کد خبر:۵۹۳۷
تاریخ انتشار: ۰۸ آذر ۱۳۹۰ - ۱۰:۵۹
تعداد بازدید: 2682
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
مزاحم اينترنتي در دام پليس
زن جوان كه از ترس تهديدهاي اينترنتي مرد تبهكار مجبور به خروج از كشور شده بود وقتي دريافت مزاحمت‌هاي وي پاياني ندارد براي دستگيري‌اش از پليس «فتا» كمك خواست
 زن جوان كه از ترس تهديدهاي اينترنتي مرد تبهكار مجبور به خروج از كشور شده بود وقتي دريافت مزاحمت‌هاي وي پاياني ندارد براي دستگيري‌اش از پليس «فتا» كمك خواست.چندي قبل خانواده زن جوان با مراجعه به پليس «فتا»ي استان فارس از مزاحمت‌هاي مرد ناشناسي براي دختر جوانشان خبر داده و گفتند: از مدت‌ها قبل مردي با ارسال پيام‌هاي تهديدآميز به دخترمان مدعي بود عكسي از وي در اختيار دارد كه مي‌خواهد در اينترنت منتشر كند و به اين بهانه حدود 17 ميليون تومان از او اخاذي كرده و دخترمان نيز از ترس، موضوع را از ما پنهان كرده بود و وقتي دريافت از دست اين تبهكار اينترنتي رهايي ندارد از كشور خارج شد، تا اينكه چندي قبل با ما تماس گرفت و در حالي كه از ماجراي تهديدها و اخاذي‌هاي وي پرده برمي‌داشت از ما خواست تا موضوع را به پليس اعلام كنيم.پس از اين شكايت كارآگاهان پليس تحقيقات خود را آغاز كرده و با رديابي‌هاي تخصصي و گسترده سرانجام مرد تبهكار را شناسايي و دستگير كردند.سرهنگ سيدمحسن ميربهرسي – رئيس مركز اطلاع‌رساني پليس فتا – با اعلام اين خبر گفت: پس از دستگيري متهم و در بررسي رايانه و وبلاگ‌هاي وي مشخص شد وي از مجرمان حرفه‌اي بوده و فعاليت‌هاي گسترده در اين زمينه دارد.
 
 
-----------------------------------
 
راه زندگي!
 
امروز به طور اتفاقي او را در پارک ديدم. مي خواست با حيله و نيرنگ دوباره مرا به دام بيندازد اما او کور خوانده است و من به عشق همسرم که تک ستاره آسمان زندگي ام است قسم خورده ام ديگر دست از پا خطا نکنم. مرد جوان در دايره اجتماعي کلانتري ۱۵ مشهد افزود: من به لطف خدا اعتيادم را ترک کرده ام و يک سال و نيم است که پاک شده ام اما آمده ام يک خرده فروش مواد مخدر را معرفي کنم. باور کنيد اگر بميرم ديگر به سراغ اين مواد لعنتي نخواهم رفت. راستش را بخواهيد پدرم براي خودش اسم و رسمي دارد و هميشه فکر مي کند هر مشکلي را مي توان با پول رفع کرد. مادرم نيز خيلي مغرور و از خود راضي است و شخصيت آدم ها را با پول آن ها مي سنجد. خانواده ام حدود ۴ سال قبل فهميدند تنها پسرشان يعني من به مواد مخدر اعتياد پيدا کرده است. آن ها بلافاصله مرا تحت درمان ترک اعتياد قرار دادند ولي هيچ نتيجه اي حاصل نشد چون اراده اي براي ترک نداشتم. پدر و مادرم که خيلي نگران آينده ام و آبرويشان بودند نقشه اي کشيدند و بدون آن که چيزي درباره اعتيادم بگويند به خواستگاري دختر يکي از اقوام که وضعيت مالي مناسبي ندارند و تحت پوشش سازمان هاي حمايتي هستند رفتند. آن ها مي گفتند يک دختر از خانواده اي فقير تا آخر عمر تو را تر و خشک خواهد کرد و... مرد جوان افزود: من که از کودکي در ناز و نعمت بزرگ شده بودم پس از ازدواج با معصومه تازه فهميدم معناي واقعي زندگي يعني چه؟ صفا و پاکي اين دختر، نماز بي ريا و گريه هاي او وقتي سر به سجده مي گذاشت تنم را مي لرزاند. حتي بذل و بخشش خانواده اش به خانواده هاي مستضعف از آن چه که خودشان حداقل آن را داشتند برايم درس بزرگي بود. همسر نازنينم در مدت کوتاهي نگاهم را به زندگي تغيير داد تا جايي که به خواندن نماز و دعا روي آوردم.معصومه روزي که متوجه شد به مواد مخدر اعتياد دارم گفت از خدا کمک بخواه و اراده ات را جمع کن تا بتواني خودت را پاک کني.اين فرشته مهرباني و صداقت، نور ايمان و اميد را در دلم زنده کرد و اعتراف مي کنم که با اراده و ايمان همسرم توانستم اعتياد به مواد مخدر را اگر چه کار سختي بود ترک کنم و به زندگي برگردم.گاهي اوقات به معصومه و خانواده اش حسودي ام مي شود چون آن ها از آن دسته آدم هايي هستند که خدا ثروت واقعي يعني ايمان را در اختيارشان گذاشته است و هميشه منشاء کارهاي خير و پربرکت هستند.مرد جوان در حالي که حلقه هاي اشک در چشمانش مي درخشيد با صدايي لرزان گفت: قرار است من و معصومه به زودي صاحب فرزندي بشويم و از خدا مي خواهم عاقبت به خير شويم و در سايه ايمان به خدا زندگي خوبي داشته باشيم.يادآوري مي شود با گزارش مرد جوان، يکي از عاملان توزيع مواد مخدر در بين جوانان و نوجوانان توسط مأموران کلانتري ۱۵ مشهد دستگير شد.
 
 
------------------------------------
 
 
متهم با انگيزه تعرض به زن جوان او را به قتل رساند

قاتل منشي آموزشگاه در يك‌قدمي مرگ

شرق: مردي كه متهم است شش سال قبل منشي يك آموزشگاه را به قتل رسانده با تاييد حكم قصاص از سوي ديوان عالي ‌كشور يك قدم ديگر به مرگ نزديك شد. به گزارش خبرنگار ما، مدير يك آموزشگاه كامپيوتر در كرج 24 فروردين سال 84 به ماموران خبر داد سميه منشي جوان اين آموزشگاه كشته‌ شده‌ است. زماني كه ماموران به محل رسيدند جسد زن 24ساله ‌را ديدند كه در كف سالن آموزشگاه رها شده ‌بود. بررسي‌هاي اوليه نشان مي‌داد سميه با فردي درگير شده و احتمالا قصد مقاومت داشته اما در نهايت مغلوب شده، ضمن اينكه خراش‌هاي روي دست او نشان مي‌داد النگو و دستبند هم از دست او خارج شده ‌است. به دستور بازپرس جنايي وقت جسد به پزشكي قانوني انتقال يافت و تحقيقات آغاز شد. پليس در ابتدا خانواده سميه را مورد بازجويي قرار داد. مادر اين زن جوان گفت يك سال است دخترش ازدواج كرده و با شوهرش زندگي مي‌كند. او همچنين گفت نمي‌داند چه كسي دخترش را به قتل رسانده‌ است. با توجه به وضعيت زندگي سميه ماموران به شوهر او مظنون شدند و مدتي هم او را در بازداشت نگه‌ داشتند اما مدركي عليه اين مرد به دست نيامد. او به ماموران گفت روز حادثه در محل كارش بود و اصلا نمي‌داند چرا زنش كشته ‌شده ‌است. با توجه به اينكه مدارك موجود نشان مي‌داد اين مرد بي‌گناه است بنابراين آزاد شد. چند ماه بعد مدير آموزشگاه به ماموران گفت مردي به نام حميد كه كنار آموزشگاه زيرپله‌ دارد چندين بار در مورد سرنوشت پرونده سميه از او سوال پرسيده‌ است و به نظر مي‌رسد اين مرد چيزي مي‌داند. وقتي ماموران از حميد تحقيق كردند اين مرد منكر داشتن هرگونه اطلاعاتي در اين خصوص شد. او گفت من هيچ‌كس را نديدم و نمي‌دانم چه كسي او را كشته‌ است. حميد گفت: من هر روز صبح زير‌پله‌ام را باز مي‌كنم و سميه را هم مي‌ديدم كه وارد آموزشگاه مي‌شد اما ديگر از چيزي خبر ندارم. هرچند حميد آزاد شد، نوع رفتار و گفته‌هايش نشان مي‌داد چيزي را از ماموران پنهان مي‌كند. به همين دليل ماموران به صورت نامحسوس او را زيرنظر گرفتند و عاقبت وي بعد از چندين بار بازجويي به قتل اعتراف كرد و گفت: مدتي بود سميه را تحت نظر داشتم و مي‌دانستم او زودتر از هركس ديگري وارد آموزشگاه مي‌شود. يك ساعت بعد از سميه مدير آموزشگاه مي‌آمد و بعد هم شاگردان وارد مي‌شدند. بنابراين حدود يك ساعت سميه در آموزشگاه تنها بود. او از وقتي ازدواج كرده‌ بود ديگر به من اعتنا نداشت. من از سميه خوشم مي‌آمد. روز حادثه وارد آموزشگاه شدم. سميه از من پرسيد چه مي‌خواهي. مي‌خواستم با او رابطه داشته ‌باشم به همين دليل هم وقتي تنها بود وارد آموزشگاه شدم. سميه وقتي متوجه نيت من شد با فحاشي خواست بيرون بروم اما من ماندم. به سمت سميه حمله كردم و او آنقدر مقاومت كرد كه نتوانستم او را مورد آزار قرار دهم. اما كنترل خودم را از دست دادم و او را به زمين زدم و با كابل كامپيوتر زن جوان را خفه كردم. وقتي از مرگش مطمئن شدم جسد را همان‌جا رها كردم و هرچه پول و طلا داشت برداشتم. ماموران توانستند چند قطعه از طلاهاي سميه را در زيرپله حميد پيدا كنند و اين مرد صحنه قتل را نيز بازسازي كرد. با شكايت مطرح‌شده از سوي اولياي‌دم و صدور كيفرخواست پرونده براي محاكمه به شعبه 80 دادگاه كيفري‌ كرج فرستاده شد. مرد جوان وقتي براي دفاع از خود در برابر اتهام قتل در جايگاه حاضر شد، ادعا كرد آنچه در مورد قتل سميه گفته‌ دروغ است. حميد گفت: من را در اداره آگاهي تحت فشار قرار دادند و آنقدر من در اين اداره ماندم كه براي خلاص شدن تصميم گرفتم اعتراف دروغين كنم. اين مرد در مورد طلاهايي كه از زيرپله‌اش پيدا شده‌ است، گفت: من اين طلاها را بعد از قتل پيدا كردم. وقتي مدير آموزشگاه بيرون آمد و فرياد زد من بالا رفتم و ديدم طلا روي زمين افتاده و آن را برداشتم اما در قتل هيچ ‌نقشي نداشتم. او در مورد اينكه چطور صحنه قتل را بازسازي كرد و حرف‌هايي را زد كه با واقعيت منطبق بود، گفت: من اين حرف‌ها را زدم چون در اداره آگاهي به من القا كردند، خودم اصلا در اين‌باره چيزي نمي‌دانستم البته صحنه قتل را ديده‌ بودم اما اينكه نحوه قتل چطور بود را در اداره آگاهي متوجه شدم. دفاعيات اين مرد كارساز نبود و هيات قضات اين مرد را به قصاص محكوم كردند اما حميد و وكيل مدافعش به رأي صادره اعتراض و هيات قضات ديوان عالي كشور ايراداتي را به پرونده وارد و درخواست كردند. شاهداني كه در اين پرونده حضور داشتند نيز مورد تحقيق قرار گرفتند. با برطرف شدن ايرادات وارده يك ‌بار ديگر حميد مورد محاكمه قرار گرفت و دوباره حرف‌هاي خود را تكرار كرد اما قضات باز هم او را مجرم شناختند و به قصاص محكوم كردند. در حالي‌كه خانواده سميه به قصاص قاتل فرزندشان تاكيد مي‌كردند حميد يك‌ بار ديگر به رأي اعتراض كرد و شعبه 11 ديوان عالي كشور حكم صادره را مورد بررسي قرار داد. حميد در نامه‌اي كه به ديوان عالي كشور نوشت اعلام كرد: من مدت‌ها در اداره آگاهي بازجويي مي‌شدم و براي اينكه از آنجا بيرون بيايم اعتراف كردم، ضمن اينكه اعترافات را نوشتند و من امضا كردم و خودم چيزي ننوشتم. من هيچ ارتباطي با سميه نداشتم و بي‌گناه هستم. اين نوشته‌ها مورد قبول قضات قرار نگرفت و رأي قصاص تاييد شد. به اين ترتيب بعد از شش سال حميد براي مجازات در فهرست شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي كرج قرار گرفت
 
------------------------------------
 
 
کلاهبرداري از طريق دوستي اينترنتي با ۳۰۰۰ نفر
 
مأموران پليس فتا يک کلاهبردار اينترنتي را که در فضاي مجازي با ۳۰۰۰ نفر دوست شده بود و با بهانه هاي مختلف از بسياري از اين افراد کلاهبرداري کرده بود دستگير کردند. به گزارش خراسان فردي با مراجعه به پليس توليد و تبادل اطلاعات استان سيستان و بلوچستان با تسليم شکوائيه اي اعلام کرد که يک نفر پس از آشنايي با وي در محيط اينترنت، مبالغي را به بهانه هاي مختلف از او اخذ کرده است. در پي اين موضوع به دستور سرهنگ پارسافر رئيس پليس فتاي سيستان و بلوچستان اکيپي مأمور بررسي و تحقيق درباره اين ماجرا شد. کارآگاهان پليس پس از جست وجوهاي فني در محيط اينترنت متهم کلاهبردار را شناسايي کردند و سپس با شگردهاي پليسي پس از کشف محل فعاليت اين فرد وي را در شرکتي که مشغول به کار بود دستگير کردند و او را مورد بازجويي هاي فني و پليسي قرار دادند. نتيجه بازجويي ها مشخص کرد که متهم مذکور با استفاده از سيستم هاي رايانه و اينترنت شرکتي که در آن کار مي کرده به گشت و گذار در فضاي مجازي پرداخته و آن گاه با ورود به سايت هاي مختلف اقدام به دوست يابي اينترنتي مي کرده است. اين متهم توانسته بود با استفاده از نام جعلي با بيش از ۳۰۰۰ نفر دوست شود و از بعضي از آن ها تقاضاي کارت شارژ و پول به عنوان قرض کند، همچنين وي از برخي افرادي که با آن ها طرح دوستي ريخته بود، مبالغي را کلاهبرداري کرده بود. اين گزارش حاکي است که متهم پس از تشکيل پرونده به منظور محاکمه به مراجع قضايي معرفي شد. پليس فتاي ناجا اعلام کرد: يکي از روش هاي کلاهبرداري اينترنتي، چت کردن و شرکت در سايت هاي دوست يابي است. در اين روش فرد کلاهبردار پس از برقراري ارتباط و جلب اطمينان قرباني خود با ترفندهاي مختلف از او کلاهبرداري مي کند، لذا تمامي کاربران فضاي مجازي از ورود به چنين سايت هايي که چه بسا در سيستم ساماندهي سايت هاي اينترنتي ثبت نشده است، جدا خودداري کنند.
 
-----------------------------------------
 

موتورسواراني که با پاشيدن افشانه از شهروندان سرقت مي کردند، به دام افتادند
۳ جوان موتور سوار که با پاشيدن افشانه به صورت شهروندان از آنان سرقت مي کردند با وظيفه شناسي شهروندان به دام افتادند.به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس خراسان رضوي، فرمانده انتظامي مشهد گفت: از چندي قبل گزارش هايي مبني بر ارتکاب سرقت هاي خياباني با استفاده از پاشيدن افشانه به صورت شهروندان توسط ۳ موتور سوار در سيستم ۱۱۰ به ثبت رسيد.سرهنگ کريمي افزود: با توجه به حساسيت موضوع گروه هاي گشت و کنترل پليس مشهد مأموريت يافتند تا با انجام گشت هاي نامحسوس عاملان اين سرقت ها را به دام بيندازند.پليس با همکاري شهروندان وظيفه شناس مشهد اين ۳ سارق موتورسوار را در محدوده خيابان خرمشهر مشهد به دام انداخت.متهمان که ۱۷، ۱۸ و ۱۹ ساله هستند در تحقيقات اوليه پرونده اعتراف کردند که به بهانه پرسيدن نشاني خيابان ها به طعمه هاي خود نزديک و پس از اقدام به پاشيدن افشانه به سر و صورت آنان مرتکب سرقت از اين افراد مي شدند.
 
----------------------------------------
 

تخريب عابربانك به قصد سرقت

 رييس كلانتري 121 سليمانيه از دستگيري سارقي كه با كلنگ اقدام به تخريب يك دستگاه خودپرداز بانك كرده و قصد سرقت از آن را داشته است، خبر داد.
سرهنگ ولي‌الله ياخچي بيگلو گفت: با اعلام پيامي از طريق اپراتور 110 پليس مبني بر تخريب يك دستگاه خودپرداز بانك در خيابان پرستار، يكي از واحدهاي گشتي به محل اعزام و بعد از تائيد موضوع تحقيقات براي شناسايي و دستگيري متهم آغاز شد.
وي با بيان اينكه در بررسي‌ها مشخص شد كه دستگاه خودپرداز به وسيله كلنگ و تسمه‌هاي نواري تخريب شده است، افزود: ماموران با بررسي دوربين مداربسته بانك دريافتند كه فردي با كاپشن مشكي و شلوار رنگ روشن و پيراهن سفيد در حال تخريب دستگاه است و از آنجا كه ساختماني نيمه‌ساز در همان محل وجود داشت، ماموران آنجا را مورد بازرسي قرار داده كه در بررسي نه تنها يك كلنگ و دو تسمه مورد استفاده سارق كشف شد بلكه لباس‌هايي كه زمان سرقت بر تن سارق بود نيز در محل كشف شد.
سرهنگ ياخچي بيگلو تصريح كرد: از آنجا كه احتمال مي‌رفت سارق در همان محل مخفي شده باشد اين محل مورد بازرسي قرار گرفت و از چهار كارگري كه در آنجا حضور داشتند بازجويي به عمل آمد و سرانجام ماموران با امتحان البسه مذكور به تن كارگران ساختمان نيمه‌كاره متوجه شدند كه يكي از آنان با تصور سارق درون فيلم ضبط شده مطابقت دارد كه وي را دستگير و براي بازجويي به كلانتري منتقل كردند.
وي با بيان اينكه متهم كه «سمير» نام دارد در تحقيقات به جرم خود اعتراف كرد، افزود: متهم به عنوان كارگر ساختماني در محل حادثه مشغول كار بوده و مشاهده مراجعه شهروندان به بانك او را براي سرقت پول زياد از عابربانك وسوسه كرده و اقدام به سرقت از خودپرداز كرده است.
رييس كلانتري 121 سليمانيه با اشاره به اين موضوع كه متهم پس از اعتراف براي تحقيقات پيرامون سرقت‌هاي احتمالي ديگر به اداره آگاهي منتقل شد، گفت: در بررسي‌ها مشخص شد كه وجه نقدي از خودپرداز بانك سرقت نشده است و در حال حاضر متهم به اداره آگاهي منتقل شده است. (ايسنا)
 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: