کد خبر:۶۰۶۳
تاریخ انتشار: ۰۸ دی ۱۳۹۰ - ۱۰:۴۶
تعداد بازدید: 3279
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
قتل همسر يك روز بعد از ازدواج
پرونده عروس نوجوان كه يك روز بعد از ازدواج به دست شوهرش به قتل رسيد براي رسيدگي به دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد.
پرونده عروس نوجوان كه يك روز بعد از ازدواج به دست شوهرش به قتل رسيد براي رسيدگي به دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. به گزارش خبرنگار ما، 20 بهمن سال گذشته زني به پليس قرچك ورامين خبر داد جاري‌اش به دست برادرشوهرش زخمي شده و او را به بيمارستان رسانده‌اند. زماني كه ماموران به محل رسيدند متوجه شدند زن 16 ساله جانش را از دست داده است. او كه مهتاب نام داشت به دليل ضربات عميقي كه به سمت چپ بدنش وارد شده جان باخته بود. وقتي ماموران تحقيقات خود را در اين خصوص آغاز كردند، متوجه شدند ضارب كه احمد نام دارد و شوهر مهتاب است بعد از وارد كردن ضربات كشنده بر بدن مهتاب فرار كرده است. با ارسال پرونده به دادسرا بررسي‌ها در اين خصوص آغاز شد. در اولين گام همسر برادر متهم مورد بازجويي قرار گرفت. او گفت: يك روز از زمان عقد مهتاب و احمد مي‌گذشت. آنها براي ديدن مادرشوهرم آمده بودند. چند ساعتي زودتر از زمان قرار رسيده ‌بودند به همين دليل هم به خانه ما آمدند. احمد براي خريد پاكت‌نامه بيرون رفت و گفت به خواهرش هم سري مي‌زند و برمي‌گردد. وقتي برگشت پاكت‌نامه دستش بود. آن را روي ميز گذاشت و به سمت مهتاب رفت. بعد من صداي فرياد مهتاب را شنيدم كه گفت دردم گرفت. وقتي به سمت آنها برگشتم ديدم مهتاب روي مبل افتاده و احمد پشت سرهم به او ضربه مي‌زند. من جلو رفتم كه آنها را جدا كنم. احمد من را تهديد كرد و عقب راند. چند دقيقه بعد هم خانه را ترك كرد. خيلي سريع با مادرشوهرم تماس گرفتم و به اورژانس هم خبر دادم. وقتي مهتاب را به بيمارستان رسانديم او فوت كرده بود. در تحقيقات مقدماتي نحوه قتل و هويت قاتل فاش شد. اما نكته‌اي كه پليس نتوانسته بود آن را كشف كند انگيزه مرد جوان از كشتن نوعروس بود. بنابراين‌،كارآگاهان مادر مهتاب را مورد پرسش قرار دادند. او گفت: خانواده احمد را از قبل مي‌شناختيم. وقتي قرار شد به خواستگاري بيايند من به مهتاب گفتم تو 16 سال بيشتر نداري و اگر خودت مي‌خواهي با او ازدواج كن، در غير اين صورت ما اصراري نداريم. مراسم خواستگاري برگزار شد و يك هفته بعد براي شيريني‌خوران آمدند. قرار شد فرداي آن روز دخترم با احمد عقد كند. آنها همان روز آزمايش دادند و بعدازظهر هم عقد كردند. شب ميهمان مادرشوهر دخترم بوديم و بعد به خانه برگشتيم. فرداي آن روز شوهرش آمد و آنها با هم بيرون رفتند بعد به من گفتند دخترم كشته شده است. من اطلاعات بيشتري ندارم.پليس دوماه بعد در حالي‌كه همچنان انگيزه قتل پنهان مانده بود، توانست احمد را بازداشت كند. مرد جوان وقتي مورد بازجويي قرار گرفت قتل همسرش را قبول كرد. او گفت: من آدم عصبي‌‌اي هستم و خيلي زود واكنش نشان مي‌دهم. روز حادثه وقتي كه متوجه شدم خانواده همسرم كلاهبرداري كرده‌اند تصميم گرفتم از آنها انتقام بگيرم. اين مرد ادامه داد: فرداي روز عقدم براي چندساعتي با زنم تنها شدم و وقتي او را از نزديك ديدم متوجه شدم او آن كسي نيست كه به من گفته بودند و چيز‌هايي را در مورد زنم فهميدم كه عصباني شدم. از اتفاقي كه افتاده بود عصباني شدم. آنها از من كلاهبرداري كرده بودند چون شب قبلش به خانه مادرم آمدند و به بهانه اينكه ما عقد كرده‌ايم آنجا ماندند و ميوه و چاي و شام خوردند و رفتند اما نگفتند دخترشان بعضي ايرادات را هم دارد و مثلا دهانش بوي بد مي‌دهد. متهم در مورد روز حادثه گفت: وقتي واقعيت‌ها را در مورد همسرم فهميدم عصبي بودم و مي‌خواستم ضربه‌‌اي به آنها بزنم. وقتي به خانه برادرم رفتيم بيرون رفتم تا براي خواهرم پاكت‌نامه بخرم. در راه يك چاقو هم براي خودم خريدم. به خانه آمدم و به سمت همسرم رفتم و او را با چاقو زدم. وقتي اين كار را كردم آرام شدم بعد فرار كردم و از شهر خارج شدم. با مشخص شدن اين موضوع اولياي‌دم مهتاب عليه دامادشان اعلام شكايت كرده و درخواست قصاص را مطرح كردند. مادر مهتاب گفت: دخترم هيچ مشكلي نداشت و هر مساله‌اي بود ما همان روز اول گفتيم البته مساله خاصي نبود و نمي‌دانم چرا احمد مي‌خواهد ايراد روي دخترم بگذارد. بعد از گرفتن آخرين دفاع در مرحله بازپرسي و صدور كيفرخواست از سوي دادستان قرچك ورامين پرونده براي رسيدگي به شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد و متهم به زودي محاكمه مي‌شود. منبع: شرق
 
 
-----------------------------------------
 
 
يك بابانوئل، كريسمس را به خون كشيد

 
يك مرد ايراني كه لباس بابانوئل به تن كرده بود، پس از اهداي كادوي كريسمس به بستگانش در ايالت تگزاس آمريكا، شش نفر از آنها را كشت و سپس خودكشي كرد.

به گزارش خبرگزاري‌ها، پليس زماني از قتل‌عام خانوادگي اطلاع يافت كه فردي از داخل آپارتمان با شماره اضطراري 911 شهر گريپ‌واين در نزديكي دالاس ـ مركز ايالت تگزاس ـ تماس گرفت و بدون آن كه جمله‌اي بر زبان آورد، اپراتور پليس تنها صداي شليك چند گلوله را شنيد.

پس از اين تماس تلفني، پليس براي پيگيري موضوع به آپارتمان محل تماس رفت و با جسد چهار زن و سه مرد 15 تا 59 ساله روبه‌رو شد.

در تحقيق از همسايگان مرد ايراني، آنها او را عزيز معرفي و عنوان كردند وي دلال معاملات ملكي بود و سال‌ها با همسر و دو فرزندش در منطقه كاليويل زندگي مي‌كرد.

سخنگوي پليس در منطقه گريپ‌واين به آسوشيتدپرس گفت: فرضيه‌هاي پليسي نشان مي‌دهد قربانيان در آپارتمانشان در حال برگزاري جشن كريسمس بودند كه به سوي آنها تيراندازي شده است.

سخنگوي پليس افزود: پس از اين جنايت، دو قبضه سلاح كمري در كنار جسد عامل قتل‌ها پيدا شد كه فرضيه‌هاي پليسي مشخص مي‌كند عزيز يكشنبه‌شب در حالي كه لباس بابانوئل به تن كرده بود، به خانه همسر سابقش رفته و با دو قبضه سلاحي كه در اختيار داشته شش نفر از اعضاي خانواده و بستگان نزديكش را به قتل رسانده و سپس با شليك به ناحيه سر، به زندگي خود نيز پايان داده است.

پس از انتشار اين قتل‌عام خانوادگي، شبكه تلويزيوني ان.بي.سي گزارش داد: براساس اسناد به دست آمده از دادگاه، قاتل سال 1987 با همسر ايراني‌اش ازدواج كرده بود و اين زوج يك دختر 19 ساله و يك پسر 15 ساله داشتند.

تصاوير ارائه شده در اين شبكه خبري نشان مي‌‌دهد، اجساد اعضاي خانواده پس از اين كه هداياي كريسمس را باز كرده‌اند، نزديك درخت كريسمس افتاده‌اند.

آسوشيتدپرس نيز در واكاوي اين جنايت‌ها گفت: شواهد نشان مي‌دهد با آن كه زوج ايراني هر دو شاغل بودند، اما بشدت مشكل مالي داشتند و بانكي كه از آن براي خريد خانه وام گرفته بودند، سال 2010 آپارتمان آنها را به حراج گذاشته بود.

اين زوج ماه مارس (فروردين)‌ از هم جدا شده بودند و فاطمه (همسر)‌ به اتفاق فرزندانش در محلي كه اجسادشان پيدا شد، زندگي مي‌كرده‌اند.

رابرت ايرلينگ، يكي از ماموران تحقيق پليس كه در محل جنايت‌ها حضور داشت به بي.بي.سي نيز گفت: حادثه واقعا غم‌انگيز بود و در حال حاضر يكي از فرضيه‌هايي كه پليس آن را بررسي مي‌كند، مشكلات مالي اين خانواده است.

وي افزود: بسياري از همسايه‌ها و دوستان دو فرزند خانواده در اظهاراتشان به پليس گفتند: آنها بسيار گرم و صميمي بودند و همه چيز آنها در خانواده خلاصه مي‌شد. صاحب آرايشگاهي كه فاطمه (همسر عامل جنايت)‌ در آن كار مي‌كرد، گفت: او مدت چهار سال در آرايشگاه من كار مي‌كرد و رفتارش نشان مي‌داد كه به خانواده‌اش بسيار علاقه‌مند است.

شهردار شهر هم با صدور بيانيه‌اي، اين جنايت را در روز كريسمس تاسفبار خواند.
 
 
-----------------------------------------
 
 
خلوتگه شيطان!

مرا مچل کرده است و مثل عروسک خيمه شب بازي بازيچه خواسته هاي کثيف او و هوس هاي پليد خودم شده ام. اما ديگر به آخر خط رسيده ام و مي خواهم اعتراف کنم چه اشتباه بزرگي کرده ام. خواهش مي کنم راهنمايي ام کنيد تا از اين مخمصه نجات يابم.مرد ۴۱ ساله در دايره اجتماعي کلانتري ۱۶ مشهد افزود: تعجب مي کنم چرا با اين که داراي مدرک عالي دانشگاهي هستم و شرايط شغلي بسيار خوب وهمسري شايسته دارم به اين سادگي گول خوردم و اين همه مشکلات برايم درست شد. از شما چه پنهان ماجرا به يک سال قبل و روزي که خانمي جوان به محل کارم مراجعه کرد برمي گردد. از همان لحظه اي که با اين زن بزک کرده روبه رو شدم معني نگاه زير چشمي اش را فهميدم. او با عشوه هاي شيطاني خود دلم را لرزاند و وقتي هنگام تکميل پرونده اش با او صحبت مي کردم به جاي اين که به سوالاتم پاسخ بدهد از نامردي زمانه مي ناليد و مي گفت: اگر يک جو شانس داشتم گرفتار شوهر معتاد و مفنگي نمي شدم که سرنوشتم را در آتش اعتياد خود بسوزاند و دست آخر هم طلاقم بدهد!
با شنيدن اين حرف ها، صحبت ما رنگ و بوي ديگري گرفت و متاسفانه بايد بگويم در خلوتگه شيطان، عقل و غيرتم را زيرپا گذاشتم و از همان روز بود که با اين زن جوان رابطه اي مخفيانه برقرار کردم. چند ماه گذشت و با اين که از کرده خود پشيمان شده بودم ولي او دست بردار نبود و با حرکات و رفتار تحريک آميز خودش مرا اسير هوس هاي پليد کرده بود. حتي چند بار از آناهيتا خواستم تا با هم ازدواج موقت کنيم اما او مي گفت فعلا آمادگي ندارد و بايد کمي بيشتر فکر کند. آناهيتا از مدتي قبل هر روز به بهانه اي درخواست پول مي کرد و در آخرين ديداري که با هم داشتيم ۳ سکه طلا، ۳ ميليون و ۸۰۰ هزار تومان وجه نقد و چک مسافرتي، دسته چک بانکي و شناسنامه خودم و همسرم را از داخل کيف دستي ام سرقت کرد. من با عصبانيت به او زنگ زدم و گفتم بهتر است هر چه سريع تر تمام چيزهايي را که سرقت کرده است برگرداند اما آناهيتا قهقهه اي زد و جواب داد: تو بدبخت و بيچاره شده اي چون با مدارک و اسنادي که از رابطه مان تهيه کرده ام مي توانم آبرويت را ببرم و آن موقع چه پاسخي براي خانواده و همکارانت خواهي داشت و چگونه رابطه با يک زن شوهردار را توجيه خواهي کرد.با شنيدن اين حرف ها داشتم شاخ درمي آوردم و از آن روز به بعد تماس هاي تهديدآميز اين زن شروع شد. من چند روز احساس گناه و ناراحتي شديدي داشتم ولي با تحقيقاتي که انجام دادم متوجه شدم او واقعا از همسر خود طلاق گرفته است و با اين ترفند قصد اخاذي دارد. خيلي عصباني شده بودم و با لحني تهديدآميز از آناهيتا خواستم به اين مسخره بازي ها خاتمه بدهد. اما او يک نسخه از مدارکي را که به طور پنهاني از رابطه مان تهيه کرده است برايم فرستاد و حالا هر روز به محل کارم مي آيد و برايم خط و نشان مي کشد. الان مي فهمم که چه حماقت بزرگي کرده ام. کاش زماني که به چنين رابطه اي تن دادم براي چند ثانيه به عواقب آن فکر مي کردم. مي دانيد چه چيزي بيشتر از همه اين مسائل عذابم مي دهد؟ سکوت همسرم و نگاه محبت آميزش و تکرار اين جمله از زبان او که «نگران نباش همه چيز درست مي شود».

 
------------------------------------
 
 
"مزاحمت" به قتل انجاميد

 
مرگ پدر جواني که در جريان درگيري به قتل رسيده بود، جلسه محاکمه قاتل را به تأخير انداخت.به گزارش فارس، شامگاه 26 شهريور سال ۸۵، مرد ميانسالي در جريان درگيري که مقابل خانه خواهرش در رباط‌کريم رخ داد، با ضربات چاقوي مرد ديگري به قتل رسيد.مدت کوتاهي بعد از قتل، متهم به قتل به نام شاهين شناسايي و دستگير شد .وي ضمن اعتراف به قتل‌، علت درگيري منجر به قتل را ايجاد مزاحمت خواهرزاده مقتول براي خواهرش عنوان کرد.خواهر متهم به قتل هم با تأييد اظهارات برادرش گفت: پسري به نام ساسان که خواهرزاده مقتول بود، مدتي برايم مزاحمت ايجاد مي‌کرد؛ شب حادثه به همراه مادر و برادرم مقابل خانه آنها رفتيم که درگيري ايجاد شد.
براساس اظهارات شاهدان، خانواده شاهين اقدام به سنگ‌پراني و شکستن شيشه‌هاي خانه ساسان کرده بودند که در ادامه ساکنان از خانه خارج شده و در نهايت حسين با ضربات چاقو به قتل رسيد.با اعترافات متهم، قرار مجرميت وي صادر و پرونده براي رسيدگي به دادگاه کيفري استان تهران ارسال شد که بعد از برگزاري جلسه محاکمه در تاريخ 9 آبان سال ۸۸ در شعبه ۷۱، قاضي عزيزمحمدي، متهم را به قصاص محکوم کرد.
پرونده براي اعلام‌نظر به ديوان عالي کشور ارجاع داده شد که قضات شعبه ۱۵ ديوان، بعد از بررسي پرونده، حکم صادره را نقض و پرونده را براي رسيدگي مجدد به شعبه ۷۴ دادگاه کيفري ارسال کردند.
صبح ديروز قرار بود جلسه محاکمه برگزار شود که بعد از تشکيل جلسه مشخص شد پدر مقتول مدتي قبل فوت کرده است.
با دستور قاضي عبدالهي، جلسه محاکمه تجديد شد تا در جلسه آينده، اولياي‌دم برگه انحصار ورثه را به دادگاه ارائه کنند.منبع: خراسان
 
 
------------------------------------------------
 

طلاق پیش از پوشیدن لباس عروسی
 
زوج جواني دادخواست طلاق توافقي خود را به دادگاه خانواده در ايلام ارائه كردند تا پيش از آغاز زندگي مشترك از يكديگر جدا شوند. اين زوج جوان که هنوز زندگي مشترک‌شان را شروع نکرده بودند و فقط 2 ماه بود كه به عقد هم درآمده بودند در دادگاه دلايل جالبي را براي جدايي مطرح كردند. دختر جوان که از شدت نگراني سراسيمه در راهرو دادگاه منتظر بود با حضور در نزد قاضي، ماجرا زندگي‌اش را اينگونه شرح داد: ترم دوم دانشگاه بودم که با هم آشنا شده و بعد از مدتي به هم وابسته شديم و اين پسر به خواستگاري من آمد. خانواده‌ام با ازدواجمان مخالف بودند اما با اصرار خودم به عقد هم درآمديم. دختر جوان با اشاره به دليل اختلافشان گفت: شوهرم اخلاق خاص خود را دارد و اجازه نمي‌دهد با دوستانم که اغلب از همدوره‌اي‌هايم در دانشگاه هستند ارتباط داشته باشم. او مي‌گويد بدون اجازه من نبايد آب بخوري! وي ادامه داد: هرچند در ابتدا فکر کردم اين اختلافات با گذشت زمان حل مي‌شود اما روز به‌ روز به اين واقعيت بيشتر پي بردم که خانواده‌ام درست مي‌گفتند و ما به درد هم نمي‌خوريم و در نتيجه امروز آمده‌ام تا پيوند مشتركمان آغاز نشده، پايان پذيرد. مرد جوان نيز پس از شنيدن اظهارت همسرش گفت: دوستان نامزدم که در دانشگاه بارها شاهد رفتارها و ظاهر آنان بوده‌ام با اخلاق و رفتار خانوادگي ما تناسب ندارند و من تمايلي به ارتباط داشتن همسرم با آنها ندارم. بر اساس اين گزارش، قاضي دادگاه نيز پس از شنيدن اظهارات زوج جوان طلاق توافقي آنها را صادر و مرد را محكوم به پرداخت نصف مهريه دختر كرد.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: