کد خبر:۵۹۴۶
تاریخ انتشار: ۱۰ آذر ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۵
تعداد بازدید: 2231
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
مرد شكاك دوستش را آتش زد
مردي كه تصور مي‌كرد دوستش با همسر او رابطه دارد، وي را به آتش كشيد. اين مرد در جلسه محاكمه‌اش كه در شعبه پنج دادگاه كيفري استان فارس برگزار شد، اتهام قتل را گردن گرفت.
شرق: مردي كه تصور مي‌كرد دوستش با همسر او رابطه دارد، وي را به آتش كشيد. اين مرد در جلسه محاكمه‌اش كه در شعبه پنج دادگاه كيفري استان فارس برگزار شد، اتهام قتل را گردن گرفت. كارآگاهان جنايي شهرستان سروستان روز 15 آذر سال گذشته از وقوع جنايتي هولناك باخبر شدند و به خانه‌اي كه به‌عنوان قتلگاه معرفي شده بود، رفتند تا در اين رابطه تحقيق كنند. آنها با جنازه سوخته مردي مواجه شدند كه آثار جراحت نيز روي پيكرش مشهود بود. تحقيقات اوليه فاش كرد اين مرد به نام احسان به‌عنوان ميهمان به آن خانه رفته و به قتل رسيده بود. وقتي جسد در اختيار متخصصان پزشكي قانوني قرار گرفت، آنها اعلام كردند علاوه بر سوختگي آثار اصابت شش ضربه چاقو نيز بر بدن قرباني مشهود است البته او به خاطر سوختن اعضاي اصلي بدنش جان باخته است. كارآگاهان در ادامه تحقيقات به بازجويي از زني پرداختند كه ساكن خانه محل قتل بود.
 
اين زن به نام زهره در بازجويي‌ها شوهرش را به‌عنوان عامل قتل معرفي كرد. زهره كه خودش با پليس تماس گرفته و ماموران را از وقوع اين جنايت باخبر كرده بود به افسران ويژه مبارزه با قتل چنين گفت: «احسان با شوهرم به نام جمشيد دوست بود، صبح روز حادثه جمشيد وي را به خانه‌مان دعوت كرد و بعد با بنزين او را به آتش كشيد.»اين زن در تحقيقات اوليه از انگيزه شوهرش براي اين قتل ابراز بي‌اطلاعي كرد و كارآگاهان بر آن شدند تا با دستگيري متهم جزييات جنايت را فاش كنند. به گفته زهره، جمشيد بعد از كشتن دوستش از خانه فرار كرده و به او نگفته بود به كجا مي‌رود به همين علت كار براي پليس دشوار شد. كارآگاهان ابتدا به خانه اقوام اين مرد و ديگر اماكني كه احتمال داشت وي در آنجا پنهان شده باشد، رفتند و وقتي ردپايي از او به دست نياوردند به اين نتيجه رسيدند كه او سروستان را ترك كرده است. ادامه يافتن تحقيقات به كشف سرنخ‌هايي منجر شد كه نشان مي‌داد متهم به تهران گريخته است. كارآگاهان وقتي رد به دست آمده را تعقيب كردند به اين نتيجه رسيدند كه جمشيد در پاكدشت پنهان شده است، به همين خاطر درحالي‌كه پنج ماه از وقوع قتل مي‌گذشت با اخذ نيابت قضايي راهي پاكدشت شدند و به جست‌وجو براي يافتن قاتل فراري ادامه دادند. تمام سرنخ‌ها و مدارك نشان مي‌داد مردي كه به نام رضا به تازگي در آن منطقه ساكن شده همان قاتل تحت تعقيب است اما مشكل آنجا بود كه مشخصات ظاهري رضا با جمشيد اگرچه شباهت داشت، كاملا مطابق با او نبود به همين علت كارآگاهان پيش از آنكه اقدام تازه‌اي انجام بدهند به تحقيقات نامحسوس خود ادامه دادند و فهميدند متهم بعد از گريختن از استان فارس تغيير چهره داده و مدارك هويتي جعلي براي خودش فراهم كرده تا بتواند به راحتي زندگي كند. اين‌گونه بود كه رضا بازداشت شد اما در بازجويي‌هاي اوليه ادعا كرد فردي به نام جمشيد را نمي‌شناسد و او را به اشتباه دستگير كرده‌اند. اين انكارها هيچ فايده‌اي نداشت و جمشيد در نهايت مجبور شد به قتل اقرار كند. او در اعترافاتش گفت: «من با احسان رابطه صميمانه‌اي داشتم و او را هر از گاهي به خانه‌ام دعوت مي‌كردم ولي اخيرا رفت‌وآمدهاي او به منزلم بيشتر شده بود و مي‌ديدم رابطه‌اش با زهره صميمانه شده است. وقتي كمي بيشتر در اين موضوع دقت كردم به اين نتيجه رسيدم كه دوستم با زهره رابطه دارد. اين فكر مرا به شدت آشفته كرده بود، ديگر نمي‌توانستم آرام بگيرم و به خودم مي‌گفتم بايد كاري انجام بدهم، بالاخره درحالي‌كه ديگر طاقتم تمام شده بود نقشه قتل احسان را كشيدم.»متهم به قتل ادامه داد: «من براي اجراي نقشه‌ام يك گالن بنزين خريدم بعد روز حادثه او را به خانه‌ام دعوت كردم و در يك لحظه وقتي حواس احسان نبود از پشت رويش بنزين ريختم و بلافاصله كبريت روشن را رويش انداختم. آتش سرتا پاي احسان را فراگرفته بود و او همين‌طور كه فرياد مي‌كشيد. مي‌دويد. من در همين حالت او را تعقيب كردم و با چاقو چند ضربه به وي زدم. بعد از اينكه از مرگش مطمئن شدم از خانه فرار كردم و به تهران رفتم و در آنجا تغيير چهره دادم و هويت دروغين براي خودم تهيه كردم و زندگي‌ام را ادامه دادم و تصور نمي‌كردم هرگز دستگير شوم.»ماموران بعد از شنيدن اعترافات جمشيد براي پي بردن به صحت و سقم گفته‌هاي او بار ديگر به بازجويي از زهره پرداختند. اين زن با رد گفته‌هاي شوهرش توضيح داد: «من هيچ رابطه‌اي با احسان نداشتم و حقيقت اين است كه آن دو بر سر مسايل مالي با هم اختلاف داشتند و شوهرم هم به همين دليل دوستش را كشت و حالا ادعا مي‌كند انگيزه ديگري از قتل داشته است.»در نهايت با تكميل تحقيقات قرار مجرميت و كيفرخواست عليه متهم صادر و او براي محاكمه به شعبه پنج دادگاه كيفري استان فارس معرفي شد. در جلسه محاكمه اين متهم، نماينده دادستان با گناهكار خواندن وي خواستار صدور حكم مجازات شد و اولياي‌دم مقتول نيز اعلام كردند درخواست‌شان قصاص قاتل است. در اين جلسه جمشيد يك‌بار ديگر به قتل اقرار و باز هم ادعا كرد مسايل اخلاقي باعث شد دوستش را بكشد.بنابراين گزارش در حال حاضر هيات قضات براي تصميم‌گيري درباره سرنوشت متهم وارد شور شدند.
 
---------------------------------------
 
 
قلب پوسيده!

اولين کسي که احساس کردم با تمام وجودش مي گويد دوستم دارد پسر جواني بود که در راه مدرسه با هم آشنا شديم. من تصور مي کردم او فرشته اي است که مي خواهد مرا از چنگ سخت گيري ها و برخوردهاي سرد و جدي پدر و مادرم و قانون هاي خشک خانه نجاتم دهد. با اين افکار کودکانه و احساسات هيجاني که نسبت به پسر مورد علاقه ام پيدا کرده بودم دلباخته اش شدم و بالاخره به هر سختي که بود موفق شدم با او ازدواج کنم. اگر چه اين ازدواج پس از ۷ سال به جدايي و احساس تنفر و بيزاري ختم شده است. زن جوان در دايره اجتماعي کلانتري ۴۲ مشهد افزود: با اين که در اين سال هاهمسرم را دوست داشتم اما او هميشه نسبت به من شک و ترديد داشت و بابدبيني مي گفت: من به تو اطمينان ندارم چون دختري که در سن ۱۶ سالگي عاشق پسري بشود و به دور از چشم خانواده اش ساعت ها با او صحبت کند نمي تواند به زندگي اش وفادار بماند و هميشه اسير هوي و هوس است. متاسفانه من بعد از ازدواج نيز در حلقه سخت گيري هاي شوهرم گرفتار شدم و او آن قدر عذابم داده است که حوصله اي براي ادامه اين زندگي ندارم و حس مي کنم قلبم پوسيده است.در اين شرايط با توجه به اين که از حقوق اجتماعي زندگي به عنوان يک زن محروم شده  بودم به فکر انتقام افتادم و با پسر جواني که راننده يک آژانس است آشنا شدم و از نظر عاطفي به او دلبسته شدم.اين پسر جوان با چرب زباني هايش فريبم داد و نمي دانم با کدام عقل به او اعتماد کردم و از خانه فرار کردم. ما از شهرستان به مشهد آمديم و در اين جا با يکي از دوستان خود هماهنگ کرد که به خانه او برويم. زن جوان اشک هايش را پاک کرد و گفت: از کرده خود پشيمان شده بودم و با احساس گناه و عذاب وجدان نمي دانستم چه خاکي بر سرم بريزم. خوب مي دانستم که اگر به خانه دوست آن مرد نامحرم بروم شرف و حيثيتم لکه دار خواهد شد و ديگر رويي براي بازگشت به زندگي نخواهم داشت. براي همين هم در يک لحظه تصميم گرفتم خودم را از چنگ هوس هاي شيطاني نجات بدهم و با ديدن خودروي گشت پليس، از ماموران کمک خواستم.اگر چه شوهرم با اطلاع از موضوع مي گويد مي خواهد طلاقم بدهد و حاضر به ادامه اين زندگي نيست و پدر و مادرم نيز با الفاظ رکيکي چند دقيقه قبل از پشت گوشي تلفن مرا عاق کردند. اما در اين جا مي خواهم حرف دلم را بگويم. چرا پدر و مادرم آن قدر درباره من سخت گيري کردند که از آن ها فاصله گرفتم و تن به ازدواجي احساسي دادم؟ چرا همسرم آن قدر شخصيتم را خرد کرد و سخت گيري به خرج داد که نسبت به او هيچ احساسي نداشتم و فريب جوان هوس بازي را خوردم که برايم نقشه شومي در سرداشت. از تمام پدران و مادران خواهش مي کنم با دختران جوان خود دوست باشند و به زوج هاي جوان هم مي گويم عاقلانه همديگر را دوست داشته باشيد. منبع: خراسان
 
 
-----------------------------------
 
 
مردي خواهرزنش را به رودخانه انداخت

اعتراض‌هاي زن جوان به رفتار شوهر خواهرش، به قيمت جانش تمام شد.
حدود دو هفته قبل خانواده زني 25 ساله به پليس آگاهي شهرستان رضوانشهر رفته و از ناپديد شدن وي خبر دادند. كارآگاهان پس از اين شكايت راهي روستاي محل زندگي زن جوان شده و با شروع تحقيقات، به داماد 42 ساله خانواده مشكوك شدند. بررسي‌ها نشان مي‌داد زهرا از مدتي قبل با شوهر خواهرش اختلاف داشته است، بنابراين دستور بازداشت مرد جوان صادر شد. در حالي كه بازجويي‌هاي تخصصي از وي ادامه داشت، متهم سرانجام لب به اعتراف گشود و گفت: هميشه به رفتار و كارهاي من اعتراض داشت، به همين‌خاطر از دستش خسته شده بودم. روز حادثه حوالي غروب با خواهرزنم درگير شده و در حالي كه او را داخل كيسه‌اي انداخته بودم، در رودخانه پر آب روستا رهايش كردم. پس از اعترافات متهم، كارآگاهان به سراغ جسد مقتول رفتند كه با توجه به پر آب بودن رودخانه، هنوز موفق به كشف جسد نشده‌‌اند.
 
 
-----------------------------------------
 
 
نجات 1600 مارمولك از چنگال قاچاقچيان

بنابراعلام پليس فيليپين، 1600 مارمولك در يك ساختمان نيمه كاره واقع در جنوب اين كشور كشف شد.

به گزارش ايسنا، به گفته پليس فيليپين قرار بود كه اين مارمولك‌ها به ديگر كشورهاي آسيايي قاچاق شود.

به گفته مقامات فيليپيني از اين مارمولك‌ها براي ساخت داروهاي سنتي مربوط به بيماري‌هاي آسم، سرطان، ايدز و سل كاربرد دارد كه اغلب به كشورهايي از قبيل چين، مالزي و كره‌جنوبي قاچاق مي‌شود.

به گفته مقامات فيليپيني هر 300 گرم مارمولك، دست كم به مبلغ يك‌هزار و 160 دلار فروخته مي‌شود.

به گزارش ايسنا به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس، مقامات فيليپيني قاچاق خزندگاني مثل مارمولك را ممنوع كرده‌اند و قاچاقچياني كه اين مارمولك‌ها را در اين ساختمان نگهداري مي‌كردند، تحت پيگرد قرار داده‌ است.



Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: