کد خبر:۶۲۱۴
تاریخ انتشار: ۱۵ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۳:۴۵
تعداد بازدید: 4116
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
پسران متجاوز، دختر را از مقابل آرايشگاه ربودند
پسران جوان كه براي انتقام‌گيري از دختري او را مورد آزار جنسي قرار دادند توسط ماموران پليس بازداشت شدند.
سردسته متهمان اعتراف كرد قصد داشت از اين دختر انتقام بگيرد

پسران جوان كه براي انتقام‌گيري از دختري او را مورد آزار جنسي قرار دادند توسط ماموران پليس بازداشت شدند.
به گزارش خبرنگار شرق، يك ماه قبل دختري جوان به پليس مراجعه كرد و گفت سه پسر او را مورد آزار قرار داده‌اند. اين دختر گفت: روز حادثه من در آرايشگاه بودم و براي بازگشت به خانه آژانس خبر كردم. وقتي ماشين آمد و سوار شدم يكدفعه سه جوان به خودرو حمله كردند. راننده خواست از دست آنها فرار كند اما نتوانست. آنها شيشه ماشين را خرد كردند و گاز اشك‌آور هم زدند بعد مرا از داخل ماشين بيرون كشيدند و سوار خودرو خودشان كردند و با خود بردند. اين دختر در حالي‌كه به شدت گريه مي‌كرد، گفت: سه پسر من را به بياباني بردند و مورد آزار قرار دادند. التماس‌هاي من و فريادهايم باعث نشد آنها دل‌شان بسوزد و اذيتم كردند. اين دختر مدعي شد پسران را مي‌شناسد. او مشخصات متهمان را در اختيار پليس قرار داد. شكايت اين دختر در حالي بود كه راننده آژانس هم توضيح داد چطور دختر جوان را از داخل خودرو او دزديدند. ماموران در تحقيقات بعدي خود موفق شد سه جوان را شناسايي و بازداشت كنند. دو نفر از اين سه جوان در بازجويي‌هاي اوليه به آزار جنسي دختر جوان اعتراف كردند و گفتند براي گرفتن انتقام از او اين كار را كردند اما يكي از آنها گفت كه هيچ‌ كاري با آن دختر نداشت و او را آزار نداده است.
او گفت: آرش يكي از دوستان‌مان به اين دختر علاقه داشت و مي‌خواست با او دوست شود. آرش مي‌گفت هيچ ‌دختري نيست كه در برابر او مقاومت كند. او شماره تلفن دختر جوان را به دست آورده و چندباري هم توانسته بود با او صحبت كند اما ظاهرا اين دختر به او بي‌اعتنايي كرده بود. بالاخره آرش تصميم گرفت او را ادب كند. از ما هم خواست كمكش كنيم. روز حادثه با توجه به اينكه مي‌دانستيم به آرايشگاه رفته ‌است جلو در كمين كرديم. آرش چندباري با او تماس گرفت اما دختر جوان جواب نداد به همين دليل هم آرش تصميم گرفت او را بدزدد. ما فكر نمي‌كرديم اين دختر بخواهد با آژانس برود اما او ماشين خبر كرده ‌بود. وقتي خواست سوار ماشين شود ما حمله كرديم و با شكستن شيشه ماشين و پرتاب گاز اشك‌آور دخترك را دزديديم. او ادامه‌ داد: وقتي دختر را به بياباني برديم آرش و ديگر همدست‌مان در حالي‌كه شاكي به شدت گريه و التماس مي‌كرد كه به او تجاوز نكنند اما آن دو اين كار را كردند ولي من دلم برايش سوخت و تصميم گرفتم كاري با او نداشته‌ باشم.
گفته‌‌هاي اين جوان مورد تاييد دختر شاكي هم قرار گرفت و تاييد كرد فقط دو نفر به او تجاوز كرده‌اند. او در مورد آشنايي‌اش با آرش گفت: من هيچ ‌رابطه خاصي با او نداشتم حتي دوستي هم با هم نداشتيم. اما او اصرار داشت با من رابطه داشته‌ باشد. چند باري با او تلفني صحبت كردم و متوجه شدم او به دنبال سوءاستفاده از من است. بعد از آن رابطه‌ام را قطع كردم و از او خواستم ديگر با من تماس نگيرد و هر بار كه زنگ مي‌زد جوابش را نمي‌دادم تا اينكه آن روز آمد و اين‌طور از من انتقام گرفت.
در ادامه پرونده به شعبه 77 دادگاه كيفري‌استان تهران و نزد قاضي اكبر ساعي فرستاده شد و سه متهم در برابر هيات قضات هم توضيح دادند كه چه كرده‌اند و چه اتفاقي افتاده ‌است. متهم اصلي پرونده گفت: فكر مي‌كردم اين دختر با احساس من بازي كرده و بايد او را تنبيه كنم. البته نمي‌خواستم تا اين حد اذيتش كنم اما آن دختر خيلي گستاخي مي‌كرد و باعث شده ‌بود من جلو دوستانم خجالت بكشم. بنا بر اين گزارش در حال حاضر متهمان در بازداشت هستند و تحقيقات از آنها ادامه‌ دارد.
 
--------------------------------------------
 
 
تولد نوزادي به اندازه يك مشت

با زايمان طبيعي زن 27 ساله، يك نوزاد 550 گرمي در بيمارستاني در دزفول متولد شد.
رييس بيمارستان پس از تولد اين نوزاد كه جثه‌اي به اندازه مشت دارد، گفت: اين نوزاد كم وزن كه در هفته 26 بارداري متولد شد، پس از مراقبت‌هاي پزشكي همراه مادرش در سلامتي كامل از بيمارستان مرخص شد.
به گزارش «جام‌جم»، پيش از اين كم وزن‌ترين نوزاد با 580 گرم وزن در اصفهان متولد شده بود و در حال حاضر اين نوزاد دختر با 550 گرم، كم‌وزن‌ترين نوزادي است كه تاكنون در كشور به دنيا آمده است.
 
------------------------------------
 

قرار مرگبار مزاحم با زن متاهل

دو مرد و يك زن كه متهم هستند با كشاندن جوان به خانه‌شان او را به قتل رسانده و جسدش را به آتش‌ كشيده‌اند در انتظار حكم دادگاه به سر مي‌برند.
مردي جوان، مهر سال گذشته به پليس آگاهي شيراز مراجعه كرد و گفت برادرش به نام فرهاد گم شده است. او گفت: «فرهاد كه در زمينه خريد و فروش پوشاك و لوازم خانه كار مي‌كند، سه روز قبل به قصد رفتن به خانه يكي از بدهكارانش از منزل خارج شد. او قبل از رفتن به من گفت احتمال مي‌دهد مرد بدهكار براي وي نقشه‌اي كشيده باشد. به همين خاطر از من خواست اگر بعد از سه روز برنگشت پليس را باخبر كنم و حالا آن مهلت تمام شده است.»
ماموران بعد از تشكيل پرونده، تحقيقاتي را در اين زمينه آغاز كردند اما ردپايي از فرهاد به دست نيامد تا اينكه چند روز بعد يكي از كارگران شهرداري كه مشغول نظافت خيابان بود، چشمش به پتويي افتاد كه به طرز مشكوكي كنار خيابان رها شده بود. او بعد از كنار زدن پتو جنازه سوخته‌اي را مشاهده كرد و بلافاصله پليس را از ماجرا مطلع كرد. دقايقي بعد تيمي از كارآگاهان جنايي خود را به محل اعلام شده، رساندند و به بررسي جنازه پرداختند. صورت مقتول كاملا سوخته و از بين رفته بود و هيچ مدرك شناسايي همراه نداشت. از طرفي معلوم بود جنايت در مكان ديگري انجام و سپس جسد به آن خيابان منتقل شده است.
برادر فرهاد بعد از انتقال جسد مجهول‌الهويه به پزشكي‌قانوني، به آنجا رفت و با ديدن جنازه تاييد كرد؛ اين مقتول فرهاد است. به اين ترتيب سرنوشت مرد مفقودي فاش شد و كارآگاهان تلاش خود را براي شناسايي قاتل يا قاتلان او آغاز كردند. آنها با بررسي فهرست مكالمات تلفني مقتول فهميدند فرهاد با زن جواني به نام نسرين رابطه داشت. با افشاي اين موضوع نسرين بازداشت شد و تحت بازجويي قرار گرفت. او با ابراز بي‌اطلاعي از قتل فرهاد گفت: «شوهرم با اين مرد مراودات كاري داشت و به همين خاطر نيز من او را مي‌شناختم و ارتباط ديگري با هم نداشتیم و اصلا خبر نداشتم او كشته شده است.»
ادعاهاي اين زن برخلاف سرنخي بود كه كارآگاهان از طريق مخابرات به دست آورده بودند، به همين سبب بازجويي‌ها از وي ادامه پيدا كرد تا اينكه بالاخره نسرين راز قتل فرهاد را فاش و شوهر و برادرش را به عنوان عاملان جنايت معرفي كرد. او گفت: «شوهرم مراد از مدت‌ها قبل فكر مي‌كرد من و فرهاد با هم رابطه داريم، به همين خاطر هرازگاهي با من دعوا مي‌كرد تا اينكه بالاخره به او گفتم فرهاد برايم مزاحمت ايجاد مي‌كند، شنيدن اين حرف براي مراد خيلي‌گران تمام شد و او برادرم را از موضوع مطلع كرد و دو نفري به اين نتيجه رسيدند كه بايد از فرهاد انتقام بگيرند.»
متهم در ادامه اعترافاتش گفت: «روز حادثه در حالي‌كه همه چيز براي اجراي نقشه مهيا بود و برادرم هم در خانه ما به سر مي‌برد به خواسته شوهرم با فرهاد تماس گرفتم و با او در خانه قرار گذاشتم. وقتي آن مرد وارد منزل ما شد، مراد و برادرم به طرفش حمله كردند و دست و پايش را بستند. آنها بعد از خفه كردن فرهاد جنازه را به آتش كشيدند و در يك پتو پيچيدند و از خانه بيرون بردند.»
كارآگاهان بعد از شنيدن اعترافات، دو مرد متهم به قتل را بازداشت كردند. آنها در بازجويي‌ها جرم‌شان را گردن گرفتند و با تكرار گفته‌هاي نسرين انگيزه‌شان را از جنايت، مزاحمت‌هاي مقتول و مسايل ناموسي عنوان كردند. متهمان در ادامه تحقيقات به بازسازي صحنه جنايت پرداختند و بعد از اتمام تحقيقات مقدماتي، پرونده در اختيار قضات شعبه پنجم دادگاه كيفري استان فارس قرار گرفت. در جلسه محاكمه اين متهمان كه چند روز قبل برگزار شد، نماينده دادستان، مراد و برادرزنش را به مشاركت در قتل و نسرين را به معاونت در اين جرم متهم كرد و خواستار مجازات آنها شد. اولياي دم فرهاد نيز گفتند خواسته‌شان قصاص عاملان قتل است. در ادامه متهمان ماجرايي را كه پيش از اين تعريف كرده بودند بار ديگر تكرار كردند و هيات قضات براي صدور راي وارد شور شدند.
 
 
 
 
 
------------------------------------
 
 
اخذ وام هاي ميليوني با مدارک همسايه ها
مردي که همسايه هايش را فريب داده و با استفاده از مدارک آن ها از يک موسسه مالي و اعتباري ميليون ها تومان وام گرفته است از سوي پليس تحت تعقيب قرار گرفت.به گزارش خراسان، چندي قبل نماينده حقوقي يکي از موسسه هاي مالي و اعتباري به دادسراي ناحيه ۴ تهران رفت و از مردي به اتهام کلاهبرداري شکايت کرد. بنا به گفته شاکي متهم با استفاده از مدارک جعلي از چندين شعبه اين موسسه مبالغ زيادي وام گرفته و بدون آن که ردي از خود به جا گذاشته باشد متواري شده است. تحقيقات درباره اظهارات نماينده اين موسسه نشان داد متهم براي اجراي نقشه اش از مدارک همسايه هايش استفاده کرده است. يکي از اين افراد که براي شکايت از متهم به دادسرا رفته بود به بازپرس پرونده گفت: چند ماه قبل يکي از همسايه ها به نام فيروز سراغم آمد و گفت در صورتي که تمايل داشته باشم مي تواند با شرايطي بسيار خوب برايم رايانه بخرد. من هم چون دخترم به رايانه نياز داشت با اين پيشنهاد موافقت کردم و صد هزار تومان به وي دادم. از طرفي فيروز از من خواست شناسنامه ام را نيز براي ضمانت در اختيارش بگذارم. چند هفته از اين ماجرا گذشت و خبري از رايانه نشد تا اين که وقتي از يک سفر برگشتم فهميدم فيروز از آن آپارتمان رفته است. علاوه بر اين مرد، افراد ديگري نيز با اظهاراتي مشابه از فيروز شکايت کردند.بررسي اظهارات شاکيان که تعداد آن ها ۱۵ نفر است نشان داد فيروز به بهانه تهيه رايانه مدارک آنان را گرفته و با دست بردن در مدارک به موسسه مالي و اعتباري مراجعه کرده و وام هاي ميليوني گرفته است. تجسس ها فاش کرد متهم براي ضمانت نيز از مدارک ديگران استفاده کرده است.به اين ترتيب در شرايطي که مبلغ کلاهبرداري شده صد ميليون تومان برآورد مي شود کارآگاهان پليس آگاهي موظف شدند فيروز را دستگير کنند اما کلاهبردار متواري است .
 
 
---------------------------------------
 
 
 

 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: