کد خبر:۵۸۹۱
تاریخ انتشار: ۲۶ آبان ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۱
تعداد بازدید: 2514
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
کلاهبرداري ميليوني خواستگار قلابي در چت روم
خواستگاري از دختران ساده لوح در چت روم ترفندي بود که جواني شياد از آن براي کلاهبرداري ميليوني از چندين دختر جوان استفاده کرد.
کلاهبرداري ميليوني خواستگار قلابي در چت روم

محمد جعفري- خواستگاري از دختران ساده لوح در چت روم ترفندي بود که جواني شياد از آن براي کلاهبرداري ميليوني از چندين دختر جوان استفاده کرد.

به گزارش خراسان، تحقيقات پليس در اين باره زماني آغاز شد که دختر جواني به دادسراي رسيدگي به جرايم رايانه اي تهران رفت و گفت خواستگارش از او کلاهبرداري کرده و متواري شده است.
شاکي در اين باره گفت: من اوقات فراغتم را در چت روم ها مي گذرانم و با دوستانم چت مي کنم. مدتي قبل با پيام پسري ناشناس رو به رو شدم که نسبت به من ابراز علاقه کرده بود. ابتدا فکر کردم يکي از دوستانم مي خواهد با من شوخي کند اما وقتي با فرستنده پيام چت کردم فهميدم شوخي در کار نيست. اين جوان خودش را حميد معرفي کرد و بدون اين که من را ديده باشد گفت دلبسته ام شده است.
حرف هاي او جدي به نظر مي رسيد و من که دنبال يک سرگرمي بودم به پيام هايش پاسخ مي دادم. به اين ترتيب دوستي اينترنتي من و حميد ادامه يافت. يک ماه بعد از شروع آشنايي مان وقتي به خودم آمدم فهميدم به حميد وابسته شده ام و اگر يک روز با او چت نکنم حال و روز خوشي ندارم. به همين دليل رابطه مان نزديک تر شد و چند مرتبه يکديگر را در يکي از پارک هاي شمال شهر ملاقات کرديم. حميد همان مرد ايده آلم بود که ناخواسته او را پيدا کرده بودم. حميد از من خواستگاري کرد و گفت اگر به او جواب مثبت بدهم خوشبختم مي کند. من هم که شيفته اش شده بودم خواسته اش را پذيرفتم و بدون اين که کسي از رابطه ما باخبر باشد به او قول ازدواج دادم.
دختر جوان ادامه داد: از آن روز به بعد رابطه ما نزديک تر شد و من اعتماد زيادي نسبت به حميد پيدا کردم تا اين که يک روز حميد با من تماس گرفت و گفت به دليل مشکلي که برايش پيش  آمده به ۴ ميليون تومان پول نياز دارد. او گفت برادرش تصادف کرده و در بيمارستان بستري است و چند روز بعد اين پول را به من پس مي دهد. من خيلي فوري اين پول را به شماره حسابي که اعلام کرده بود واريز کردم. فرداي آن روز با حميد تماس گرفتم تا حال برادرش را بپرسم اما او تلفنش را جواب نداد. اين در حالي بود که او مثل هميشه در چت روم بود. وقتي با حميد چت کردم او با حالت تمسخر گفت فريبم داده است و ديگر دستم به پولم نمي رسد. آن زمان بود که فهميدم در اين مدت در دام او گرفتار شده بودم و ماجراي خواستگاري فقط ترفندي براي کلاهبرداري از من بود.
اين دختر، تنها کسي نبود که با اين ترفند از او کلاهبرداري شده بود چرا که در روزهاي بعد چند دختر جوان ديگر نيز با طرح شکايت هاي جداگانه اعلام کردند طعمه يک خواستگار قلابي شده اند.
شواهد نشان مي داد متهم به بهانه هاي گوناگون از هر يک از شاکيان مبلغي بين يک تا ۶ ميليون تومان کلاهبرداري کرده است. در حالي که تعداد مالباختگان به ۹ نفر رسيده بود تلاش هاي افسران پليس فتا براي شناسايي خواستگار قلابي آغاز شد.
مهم ترين راهي که کارآگاهان مي توانستند به وسيله آن جوان شياد را شناسايي کنند تحقيقات سايبري بود. از اين رو افسران فتا به کمين متهم نشستند. در حالي که به گفته شاکيان متهم پيش از اين به طور دائم در اينترنت حضور داشت با آغاز تجسس ها ديگر خبري از او در فضاي مجازي نبود. با اين حال ماموران حتم داشتند او بار ديگر در چت روم حاضر مي شود به همين دليل تلاش ها ادامه يافت تا اين که سرانجام تحقيقات با رديابي و دستگيري متهم به ثمر نشست و ماموران حميد را در مخفيگاهش دستگير کردند.
متهم در بازجويي هاي مقدماتي اتهامش را پذيرفت و گفت تاکنون با خواستگاري از دختران زودباور مبلغي در حدود ۴۰ ميليون تومان کلاهبرداري کرده است.
بر پايه اين گزارش، هم اکنون خواستگار قلابي در بازداشت به سر مي برد و تحقيقات براي افشاي ساير جرايم احتمالي وي ادامه دارد.
 
------------------------------------
 
 
110 سكه طلا براي 30 سال زندگي

 زن ميانسال كه 30 سال پيش با مهريه يك جلد قرآن و 5 سكه طلا به خانه بخت رفته بود، از دادگاه درخواست كرد مهريه‌اي مناسب برايش تعيين كند.
به گزارش خبرنگار ما، رسيدگي به اين پرونده با شكايت زن 45 ساله‌اي در شعبه 276 دادگاه خانواده تهران آغاز شد. وي در مورد خواسته‌اش به قاضي پرونده گفت: پدرم بازرگان و كارخانه‌دار بود و 30 سال پيش مرا علي‌رغم ميل باطني‌ام پاي سفره عقد نشاند و با مهريه يك جلد كلام‌الله مجيد و 5 سكه طلا مرا به ازدواج «پرويز» درآورد. درواقع شوهرم داماد سرخانه بود و با كمك پدرم به تجارت رو آورد اما در اين كار موفق نشد و به دليل بدهي زياد، با شكايت طلبكارانش به زندان و جريمه محكوم شد اما قبل از بازداشت به ايتاليا فرار كرد. شوهرم از هفت سال پيش نشاني خود را به كسي اعلام نكرده تا امكان مكاتبه و ارتباط با او فراهم نشود. در اين سال‌ها نيز نفقه‌اي به من و فرزندانش نداده است. بنابراين تقاضا دارم برايم مهرالمثل تعيين شود.
قاضي پرونده پس از شنيدن اظهارات شاكي دستور چاپ آگهي در روزنامه‌هاي كثيرالانتشار را صادر كرد تا شوهر از موضوع شكايت همسرش و زمان رسيدگي به پرونده آگاه شود.
جلسه دادرسي در غياب شوهر برگزار شد و قاضي از كارشناس رسمي دادگستري خواست با درنظرگرفتن شرايط ازدواج و مهريه‌هاي معمول در 30 سال قبل، مهرالمثل زن را تعيين كند. با دريافت نظريه كارشناسي قضايي، براي شاكي 110 سكه طلا درنظر گرفته و شوهر به طور غيابي محكوم به پرداخت آن شد.
با گذشت 7 ماه از اين موضوع، مرد 52 ساله‌اي به دادگاه خانواده تهران مراجعه و تقاضاي واخواهي نسبت به حكم غيابي كرد.
وي گفت: طبق اسناد و مدارك موجود در اداره گذرنامه، 6 سال پيش به مدت 7 ماه براي پيگيري كارهاي تجاري‌ام به خارج سفر كردم. در آن ايام همسرم نشاني اقامتگاهم در ايتاليا را مي‌دانست و با هم تلفني در تماس بوديم.
حتي با يك شركت ايراني كه داد و ستد داشتيم، هماهنگ كردم تا 8 ميليون تومان طلبم را براي خرج زندگي به همسرم بدهند اما «سپيده» در كمال حيرت از دريافت پول خودداري كرد و نمي‌دانستم اين رفتار، زمينه‌اي است تا مرا به نپرداختن نفقه محكوم كند.
چند ماه بعد وقتي به كشور برگشتم متوجه شدم يكي از مشتريانم، كه با او مشكل كاري داشتم به دليل اختلاف حساب از من شكايت كرده است اما توانستم پس از مدتي رضايت او را بگيرم. بنابراين ادعاهاي همسرم، بي‌اساس است و او با طرح اين اظهارات قصد دارد مرا بدهكار و ممنوع‌الخروج كند.
وي در ادامه گفت: وقتي به خواستگاري «سپيده» رفتم، پدرزنم مهريه دخترش را يك جلد قرآن و 5 سكه طلا تعيين كرد كه همان لحظه در دفترخانه تحويل عروس دادم و صورتجلسه‌اي هم تنظيم شد بنابراين هيچ بدهي بابت مهريه ندارم و تعيين مهرالمثل، خلاف است.
قاضي پرونده، درخواست واخواهي مرد را نپذيرفت و تقاضاي او را رد كرد. با اعتراض «پرويز» به رأي دادگاه، قاضي «محمدحسن زرگري» -رئيس- و «عارفه مدني» - مستشار- شعبه 47 دادگاه تجديدنظر استان تهران بارديگر پرونده را مورد رسيدگي قرار دادند اما تعيين مهرالمثل را كاملاً براساس موازين قانوني دانستند و آن را تأييد كردند
 
--------------------------------------
 
 
دستگيري مرد آمريکايي به جرم کشتن و خوردن گربه
 
مرد آمريکايي که پس از کشتن گربه اقدام به خوردن آن کرده بود توسط پليس ايالت کاليفرنيا دستگير شد. به گزارش ايسنا، اين مرد که به موادمخدر اعتياد داشته است پس از کشتن اين گربه نسبت به خوردن آن اقدام کرده بود.
پليس در بازرسي که از خانه اين مرد 38 ساله داشت، همچنين مقدار زيادي موادمخدر و اسکلت 500 خروس را پيدا کرد. «هنري آرنيبال» در بازجويي ها، به پليس گفت: دو روزگذشته اين گربه پنج تا از خروس‌هايم را کشته است و من نيز با اسلحه به او شليک کردم و اين گربه را کشتم. به گزارش يونايتدپرس، خوردن گوشت گربه خلاف قانون نيست اما پليس اين مرد را به دليل نداشتن مجوز شکار مجرم شناخته است.
 
---------------------------------------
 
 
خيانت!

زندگي ام را مفت و مجاني از دست دادم و تا به خودم آمدم متوجه شدم همسرم به من و فرزندمان خيانت کرده است و با کسي که با من ادعاي رفاقت و دوستي داشت رابطه مخفيانه دارد.

مرد جوان با چشماني اشک بار در دايره اجتماعي کلانتري ۱۸ مشهد افزود: ۴ سال قبل به اصرار پدر و مادرم با دختر خاله ام که ۱۵ ساله بود ازدواج کردم. ما ۱۶ سال تفاوت سني داشتيم و من تا قبل از ازدواج «ندا» را به چشم يک بچه نگاه مي کردم اما چه کنم که به اصرار مادرم مجبور به اين ازدواج شدم. من و ندا زندگي مشترک خودمان را خيلي زود آغاز کرديم و مادرم مي گفت مي خواهم دختر خواهرم را آن طور که دوست داريم تربيت کنيم. ولي ما از همان روز اول با هم مشکل داشتيم و حرکات و رفتار همسرم نشان مي داد که او کودکي بي تجربه است و آمادگي تشکيل زندگي زناشويي را ندارد.

من در شرايط بسيار سختي قرار گرفته بودم و هرچه درباره مشکلات زندگي و برخوردهاي بچه گانه ندا با خانواده ام درد دل مي کردم هيچ کس به حرف هايم توجهي نشان نمي داد و پدر و مادرم مي گفتند چون تو و همسرت فاميل هستيد بايد آبرو داري کني آن ها معتقد بودند که برگ برنده در دست ما قرار دارد چون عروسمان سن و سال کمي دارد و نمي تواند برايمان ابراز وجود و اظهارنظر کند.

مرد جوان آهي کشيد و گفت: من هرچه سعي کردم نتوانستم زندگي با زني را که با کوچک ترين حرفي قهر مي کرد و به خانه پدرش مي رفت و تمام وقتش به پيامک بازي با دوستان دوران مدرسه اش سپري مي شد تحمل کنم و دنبال راه و چاره اي مي گشتم که به پيشنهاد مادرم بچه دار شديم.

تصور ما اين بود که وجود يک فرزند مي تواند احساس مسئوليت را در «ندا» زنده کند اما اين کار اشتباه بزرگي بود چرا که همسرم پس از تولد فرزندمان به دليل کم تجربگي و بي حوصلگي در بزرگ کردن طفل بي گناه بهانه خوبي به دست آورده بود و مدام به خانه مادرش مي رفت و در واقع خاله ام بچه ام را تر و خشک مي کرد. در اين شرايط من و همسرم روز به روز از هم فاصله گرفتيم و در اثر اين غفلت تا به خودم آمدم فهميدم که او با يکي از دوستان قديمي ام که ادعاي رفاقت و معرفت مي کند رابطه مخفيانه برقرار کرده است و...!

«حميد نجات» دکتراي روان شناسي و مشاور خانواده در اين باره معتقد است: زندگي صحنه آزمايش و خطا نيست بلکه بايد از تجربه ها و تخصص ها بهترين بهره را برد. منبع: خراسان
 
--------------------------------------------
 
 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
MALAYSIA
|
۲۳:۲۰ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۶
0
0
خیلی مقاله هاتون, زرد و جهت داره ! مثلا تیتر زدین! "خواستگار قلابي در چت روم"!!!؟؟
چت یک وسیله است برا آشنایی, موقع آشنایی چشم باید باز باشه ! به نفس چت چه ربطی داره آخه؟ مگه اینهمه آدم ازدواج سنتی کردن , خوشبخت شدن الان؟
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: