کد خبر:۶۰۹۱
تاریخ انتشار: ۱۵ دی ۱۳۹۰ - ۱۱:۰۰
تعداد بازدید: 3090
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
اعتراف مردي که همسر باردارش را با سم کشت
مرد جواني که همسر 35 ساله و جنين 9 ماهه او را با سم از پا درآورده بود پس از اعتراف به قتل و بازسازي صحنه جنايت مجرم شناخته شد
مرد جواني که همسر 35 ساله و جنين 9 ماهه او را با سم از پا درآورده بود پس از اعتراف به قتل و بازسازي صحنه جنايت مجرم شناخته شد. به گزارش مهر، ارديبهشت ماه امسال مردي با مراجعه به دادسراي جنايي کرج با طرح شکايتي مدعي شد دختر 35 ساله اش که باردار بوده به طرز مرموزي فوت کرده است.بررسي ها نشان داد، سمانه شهريور سال گذشته در خانه اش حالش بد شده که پس از انتقال به بيمارستان در آنجا جان باخته بود .در ادامه هم با دستور بازپرس جنايي آزمايش هاي تخصصي براي کشف راز مرگ او آغاز شده بود.پس از اين شکايت با دستور قاضي حسيني از شعبه اول دادسراي کرج، پرونده براي تحقيقات تخصصي در اختيار کارآگاهان مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي قرار گرفت. ماموران در نخستين گام به تحقيق از همسر و بستگان زن جوان پرداختند اما هيچ سرنخي در اين زمينه به دست نيامد.سرانجام پس از گذشت يک سال از مرگ زن باردار، متخصصان پزشکي قانوني با بررسي نتيجه آزمايش هاي خود اعلام کردند سمانه و جنينش بر اثر مسموميت با سم جان باخته است.با افشاي اين موضوع روند رسيدگي به پرونده وارد مرحله تازه اي شد. گروه جنايي در جريان تجسس هاي خود دريافتند عباس، شوهر سمانه با زني به نام مينا ارتباط دارد به طوري که همسرش نيز قبل از مرگ از اين موضوع مطلع شده بود.ماموران سپس مينا و عباس را براي تحقيقات به اداره آگاهي احضار کردند که مرد جوان با ارائه دست نوشته اي مدعي شد همسرش اقدام به خودکشي کرده و قبل از اين کار، علت خودکشي خود را نوشته است.با توجه به تناقض گويي هاي عباس و مينا، آنان تحت کنترل نامحسوس قرار گرفتند تا اين که سرنخ هاي ديگري مبني بر اين که عباس در قتل همسرش دست داشته به دست آمد و با دستور بازپرس پرونده او دستگير شد و تحت بازجويي هاي فني پليس قرار گرفت.عباس در ابتدا ادعاهاي قبلي خود را تکرار کرد اما وقتي با دلايل پليسي روبه رو شد لب به اعتراف گشود و گفت: چند سال قبل با سمانه ازدواج کردم اما او نمي توانست باردار شود. در اين مدت من با زني به نام مينا آشنا شدم و با او ارتباط داشتم تا اين که همسرم به موضوع پي برد. من هم ادعا کردم به علت اين که باردار نمي شود با او ارتباط دارم. اين رابطه ادامه داشت تا اين که همسرم باردار شد. از آن زمان به بعد رفتار سمانه تغيير کرد. من هم ديگر تحمل اين وضع را نداشتم و تصميم به قتل او گرفتم. روز حادثه سمي کشنده تهيه کردم آن را به همسرم دادم . چند دقيقه بعد از خوردن آن نيز حالش بد شد. سريع به بيمارستان انتقالش دادم که در آنجا فوت کرد.پس از اعتراف عباس به اين جنايت و بازسازي صحنه قتل، بازپرس حسيني او را در قتل همسرش مجرم شناخت و پرونده با صدور قرار مجرميت و کيفرخواست به دادگاه فرستاده شد.
 
-------------------------------------
 
 
در دام شيطان!

يکي بيايد و به اين پسر ناخلف بگويد چرا با خانمي که ۲۲ سال از تو بزرگ تر است رابطه برقرار کرده اي و براي خودت اين همه بدبختي و دردسر درست کرده اي؟ آيا واقعا اين سزاوار است؟ من با يک عمر رنج و زحمت، آبرومندانه زندگي کرده ام و صورتم را با سيلي سرخ نگه داشته ام حالا اين بچه سر به هوا آبرو و حيثيتم را به بازي گرفته است. مي خواهم او را عاق کنم و اصلا چنين فرزندي نمي خواهم. پيرمرد بازنشسته با گفتن اين جملات در گوشه اي از راهروي کلانتري زانو زد و دستان چروکيده اش را روي صورتش گذاشت تا کسي اشک هايش را نبيند. در اين لحظه پسر ۲۱ ساله او به دايره اجتماعي کلانتري هدايت شد. «فرشاد» در بيان داستان زندگي اش گفت: ۴ خواهر و برادر دارم که همگي ازدواج کرده و سر و سامان گرفته اند. من بچه آخر خانواده هستم و با پدر و مادرم زندگي مي کنم. پدرم هميشه از زمانه و وضعيت زندگيمان گلايه مند است و خودش را با کساني مقايسه مي کند که زندگي مرفهي دارند. يکي ديگر از اشتباهات پدرم اين است که او بيشتر وقت خود را به تماشاي برنامه هاي خبري شبکه هاي ماهواره اي مي گذراند و با شنيدن هر اخباري که همه مي دانند يک مشت تهديد چرت و پرت و پوچ است سررشته کلام را به دست مي گيرد و طوري حرف مي زند که انگار به آخر دنيا رسيده ايم.فرشاد سرش را تکاني داد و گفت: من تحت تاثير حرف هاي مايوس کننده پدرم از آينده نااميد شده بودم و از چندي قبل دنبال راه و چاره اي مي گشتم. متاسفانه با اين روحيه بسيار ضعيف به پيشنهاد يکي از دوستانم با خاله اش که خانمي ۴۳ ساله است و وضعيت اقتصادي خوبي دارد آشنا شدم و در اين ارتباط شوم توسط اين خانم که مطلقه است و به مواد مخدر اعتياد دارد به دام شيشه افتادم.پسر جوان افزود: حتي يک بار که براي تامين موادمخدر به پول نياز داشتم دست به سرقت از صندوق صدقات زدم که توسط پليس دستگير شدم.راستش را بخواهيد مدتي است که به اشتباهات خودم پي برده ام و قصد دارم خطاهاي گذشته ام را جبران کنم و با آن خانم نيز قطع ارتباط کرده ام. اما پدرم دست بردار نيست و مرا زير ذره بين گذاشته است. او مي گويد امکان ندارد تو بتواني آن زن را فراموش کني و آن قدر عصبي شده ام که مي خواستم دست به خودکشي بزنم.فرشاد گفت: خوب مي دانم که نبايد کارهايم را توجيه کنم و مقصر اصلي خودم هستم چون آدم موفق کسي است که خوب و بد را تشخيص بدهد و راه درست زندگي را انتخاب کند.منبع: خراسان
 
 
--------------------------------------
 
 

مادري 13 ساله پس از زايمان، فرزندش را در سطل زباله رها كرد.
 
به گزارش ايسنا، خبرگزاري يونايتدپرس به نقل از مسئولان بيمارستاني اعلام كرد: اين فرد در حالي به بيمارستان مراجعه كرد كه وضعيت جسماني مساعدي نداشت و علائم وضع حمل در او ديده مي‌شد.
مسئولان بيمارستان پس از مشكوك شدن به اين فرد با پليس تماس گرفته و موضوع را به آنان اطلاع دادند.اين فرد در بازجويي با پليس اعتراف كرد كه فرزندش را پس از زايمان درون سطل زباله رها كرده ‌است.
پليس اين نوزاد را كه در يك پارچه پيچيده شده بود درون سطل زباله پيدا كردند اما كودك پيش از رسيدن به بيمارستان فوت كرده ‌بود.
به گزارش ايسنا به نقل از يونايتدپرس، پليس تا روشن‌شدن دقيق موضوع اين فرد را به طور مشروط آزاد كرد.
 


 

Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: