کد خبر:۶۲۱۰
تاریخ انتشار: ۱۳ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۷:۵۵
تعداد بازدید: 7084
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
نگاهی به منابع اقتباسی های اسکار 2012
اقتباس از آثار ادبی در سال های اخیر توجه بسیاری از دست اندرکاران سینما را به خود جلب کرده است

اقتباس از آثار ادبی در سال های اخیر توجه بسیاری از دست اندرکاران سینما را به خود جلب کرده است.
به گزارش ایبنا، در اسکار امسال 6 فیلم از 10 فیلمی که برای دریافت عنوان بهترین فیلم نامزد شده اند، اقتباسی هستند. این فیلم ها از چه آثاری اقتباس شده اند؟

«فرزندان» نوشته کائویی هارت همینگز
«فرزندان» به کارگردانی الکساندر پین از رمانی به همین نام نوشته کائویی هارت همینگز اقتباس شده است. این رمان موفق شد تا عنوان بهترین فیلم کمدی را از گلدن گلوب 2012 دریافت کند و جایزه بهترین بازیگر مرد را برای جورج کلونی به همراه آورد. این رمان که در سال 2007 منتشر شد، با روایتی زمخت، بی باک و خنده دار به نقد نابودی سرسبزی های هاوای می پردازد و گردهم آمدن خانواده ای نامتعارف را بیان می کند که برای بازآفرینی میراث گذشته شان تلاش می کنند. قهرمان اصلی این رمان 304 صفحه ای، «متیو کینگ» است. او که زمانی یکی از خوش شانس ترین مردان هاوایی بود، اجدادی دارد که از نظر مالی و فرهنگی در سطح بسیار بالایی بودند و یکی از آنها حتی با شاهزاده خانمی از هاوایی ازدواج کرده بود. اما الان شانس این خانواده تغییر کرده و دو دختر غیرقابل کنترل و اوضاعی به هم ریخته دارند.

«فوق العاده بلند و بیش از حد نزدیک» نوشته جاناتان سافران فوئر
«فوق العاده بلند و بیش از حد نزدیک» از رمانی به همین نام نوشته جاناتان سافران فوئر اقتباس شده است. سافران نویسنده 34 ساله آمریکایی که این روزها طرفداران زیادی دارد رمانی به همین نام را در سال 2005 منتشر کرد. این نویسنده که تاکنون چندین جایزه نویسندگان جوان را از آن خود کرده، در این رمان 368 صفحه ای داستانش را از زبان یک راوی 9 ساله که پسری به اسم اسکار شل است، بیان می کند. اسکار کلیدی در یک گلدان کشف می کند که به پدرش تعلق دارد و همین او را مشتاق می کند تا دورتادور نیویورک بگردد و اطلاعاتی درباره این کلید پیدا کند. این رمان او نسبت به رمان نخستش با عنوان «همه چیز روشن شده است» کمتر با استقبال روبه رو شد. جان آپدایک یک سال پیش از درگذشتش در نیویورکر این کتاب را ضعیف تر و احساساتی تر از رمان نخست او نامیده بود. او جدیدترین رمانش رابا نام «درخت نمادها» در سال 2010 منتشر کرد. این فیلم اقتباسی را استفن دالدری کارگردانی کرده است.

«کمک» نوشته کاترین استاکت
«کمک» اقتباسی از رمان نخست کاترین استاکت است. رمان «کمک» که در سال 2009 منتشر شد تقریبا در تمام این مدت در فهرست پرفروش ها جای داشته است. داستان این فیلم درباره خدمتکاران آمریکایی آفریقایی تبار است و در می سی سی پی اوایل دهه 60 قرن بیستم می گذرد. استاکت برای نوشتن این رمان که نخستین رمان اوست، 5 سال از زندگی خود را صرف کرد. این رمان پس از موفقیت در آمریکا در35 کشور دیگر منتشر شد و تا تابستان امسال بیش از 5 میلیون نسخه از آن به فروش رسید. این رمان از زبان سه راوی که هر سه زن هستند نقل می شود؛ آیبیلین یک خدمتکار آفریقایی آمریکایی است که کار تمیز کردن خانه را بر عهده دارد و از کودکان خانواده مراقبت می کند. او پسر 24 ساله اش را به تازگی از دست داده است. مینی دوست اوست که نظراتش را درباره صاحب کارانشان بازگو می کند. اسکیتر نفر سوم دختر یک خانوده سفیدپوست است که به تازگی کالج را تمام کرده و به خانه بازگشته و در آرزوی نویسنده شدن است.
این رمان 451 صفحه ای را تیت تیلورکارگردانی کرده است.

«نوآوری هوگو کابرت» نوشته برایان سلزنیک
«هوگو» از کتابی برای نوجوانان با عنوان «نوآوری هوگو کابرت» نوشته برایان سلزنیک اقتباس شده است. مارتین اسکورسیزی این فیلم را که نامزد دریافت 11 جایزه اسکار شده، با اقتباس از اين كتاب كودك كه در سال 2005 منتشر شده و ‌درباره يك بچه يتيم در دهه 30 قرن بیستم است كه به صورت پنهاني در پشت ديوارهاي ايستگاه قطار پاريس زندگي مي‌كند، ساخته است. این پسر جوان می کوشد تا ربات آدم نمایی را که از پدرش به ارث برده تعمیر و راه اندازی کند.
كار نوشتن و تصويرسازي‌هاي سفید و سیاه اين كتاب را «برايان سلزنيك» انجام داده است. او كه متولد 1966 در نيوجرسي آمريكاست، نخستين اثرش را با عنوان «جعبه هوديني» در سال 1991 شروع كرد. اين كتاب 526 صفحه‌اي نه يك رمان و نه يك كتاب مصور است، بلكه رماني است كه تصويرسازي‌هاي بسياري درآن به چشم مي‌خورد. در اين كتاب كه تقريبا 300 صفحه به تصويرها اختصاص يافته، هر تصوير مخاطب را به صفحه بعد راهنمايي مي‌كند.
«برایان سلزنیک» برای این کتاب در سال ۲۰۰۷ جایزه «کلدکات» را که انجمن کتابخانه های آمریکا به بهترین کتاب تصویری سال اهدا می کند؛ به دست آورد.

«مانی بال» نوشته مایکل لویس
«مانی بال» از کتاب غیرداستانی نوشته مایکل لویس اقتباس شده است. این کتاب با نام کامل «مانی بال: هنر برنده شدن یک بازی غیرعادلانه» در سال 2003 منتشر شد. این کتاب درباره تیم بیسبال اوکلند و مدیر آن بیلی بین است و بر تحلیل این تیم و شیوه های ویژه برای آماده سازی تیم در این ورزش می پردازد. تمرکز اصلی این کتاب بر اطلاع و هوش نهفته در بازی بیسبال شامل بازی کنان، مدیران، مربیان، و حتی دست اندرکاران اداری آن تمرکز دارد و با توجه به آمارهایی مثل ربودن توپ و میانگین حمله های قرن نوزدهم ، این بازی را تجزیه و تحلیل می کند. این کتاب 288 صفحه ای بر زندگی شخصیت های متعددی نیز تمرکز کرده که بیلی بین از جمله آنهاست. او به عنوان یک مربی در حرفه اش با شکست های متعددی روبه رو می شود و این با روحیه خوش بینانه پیش آهنگی در تضاد قرار دارد. این فیلم را بنت میلر کارگردانی کرده است.

«اسب جنگ» نوشته مايكل مورپورگو
«اسب جنگ» با اقتباس از رمان نوجوانانه مایکل مورپورگو به همین نام ساخته شده است. این فیلم که استيون اسپيلبرگ آن را كارگردانی کرده، داستان دوستي بين يك پسر و اسبش است كه از ديگران جدا مانده‌اند اما تلاش مي‌كنند تا در همه هراس ناشي از جنگ جهاني اول به بقاي خود ادامه دهند.
«اسب جنگ» اثر مايكل مورپورگو به وسيله انتشارات اگمونت در سال 1982 منتشر شد و در همان سال جايزه كتاب وايت برد را از آن خود كرد. مايكل مورپورگو نويسنده آثار پرفروش بيش از 120 كتاب براي كودكان نوشته كه پادشاهي كنساكي، آرامش شخصي و اسب جنگ از آن جمله‌اند. جديدترين اثر او با عنوان «راندن وحشي» دو سال پیش به وسيله انتشارات هارپر كالينز منتشر شد.

«دختری با خالکوبی اژدها» نوشته استیگ لارسن
به جز این 6 فیلم و در همین حال فیلم دیگری هم نامزد دریافت چند جایزه در بخش بهترین بازیگر زن، تدوین و صدا است که یکی از اقتباسی های مشهور 2011 است. این فیلم به نام «دختری با خالکوبی اژدها» از اثری به همین نوشته استیگ لارسن اقتباس شده است. این کتاب که نخستین بار به زبان سوئدی و با عنوان «مردی که از زن ها متنفر است» منتشر شد، جلد نخستین سه گانه ای با عنوان «هزاره» است که به یکی از رمان های جنایی پرفروش جهان در سال های اخیر تبدیل شده است. لارسن در این کتاب به مافیای سوئد می پردازد که یک روزنامه نگار و یک هکر در برابر آنها قرار می گیرند. او این کتاب را در سال 2005 نوشت، اما کتاب پس از مرگ او در سال 2008 منتشر شد. این فیلم را دیوید فینچر کارگردانی کرده است.

گزارشگر: مازیار معتمدی

برچسب ها: اقتباس ، اسكار 2012
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: