کد خبر:۶۳۰۷
تاریخ انتشار: ۰۹ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۰:۵۸
تعداد بازدید: 5044
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
قتل زن جوان و خودکشي؛ پايان دوستي خياباني
پسر جواني که براي ازدواج با دختر مورد علاقه اش جنايتي هولناک را مرتکب شده بود صبح ديروز در حضور قضات دادگاه کيفري به تشريح ماجرا پرداخت
پسر جواني که براي ازدواج با دختر مورد علاقه اش جنايتي هولناک را مرتکب شده بود صبح ديروز در حضور قضات دادگاه کيفري به تشريح ماجرا پرداخت. به گزارش مهر، راز اين جنايت 18 مرداد امسال به ماموران پليس نسيم شهر اطلاع داده شد. ماموران پس از حضور در محل با جسد غرق در خون زن جواني روبه رو شدند که با ضربه کارد از پا در آمده بود. در فاصله چند متر او نيز پيکر نيمه جان پسر جواني قرار داشت که بلافاصله به بيمارستان منتقل شد. شاهدان ماجرا در جريان تحقيقات مدعي شدند پسر خشمگين دقايقي قبل پس از درگيري با مقتول او را با ضربه هاي کارد مجروح و بعد خود اقدام به خودکشي در همان محل کرد.پس از بهبود حال پسر 24 ساله به نام سعيد او در بازجويي ها به ارتکاب اين قتل اعتراف کرد و گفت: مقتول به نام زهرا سد راه ازدواج من با دختر مورد علاقه ام بود به همين دليل او را کشتم.پس از بازسازي صحنه قتل و تکميل تحقيقات، پرونده با صدور کيفرخواست به شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد.صبح ديروز در ابتداي جلسه دادگاه که به رياست قاضي اصغر عبداللهي و با حضور 4 قاضي مستشار برگزار شد نماينده دادستان با تشريح کيفرخواست براي متهم تقاضاي مجازات قانوني کرد. سپس پدر و مادر مقتول با حضور در جايگاه اظهار داشتند دو سال قبل از جنايت شوهر زهرا که اعتياد شديدي به مواد مخدر داشت او را رها کرد و به محلي نامعلوم رفت. در اين مدت دخترمان پيش ما زندگي مي کرد تا اين که روز حادثه متوجه قتل او شديم. حالا هم براي قاتل دخترمان تقاضاي قصاص داريم.در ادامه رئيس دادگاه اتهام قتل عمدي را به متهم تفهيم کرد و از او خواست به دفاع از خود بپردازد. سعيد هم با قبول اتهامش گفت: حدود 6 ماه بود با مقتول ارتباط داشتم اما به دليل اينکه قصد داشتم با دختر ديگري ازدواج کنم تصميم گرفتم به اين رابطه پايان دهم . ظهر روز حادثه با زهرا تماس گرفتم تا از او بخواهم براي هميشه مرا فراموش کند اما مقتول مرا تهديد کرد که موضوع رابطه مان را به دختر مورد علاقه ام خواهد گفت. از او خواستم اين کار را انجام ندهد اما زهرا شروع به فحاشي کرد چند دقيقه بعد از اين که تلفن را قطع کردم دختري که قصد داشتم با او ازدواج کنم با من تماس گرفت و متوجه شدم زهرا همه چيز را به او گفته است.اين موضوع خيلي آزارم مي داد در خانه ام کسي نبود که با او صحبت کنم تا شايد آرام شوم. با زهرا دوباره تماس گرفتم و او را تهديد کردم که پس از قتلش خودکشي مي کنم اما او در جوابم گفت تو جرات انجام اين کار را نداري. اين حرفش عصبانيتم را بيشتر کرد. با چاقويي که تازه خريده بودم به مقابل خانه شان رفتم او را در کوچه در حال صحبت با تلفن ديدم نمي دانم با چه کسي صحبت مي کرد اما مشخص بود ماجرا را دارد براي کسي تعريف مي کند. خودم را به او رساندم و دوباره تهديدش کردم اما او بازهم تحقيرم کرد در يک لحظه کنترلم را از دست دادم و او را با ضربه کارد زدم بعد هم دو ضربه به بدن خودم وارد کردم اما زنده ماندم.رئيس دادگاه از متهم پرسيد: چگونه با مقتول آشنا شدي؟ که او پاسخ داد:6 ماه قبل از اين جنايت او را در خيابان ديده بودم وبا خودروچند بار راهش را سد کردم تا اين که زهرا سوار شد و از آن روز دوستي ما شکل گرفت.رئيس دادگاه دوباره از متهم سوال کرد که شاهدان ادعا کرده اند بعد از کشتن زهرا و خودزني تلفني با يک نفر صحبت کرده ايد آن يک نفر که بود و چه گفتيد.متهم به قتل هم گفت: با دختر مورد علاقه ام تماس گرفتم و موضوع قتل زهرا را به او گفتم.پس از آخرين دفاع متهم و وکيل مدافعش قاضي عبداللهي ختم رسيدگي به اين پرونده را صادر کرد .منبع: خراسان
 
 
 
------------------------------------
 
 
 
شايعه رابطه پنهاني، خون به پا كرد

شايعه‌پراكني يك جوان باعث شد، او به دست جواني ديگر به قتل برسد و قاتل نيز با تاييد ديوان‌عالي كشور در يك قدمي چوبه‌‌دار قرار بگيرد.
كارآگاهان جنايي شهرستان فيروزآباد استان فارس اواسط آذر سال 88 ماموريت يافتند به يكي از مناطق خلوت شهر بروند و درباره جسدي كه در آنجا رها شده بود، تحقيق كنند. ماموران وقتي در محل گزارش شده حضور يافتند، مشاهده كردند اين جوان هدف ضربات متعدد چاقو قرار گرفته است. محتويات جيب‌هاي وي و گوشي تلفن همراهش دست‌نخورده باقي مانده بود، پس نمي‌شد اين جنايت را نتيجه يك سرقت دانست. كارآگاهان همچنين با توجه به آثار خون كه در محل وجود داشت به اين اطمينان رسيدند كه قتل در همان محل رخ داده است. پزشك كشيك قانوني كه جنازه را معاينه كرده بود در همان بدو امر اعلام كرد، 12 ضربه به مقتول وارد شده است. همين مساله نشان مي‌داد اين جنايت يك قتل اتفاقي و ناخواسته نيست بلكه قاتل يا قاتلان با نقشه قبلي و به خاطر كينه عميقي كه از قرباني داشتند، او را به كام مرگ كشاندند.
هويت مقتول به نام «امير» با توجه به مدارك شناسايي همراهش شناسايي شد و ماموران براي پي بردن به انگيزه‌هاي احتمالي اين قتل به تحقيق از اعضاي خانواده امير و دوستان وي پرداختند. آنها در اين مرحله متوجه شدند، امير با جواني به نام «ياسر» اختلافاتي داشت و ظاهرا اين اختلاف‌ها به تازگي شدت گرفته بود. به اين ترتيب ياسر به عنوان مظنون شماره يك پرونده تحت پيگرد قرار گرفت و دستگير شد. اين متهم وقتي پشت ميز بازجويي نشست، اتهام آدم‌كشي را پذيرفت و گفت امير را به دلیل راه انداختن يك شايعه كشته است.
ياسر توضيح داد: «مدتي بود كه فهميده بودم اهالي محل و دوستانم پشت سر مادرم حرف‌هاي نامربوطي مي‌زنند. وقتي موضوع را پيگيري كردم، فهميدم امير همه جا شايعه كرده با مادرم در ارتباط است. شنيدن اين حرف برايم خيلي‌گران تمام شد، براي همين چند بار با مادرم مشاجره كردم اما او نه تنها هيچ رابطه‌اي با امير نداشت بلكه اصلا او را نمي‌شناخت و نمي‌دانست اين جوان كيست و چرا چنين ادعاهايي را مطرح كرده است. من سعي كردم از طريق چند واسطه براي مقتول پيغام بفرستم كه از اين رفتارهايش دست بردارد اما او همچنان به كارهاي خود ادامه مي‌داد.»
متهم به قتل در ادامه اعترافاتش گفت: «چند روز قبل از قتل باخبر شدم، امير باز هم همان ادعاي بي‌اساس را مطرح كرده است. به حدي عصباني شدم كه نتوانستم خودم را كنترل كنم و به اين تصميم رسيدم كه هر طور شده از امير انتقام بگيرم. براي همين موضوع را با دو نفر از دوستانم در ميان گذاشتم و آنها قبول كردند به من كمك كنند. خودم به صورت مستقيم امير را نمي‌شناختم ولي يكي از دوستانم با او رفاقت داشت و قبول كرد اين جوان را نزد من بياورد. ما محلي خلوت را براي ملاقات تعيين كرديم و روز حادثه دو همدستم امير را سوار موتور كردند و پيش من آوردند. من حتي چاقو هم نداشتم و يكي از دوستانم چاقويي را به من داد، ابتدا سعي كردم با آرامش برخورد كنم به همين دليل از امير پرسيدم چرا اين حرف‌ها را پشت سر مادرم مي‌زند و آبروي ما را مي‌برد. او به جاي اينكه جواب درستي بدهد، عصباني شد و شروع به داد و فرياد كرد من هم كنترل خودم را از دست دادم و با چاقو چندين ضربه به او زدم و بعد همراه همدستانم فرار كردم.»
ماموران در ادامه تحقيقات دو همدست ياسر را بازداشت كردند و آنها نيز اتهام‌شان را پذيرفتند. در ادامه بازسازي صحنه قتل انجام و با تكميل تحقيقات مقدماتي پرونده به شعبه پنجم دادگاه كيفري استان فارس ارجاع شد. در جلسه محاكمه ياسر و همدستانش نماينده دادستان اتهامات آنها را محرز دانست و خواستار مجازات اين افراد شد. اولياي دم مقتول نيز اعلام كردند خواسته‌شان قصاص قاتل است. در اين جلسه ياسر بار ديگر اظهارات اوليه‌اش را تكرار كرد و همدستان او نيز به معاونت در قتل اقرار كردند. در نهايت هيات قضات ياسر را به قصاص و هر يك از دو متهم ديگر را به تحمل 10 سال حبس محكوم كردند. اين راي با اعتراض متهمان همراه شد و اين بار قضات شعبه 26 ديوان‌عالي كشور مسووليت بررسي پرونده را برعهده گرفتند و چند روز قبل اعلام كردند، راي صادره هيچ ايراد قانوني ندارد به اين ترتيب ياسر در يك قدمي چوبه‌‌دار قرار گرفت. منبع: شرق
 
 
 
------------------------------------------
 
 
بازيچه انتقام!

حس مي کنم به بن بست رسيده ام و تمام درهاي زندگي به رويم بسته شده است. نمي دانستم چه کار بکنم و چون خواننده هر روز مطالب در امتداد تاريکي هستم تصميم گرفتم به سراغ کارشناس مشاوره بيايم تا با اقدامي ندانسته مشکلاتم را بيشتر نکنم. اجازه بدهيد به اصل موضوع بپردازم تا داستان زندگي من درس عبرتي براي دختران جواني باشد که غرق در روياها و احساسات خود هستند و از واقعيت هاي زندگي فاصله گرفته اند. دختر جوان در دايره اجتماعي کلانتري بانوان مشهد افزود: يک سال قبل در دانشگاه قبول شدم اما پدرم که کارگري ساده و عيالوار است گفت توانايي پرداخت هزينه هاي دانشگاه را ندارد و بهتر است از ادامه تحصيل منصرف بشوم. من که تمام آرزوهايم را در درس خواندن جست وجو مي کردم خيلي مصمم به پدرم قول دادم که کار مناسبي پيدا کنم و پرداخت هزينه دانشگاه را خودم بر عهده بگيرم. تا اين جاي قصه هيچ مشکلي وجود ندارد. اما از روزي که به پيشنهاد پدر دوستم در کارگاه توليدي عمويش مشغول کار شدم و ندانسته سفره دلم را براي مدير کارگاه باز کردم تا او دلش برايم بسوزد و بيشتر هواي مرا داشته باشد خودم را گرفتار کردم. چند ماه گذشت و مدير کارگاه که مردي ۴۲ ساله بود با محبت هاي دروغين و چرب زباني هاي خود مرا شيفته خودش کرد. او مي گفت مي خواهد همسرش را طلاق بدهد و به خواستگاري ام بيايد. دختر آهي کشيد و افزود: اين مرد بوالهوس که وضع مالي خوبي هم دارد با وعده هاي دروغين و روياپردازي فريبم داد تا تن به رابطه اي شوم و مخفيانه بدهم و طعمه هوس هايش بشوم و... .البته حالا متوجه شده ام اين فرد حقه باز فقط به قصد انتقام از همسرش که زني از خانواده اي ثروتمند است و هميشه او را مورد تحقير و سرزنش قرار مي داده، با حس خود کم بيني شديد تصميم گرفته مرا بازيچه هوس هاي خود کند و از طرفي به همسرش بگويد که دختري جوان و دانشجو عاشقش شده است. متأسفانه همسر اين آقا با اطلاع از موضوع، پدر و مادرم را در جريان قرار داد و من در شرايط بحراني قرار گرفتم که ناچار شدم به خانه خواهرم پناه ببرم و از ادامه تحصيل باز بمانم. نمي دانم اگر با پدر و مادرم که با آبرو زندگي کرده اند روبه رو شوم؟شرم دارم بگويم در اين مدت مرتکب چه اشتباهاتي شده ام و اصلا در اين باره نمي خواهم حرفي بزنم. اما تنها مي توانم بگويم که مقصر اصلي خودم هستم چون ندانسته و ناآگاهانه اولين گام را به سوي گناه و پنهان کاري برداشتم و چنين دردسر بزرگي براي خودم درست کردم.خراسان
 
 

-----------------------------------------
 
 
«کفتار» در لانه اش شکار شد
 
حميدرضا ناسخ- مرد ۶۰ساله اي که با پرسه زدن در مقابل مدارس ابتدايي دخترانه، يک دختر ۹ساله مشهدي را پس از سوارکردن در خودرو اش مورد آزار و اذيت قرار داده بود توسط ماموران پليس آگاهي غرب مشهد دستگير شد. به گزارش خراسان در تاريخ ۲۶بهمن ماه امسال خانواده اي همراه دختر ۹ساله خود به کلانتري شماره ۲۰مشهد مراجعه کردند و طي شکوائيه اي اعلام داشتند مرد ۶۰ساله اي به بهانه پرسيدن آدرس،دخترشان را که از مدرسه به خانه مي آمده است سوار خودروي پيکان خود کرده و سپس او را به حاشيه شهر کشانده و مورد آزار و اذيت قرار داده است. دختر ۹ساله آن ها هم در بيان اين ماجراي تاسف بار گفت: ظهر که از مدرسه ام واقع در شهرک غرب تعطيل شدم درحال آمدن به خانه بودم که يک پيکان سفيد رنگ مقابلم توقف کرد و آدرسي را پرسيد، من هم آدرس را به او گفتم اما او با چرب زباني از من خواست که سوار خودرواش شوم و آدرس را به او نشان دهم. دخترک گفت:راننده خودرو سپس به خيابان ديگري پيچيد و وقتي اعتراض کردم با سيلي به صورتم زد و گفت اگر يک کلمه ديگر حرف بزني تو را جلوي سگ ها مي اندازم، اين مرد شيطان صفت سپس مرا به حاشيه شهر برد و مورد آزار و اذيت قرار داد.ادامه گزارش حاکي است با توجه به اهميت و حساسيت موضوع گروهي از ماموران زبده آگاهي غرب به دستور سرهنگ حسين بيدمشکي رئيس پليس آگاهي استان خراسان رضوي مامور رسيدگي به اين پرونده و شناسايي و دستگيري مرد شيطان صفت شدند و کارآگاهان با توجه به مشخصاتي که دختر ۹ساله از مرد مذکور و خودروي وي داده بود، موفق شدند با انجام يک سري اقدامات اطلاعاتي محل سکونت متهم را شناسايي و وي را در يک عمليات غافلگيرکننده دستگير کنند. رئيس پليس آگاهي خراسان رضوي درباره اين پرونده در يک نشست خبري گفت: متهم مذکور متاهل و حتي داراي نوه است. وي دختر دبستاني را با چرب زباني و تهديد سوار خودرواش کرده و سپس در نقطه اي خلوت در حاشيه شهر مورد آزار و اذيت قرار داده است. وي افزود: پس از شکايت خانواده اين دختر و انجام تحقيقات و صدور دستورات قضايي، متهم که درحاشيه شهر سکونت داشت روز يکشنبه در منزل مسکوني اش دستگير شد. وي افزود: به منظور دستگيري اين متهم گروه هايي از ماموران زبده و آموزش ديده  آگاهي بسيج و در مقابل مدارس و معابر و محل تردد دانش آموزان مستقر شدند و بعضي افراد سابقه دار را نيز زير نظر گرفتند تا اين که تحقيقات ميداني آن ها نتيجه داد و متهم مورد اشاره شناسايي و دستگير شد. سرهنگ بيدمشکي گفت: مرد ۶۰ساله دستگير شده در بازجويي ها به صراحت به جرم خود اعتراف کرد. رئيس پليس آگاهي خراسان رضوي اضافه کرد: فعلا يک خانواده از اين متهم شکايت کرده اند ولي امکان دارد که خانواده هاي بيشتري نيز از او اعلام شکايت کنند، بنابراين از خانواده هايي که احيانا فرزندان آن ها مورد آزار و اذيت اين متهم قرار گرفته اند دعوت مي شود به پليس آگاهي مراجعه و اعلام شکايت کنند. سرهنگ بيدمشکي به خانواده ها توصيه کرد که بيشتر مراقب رفت و آمد فرزندان خود باشند، آموزش هاي لازم را به فرزندان خود در مواجهه با افراد غريبه بدهند و به منظور تردد دانش آموزان حتما از سرويس هاي مدارس استفاده کنند.

 

Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: