تلاش امدادگران اورژانس براي تولد نوزاد يک زن کارتن​خواب  (۱ نظر)
تصويب مرخصي سه ساله زايمان زنان شاغل بزودي  (۱ نظر)
متهم به شکنجه وفيلم برداري از زن جوان با شليک پليس مجروح شد  (۱ نظر)
كدام كشورها در چه زمينه‌اي ركوردشكنند؟  (۱ نظر)
کودکان را عروس و داماد بار بیاوریم  (۱ نظر)
کف‌زنی اولین حرفه‌ای بود که یاد می‌گرفتیم
10درصد دانشجويان در رشته مديريت تحصيل مي‌كنند
جایی برای زندگی مستاجران وجود ندارد
افزایش سن استخدامی زنان دارای فرزند
روابط فرا زناشویی؛ تهدیدی ویرانگر برای کانون خانواده
امکان پرداخت حق‌بیمه از طريق بانك صادرات
کودکان را عروس و داماد بار بیاوریم
گونتر گراس رییس افتخاری انجمن پن آلمان باقی ماند
احمدي نژاد: ماشاءالله قديمي‌ها خيلي بهتر جمعيت را زياد مي‌کردند
تعقيب و گريز پليسي براي نجات زن جوان از چنگ مرد متجاوز
کد خبر:۶۱۰۹
تاریخ انتشار: ۱۹ دي ۱۳۹۰ - ۰۹:۵۷
تعداد بازدید: 800
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
سوء‌استفاده دكتر قلابي از 40 دختر ثروتمند
مردي كه با جعل عنوان پزشك از 40 دختر خواستگاري كرده و آنان را مورد سوء‌استفاده قرار داده بود به حبس، تبعيد، شلاق و جزاي نقدي محكوم شد.
مردي كه با جعل عنوان پزشك از 40 دختر خواستگاري كرده و آنان را مورد سوء‌استفاده قرار داده بود به حبس، تبعيد، شلاق و جزاي نقدي محكوم شد. به گزارش خبرنگار شرق دو سال قبل چند دختر جوان به پليس مراجعه كردند و خبر دادند يك پزشك از آنها كلاهبرداري كرده و علاوه بر چندين ميليون تومان پولي كه از آنها گرفته وعده‌هاي پوشالي هم به آنها داده است. يكي از اين دختران به پليس گفت دكتر جوان به نام شاهين به او وعده ازدواج داده و با وي رابطه برقرار كرده است. در حالي‌كه تحقيقات پليس در اين خصوص آغاز شده بود، چند دختر ديگر هم شكايتي مشابه را مطرح كردند. با به دست آمدن آدرس شاهين، متهم بازداشت شد. هرچند اين مرد در بازجويي‌ها همه اتهامات وارده را انكار كرد، تحقيقات پليس نشان داد اين مرد 41ساله سراغ دختران ثروتمند رفته و خود را متخصص اطفال معرفي ‌كرده‌ و به آنها پيشنهاد ازدواج ‌داده است. بررسي‌ها فاش كرد اين مرد با به دست آوردن اعتماد زنان از آنها پول مي‌گرفت و از اين راه ميليون‌ها تومان به جيب زده است. زماني‌كه ماموران نام شاهين را در سيستم هماهنگ پليس بررسي كردند، هشت بار نام او روي صفحه نمايش رايانه نقش بست و مشخص شد شاهين پيش از اين هشت مرتبه به جرم كلاهبرداري توسط ماموران بازداشت شده و مدت‌ها به خاطر جرايمي كه انجام داده در زندان به سر برده است. زماني‌كه مدارك پليس براي اثبات جرم در برابر شاهين قرار گرفت، پزشك قلابي مجبور به اعتراف شد، او گفت: روش كارم اين بود كه ظاهري آراسته براي خودم درست مي‌كردم و زماني‌كه دختري جوان را كه معلوم بود ثروتمند است مي‌ديدم، جلو مي‌رفتم و خودم را دكتر متخصص اطفال معرفي مي‌كردم و مي‌گفتم از او خوشم آمده و مي‌خواهم به خواستگاري بروم. اين مرد ادامه‌ داد: وقتي آدرس منزل دختر جوان را مي‌گرفتم، قرار مي‌گذاشتم و با گل و شيريني به خواستگاري مي‌رفتم و مي‌گفتم مادرم پير است و مريض شده و نتوانسته بيايد و براي مراحل بعدي حتما خواهد آمد. بعد هم براي اينكه بتوانم از طعمه‌ام پول بگيرم هربار نقشه‌اي مي‌كشيدم، مثلا مي‌گفتم مطبي خريده‌ام و چند ميليون تومان كم دارد و به اين طريق پول مي‌گرفتم. شاهين در ادامه اعترافاتش گفت: با پول‌هايي كه به دست آوردم يك پژو 206 خريدم و از آن به بعد با ماشين راحت‌تر دختران را فريب مي‌دادم. تحقيقات در مورد پرونده شاهين در حالي ادامه داشت كه شاكيان ديگري هم به پليس مراجعه و اين مرد را به عنوان خواستگاري قلابي شناسايي كردند. در نهايت پرونده شاهين با 40 شاكي به دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد و تعدادي از شاكيان در شكايت خود مدعي شدند شاهين به آنان تجاوز كرده است. با ارسال اين پرونده به شعبه 77 دادگاه كيفري استان تهران قاضي ساعي و چهار مستشار دادگاه رسيدگي به آن را آغاز كردند. آنها با احضار شاهين از زندان درباره او تحقيق کردند. شاهين كه داراي همسر و فرزند است، اتهام تجاوز را رد كرد و گفت: قبول دارم با بعضي از اين دختران رابطه داشتم اما تجاوزي در كار نبود و با رضايت آنها رابطه برقرار كردم. بعد از برگزاري چندين جلسه بازجويي و بررسي گفته‌هاي متهم و شاكيان پرونده، وقت محاكمه تعيين شد. در جلسه محاكمه شاكياني كه در دادگاه حاضر بودند، شكايت خود را مطرح كردند. يكي از شاكيان گفت: شاهين را در خيابان ديدم و با هم آشنا شديم، او جلو آمد و گفت متخصص اطفال است و از من خوشش آمده و مي‌خواهد به خواستگاري‌ام بيايد. چهره‌اش نشان نمي‌داد آدم كلاهبرداري باشد و من فكر مي‌كردم آدم درست و حسابي است. آدرس خانه و شماره تلفن را دادم و گفتم در اين‌باره با مادرم صحبت كند. چند روز بعد او تماس گرفت و قرار خواستگاري را گذاشت و گفت با مادرش به خانه‌مان مي‌آيد. روز قرار او آمد، اما تنها بود وقتي از او پرسيديم مادرش كجاست، گفت مادرش به شدت بيمار شده و چند هفته ديگر كه بهتر شد، مي‌آيد. او خيلي مودب بود و خيلي با احترام صحبت كرد. خانواده من هم موافقت كردند ما در اين مدت با هم ارتباط داشته باشيم و بيشتر همديگر را بشناسيم تا مادر شاهين بهتر شود و به خواستگاري بيايد. در اين مدت ما همديگر را مي‌ديدیم و شاهين خيلي با من مهربان بود و خيلي ابراز علاقه مي‌كرد. تا اينكه يك روز به من گفت از انگشتر من خوشش آمده و مي‌خواهد شبيه آن را براي مادرش بخرد، او از من خواست انگشترم را به وي بدهم تا به طلاساز نشان دهد و يكي از روي آن براي مادرش درست كند. من هم قبول كردم. مدتي بعد از او انگشترم را خواستم، گفت هنوز دست طلاساز است و بعد از آن هم به طور عجيبي ناپديد شد و ديگر نه شاهين را ديدم و نه انگشتر را. تنها چيزي كه از او داشتم يك شماره تلفن بود. ساير شاكيان هم شكايت خود را مطرح كردند و توضيح دادند چطور شاهين با روش‌هاي مختلف از آنها پول گرفته و جواهرات‌شان را از چنگ‌شان بيرون‌ آورده است. آنها همچنين توضيحاتي را در مورد اينكه شاهين با آنها رابطه برقرار كرده بود به قضات دادند. سپس شاهين در جايگاه حاضر شد، او گفت: من گفته‌هاي شاكيان در مورد تجاوز را قبول ندارم. آنها خودشان به اين ارتباط رضايت داشتند. متهم برخي از اتهاماتش را در مورد سرقت اموال دختران قبول كرد. بعد از پايان جلسه محاكمه هيات قضات شعبه 77 وارد شور شدند و شاهين را به جرم كلاهبرداري و سرقت به هفت سال حبس و دو سال اقامت اجباري و 69 ميليون تومان جزاي نقدي در حق دولت و به جرم رابطه نامشروع به 99 ضربه شلاق و رد مال در حق شاكيان محكوم كردند. منبع: شرق
 
 
------------------------------
 
 
خواسته هاي پليد!
بعد از مدت ها کار و تلاش، يک روز تعطيل با دوست دوران دانشجويي ام تصميم گرفتيم به رستوراني در منطقه ييلاقي طرقبه در نزديکي مشهد برويم و چند ساعتي فارغ از هياهوي شهر، حال و هوايي عوض کنيم. من و «مهين» يک خودرو سواري پرايد را به طور دربست کرايه کرديم و وقتي به مقصد رسيديم راننده خودرو مبلغي نصف کرايه واقعي را از ما گرفت و گفت: من در همين نزديکي مسافرکشي مي کنم، اين شماره تلفن همراه مرا داشته باشيد و اگر خواستيد زمان برگشت تماس بگيريد تا در خدمتتان باشم. دختر جوان در دايره اجتماعي کلانتري نجفي مشهد افزود: ساعت حدود ۱۰ شب بود که من با شماره تلفن همراه راننده پرايد تماس گرفتم و او بلافاصله خودش را مقابل رستوران رساند و ما به سمت مشهد حرکت کرديم. در طول مسير هيچ حرکت مشکوکي از اين مرد جوان نديديم و او ما را به مقصد موردنظر رساند. دو روز از اين ماجرا گذشت و راننده جوان برايم پيامک عاشقانه اي فرستاد و ادعا کرد که مجرد است و از تنهايي رنج مي برد. روزهاي اول نسبت به اين پيامک ها بي تفاوت بودم اما او با دروغ پردازي هايش مرا تحت تاثير قرار داد و تصور مي کردم کسي که بنا به گفته هاي خودش تمام خانواده اش را در حادثه رانندگي از دست داده نيازمند محبت واقعي است و با اين افکار احمقانه به او جواب دادم و کم کم علاقه اي بين ما به وجود آمد. دختر جوان افزود: مرد جوان در مدت کوتاهي آن قدر مرا به خودش وابسته کرد که فکر مي کردم بدون او زندگي برايم غيرممکن است. اما افسوس که غافل بودم و چشم هايم را به روي واقعيت هاي زندگي بسته بودم. چرا که پس از يک سال رابطه مخفيانه متوجه شدم او زن و يک بچه دارد و سرم کلاه گذاشته است. با روشن شدن اين واقعيت خودم را عقب کشيدم و گفتم نمي خواهم با زندگي يک نفر ديگر بازي کنم ولي او مدارکي رو کرد که با ديدن آن ها شاخ در مي آوردم. کيوان تهديدم مي کند که اگر به خواسته پليدش تن ندهم اين مدارک را براي پدر و مادرم ارسال مي کند و ... او خوب مي داند که پدرم بيماري قلبي دارد و کوچک ترين استرس و نگراني ممکن است به مرگش منجر شود براي همين هم نقطه ضعف از من گرفته است. دختر جوان آهي کشيد و افزود: کاش مشکل به همين جا ختم مي شد چون الان مدتي است که کيوان پاي عموي پولدارش را نيز به وسط کشيده است و اصرار دارد که از او با حيله و نيرنگ اخاذي کنيم و ...
واقعا خسته شده ام و نمي دانم چرا به اين راحتي فريب گفته هاي دروغين مردي هوسران و فاسد را خوردم. منبع: خراسان
 
 
-----------------------------------
 
 
اغفال دختران فراري براي قاچاق مواد
 
مرد قاچاقچي كه با اغفال دختران فراري از خانه، به آنها آموزش خريد و فروش مواد مخدر مي‌داد و گرفتار باند فساد مي‌كرد، همراه همدستانش در مشهد دستگير شد.
به گزارش جام‌جم، اوايل هفته گذشته ماموران انتظامي مشهد هنگام گشتزني در مركز شهر به يك خودروي پرايد كه در حاشيه خيابان توقف كرده و زني جوان داخل آن نشسته بود، مشكوك و در استعلام از سامانه راهنمايي و رانندگي متوجه شدند اين خودرو چند روز پيش سرقت شده است.
با مشخص شدن اين موضوع، ماموران از راننده آن ـ زن جوان ـ خواستند همراهشان به مركز پليس بيايد اما او مقاومت مي‌كرد.
به اين ترتيب با هماهنگي قضايي زن جوان بازداشت و در بازرسي از خودرو چند بسته كريستال كشف و ضبط شد.
اعتراف دختر فراري از خانه
زن جوان در بازجويي به پليس گفت: چندي پيش در پي اختلاف با خانواده‌ام از يكي از شهرستان‌ها فرار كرده و به مشهد آمدم. در اين شهر سرگردان خيابان‌ها بودم كه با مردي آشنا شدم. او مرا اغفال كرد و براي تامين هزينه زندگي‌ام با او همدست شدم.
متهم افزود: مرد قاچاقچي ابتدا به من آموزش رانندگي داد و سپس از من خواست در خريد و فروش مواد مخدر با او همراه شوم. او نحوه فروش مواد مخدر را نيز به من آموزش مي‌داد و اوايل همراه من به محله‌هاي شهر مي‌آمد تا مطمئن شود مي‌توانم از عهده فروش مواد مخدر (كريستال و شيشه) بخوبي برآيم. پس از مدتي در اين كار ورزيده شدم.
وي گفت: تنهايي با خودروي مسروقه‌اي كه در اختيارم قرار داده بود، به محله‌هاي مختلف شهر مي‌رفتم و با اغفال جوانان به آنها مواد مخدر مي‌فروختم.
متهم يادآور شد: مرد قاچاقچي، دختران ديگري را نيز فريب داده و به دام مي‌انداخت. علاوه بر فروش مواد مخدر مجبور بوديم در خانه فسادي كه راه‌اندازي كرده بود، فعاليت كنيم. هر وقت يكي از ما معتاد مي‌شد، مرد قاچاقچي او را به پليس لو مي‌داد.
دستگيري سركرده باند و چهار همدستش
در پي اظهارات متهم جوان، تحقيق براي دستگيري سركرده باند و ديگر همدستان او ادامه يافت تا اين كه دو روز پيش مخفيگاه سركرده باند در جنوب شهر شناسايي و مرد متهم همراه چهار زن خياباني كه دو نفر از آنها معتاد بودند، دستگير شدند.
متهمان با انتقال به مركز پليس، در بازجويي به همدستي با يكديگر اعتراف كردند.
اعتراف مرد قاچاقچي
در مرحله بعدي تحقيقات سركرده باند در اظهاراتش گفت: در بوستان‌ها و پايانه‌‌هاي شهر، دختران و زنان فراري از خانه را شناسايي و پس از اغفال ، آنها را به خانه‌هايي كه به مركز فساد تبديل كرده بودم، منتقل مي‌كردم.
در ادامه آنها را در دام فساد گرفتار و مجبورشان مي‌كردم در زمينه خريد و فروش انواع مواد مخدر به جوان‌ها فعاليت كنند.
متهم يادآور شد: اگر آنها پول كمي از اين راه به من مي‌دادند، آنها را تنبيه و ساعت‌ها در خانه‌هايي كه پاتوقمان بود، محبوس مي‌كردم.
وي افزود: در صورتي كه دختران جوان معتاد مي‌شدند، مقدمات زنداني شدن آنها را فراهم مي‌كردم و دختران ديگري را به جاي آنها به كار مي‌گماشتم.
بنا بر اين گزارش، اعضاي اين باند با قرار قانوني روانه زندان شدند. تحقيقات تكميلي از آنها ادامه دارد.
 
 
-----------------------------
 
 

 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۳
marzi
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۵:۰۴ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۰
0
1
vaghiyat khaili talkheeeeeeeeeeeeee
سیامک
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۴:۰۶ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۵
0
0
برای دخترهای جامعه ما فقط 3 چیز مهمه:
پول پول پول

به راحتی هم میشه با چرب زبونی و خالی بندی و لاف زدن خامشون کرد و...
ahmad
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۵:۰۳ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۷
0
0
بلند پروازی کور کورانه دختران جوان راه رو برای سو استفاده افراد شیاد باز میکنه
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: