کد خبر:۶۱۴۷
تاریخ انتشار: ۲۷ دی ۱۳۹۰ - ۱۰:۴۵
تعداد بازدید: 2772
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
عامل جنايت: ديگر خسته شده بودم، همسرم را با چاقو کشتم!
مردي که همسرش را در يک منزل مهمانپذير به قتل رسانده بود، در آخرين جلسه دادگاه گفت: ديگر خسته شده بودم و همسرم را با چاقو کشتم و اگر الان اولياي دم قصاص مي خواهند، من حرفي ندارم!
مردي که همسرش را در يک منزل مهمانپذير به قتل رسانده بود، در آخرين جلسه دادگاه گفت: ديگر خسته شده بودم و همسرم را با چاقو کشتم و اگر الان اولياي دم قصاص مي خواهند، من حرفي ندارم!
به گزارش خراسان، در تاريخ ۳۱/۴/۸۹ جسد زني داخل اتاق يک مهمان پذير (منزل اجاره اي) در کوچه پس کوچه هاي خيابان نوغان مشهد کشف شد. نتايج بررسي هاي پليسي نشان مي دهد اين زن با ضربات چاقوي همسرش کشته شده است. دست هاي مقتول با پارچه سفيدي بسته شده و جسد کنار در حمام افتاده بود. کيف زنانه و تلفن همراه مقتول که روي تخت منزل قرار داشت، سر نخ مهمي براي کشف راز اين جنايت هولناک بود. اين گزارش حاکي است: در حالي که پيگيري هاي پليسي براي دستگيري تنها متهم اين پرونده با دستورات ويژه قاضي علي اکبر صفائيان (قاضي ويژه قتل عمد در زمان حادثه) ادامه داشت مرد ۴۳ ساله اي به نام عليرضا ۲ روز بعد از کشف جسد، خود را به يکي از پاسگاه هاي انتظامي لشت نشاء واقع در استان گيلان معرفي کرد و پرده از راز قتل همسرش در مشهد برداشت. او به مأموران انتظامي گفت: به سبب اختلافات خانوادگي، همسرم را به يک مهمانپذير (منزل اجاره اي) کشاندم و او را با ضربات چاقو کشتم. در پي اعتراف صريح اين مرد به جنايت، وي براي رسيدگي به پرونده اتهامي اش به مشهد منتقل شد. متهم اين پرونده جنايي به بازپرس ويژه قتل عمد گفت: ۲۲ سال با همسرم زندگي کردم اما ۳ چيز بيشتر از او نخواستم (نظافت، نماز و حجاب) ولي او توجهي به خواسته هايم نمي کرد. وقتي مي پرسيدم چرا دير به خانه آمدي، مي گفت: هر وقت دلم خواست مي آيم... وي ادامه داد: قبل از قتل که به همسرم زنگ زدم او به من گفت: بايد به شمال بروي تا من بيايم و جهيزيه ام را بردارم. گفتم من کمکت مي کنم اما او مي گفت: من مي ترسم تو خانه جديد ما را ياد بگيري و به ما ضربه بزني يا ما را اذيت کني! بالاخره وسايل زندگي اش را برد و من هم دوباره به مشهد آمدم و اتاق کوچک (محل جنايت) را اجاره کردم پس از آن با همسرم تماس گرفتم و گفتم تو که عشق و زندگي را از من گرفتي بيا تا اين ۲ ميليون تومان پول رهن خانه را نيز به تو بدهم. او با دختر بزرگم آمد و پول را در بنگاه گرفت. همان روز با گريه و زاري به او گفتم که در دادگاه تعهد داده ام که ديگر شما را کتک نزنم و مورد آزار و اذيت قرار ندهم پس بيا با هم زندگي کنيم اما او گوش نکرد. متهم به قتل افزود: يک روز ديگر با او تماس گرفتم و با شگردي او را به منزل اجاره اي کشاندم از قبل هم زيرپوشم را پاره و کنار در آويزان کردم وقتي وارد خانه شد چاقو را بيرون آوردم و گفتم ديگر خسته شده ام تو عشق اولم بودي اما امروز مي خواهم تو را بکشم! با تکه هاي زيرپوشم مي خواستم دست و پايش را ببندم. او سر و صدا مي کرد. در حالي که او را به ديوار فشار داده بودم چاقو را در شکمش فرو کردم. وقتي خون فواره زد گفت: مي دانستم تو امروز مرا مي کشي! اما نمي دانم چرا آمدم. بعد او را رها کردم و با اتوبوس به شمال رفتم و خودم را به نيروهاي انتظامي معرفي کردم. گزارش خراسان حاکي است: اين پرونده جنايي پس از صدور کيفر خواست در دادسراي عمومي و انقلاب مشهد به شعبه پنجم دادگاه کيفري استان خراسان رضوي ارسال و جلسات محاکمه متهم، توسط قاضي صدرزاده و مستشاران با تجربه دادگاه کيفري (قضات، ولي پور - بخشي نژاد - پيماني راد و کوهي ور) برگزار شد. عليرضا در آخرين جلسه دادگاه که در حضور اولياي دم و وکيل تسخيري وي انجام شد، در دفاع از خود گفت: قتل همسرم را قبول دارم من او را با چاقو کشتم چون از خانه فرار مي کرد ديگر خسته شده بودم و تحملم تمام شده بود. اگر اولياي دم قصاص مي خواهند من حرفي ندارم اما دخالت هاي خانواده همسرم باعث اين موضوع شد. آن روز همسر ۴۲ ساله ام را با شگردي به مسافرخانه (منزل اجاره اي) کشاندم و يک ساعت با او صحبت کردم از او پرسيدم ۲ ميليون تومان پولي را که براي اجاره داده بودي از کجا آوردي؟ اما او جوابي نداد، چاقو را هم از بيرون خريده بودم که بعد از قتل داخل سطل آشغال خيابان انداختم. وي ادامه داد: بعد از آن از پايانه مسافربري به تهران رفتم و از آن جا هم به لشت نشاء گريختم و سپس خودم را به نيروهاي انتظامي معرفي کردم. بنابراين گزارش، وکيل تسخيري متهم نيز در دفاع از موکلش گفت: موکل و همسرش به علت اختلافات خانوادگي سال ها در محيط متشنج و زد و خورد با يکديگر زندگي مي کردند و او بارها با فرار همسرش مواجه بوده است و به همين دليل از خود بي خود شد و بدون اراده اقدام به چنين جنايتي کرد. پزشکي قانوني در اظهار نظر اوليه خود موکل را داراي علايم بدبيني و مشکوک به اختلال هذياني معرفي کرده است، بنابراين شکي نيست که متهم داراي روح سالمي نيست. در ادامه جلسه دادگاه قاضي صدرزاده با اشاره به مدارک و مستندات موجود و همچنين نظريه قطعي پزشکي قانوني عنوان کرد: پزشک قانوني اختلال شخصيتي وي (متهم) را از مصاديق جنون و سفاهت ندانسته و او را مسئول اعمال خويش دانسته است. در اين جلسه همچنين اولياي دم مقتول ضمن اعلام آمادگي براي پرداخت تفاضل ديه مرد نسبت به زن، خواستار صدور حکم قصاص نفس شدند. در پايان آخرين جلسه محاکمه، رئيس دادگاه و مستشاران قضايي وارد شور شدند تا رأي خود را درباره اين پرونده جنايي صادر کنند.
 
 
---------------------------------
 
 
مادر واقعي پس از 8 سال كودك ميلياردر خود را يافت
 
پليس آگاهي اصفهان پس از گذشت 8 سال، كودك ربوده شده را كه پس از فوت پدرش ثروت ميلياردي به او به ارث رسيده است، يافت و تحويل مادرش داد.
 
سرهنگ حسين‌زاده، رئيس پليس آگاهي اصفهان در ارتباط با اين پرونده به «جام‌جم» گفت: چند سال پيش زني با حضور در پليس آگاهي اصفهان با ارائه شكايتي ربوده شدن فرزند 3 ساله‌اش را به پليس گزارش كرد.

شاكي در اظهاراتش به پليس گفت: با مردي كه از همسر اولش باردار نمي‌شد ازدواج كردم و پس از شروع زندگي مشترك با او 2 سال بعد صاحب فرزند شدم.

وي افزود: وقتي در يكي از بيمارستان‌هاي اصفهان وضع‌حمل كردم، چون بيمه نداشتم و مي‌خواستم از بيمه همسر اول شوهرم استفاده كنم با هويت او در بيمارستان بستري شدم و با به دنيا آمدن فرزندم اداره ثبت احوال هووي مرا به عنوان مادر فرزندم شناخت و براي او شناسنامه صادر كرد. شاكي اضافه كرد: پس از فوت شوهرم كه از وضعيت خوب مالي برخوردار بود، همسر اولش به يكباره با فرزندم ناپديد شد و تمام تلاش‌هايم براي يافتن او بي‌نتيجه مانده است.

رئيس پليس آگاهي اصفهان افزود: پس از اين شكايت، جستجو براي يافتن كودك 3 ساله و نامادري‌اش آغاز شد، اما تمام تلاش‌ها بي‌نتيجه ماند تا اين‌كه اوايل امسال معلوم شد اين كودك مدتي را در يكي از مدارس شهرستان گلپايگان تحصيل مي‌كرده است.با اعزام ماموران به مدرسه معلوم شد كودك به همراه نامادري‌اش اين شهر را ترك كرده و به نقطه نامعلومي رفته است.

ادعاي 2 مادر براي يك فرزند

حسين‌زاده تصريح كرد: پس از گذشت چند ماه سرانجام محل تحصيل دختربچه گمشده در يكي از محله‌هاي اصفهان پيدا شد و با دستگيري نامادري و انتقال وي به پليس‌ آگاهي، او با ارائه مدرك ادعا كرد، دختربچه را او به دنيا آورده است.

در حالي كه هر دو زن جوان مدعي بودند دختربچه به آنها تعلق دارد، قاضي پرونده دستور قضايي را براي انجام آزمايش ژنتيک DNAصادر كرد.

رئيس پليس آگاهي اصفهان گفت: پس از انجام آزمايش معلوم شد دختربچه گمشده كه اكنون 11 سال دارد، متعلق به همسر دوم است.با مشخص شدن اين موضوع در مرحله بعدي معلوم شد پس از فوت پدر اين كودك، نزديك به يك ميليارد تومان براي تنها فرزندش ارث گذاشته است.حسين‌زاده خاطرنشان كرد: با دستور قضايي اين كودك روز گذشته تحويل مادرش شد.منبع: جام جم

 
----------------------------------
 
 
پسر هندي براي خريد مشروب مادرش را به آتش کشيد
مرد 25 ساله هندي که پس از به آتش کشيدن مادرش فرار کرده ‌بود،‌ به دام پليس افتاد و دستگير شد. به گزارش ايسنا،‌ به نقل از پايگاه اينترنتي ايندين‌تايمز، به گفته پليس متهم که براي خريد مشروب از مادرش تقاضاي پول کرده بود وقتي مخالفت او را ديد مادرش را آتش زد. همسايگان اين خانواده به پليس اظهار داشتند «توکارام» مدت پنج سال است که بيکار است و بيشتر وقت خودش را با دوستانش مي‌گذراند. به گفته پليس،‌ مادر «توکارام» در روز حادثه که از بيکاري پسرش خسته شده بود از دادن پول به او خودداري کرد و درگيري ميان آن دو آغاز شد. همسايگان پس از بلندشدن دود آتش، به کمک مادر «توکارام» شتافتند و او را از ميان آتش بيرون کشيدند. به گفته پليس مومباي، مادر اين پسر که 50 سال دارد به دليل سوختگي شديد به بيمارستان منتقل شده ‌است و پزشکان وضعيت جسماني او را وخيم گزارش کرده‌اند.
 
 
-------------------------------
 
 
قصه تلخ!

گريه نکن تا ببينم چه مي شود. اصلا ناراحت نباش اگر خواستند ما را به زندان ببرند مي گويم که تو بي گناهي و تقصيري نداري. پسرک با اين که جثه ريز و نحيفي داشت به برادر کوچکش دلداري مي داد و از او مي خواست خونسردي اش را حفظ کند. «آرمان» ۱۱سال دارد و همراه برادر ۹ساله اش به اتهام سرقت از يک منزل مسکوني دستگير شده است. او در دايره اجتماعي کلانتري نجفي مشهد قصه تلخ زندگي اش را اين گونه تعريف کرد: مامانم چند سال قبل به دليل دوستي با زن همسايه معتاد شد و من و برادرم معتاد به دنيا آمده ايم. بيچاره بابام خيلي از اين موضوع رنج مي کشيد و هميشه با مامانم دعوا مي کرد تا اين که آنها تصميم گرفتند از همديگر جدا شوند. بابا به من دلداري مي داد و مي گفت تو و برادرت را از اين بدبختي که مامان برايتان درست کرده است نجات مي دهم ولي او قبل از طلاق در تصادف با ماشين کشته شد. از آن به بعد مامانم براي جورکردن خرج و مخارج زندگي و خريد موادمخدر به راه خطا رفت و من چند بار با او دعوا کردم و گفتم خودم به سر کار مي روم و خرج زندگي را در مي آورم اما فايده اي نداشت.
آرمان آهي کشيد و افزود: مدتي گذشت و من که از دست کارهاي مامان اعصابم خرد شده بود تصميم گرفتم هر طور شده خرج زندگي را دربياورم. من روزهاي اول مي خواستم به سرکار بروم اما به هر مغازه اي که سرزدم و پرسيدم شاگرد مي خواهيد جواب سربالا شنيدم. براي همين همراه داداشم دست به دزدي زديم و هر چيزي را که به دستمان مي رسيد سرقت مي کرديم.ما امروز از کوچه رد مي شديم که ديديم در خانه اي باز است. با عجله به داخل خانه رفتيم و يک انگشتر طلا برداشتيم ولي وقتي مي خواستيم فرار کنيم صاحبخانه دستگيرمان کرد.آرمان گفت: خرج روزانه خريد موادمخدر من و سامان ۱۰هزار تومان است و تازه بايد خرج مادرم را نيز دربياوريم. من و داداشم از اين زندگي و اعتياد لعنتي خسته شده ايم. ما چند روز قبل بر سر مزار بابا رفتيم و با گريه خيلي درد دل کرديم. نمي دانم چرا من و برادرم بايد معتاد به دنيا بياييم و نمي توانيم مثل بچه هاي ديگر به مدرسه برويم و درس بخوانيم. اي کاش مامانم حواس خودش را جمع مي کرد و معتاد نمي شد تا ما هم بدبخت به دنيا نمي آمديم.
يادآوري مي شود با پي گيري کارشناس اجتماعي کلانتري نجفي مشهد حمايت هاي قانوني از اين دوبرادر کوچک به عمل آمده است.منبع:خراسان
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: