کد خبر:۵۹۶۲
تاریخ انتشار: ۱۳ آذر ۱۳۹۰ - ۱۲:۴۴
تعداد بازدید: 2495
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
2 بامداد در انتظار سکه های دولتی!
مردم براي خريد سكه دولتي به قيمت 520 هزار تومان و فروش آن در بازار آزاد به قيمت 620 هزار تومان از ساعت 2 بامداد جلوي شعب عرضه كننده سكه به صف مي ايستند.
مردم براي خريد سكه دولتي به قيمت 520 هزار تومان و فروش آن در بازار آزاد به قيمت 620 هزار تومان از ساعت 2 بامداد جلوي شعب عرضه كننده سكه به صف مي ايستند.

مشاهدات خبرنگار جام جم آنلاين از يكي از شعب بانك ملي عرضه كننده سكه در خيابان ميردادماد تهران به شرح زير است:

ساعت ۷ صبح در حال رفتن به محل كارم بودم كه صف طولاني جلوي بانك ملي مشاهده كردم. در اين صف از جوان ۱۸ ساله گرفته تا پير زن و پيرمرد ۷۰ سال به بالا هم حضور داشتند.

خودم را قاطي صف كردم و ديدم بايد برم ته صف. اما گفتم كار بانكي دارم و سكه نمي خوام. دم در بانك ايستادم. چند دقيقه اي مانده تا عقربه هاي ساعت بر روي هشت صبح قرار گيرند.

بر روي شيشه بانك كاغذي كه با ماژيك مشكي نوشته شده بود كه « ثبت نام توزيع سكه مورخه ۱۲/۹/۹۰ انجام شده است»، نظر هر شخصي را به خود جلب مي كرد.

ظاهرا اين برگه مورد اعتناي هيچ كس واقع نشد و هر خريدار سكه پس از ورود به صف نام خود را در ليست طولاني خريداران سكه مي نوشت.

شخصي كه ظاهرا تجربه زيادي در خريد سكه از بانك و فروش آن در بازار آزاد داشت به مردم توصيه مي كند كه در يك صف و يك خط بياستند تا شلوغ نشود و بهانه به دست مسئولين بانك ندهند.

اگر چه تا ساعت ۷:۵۰ ليست تهيه شده براي خريد سكه به شماره ۱۱۴ رسيد اما دقايقي بعد تعدادي از مردم به خيال اينكه ساعت فروش سكه همزمان با باز شدن درب بانك ها، هشت صبح است، بر اين ليست اضافه شده و اين اسامي به ۱۳۲ نفر رسيد.

صف جديد با قرائت اسامي از سوي جواني كه اهل اين كار است، تشكيل مي شود. اسامي افرادي كه دو بار خوانده شود و جوابي ندهند، از ليست خط مي خورد.

صف در حال تشكيل شدن است. البته متصدي اين كار خود چندين بار مي گويد بانك تنها به ۳۰ نفر سكه مي دهد و بقيه نياستند.

ساعت كه هشت مي شود، يكي از كارمندان بانك درب ورودي را نصف و نيمه باز مي كند و با يك دستش در بانك را به همين حالت نگه مي دارد و سر خود را بيرون آورده و به مردم كه از سرما مي لرزند مي گويد، «افرادي كه مي خواهند سكه بخرند همان بيرون بمانند و وارد نشوند».

پس از اين جمله، تنها چهار پنج نفري براي كار بانكي وارد بانك شدند و بقيه پشت در منتظر خريد سكه ماندند.

وارد بانك مي شوم. شماره مي گيرم. نفر چهارم بودم.هيچ كارمندي پشت باجه نيست. كارمندي مي گويد سيستم ها قطع است و معلوم نيست كي وصل مي شود.

همه بلا تكليف. داخل بانكي ها براي انجام كار بانكي و بيرونيها هم براي خريد سكه. از داخل بانك خارج مي شوم. در جمع خريداران سكه مي ايستم. با نفر اول صف كه هنوز ته آن تشكيل نشده و معلوم نيست به كجا ختم مي شود، گفت‌وگو مي كنم.

مي گويد « از ساعت ۲ بامداد براي خريد سكه در جلوي بانك حاضر شده و نيم ساعت بعد نفر دوم هم از راه رسيد».

شخصي كه نفر پنجم صف است مي گويد كه از ساعت سه بامداد در اين سرما ايستاده تا بتواند سكه بخرد.

در وسط صف هم هر كسي يك چيزي مي گويد و بقيه گوش مي دهند. مرد ميانسالي مي گفت« پنج شنبه هم تا ظهر منتظر مانديم اما سكه ندادند».

ديگر مي گفت « امروز هم سكه نمي دهند». زن سالخورده كه پشت سر حداقل ۷۰ نفر ايستاده بود و اميدي هم براي رسيدن نوبت خريدن سكه نداشت مي گفت: «امروز هم به من سكه نمي رسد».


ازدحام باعث شده تا پياده رو اشغال شود و عابران پياده يا بايد با احتياط از خيابان تردد كنند و يا بايد از ميان اين جمعيت با تنه زدن خود را از لابه لاي جمعيت بيرون بكشند.

عقربه هاي ساعت ۸:۳۰ را نشان مي داد. مجددا وارد بانك مي شوم. از وصل شدن سيستم ها خبري نبود.

۳۰ نفري وارد بانك شده بودند. هر كسي در گوشه اي از بانك منتظر وصل شدن سيستم الكترونيكي بانك بود.

سرما برخي از خانمهاي خريدار سكه را مجبور كرد تا وارد بانك شوند. يكي از كارمندان كه متوجه موضوع مي شود، اينگونه از ورود آنها استقبال مي كند « بريد بيرون. خريداران سكه حق ورود به بانك را ندارند. هنوز سكه نيومده. هر وقت سكه رسيد به شما اعلام ميشه».

خانم ها اعتنا به حرف هاي اين كارمند نكردند و سر جاي خود نشستند.ساعت ۸:۳۵ كاغذيي با عبارت « امروز سكه نداريم» بر روي درب بانك نصب مي شود.

اين اطلاعيه بانك هم هيچ خللي در صف ايجاد نكرد و صف كه هنوز به انتها نرسيده بود، تقريبا در حال نهايي شدن بود.


سر و صدا در انتهاي صف براي تعين نوبت و محل استقرار كمي بالا گرفت و حتي از داخل بانك هم شنيده مي شد.

اين سرو صدا نظر كارمندي كه بايد پشت باجه، امور بانكي ۵۰ نفر منتظر در بانك را انجام مي داد، جلب كرده و اينگونه به همكار ديگر خود مي گويد« مردم اينجا چه خوب هستند وقتي بهشون ميگي وارد بانك نشيد، وارد نميشن. در شعبه كارگر كه بودم هر چه مي گفتيم وارد نشين مي ريختن توي بانك»

زني سالخورده كه چند ساعتي در اين صف ايستاده، بعد از تثبيت جاي خود در صف جديدالاحداث، وارد شعبه مي شود. از ظاهرش مي توان فهميد كه ناراحت است و حرفي براي گفتن دارد.

اين خريدار سكه كه روز پنج شنبه گذشته هم با چند ساعت معطلي نتونست از اين شعبه سكه خريد كند، با حالت عصبانيت برگه « ثبت نام توزيع سكه مورخه ۱۲/۹/۹۰انجام شده است» را به مسئول باجه پاسخگويي به مردم اين شعبه نشان مي دهد و حرف دل خود را اينگونه بيان مي كند: «من ساعت چهار صبح اينجا بودم. چطوري شما نوشتيد كه ثبت نام امروز براي خريد سكه انجام شده؟ مگر قبل از ساعت چهار صبح، كسي در اين شعبه كار مي كرد؟

وي سخنان خود را اينگونه ادامه داد: «من اول خيال كردم برخي از مردم عادي اين برگه را جلوي درب بانك نصب كردن و وقتي خواستم آن را پاره كنم متوجه شدم كه اين برگه از داخل نصب شده و تعجب كردم».

متصدي بانك كه در جريان موضوع نبود، علت نصب آن برگه را از همكاران مي پرسد و اينگونه جواب داد « روز پنج شنبه افرادي كه در صف بودند و سكه دريافت نكردند، اسم نوشتند و اگر امروز سكه بياد، اسامي ثبت نام شدگان روز پنج شنبه در اولويت هستند و بعد به خريداران امروز سكه فروخته خواهد شد».

از ليست روز پنج شنبه خبري نبود و افرادي كه در صف بودند كه از موضوع مطلع نبودند جز چند نفري كه پنج شنبه هم در اين شعبه حضور يافته بودند.

انتظار ۴۵ دقيقه اي داخل بانك براي وصل شدن سيستم مرا مجددا به ميان خريداران سكه برد. از مرد ميانسالي كه جزو نفرات ۵۰ تا ۶۰ صف بود و روز پنج شنبه هم در صف ايستاده بود ماجرا تبت نام را مي پرسم، مي گويد: « اسامي ثبت نام شدگان در دست رئيس شعبه است و رئيس هم هنوز نيامده».

از نفرات اول صف مي پرسم كه بانك سكه را چند عرضه مي كند؟ دو سه نفري به اين سوال پاسخ مي دهند و مي گويند «۵۲۰ هزار تومان».

سوال بعدي ام فروش سكه ها در بازار بود كه نفر اول صف اينگونه جواب مي دهد« ۶۲۰ تا ۶۳۰ هزار تومان». باورم نشد و با حالت تعجب مجددا سوالم را تكرار كردم و گفتم واقعا سكه ايي كه بانك مي دهد «۵۲۰ هزار تومان» را صرافي ها « ۶۲۰ تا ۶۳۰ هزار تومان» مي خرند؟

با لبخندي اينگونه جواب داد: «ما كه داريم اين كار را مي كنيم»!

مراجع كننده ايي كه ظاهرا در صف نبود، گفت:« ۲ ميليون و پانصد هزار تومان پول داشته باشي و شش ساعت صف بيايستي، روزي حداقل ۵۰۰ هزار تومان كاسبي».

كمي آن طرف تر مي روم. سوالات را از آنهايي كه در وسط و ته صف ايستاده بودند هم مي پرسم. جواب همان بود.

مردي ديگر گفت:« متاسفانه خريد سكه از بانك دولتي و فروش آن در بازار براي برخي افراد به صورت يك شغل درآمده است و همين موجب اختلال شده است».

سوال ديگري هم پرسيدم يكي از خريداران و فروشندگان هميشگي سكه در جواب گفت: « بانك ها هر روز به هر نفر پنج سكه مي فروشن. البته همه اين پنج سكه، تمام نيست. تعدادي ربع و تعدادي هم نيم است»

ساعت ۹ صبح شد. از سكه خبري نشد اما ظاهرا سيستم بانك وصل شد. كار بانكي ام را انجام مي دهم. از بانك خارج مي شوم.

يكي از خريداران سكه كه از حضور در صف ناراحت و خسته بود گفت: با بازرسي بانك ملي تماس گرفتيم كه آنها اعلام داشتند هم روز پنج شنبه و هم امروز به شعبه مذكور سكه تحويل شد.

وي افزود: تعجب مي كنيم كه چرا مسئولين بانك سكه را توزيع نمي كنند.

صف همچنان پابرجاست و خريداران همچنان منتظر. رئيس شعبه هم تا آن ساعت نيامده و تكليف فروش سكه معلوم نبود.

صف تا ساعت ۱۰:۳۰ پابرجا بود و بعد مردم متفرق شدند. تماس ما با بانك حكايت از آن داشت كه سكه نيامد و مردم رفتند.

خبرنگار ما ساعت ۱۳ با رئيس شعبه تماس گرفت كه رئيس شعبه گفت « سكه در حال توزيع شدن هست و افرادي كه روز پنج شنبه ثبت نام كردند، سكه فروخته مي شود. هر تعداد سكه بريمان بيايد همان تعداد را توزيع خواهيم كرد».

رئيس بانك قبل از پرسش بعدي، تلفن را قطع كرد و تماس هاي بعدي هم روي پيام گير بود.

در چندين نوبت تماس موفق شدم تا مجددا با رئيس شعبه ارتباط برقرار كنم. رئيس شعبه وقتي متوجه شد با خبرنگار صحبت مي كند گفت« ما حق مصاحبه نداريم. شما با روابط عمومي بانك ملي تماس بگيريد».

گفتم فقط مي خواستم موضوع ثبت نام براي سكه را جويا شوم، ظاهرا شعبه شما براي فروش سكه ثبت نام مي كند، اما رئيس اين شعبه با فراموش كردن اظهارت نيم ساعت پيش خود، اينگونه جواب داد « ما چيزي به اسم ثبت نام براي سكه نداريم. هر وقت سكه بياد توزيع مي كنيم. الان هم در حال توزيع سكه هستيم».

به ايشان گفتم برگه اي با عبارت «ثبت نام توزيع سكه مورخه ۱۲/۹/۹۰ انجام شده است»، بر روي شيشه بانك نصب شده بود.

رئيس شعبه در جواب گفت: «اين برگه را مردم چسباندند و ربطي به بانك نداشت».

قبل از اينكه به آقاي رئيس بگويم كه مردم چطوري اين برگه را از داخل بانك نصب كرده و آيا هر كسي مي تواند كه از داخل بانك برگه اي بر روي شيشه نصب كند، تلفن را قطع كرد.

همانطوري كه رييس شعبه اين بانك اعلام داشت انتظار داريم كه روابط عمومي بانك ملي درخصوص صف هاي طولاني عرضه سكه به قيمت ۵۲۰هزار تومان و فروش آن به قيمت ۶۳۰ هزار تومان و جالب تر در خصوص ثبت نام خريد سكه در اين شعبه بانك ملي توضيحاتي ارائه كند.
برچسب ها: سكه ، شعب
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: