کد خبر:۶۴۳۶
تاریخ انتشار: ۲۱ فروردين ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۱
تعداد بازدید: 5258
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
عشق به دختر فراري، رنگ خون گرفت
مرد جواني كه به دليل عشق به يك دختر فراري با همدستي دوستش دست به قتل زده ‌بود در دادگاه كيفري‌استان البرز محاكمه شد.
 مرد جواني كه به دليل عشق به يك دختر فراري با همدستي دوستش دست به قتل زده ‌بود در دادگاه كيفري‌استان البرز محاكمه شد.
به گزارش خبرنگار ما، ماموران پليس كرج خرداد سال 88 باخبر شدند مرد جواني كه بر اثر ضربه چاقو زخمي شده‌ در بيمارستان امام‌خميني جانش را از دست داده است. بازپرس كشيك قتل و ماموران اداره آگاهي براي بررسي واقعه به بيمارستان رفتند. آنها متوجه شدند يكي از كساني كه كيان –مقتول- را به بيمارستان رسانده توسط ماموران حراست بيمارستان در اتاقك نگهباني نگه ‌داشته ‌شده ‌است. ماموران اين جوان به نام حميد را تحويل گرفتند و براي بازجويي به اداره آگاهي كرج منتقل شد.
حميد در تحقيقات گفت اين درگيري به دليل دختري به نام مينا رخ داد و وي از مدتي قبل با مينا رابطه داشت.
متهم گفت: مينا دختر فراري بود اما از وقتي كه با او آشنا شدم عاشقش شدم و تصميم گرفتم آينده‌ام را با او بسازم. هر روز بيشتر نسبت به مينا احساس علاقه مي‌كردم تا اينكه متوجه شدم يكي از دوستانم به نام جواد قصد دارد با مينا رابطه برقرار كند و مرتب سراغ او مي‌رود. مينا از جواد خوشش نمي‌آمد و هرچه او اصرار مي‌كرد سمتش نمي‌رفت. وقتي مينا موضوع را به من گفت خيلي ناراحت شدم، نمي‌دانستم بايد چه كنم. موضوع را به دوستم حسن گفتم. حسن به من پيشنهاد كرد با جواد حرف بزنم. روز حادثه با جواد قرار گذاشتم و گفتم كه مي‌خواهم به دليل تلفن‌هايي كه به مينا زده ‌است با او صحبت كنم. با ماشين يكي از دوستان به نام مهرداد به محل قرار رفتيم. گفت‌وگوي من و جواد خيلي زود به دعوا كشيد. كيان هم آنجا بود. او به هواداري از جواد وارد درگيري شد. دوستم براي پايان دادن به اين درگيري دخالت كرد. اصلا نمي‌دانم چه شد و مهرداد چرا چاقو كشيد اما ديدم كه به سمت كيان رفت و با ضربه چاقو او را زد و بعد هم فرار كرد. پليس در گام بعدي تحقيقات خود شاهدان ديگري را كه در محل بودند مورد بازجويي قرار داد و آنها هم تاييد كردند مهرداد ضارب بوده و او كيان را به قتل رسانده ‌است.
ماموران تحقيقات گسترده‌اي را براي دستگيري مهرداد آغاز كردند اما موفق نشدند او را بازداشت كنند. بنابراين كيفرخواست عليه مهرداد به صورت غيابي صادر شد. بنا بر اين كيفرخواست مهرداد به عنوان مباشر در قتل و متهم رديف اول و حميد به اتهام معاونت در قتل از سوي دادسرا براي محاكمه به دادگاه كيفري‌استان البرز معرفي شدند.
نماينده دادستان كرج در ابتداي جلسه رسيدگي به اين پرونده از دادگاه خواست با توجه به فراري بودن مهرداد او را به صورت غيابي محاكمه و به مجازات قانوني برساند.
سپس اولياي‌دم در جايگاه حاضر شدند و درخواست صدور حكم قصاص كردند.
با توجه به اينكه متهم رديف اول فراري بود حميد متهم رديف دوم در جايگاه حاضر شد. او اتهامش را رد كرد و گفت: قرار نبود قتلي انجام شود و من هم براي دعوا نرفته ‌بودم. قرار بود با جواد حرف بزنيم كه ديگر با مينا كاري نداشته‌ باشد. حتي نمي‌خواستم مهرداد را هم با خودم ببرم چون او ماشين داشت، گفت حاضر است من را سرقرار برساند اما نمي‌دانم چرا عصباني شد و كيان را با چاقو زد.
متهم ادامه داد: مهرداد در ماشين نشسته‌ بود وقتي من و جواد درگير شديم و دوستان او از جمله كيان وارد دعوا شدند مهرداد براي ميانجيگري از خودرو بيرون آمد و در حين اينكه داشت ما را جدا مي‌كرد چاقويي درآورد و به سينه كيان زد.
حميد در آخرين دفاعياتش اتهام معاونت در قتل را رد و از اولياي‌دم و دادگاه درخواست بخشش كرد.
بنابراين گزارش بعد از پايان جلسه دادگاه هيات قضات محاكمه‌كننده وارد شور شدند و مهرداد را در قتل عمدي كيان مجرم شناختند و او را به قصاص محكوم كردند. اين در حالي بود كه حميد از اتهام معاونت در قتل تبرئه شد.
منبع: شرق
 
 
--------------------------------------------
 
 
 
پيرمرد چيني پس از قتل همسرش تکه هايي از جسد او را خورد
 
پيرمرد چيني پس از قتل همسرش تکه‌هايي از بدن او را خورد. به گزارش ايسنا، بنابر اعلام پليس ايالت « ماساچوست» آمريکا، اين مرد 79 ساله که به تازگي به اين کشور مهاجرت کرده است از قبول اين اتهام سرباز مي‌‌زند. پليس محلي ايالت «ماساچوست» پنجشنبه هفته گذشته اين فرد را در حالي که دستان، دهان و صورتش خونين بود و روي صندلي اتاقش نشسته بود، پيدا کرد. پليس، جسد همسر 73 ساله اين مرد را در يکي ديگر از اتاق خواب‌ها در حالي که دستانش به شدت جراحت ديده بود و غرق در خون بود، پيدا کرد.ماموران پس از واردشدن به خانه، اين مرد را که وضعيت ظاهري مناسبي نداشت و تکه‌هايي از گوشت بدن همسرش نيز در کنار او افتاده بود، پيدا کردند. اين مرد پس از دستگيري تحت بررسي‌‌هاي روان پزشکي قرار گرفت.
 
 
 
--------------------------------------------
 
 
تجاوز مرد رمال به زن جوان

مرد رمالي كه با تهديد چاقو به يك زن تعرض كرده است، تحت تعقيب پليس آگاهي قرار گرفت.
چند روز قبل زن 29 ساله‌اي به‌نام هدي نزد ماموران پليس استان خراسان‌رضوي رفت و عليه يك رمال شكايت كرد. او گفت: «من و شوهرم رابطه خوبي با هم نداشتيم و هيچ عشق و علاقه‌اي در زندگي‌مان وجود نداشت. اين روابط سرد مرا خيلي آزار مي‌داد و هميشه در فكر چاره بودم، از طرف ديگر شوهرم عادت داشت جزيي‌ترين مسايل زندگي‌مان را با مادرش در ميان بگذارد به همين دليل مادر و خواهرشوهرم هميشه در زندگي ما دخالت مي‌كردند و باعث شدت گرفتن اختلافات مي‌شدند. من كه به شدت احساس تنهايي مي‌كردم مشكلات خودم را با يكي از دوستانم در ميان مي‌گذاشتم و با او درددل مي‌كردم. دوستم هم مثل من با شوهرش اختلاف داشت و از زندگي‌اش راضي نبود.»
هدي در ادامه گفت: «بعد از گذشت مدتي طولاني در يك مجلس عمومي با زني آشنا شديم و او بعد از اطلاع از مشكلات من و دوستم گفت رمالي را مي‌شناسد كه مي‌تواند به راحتي مشكلات‌مان را حل كند. ما دو نفري سراغ مرد رمال رفتيم و او بعد از ملاقات با ما و شنيدن گرفتاري‌هايمان گفت همه اين مسايل قابل حل است. او سپس به من وقت ملاقاتي داد و تاكيد كرد تنهايي نزد او بروم.»
زن شاكي اضافه كرد: «چند روز بعد وقتي طبق قرار قبلي به ملاقات مرد رمال رفتم او گفت مرا طلسم كرده‌اند و او بايد از طلسم‌شكن استفاده كند اما بايد دعا را روي تنم بنويسد. من با اين كار مخالفت كردم و گفتم حاضر نيستم او به من دست بزند. مرد رمال وقتي اين حرف را شنيد داد و فرياد راه انداخت و بعد در حالي‌كه چاقويي در دست داشت من را تهديد كرد. هيچ‌كس به غيراز ما دو نفر در آن خانه نبود و صداي كمك‌خواهي‌ام به جايي نمي‌رسيد براي همين شروع به گريه و التماس كردم اما آن مرد بدون توجه به وضع روحي خرابي كه داشتم به من تعرض كرد. بعد از آن سراسيمه از آن خانه فرار كردم و به منزل خودم رفتم. در اين مدت به شدت پريشان بودم و نمي‌توانستم اتفاقي را كه افتاده بود با كسي در ميان بگذارم تا اينكه بالاخره تصميم گرفتم شكايت كنم.»
بنا بر اين گزارش در حال حاضر رسيدگي به اظهارات اين زن آغاز شده و ماموران در تلاش براي دستگيري متهم هستند.
 
 
 
-----------------------------------
 
 
نگاه شيطاني!
 

تمام بدبختي هايم از يک نگاه لعنتي شروع شد و کارم به جايي رسيده که خجالت مي کشم سرم را بالا بگيرم و به چشمان اطرافيانم نگاه کنم.
من با کمک پدرم زندگي مشترکم را شروع کردم و همسرم نيز با مهرباني و قناعت، پشتوانه محکمي برايم بود اما افسوس که ناسپاسي کردم و چوب اشتباهاتم را نيز خوردم. باور کنيد با اين که اصلا دوست ندارم درباره گذشته حرفي بزنم اما مي خواهم به مردهاي جوان بگويم مراقب زندگيتان باشيد و قدر خودتان را بيشتر بدانيد چون ممکن است هر کسي خيلي راحت و ارزان زندگي، آبرو و حيثيتش را بر باد بدهد و آن موقع پشيماني سودي نخواهد داشت.مرد جوان در دايره اجتماعي کلانتري قاسم آباد مشهد، افزود: دو سال قبل من و همسرم در آپارتماني اجاره اي زندگي مشترک خود را آغاز کرديم و روزهاي شيريني را پشت سر گذاشتيم اما در مدت کوتاهي متوجه نگاه زيرچشمي زن جواني شدم که در همسايگي ما سکونت داشت. من تقريبا هر روز او را درمحوطه آپارتمان مي ديدم و از پنجره اتاق خواب خانه ما، آشپزخانه منزل او نيز ديده مي شد و گاهي اوقات از پنجره اتاق به همديگر خيره مي شديم. او با نگاه شيطاني و عشوه گري هاي خود دلم را لرزاند و متاسفانه اسير هوس هاي پليدي شدم که تمام فکر و ذهنم را به خود مشغول کرده بود.مرد جوان آهي کشيد و گفت: پس از چند هفته ارتباط مخفيانه اي بين من و آن زن مطلقه که با مادر پيرش زندگي مي کند، برقرار شد و او حتي قصد داشت زمينه ارتباط نامشروع من و زن ديگري را هم برقرار کند. ولي همسرم که به حرکات و رفتارم مشکوک شده بود و مرا زير نظر داشت، موضوع را به پليس اطلاع داد و ماموران انتظامي مرا همراه آن زن و دوستش در خانه آن ها دستگير کردند.با اين وضعيت همسرم طلاق گرفت و من از نظر روحي، رواني و اجتماعي شکست سنگين و عذاب آوري را تجربه کردم. تصورم اين بود که پس از گذشت چند ماه بتوانم با جبران اشتباهات گذشته و وساطت ريش سفيدهاي فاميل دوباره زندگي مشترک خود را با همسرم آغاز کنم. اما از روزي که برايم خبر آوردند او با پسرخاله اش ازدواج کرده است تمام اميدم را از دست دادم و با تاسف بايد بگويم که توسط يکي از دوستان قديمي ام به مصرف کراک روي آوردم. امروز هم به اتهام زورگيري دستگير شده ام و حالا به چشم يک متهم خشن نگاهم مي کنند.منبع: خراسان
 
 
 
-----------------------------------
 
 
 
سارق بدشانس، خام‌خوار شد

دزد بدشانس سه روز در خانه‌ای حبس شد و در اين مدت به ناچار تخم‌مرغ و سيب‌زميني خام مي‌خورد.
به گزارش خبرنگار ما، ماموران كلانتري گاندي چند روز پيش از طريق مركز فوريت‌هاي پليسي اطلاع پيدا كردند فردي پس از ارتكاب دزدي، در محل سرقت گرفتار شده است. صاحبخانه با حضور ماموران كلانتري در محل حادثه واقع در خيابان نفت شمالي به ماموران گفت: «مدت 20 روز است كه دخترم به همراه همسر و فرزندش به مسافرت خارج از كشور رفته و خانه را به من سپرده است به همين علت، براي سركشي به منزل آنها در طبقه هفتم اين مجتمع آمدم و زماني كه به در منزل رسيدم، متوجه شدم يك نفر از داخل خانه در حال كمك خواستن است براي همين بلافاصله با 110 تماس گرفتم و موضوع را به پليس اطلاع دادم.»
ماموران براي دستگيري فرد ناشناس قصد داشتند وارد خانه شوند اما از آنجايي كه در منزل از نوع ضدسرقت بود و قفل در نيز توسط سارق تخريب شده بود و امكان باز كردن آن با كليد وجود نداشت، از آتش‌نشاني كمك خواستند و بالاخره در خانه باز و متهم 47ساله به نام «قاسم» دستگير شد و به دستور بازپرس شعبه 11 دادسراي ناحيه سه تهران در اختيار پايگاه سوم پليس آگاهي قرار گرفت.
با آغاز تحقيقات از متهم، وي درخصوص نحوه ورود به منزل به كارآگاهان گفت: روز نهم فروردين زماني كه هوا كاملا تاريك شده بود پس از اطمينان از خالي بودن خانه، از بالاي ديوار وارد حياط مجتمع شدم و از طريق راه‌پله‌ها خود را به پشت‌بام ساختمان رساندم بعد وارد كانل كولر شدم و سرانجام پس از چند ساعت گرفتار شدن در داخل كانال كولر ـ بدون آنكه بدانم در چه واحد و طبقه‌اي قرار دارم از خانه‌اي سر در‌آوردم كه داخل آن هيچ‌كس نبود. بلافاصله شروع به گشتن خانه كردم و توانستم مقداري طلا و جواهرات را پيدا كنم حتي
گاو صندوقي نيز در يكي از اتاق‌ها ديدم ولي هرچه تلاش كردم نتوانستم آن را باز كنم. زماني كه تصميم گرفتم از خانه خارج شوم، به سمت در رفتم و آن موقع بود كه فهميدم در ضدسرقت است براي همين قفل را شكستم تا بتوانم آن را باز كنم ولي هر كاري كردم موفق نشدم. به سمت بالكن خانه رفتم تا با استفاده از طناب همراه خودم را نجات بدهم كه متوجه شدم در طبقه هفتم قرار دادم و طول طناب نيز بسيار كوتاه است. در حالي‌كه چندين ساعت در خانه گرفتار شده بودم، تصميم گرفتم مقداري غذا تهيه و پس از آن، مجددا براي فرار تلاش كنم اما متوجه شدم داخل يخچال و آشپزخانه نيز هيچ غذا و آذوقه‌اي، به جز چند عدد سيب‌زميني و تخم‌مرغ وجود ندارد و زماني كه قصد پختن آنها را داشتم، متوجه شدم فلكه اصلي گاز اين واحد كه در داخل حياط قرار داشت بسته شده است. سرانجام پس از گذشت نزديك به يك روز كه هيچ چيزي براي خوردن پيدا نكرده بودم، مجبور به خوردن سيب‌زميني و تخم‌مرغ‌هاي خام شدم و در طول اين سه روز فقط سيب‌زميني و تخم‌مرغ خام خورده‌ام تا اينكه پس از گذشت اين مدت سرانجام توسط پليس و آتش‌نشاني نجات پيدا كردم.
متهم در ادامه اظهارات خود به كارآگاهان گفت: «در طول اين چند روز چندين بار با دوستان و برادرانم تماس گرفتم تا به كمك من بيايند اما هركدام از آنها بهانه آوردند.»
سرهنگ كارآگاه حسين خان بابايي، رييس پايگاه سوم پليس آگاهي تهران با تاييد اين خبر گفت: «با دستگيري متهم و انجام تحقيقات مشخص شد او از مجرمان سابقه‌دار در زمينه سرقت منزل است و اعتياد شديدي به مصرف شيشه دارد و در طول سال‌هاي گذشته سه بار به اتهام سرقت منزل و يك‌بار به اتهام سرقت مسلحانه دستگير شده است.»
وي در ادامه گفت: «با حضور مالك منزل در پايگاه سوم پليس آگاهي و انجام تحقيقات مشخص شد داخل گاو صندوقي كه سارق موفق به باز كردن آن نشده بود، بيش از 50 ميليون تومان طلا و وجوه نقد قرار داشت.»
بنابراين گزارش، متهم در بازداشت به سر مي‌برد و تحقيقات براي افشاي ساير جرايم او ادامه دارد. منبع: شرق
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۲
کامیار کردستان پیرانشهر
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۱:۲۲ - ۱۳۹۱/۰۸/۲۸
0
2
سلام ودرود برهمگیتون .واقعا تو جامعه بد فاسد آدم به هیچکس اعتمادنمیکنه .دلم بدجورگرفت
کامیار کردستان پیرانشهر
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۱:۲۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۲۸
0
2
سلام ودرود برهمگیتون .واقعا تو جامعه بد فاسد آدم به هیچکس اعتمادنمیکنه .دلم بدجورگرفت
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: