تلاش امدادگران اورژانس براي تولد نوزاد يک زن کارتن​خواب  (۱ نظر)
تصويب مرخصي سه ساله زايمان زنان شاغل بزودي  (۱ نظر)
متهم به شکنجه وفيلم برداري از زن جوان با شليک پليس مجروح شد  (۱ نظر)
كدام كشورها در چه زمينه‌اي ركوردشكنند؟  (۱ نظر)
کودکان را عروس و داماد بار بیاوریم  (۱ نظر)
کف‌زنی اولین حرفه‌ای بود که یاد می‌گرفتیم
10درصد دانشجويان در رشته مديريت تحصيل مي‌كنند
جایی برای زندگی مستاجران وجود ندارد
افزایش سن استخدامی زنان دارای فرزند
روابط فرا زناشویی؛ تهدیدی ویرانگر برای کانون خانواده
امکان پرداخت حق‌بیمه از طريق بانك صادرات
کودکان را عروس و داماد بار بیاوریم
گونتر گراس رییس افتخاری انجمن پن آلمان باقی ماند
احمدي نژاد: ماشاءالله قديمي‌ها خيلي بهتر جمعيت را زياد مي‌کردند
تعقيب و گريز پليسي براي نجات زن جوان از چنگ مرد متجاوز
کد خبر:۶۰۸۳
تاریخ انتشار: ۱۳ دي ۱۳۹۰ - ۱۲:۴۵
تعداد بازدید: 1245
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
قتل زن معتاد توسط دو مرد متجاوز
قضات دادگاه كيفري استان البرز به زودي دو مرد افغان را كه بعد از تعرض به زني معتاد او را به قتل رساندند، محاكمه خواهند كرد.
قضات دادگاه كيفري استان البرز به زودي دو مرد افغان را كه بعد از تعرض به زني معتاد او را به قتل رساندند، محاكمه خواهند كرد. اين دو مرد از‌سال گذشته در بازداشت به سرمی‌برند و به جرايم‌شان اعتراف كرده‌اند.
ماموران كلانتري محمدشهر كرج روز 29 خرداد‌سال گذشته خبري دريافت كردند كه از كشف جنازه يك زن در باغي در محدوده استحفاظي‌شان حكايت داشت. ماموران وقتي به محل حادثه رفتند با مشاهده جسد به اين نتيجه رسيدند كه وي به قتل رسيده است به همين دليل كارشناسان بررسي صحنه جرم و كارآگاهان جنايي در باغ حاضر شدند و تحقيقات تخصصي‌شان را آغاز كردند. آنها فهميدند مقتول قبل از مرگ مورد آزار جنسي قرار گرفته است و سپس قاتل يا قاتلان با جسمي سخت چند ضربه به سر او وارد كرده‌اند اما فشار بر عناصر حياتي گردن و خفگي علت اصلي مرگ اين زن 33ساله است. كارآگاهان كه از طريق مدارك شناسايي مقتول به هويت او به نام نرگس پي برده بودند براي اطلاع از اينكه اين زن چگونه و با چه انگيزه‌اي كشته شده است به بررسي زندگي خصوصي او پرداختند.
آنها فهميدند نرگس زن معتادي است كه همراه با دختر نوجوان و شوهر صيغه‌اي خودش كه مردي 24‌ساله به نام شاهرخ است زندگي مي‌كرد. شاهرخ هنگامي كه تحت بازجويي قرار گرفت با ابراز بي‌اطلاعي از نحوه قتل همسرش گفت: «نرگس ديشب براي خريد از خانه بيرون رفت اما هر چه منتظرش ماندم برنگشت. در حالي‌كه نگران شده بودم چند بار با تلفن همراه او تماس گرفتم ولي همسرم به تلفن جواب نداد.»
افسران جنايي كه پي برده بودند شاهرخ نيز به مصرف مواد مخدر اعتياد دارد به همین دلیل براي اطلاع از صحت يا سقم گفته‌هاي وي فهرست مكالمات تلفني مقتول را مورد بررسي قرار دادند و به اين نتيجه رسيدند كه اين زن و شوهر نيمه‌شب‌ قبل از كشف جسد دو بار تلفني با هم صحبت كرده‌اند و ادعاي مرد جوان مبني بر ناموفق بودن تماس‌هايش صحت ندارد.
نفر بعدي كه مورد تحقيق قرار گرفت دختر نوجوان مقتول بود. او به كارآگاهان گفت: «آن شب حدود ساعت 12 مادرم همراه شاهرخ از خانه بيرون رفتند و يك ساعت بعد شاهرخ به تنهايي به خانه برگشت و وقتي از او درباره مادرم پرسيدم گفت او صبح برمي‌گردد.»
دروغگويي‌هاي شاهرخ و همچنين اظهارات دخترخوانده او سبب شد ماموران به اين مرد مظنون شوند و بار ديگر از وي بازجويي كنند. مرد جوان اين بار گفت: «من جوشكار هستم و مسافركشي هم مي‌كنم اما چون هم خودم و هم زنم به مصرف كراك معتاد بوديم، درآمدم كفاف نمي‌داد و نرگس قبول كرده بود با مردان ثروتمند رابطه برقرار كند و از آنها پول بگيرد. آن شب هم او را براي برقراري رابطه با يك مرد بردم اما بعد از آن نمي‌دانم چه اتفاقي افتاد و او چگونه كشته شد.»
كارآگاهان در گام بعدي گوشي تلفن همراه مقتول را كه به سرقت رفته بود رديابي كردند و فهميدند اين خط توسط مردي افغان استفاده مي‌شود. اين مرد بعد از دستگيري گفت گوشي را از يكي از هم‌وطنانش خريده است.
به اين ترتيب متهم 30‌ساله كه حيدر نام دارد بازداشت شد. او در بازجويي‌هاي تخصصي به قتل اقرار كرد و گفت: «آن شب من و دوستم كه با هم در يك ساختمان نيمه‌كاره كار مي‌كرديم زني را در حال عبور از مقابل ساختمان ديديم و او را به زور داخل خانه كشانديم و به او تعرض كرديم بعد هم درگيري پيش آمد و او را كشتيم. ما جسد را زير مصالح ساختماني پنهان كرديم و روز بعد در فرصتي مناسب آن را به يك باغ برديم و در آنجا رها كرديم.»
ماموران در ادامه با راهنمايي اين مرد، متهم دوم را نيز كه جواني 20‌ساله است بازداشت كردند و او هم جرمش را گردن گرفت. بعد از آن صحنه قتل بازسازي شد و بازپرس جنايي با اتمام تحقيقات مقدماتي براي دو متهم قرار مجرميت صادر كرد.
بنا بر اين گزارش اكنون با صدور كيفرخواست عليه متهمان پرونده به دادگاه كيفري استان البرز ارجاع داده شده است و مردان افغان به زودي پاي ميز محاكمه مي‌روند.
 
 
----------------------------------------
 
 
شكنجه معتادان در مركز غيرقانوني ترك اعتياد

اظهارات يك معتاد پيش از مرگ از راز شكنجه معتادان و تعرض به آنها در يك كمپ غيرمجاز
پرده برداشت.
به گزارش خبرنگار شرق، دو سال قبل مردي به ماموران پليس تهران خبر داد پسر جوانش در يك مركز
ترك اعتياد خودكشي كرده ‌است. اين مرد به ماموران گفت: پسرم 25ساله بود و به
مواد مخدر اعتياد داشت. من او را براي ترك اعتياد به كمپ... بردم و آنجا بستري كردم. بعد از يك هفته پسرم از كمپ فرار كرد و به خانه آمد و گفت ديگر نمي‌خواهد به آنجا برگردد و مدعي شد در آنجا به او تعرض شده‌ است.
پدر مقتول گفت: «به حرف پسرم توجهي نكردم و تصورم اين بود كه او براي بازگشت به سمت اعتياد چنين ادعايي را مطرح مي‌كند چون پسرم قبل از اينكه به كمپ برود تمايلي به ترك اعتياد نداشت. ضمن اينكه مركزي كه پسرم در آنجا بستري بود تابلو داشت و فعاليت علني مي‌كرد و معتبر به نظر مي‌رسيد به همين دليل من حرف پسرم را باور نكردم و دوباره او را به كمپ بردم و در آنجا بستري‌اش كردم تا اينكه چند روز بعد به من خبر دادند پسرم خودكشي كرده ‌است. وقتي براي تحويل گرفتن جسد رفتم ياد حرف وي افتادم و با توجه به شرايط جسمي‌اي كه او داشت احساس كردم پسرم درست مي‌گفت به همين دليل درخواست دارم از مسوولان كمپ در اين خصوص تحقيق شود.»
با شكايت اين مرد پرونده مركز ترك اعتياد
به جريان افتاد و بازپرس بعد از تحقيقات متوجه شد اين كمپ مجوز رسمي ندارد و به صورت غيرقانوني فعاليت مي‌كند. بنابراين دو برادر كه مسوول كمپ بودند احضار شدند. آنها اعتراف كردند بدون مجوز فعاليت مي‌كردند اما ادعاي پدر جوان معتاد را رد كردند و گفتند چنين كاري از سوي آنها انجام نگرفته و اگر تعرضي به جوان معتاد شده احتمالا از سوي ديگر معتادان بوده و آنها در جريان اين ماجرا قرار ندارند. با اين حال دو برادر بازداشت شدند و كمپ آنها از سوي پليس امنيت مورد بررسي قرار گرفت و مداركي به دست آمد كه نشان مي‌داد مسوولان كمپ معتادان را شكنجه مي‌كردند و از آنجايي كه در آسايشگاه‌هاي كمپ دوربين مداربسته نصب بود از اين صحنه‌ها فيلمبرداري شده است. همين فيلم‌ها به مداركي عليه دو برادر تبديل شد. در اين فيلم‌ها مشخص بود دو متهم با همكاري تعدادي از معتادان با وسايل مختلف معتادان ديگر را مورد آزار مي‌دهند. اين فيلم به‌عنوان سندي ضميمه پرونده و براي رسيدگي بيشتر به شعبه 79 دادگاه كيفري‌استان تهران فرستاده شد.
زماني كه پرونده نزد قاضي محمدي كشكولي رفت مشخص شد بازپرس دو برادر را با وثيقه آزاد كرده‌ است. با اين حال تحقيقات براي مشخص شدن جزييات اين شكنجه‌ها ادامه يافت تا اينكه چند روز پيش يكي از مردان معتاد كه براي ترك يك‌بار در اين كمپ بستري شده ‌بود به شعبه 79 مراجعه كرد و گفت: «اين اتفاق فقط براي جواني كه خودكشي كرده رخ نداده و ما هم مورد آزار جنسي قرار مي‌گرفتيم. دو برادر كه خود را متخصص مي‌دانستند به ما گفتند اين راهي براي شكستن غرور شماست و با اين كار راحت‌تر مي‌توانيد اعتيادتان را ترك كنيد. ما شكنجه‌ها را تحمل مي‌كرديم اما آن جوان 25‌ساله نتوانست و خودكشي كرد.» گفته‌هاي اين مرد در حالي بود كه چندين معتاد ديگر هم وقوع تعرض را مورد تاييد قرار داده و گفته‌ بودند از سوي دو برادر مورد آزار قرار گرفته‌اند. بنابراين قاضي محمدي‌كشكولي بعد از پايان اولين جلسه محاكمه دستور احضار دو برادر را صادر كرد تا آنها را مورد بازجويي قرار دهد.
پدر مقتول بعد از پايان اولين جلسه رسيدگي به سمت جايگاه قضات رفت و كارتي به آنها نشان داد و گفت: دو برادر بعد از پلمپ كمپ ترك اعتياد كه پسرم در آنجا خودكشي كرد آزاد شدند و حالا در جايي ديگر كمپ تاسيس كرده‌اند و دوباره مشغول فعاليت هستند. پسر من جانش را از دست داد و ديگر بازنمي‌گردد. او خودكشي كرد و من مي‌دانم به لحاظ قانوني نه مي‌توانم دو برادر را قصاص كنم و نه پولي از آنها بگيرم و در واقع دستم به جايي بند نيست. هدفم از اين شكايت اين بود كه به مسايل اينچنيني رسيدگي شود و
هر‌كس براي خودش كمپ درست نكند و چنين فجايعي بار نيايد. آزادي اين دو برادر باعث شده تا آنها دوباره مركز ترك اعتياد تاسيس كنند و هيچ‌كس هم سراغ آنها نرود هرچند پسر من و امثال او معتاد هستند اما هيچ‌كس حق ندارد آنها را هتك حرمت كند. دو برادر حق نداشتند پسرم را مورد تعرض قرار دهند و نبايد با معتادان ديگر اين برخورد را بكنند و بايد سزاي اعمال خودشان را بدانند.
بنا بر اين گزارش قاضي محمدي‌كشكولي دستور داد تا وقتي در ماه جاري براي رسيدگي به پرونده تعيين شود و شاهدان و دو برادر مسوول كمپ در اين خصوص توضيح بدهند.
 
 
-----------------------------------
 
 
مواد زهرماري!

دست هايم را نگاه کنيد. اين آثار سوختگي را مي بينيد؟ شوهرم دست هايم را مي بندد و با ميله داغ بدنم را مي سوزاند. او به شيشه اعتياد دارد و هر موقع از اين مواد زهرماري استفاده مي کند ديوانه مي شود. ديگر تحمل اين زندگي نکبت بار را ندارم و مي خواهم طلاق بگيرم.«عاطفه» ۲۲ سال سن دارد ولي چهره اش خيلي شکسته شده است و خستگي و نااميدي در عمق چشمانش پيداست. او در دايره اجتماعي کلانتري مصلاي مشهد سفره دلش را باز کرد و گفت: ۷ساله بودم که پدر و مادرم از همديگر جدا شدند. آن ها که هر دو به موادمخدر اعتياد داشتند دنبال زندگي خودشان رفتند و اقوام، من و خواهرم را به بهزيستي تحويل دادند. ما ۶ سال در يکي از مراکز نگهداري کودکان بدسرپرست بهزيستي بوديم تا اين که مادرم به سراغمان آمد.او گفت ازدواج کرده است و ديگر اجازه نخواهد داد تنها بمانيم. با خوشحالي همراه مادر راهي خانه اش شديم، اما اوضاع خيلي خراب بود چون ناپدري ام نيز يک معتاد مفنگي بود و تازه فهميديم مادرم ما را به خانه اش آورده است تا سر کار برويم و خرج و مخارج زندگي اش را تامين کنيم. من و خواهرم با تمام اين حرف ها راضي بوديم و با کارگري در يک کارخانه هزينه هاي زندگي و خرج مواد مادر و ناپدري ام را فراهم مي کرديم.۲ سال گذشت و با اولين خواستگاري که برايم آمد ازدواج کردم. اوايل زندگي بسيار خوبي داشتم و حتي به خواهرم نيز پناه دادم تا از بي سر و ساماني در بيايد. گرچه در اين مدت کارگري مي کرد و تمام درآمدش را به مادرم مي داد. تا اين که او با برادرزاده ناپدري ام ازدواج کرد. سال ها به سرعت گذشتند و من و شوهرم در نزديکي منزل  مادرم، خانه اي نقلي اجاره کرديم. ما صاحب دو فرزند شديم و تازه مي خواستم يک نفس راحت بکشم که متوجه شدم ناپدري ام و مادرم، همسرم را به دام موادمخدر صنعتي انداخته اند تا برايشان خرده فروشي موادمخدر بکند و از اين راه مخارج زندگي و هزينه هاي موادمخدرشان را تهيه کنند.وقتي از شوهرم در اين باره توضيح خواستم، گفت: چون پدرش و عمويش به دليل سرطان فوت کرده اند و او نيز از مدتي قبل درد سينه داشته است با باوري نادرست و تحت تاثير حرف هاي ناپدري ام براي گرم نگه داشتن بدنش و تسکين درد به مصرف موادمخدر روي آورده است. زن جوان افزود: همسرم به شيشه وابسته شده است و با مصرف اين مواد دچار توهم شديد مي شود، او که فکر مي کند روي دست هايم حشرات زيادي وجود دارد با ميله داغ و آتش سيگار بدنم را مي سوزاند و خيلي نگران خودم و بچه هاي بي گناهم هستم. پدر اعتياد بسوزد که سرنوشت بسياري از افراد مثل من، پدر و مادرم، خواهرم و بچه هاي کوچولويم را تباه کرده است. منبع: خراسان
 
-------------------------------------
 
 

جوان عاشق، مادر و خواهرش را كشت

 
به گزارش «جام‌جم»، ساعت 19 روز شنبه همين هفته پسر جواني سراسيمه از خانه‌شان در سرآسياب ملارد، خيابان دانش غربي بيرون آمد و فرياد زد كمكم كنيد، مادر و خواهرم كشته شده‌اند.
در پي فريادهاي او، همسايه‌ها از خانه‌هايشان بيرون آمدند و پسر جوان را كه وحشت‌زده بود، آرام كردند و خواستند وارد ساختمان شوند، اما پسر جوان كه پيمان نام داشت، مانع از ورودشان شد.
در همين موقع يكي از همسايه‌ها با مركز فوريت‌هاي پليسي 110 ملارد كرج تماس گرفت و موضوع را خبر داد.
دقايقي پس از اين حادثه، ماموران كلانتري ملارد عازم محل شدند و با مشاهده جسد زن صاحبخانه و دختر 14 ساله‌اش معصومه، با هماهنگي قضايي اجساد را به پزشكي قانوني منتقل كردند.
همچنين پسر خانواده (پيمان) را براي تحقيقات به اداره جنايي پليس آگاهي ملارد انتقال دادند.
عوض كردن لباس قاتل، او را لو داد
ماموران در تحقيق از همسايه‌ها متوجه شدند زن صاحبخانه به نام ملاحت به بيماري ام‌اس مبتلا بوده و پسرش پيمان به عناوين مختلف با مادرش درگيري داشته است.
روز حادثه نيز همسايه‌ها صداي مشاجره و درگيري آنها را شنيده‌اند و پس از فريادهاي كمك‌خواهي پيمان، او را در خيابان با لباس خون‌آلود ديده‌اند، اما او به محض حضور ماموران، لباسش را عوض كرده است.
با اطلاعات به دست آمده از همسايه‌ها، ماموران به يقين رسيدند پيمان در مرگ دو عضو خانواده‌اش نقش دارد.
كشف لباس قاتل در محل حادثه
ماموران با هماهنگي بازپرس مسلمي، رئيس شعبه اول دادسراي عمومي و انقلاب ملارد، محل حادثه را بررسي و لباس خون‌آلود پسر خانواده را كنار پمپ آب پيدا كردند.
پيمان ـ متهم جوان ـ بازجويي شد و ادعا كرد، وقتي به خانه بازگشته، با اجساد مادر و خواهرش رو‌به‌رو شده است.
با اين حال تحقيق از او ادامه يافت تا اين كه او روز گذشته به اين جنايت هولناك اعتراف كرد.
اعتراف به جنايتي هولناك
متهم 19 ساله در اظهاراتش به پليس گفت: من هميشه با مادرم اختلاف داشتم.
مدتي پيش در پي علاقه به دختري، تصميم به ازدواج گرفتم. اما خانواده‌ام مخالفت مي‌كردند.
وي افزود: مادرم مي‌گفت بايد ادامه تحصيل داده و خدمت سربازي‌ام را به پايان برسانم و بعد از آن كاري براي خود پيدا كنم. اما من بدون توجه به اين حرف‌ها، مدام با مادرم درگير مي‌شدم.
متهم جوان درباره روز جنايت گفت: آن روز مثل هميشه با مادر و خواهرم درگير شدم. مادرم خواست آرام شوم، اما من در اوج عصبانيت ابتدا ضربه‌اي به سر مادرم زدم كه بد حال شد و زمين افتاد.
وي افزود: خواهرم بشدت ترسيده بود و جيغ مي‌زد. به سمت مادرم آمد تا او را نجات دهد كه او را داخل حمام انداخته و در حمام را قفل كردم.
در اين هنگام از آشپزخانه چاقويي برداشته و با آن چند ضربه به مادرم زدم. او التماس مي‌كرد رهايش كنم و فقط فرياد زد خدايا به دادم برس.
متهم گفت: دقايقي بعد صداي ناله‌هاي مادرم خاموش شد. خواهرم به در حمام مي‌كوبيد تا بيرون بيايد و مادرمان را نجات دهد. در همين موقع در حمام را باز كرده و او را به درون يكي از اتاق‌ها پرت كردم و پس از كتك زدن، با همان چاقو ضربه‌هايي به او زدم. خواهرم با التماس مي‌خواست رهايش كنم، اما من سنگدل او را هم كشتم.
وي افزود: با صحنه‌سازي مي‌خواستم از محل حادثه فرار كنم، اما خون آن دو بي‌گناه دامن مرا گرفت. متهم با قرار قانوني از سوي بازپرس شعبه اول دادسراي عمومي و انقلاب ملارد روانه زندان شد.
تحقيقات تكميلي از او ادامه دارد تا طي چند روز آينده صحنه جنايت را بازسازي كند.
خواهر 14 ساله ام را در يك لحظه كشتم
خبرنگار جام جم در پي اين حادثه با اين متهم 19 ساله گفت‌وگو كرده است كه مي‌خوانيد.
به چه اتهامي دستگير شده‌اي؟
پس از چند لحظه سكوت مي‌گويد، قتل مادر و خواهر 14‌ساله‌ام. هنوز باور نمي‌كنم آنها را در يك لحظه كشته‌ام.
از شب حادثه بگو؟
روز حادثه پس از مشاجره با مادرم او و خواهرم را به طرز هولناكي كشتم.با صحنه‌سازي به خيابان آمده و ادعا كردم آنها كشته شده‌اند. لباس خون‌آلودم را نيز پنهان كردم.
آيا بر سر موضوع خاصي با خانواده‌ات اختلاف داشتي؟
من سرباز هستم و سواد درست و حسابي ندارم. مدتي بود دلبسته دختري شده و قصد ازدواج با او را داشتم، اما خانواده بخصوص مادرم با اين وصلت مخالفت مي‌كردند. همين موضوع باعث اختلاف‌هايمان شده بود. مادرم بيماري ام‌اس داشت و به جاي اين كه من غمخوار او باشم، جان وي و خواهر بي‌گناهم را گرفتم.
اكنون چه احساسي داري؟
دچار عذاب وجدان شده‌ام و هر لحظه از خدا مرگ مي‌خواهم. چگونه به چشمان پدرم نگاه كنم، به مادربزرگ، خاله و دايي‌ام چه بگويم.
من مستحق مرگ هستم. از دادگاه مي‌خواهم هر چه زودتر مرا اعدام كنند، ديگر حاضر به ادامه اين زندگي نيستم.
 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
مصطفی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۰:۴۵ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۵
0
1
من نمیدونم چرا این کمپ های اجباری رو نمیبندند. و ادم به کاره دولت شک میکنه این موقع ها.
چون جمع کردنش واسه دولت سه سوته.
خوده من یبار کمپ اجباری بودم. آقا 11-12 نفر ریختن سرم آی تا میخوردم زدند.
دیگه حالش نداشتم شکایت کنم.
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: