجان ازدواج کردم و او تمام شرايطم را پذيرفت. اما در کمتر از يک ماه مشکلات ما آغاز شد.مرجان خجالت مي کشيد مرا به عنوان شوهرش به کسي معرفي کند و خيلي پرخاشگر و عصبي شده بود. او برخوردهاي بسيار تحقيرآميزي داشت و من که از ابتدا مي دانستم اين ازدواج با ۲۸ سال تفاوت سني عاقبتي نخواهد داشت از فرزندانم خواستم تا شرايط طلاق ما را فراهم کنند. ولي دختر و پسرم معتقد بودند به خاطر حفظ آبروي خانوادگي مان هم که شده بايد کوتاه بيايم و به همسر جوانم نيز باج بدهم تا سر و صدايي بلند نشود.حدود ۱۵ ماه به هر سختي و مشقتي که بود گذشت و در اين مدت واقعا از نظر روحي و رواني آسيب جدي ديده بودم. اما اشتباه من در انتخاب همسر و ازدواج با اين زن جوان خيلي برايم گران تمام شد چون از مدتي قبل متوجه شدم مرجان با پسر جوانم سر و سري دارد. با روشن شدن اين مسئله عروسم طلاق گرفت و زندگي فرزندم نيز نابود شد. من که ديگر تحمل چنين شرايطي را نداشتم تقاضاي طلاق دادم ولي حالا با اين سن و سال مجبورم سرمايه يک عمر زندگي ام را که يک خانه است دو دستي به اين زن تقديم کنم چون خانه را درزمان عقد به عنوان مهريه به نام او سند زده ام.منبع: خراسان

------------------------------------------
 
 

قتل دختر دو ماهه با سم سيانور

كارآگاهان جنايي تهران در حال تحقيق از مردي هستند كه متهم است كودك دو ماهه خود را با خوراندن سيانور به قتل رسانده است.
اين پرونده سال گذشته تشكيل شد اما اعلام نظريه پزشكي قانوني درباره علت مرگ نوزاد دو ماهه كه «نازنين» نام داشت تا چند روز قبل به طول انجاميد و اين نظريه روند رسيدگي به پرونده را تغيير داد.
صبح روز پنجشنبه 20 بهمن سال گذشته مردي هراسان و مضطرب در حالي‌كه دختربچه‌اي را در آغوش داشت به بيمارستان شريعت‌رضوي تهران رفت و به پرستاران گفت دخترش بدحال است در همان شرايط كه كادر درماني معاينه نازنين را آغاز كرده بودند، پدر او مشغول پر كردن فرم‌ مربوط به پذيرش شد و پس از آن در يك لحظه از فرصت استفاده و بيمارستان را ترك كرد.
ساعتي بعد مرگ نازنين توسط پزشكان تاييد شد و از آنجا كه آثار كبودي روي صورت نوزاد و همچنين جاي سوزن روي دستان او مشهود بود، موضوع به پليس اطلاع داده شد و كارآگاهان جنايي در حالي تحقيق روي اين پرونده را آغاز كردند كه علت مرگ دختر هنوز معلوم نبود و علاوه بر آثار مشاهده شده روي پيكر وي و فرار پدرش از بيمارستان احتمال وقوع كودك‌آزاري و قتل را قوت مي‌بخشيد.
ماموران بعد از بررسي فرم پذيرش نازنين فهميدند، پدر او خودش را مردي 30ساله به نام «اسماعيل» و دامپزشك معرفي كرده است. اين مرد نشاني خانه‌اي را نيز در برگه نوشته بود. تيمي از ماموران به آدرس مورد نظر رفتند و فهميدند اطلاعات ثبت‌شده در فرم پذيرش موثق است. آنها از اسماعيل خواستند براي پاسخ دادن به برخي سوالات جلو در بيايد اما او ناگهان دست به اقدامي جنون‌آميز زد و با گروگان گرفتن دختر سه ساله و همسرش گفت اگر كسي وارد خانه شود اعضاي خانواده‌اش را به قتل خواهد رساند. ماموران وقتي در اين شرايط قرار گرفتند تلاش كردند مرد دامپزشك را آرام كنند ولي كوشش‌هاي آنها ثمري نداشت و اين مرد با قمه به يكي از ماموران حمله كرد و بعد از زخمي كردن وي دستگير شد. ماموران همچنين همسر اسماعيل را نيز كه «جميله» نام دارد بازداشت كردند.
اسماعيل در بازجويي‌ها اتهام كشتن فرزند دومش را رد كرد و گفت: «بعد از تولد نازنين به دليل مشكلات خانوادگي كه پيش آمده بود نتوانستم براي او شناسنامه بگيرم اما به شدت به دخترم علاقه داشتم تا اينكه شب حادثه وقتي من و جميله خواب بوديم، نازنين شروع به گريه كرد ما هر كاري كرديم نتوانستيم او را آرام كنيم من به شدت عصبي شده بودم و در يك لحظه در حالي‌كه كنترل خودم را از دست داده بودم ضربه‌اي را به صورت او زدم، بعد از آن نازنين آرام شد، صبح كه از خواب بيدار شدم فهميدم دخترم بي‌حال است براي همين سريع او را به بيمارستان رساندم.»
همسر اسماعيل نيز گفته‌هاي شوهرش را تاييد كرد با اين وجود تحقيقات ادامه يافت تا اينكه پزشكي قانوني اعلام كرد در خون نوزاد دو ماهه سم مهلك سيانور پيدا شده و علت مرگ او نيز همين موضوع بوده است. به اين ترتيب تحقيقات وارد مرحله تازه‌اي شد و كارآگاهان يك‌بار ديگر پدر مقتول را پشت ميز بازجويي نشاندند. او اين بار هم همان ادعاي گذشته را تكرار كرد و درباره سيانور هيچ توضيحي نداد. او گفت: «ضربه‌اي كه به دخترم زدم خيلي محكم بود و خودم متوجه كبودي صورتش شدم. روز بعد هم وقتي او را به بيمارستان رساندم از ترسم فرار كردم اما از ماجراي سيانور اطلاعي ندارم.»
جميله نيز وقتي براي دومين مرتبه بازجويي شد، حرف‌هاي همسرش را تكرار و از علت كشف سيانور در خون فرزندش ابراز بي‌اطلاعي كرد.
بنابر اين گزارش، در حال حاضر متهمان در بازداشت به سر مي‌برند و تحقيقات از آنها ادامه دارد.
 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
كمال
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۲:۲۴ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۳
0
2
بنظرمن اينجورمادروپدرها خدا
نباید بهشون بچه بده اخه اون دختر2ماه كه
نعمت پرواردگار بااينچنين شكنجه بشه.ادم بزرگش سوزن بزني دادميذانه
نامسلمون به جاي پدربه توبايدگفت شيطان.حكم تومرگه همين.ببخشيداگه ازكلمهاي تندي استفاده كردم.بهم ريخته ام
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: