کد خبر:۵۸۴۲
تاریخ انتشار: ۱۷ آبان ۱۳۹۰ - ۰۸:۲۹
تعداد بازدید: 2945
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
قتل دو دختر خردسال توسط پدران معتاد به شيشه
يكي از متهمان تصور مي‌كرد فرزند شش ساله‌اش حاصل رابطه نامشروع است و متهم ديگر دچار اين توهم شده بود كه دختر چهارساله‌اش شيطان است و اگر او را نكشد خودش از بين خواهد رفت

اعتياد به ماده‌مخدر شيشه سبب شد دو مرد در جنايت‌هاي جنون‌آميز دختران خردسال خود را به قتل برسانند. يكي از متهمان تصور مي‌كرد فرزند شش ساله‌اش حاصل رابطه نامشروع است و متهم ديگر دچار اين توهم شده بود كه دختر چهارساله‌اش شيطان است و اگر او را نكشد خودش از بين خواهد رفت.
سفري براي جنايت
ساعت10:50دقيقه روز پنجشنبه هفته گذشته، مردي كارگر كه از بيابان‌هاي اطراف اراك مي‌گذشت، صحنه فجيعي را ديد. او مردي را مشاهده كرد كه در حال دفن جسد يك كودك بود؛ مرد ناشناس بعد از آنكه مقداري خاك روي جنازه ريخت سوار يك خودرو پيكان شد تا محل را ترك كند. كارگر جوان بلافاصله با مركز فوريت‌هاي پليسي 110 تماس گرفت و ضمن توضيح ماجرا، مشخصات پيكان را نيز به ماموران داد. دقايقي بعد خودرو موردنظر در 40كيلومتري جاده قم - اراك متوقف شد و راننده آن‌كه مردي 35ساله به‌نام جواد است، بازداشت شد. سپس ماموران همراه جواد به محل دفن جنازه رفتند و با كندن زمين پيكر بي‌جان دختري شش‌ساله را از زير خاك بيرون كشيدند. اين‌گونه بود كه جواد به اتهام قتل تحت بازجويي قرار گرفت او مقتول را فرزند خودش معرفي كرد و گفت: «ريحانه حاصل ارتباط نامشروع همسرم با مرد ديگري است به همين دليل هم او را كشتم.»
ماموران بعد از شنيدن اين ادعا براي پي‌بردن به جزييات بيشتر از قتل به بازرسي پيكان متهم پرداختند و مقداري ماده محرك شيشه را كشف كردند و دريافتند اين فرد در پي توهم حاصل از مصرف موادمخدر دختر خود را كشته است.
به اين ترتيب، جواد يك‌بار ديگر تحت بازجويي قرار گرفت. او در اعترافاتش گفت: «من ساكن تهران هستم. از چندي قبل براي كشتن دخترم برنامه‌ريزي كرده بودم اما نمي‌خواستم اين كار را در خانه و محله خودمان انجام دهم به همين دليل دخترم را به بهانه مسافرت و رفتن به بروجرد با خودم همراه كردم. وقتي به منطقه‌اي بياباني در نزديكي اراك رسيديم، ديدم شرايط براي اجراي نقشه‌ام مساعد است به همين دليل دخترم را از ماشين پياده كردم و با يك چاقو گلويش را بريدم بعد با سنگ چند ضربه به سرش زدم وقتي او جان باخت جسد را دفن و فرار كردم.»
اين متهم اكنون در بازداشت به‌سر مي‌برد و تحقيقات از وي ادامه دارد. در همين حال، بازپرس جنايي كرج در حال تحقيق درباره قتل دختر چهارساله‌اي‌ است كه به دست پدرش به كام مرگ كشانده شده است.
ماموران پليس مشكين‌شهر كرج هفته‌ پيش جنازه دختري را در ميان نخاله‌هاي ساختماني پيدا كردند مقتول هيچ مدرك هويتي همراه نداشت و ناشناس بود اما ساعاتي بعد زني با مراجعه به پليس آگاهي از ناپديدشدن فرزندش خبر داد و مشخصاتي را ارايه كرد كه با جنازه پيدا شده، همخواني داشت، به اين ترتيب، نام قرباني فاش شد و ماموران فهميدند اين كودك همراه پدر معتادش از خانه خارج شده بود از آنجا كه احتمال داشت قتل توسط مرد شيشه‌اي اتفاق افتاده باشد وي تحت تعقيب قرار گرفت اما او چند روزي را فراري بود تا اينكه در يكي از پارك‌هاي شهر شناسايي و دستگير شد. متهم در بازجويي‌ها ضمن اعتراف به كشتن دخترش گفت: «از شش‌ماه قبل به شيشه اعتياد پيدا كردم بعد از آن هميشه با همسرم اختلاف داشتم و چند بار او و دخترم را كتك زدم. ديگر علاقه‌اي به آنها نداشتم و از سويي دچار توهم هم شده بودم صدايي به من مي‌گفت دخترم شيطان است و اگر او را نكشم خودم كشته مي‌شوم به همين دليل نقشه قتل را كشيدم و روز حادثه وقتي همسرم خانه نبود دخترم را به بهانه خريدن بستني از خانه بيرون بردم و در يك ساختمان نيمه‌كاره او را به باد كتك گرفتم و آنقدر مشت و لگد زدم تا از حال رفت بعد گلويش را فشار دادم و او را خفه كردم.»
بنابراين، گزارش پرونده اين جنايت اكنون در دادسرا در حال رسيدگي است. 

-----------------------------------
 

زن جوان قرباني سوءظن شوهر
 
مرد جنايتكار كه به خاطر سوءظن شديد، همسرش را به قتل رسانده بود، هنگام فرار از خانه دستگير شد. به گزارش خبرنگار ما، شامگاه پنجشنبه 12 آبان خبر مرگ مشكوك زن 45 ساله‌اي در يكي از بيمارستان‌هاي شيراز به كارآگاهان پليس آگاهي اعلام شد. مأموران پس از حضور در بيمارستان، دريافتند مقتول دقايقي قبل در حالي كه جان باخته بود، از سوي امدادگران اورژانس به بيمارستان منتقل شده است. بررسي پزشكان حاكي از آن بود «ناهيد» بر اثر اصابت ضربه كارد به كمرش جان باخته است. كارآگاهان سپس به تحقيق از امدادگران اورژانس پرداخته كه آنها اعلام كردند: حدود ساعت 8 شب مردي با مركز فوريت‌هاي پزشكي تماس گرفت و تقاضاي كمك كرد. بنابراين بلافاصله راهي محل مورد نظر شده و مصدوم را به بيمارستان انتقال داديم اما زن ميانسال به علت شدت خونريزي، بين راه جان سپرد. تيم جنايي در ادامه راهي محل حادثه شده و بلافاصله همسر مقتول را هنگامي كه با يك چمدان قصد فرار داشت، دستگير كردند. متهم پس از انتقال به اداره آگاهي، لب به اعتراف گشود و گفت: از مدتي قبل با همسرم اختلاف داشتم. تصور مي‌كردم او ديگر علاقه‌اي به من و زندگي‌مان ندارد و خيانت كرده است. اين موضوع بشدت آزارم مي‌داد. به همين خاطر تنها راه رهايي از عذاب روحي را كشتن همسرم ديدم. شب حادثه نيز دوباره با هم درگير شده و در يك لحظه كنترلم را از دست داده و با كارد ضربه‌اي به كمرش زدم. پس از آن دچار عذاب وجدان شده و با اورژانس تماس گرفتم. بعد هم قصد فرار داشتم كه دستگير شدم. مرد جنايتكار پس از اعتراف به قتل همسرش، با قرار قانوني روانه زندان شد.
 
 
--------------------------------------
 
 
فروش بنزين با كارت سوخت‌هاي سرقتي

شگرد يك سارق سابقه‌دار كه اقدام به فروش بنزين با كارت‌هاي سوخت سرقتي مي‌كرد، لو رفت و اين فرد دستگير شد.
به گزارش خبرنگار ما، ماموران كلانتري تهرانسر چند روز قبل از طريق مركز فوريت‌هاي پليسي 110 اطلاع پيدا كردند، كاركنان يك پمپ‌بنزين، فردي را به اتهام سرقت كارت‌هاي سوخت و فروش بنزين دستگير كرده‌اند. متهم وقتي به پليس تحويل داده شد، در اختيار پايگاه پنجم پليس آگاهي تهران قرار گرفت. اين مرد كه خودش را «حسن- پ» معرفي مي‌كرد در بازجويي‌ها مدعي شد بي‌گناه است، اما كارآگاهان با بررسي سوابق اين فرد و بهره‌گيري از بانك اطلاعات مجرمان سابقه‌دار اطمينان پيدا كردند اين متهم از مجرمان سابقه‌داري است كه پيش از اين هشت‌بار به دليل جرايم مختلف دستگير شده و نام واقعي‌اش «حسن. ژ» است. كارآگاهان در ادامه با رديابي تعداد زيادي از كارت‌هاي سوخت به دست آمده از متهم 24ساله موفق به شناسايي تعدادي از مالباختگان شدند. چند نفر از اين افراد كه از ماجرا خبر نداشتند، ابتدا به ماموران گفتند هيچ سرقتي از آنها صورت نگرفته اما وقتي كارت‌شان را بررسي كردند فهميدند كارت‌سوخت‌شان در پمپ‌بنزين با كارت‌هاي سوخت متعلق به افراد ديگر تعويض شده است به همين خاطر براي طرح شكايت به پليس آگاهي رفتند. در اين مرحله بود كه مشخص شد سارق براي اينكه جلب توجه نكند كارت‌هاي سوخت طعمه‌هايش را با كارت‌هاي ابطال شده تعويض مي‌كرده و رانندگان متوجه اين موضوع نمي‌شدند. همچنين فاش شد كارت‌هايي كه متهم در اختيار طعمه‌هايش قرار مي‌داد كارت‌هاي مسروقه‌اي بود كه توسط مالكان ابطال شده بود مشخص شد كه تمام اين كارت‌ها داراي سابقه سرقت و مفقودي بوده و صاحبان آنها پس از اطلاع از موضوع، اقدام به ابطال كارت‌هاي سوخت خود كرده‌اند. تعدادي از اين مالباختگان ضمن شناسايي متهم در اظهارات خود مدعي شدند: «زماني كه براي خريد سوخت به پمپ‌بنزين مراجعه كرده بوديم گمان مي‌كرديم اين فرد (در حالي كه يك دسته پول را در دست خود قرار داده بود) از كاركنان پايانه است و به همين علت پس از زدن بنزين، پول را به او تحويل مي‌داديم و او نيز قبل از آنكه خودمان اقدام به برداشتن كارت سوخت كنيم آن را تحويل مي‌داد.» در نهايت حسن كه دست خودش را رو شده مي‌ديد به سرقت و فروش بنزين با استفاده از كارت‌هاي مسروقه اعتراف كرد و درباره شگردش براي دزدي گفت: با شناسايي راننده خودروهايي كه در داخل ماشين نشسته و كارت سوخت را به متصدي جايگاه مي‌دادند تا برايشان سوخت بزنند، پس از گرفتن كارت و رمز، برايشان بنزين مي‌زدم و در لحظه گرفتن پول و تحويل دادن كارت به راننده، كارت سوخت را با كارت سوخت مشابه ديگري كه به همين شيوه سرقت كرده و تمام سهميه بنزين داخل آن را به قيمت 700 تومان فروخته بودم، تعويض مي‌كردم و پس از آن به سرعت از پمپ بنزين خارج مي‌شدم.»سرهنگ علي‌اكبر اسدي، رييس پايگاه پنجم پليس آگاهي تهران با تاييد اين خبر گفت: با توجه به شيوه و شگرد متهم در ارتكاب سرقت و فروش غيرقانوني سوخت و با شناسايي تعدادي از مالباختگاني كه به اين شيوه مورد سرقت كارت سوخت خودرو قرار گرفته‌اند، شناسايي ديگر سامانه‌هاي فروش سوخت محل ارتكاب سرقت‌ها و مالباختگان احتمالي در دستور كار كارآگاهان قرار گرفته است.
 
---------------------------------------
 
 
ازدواج با زن خلافکار!

مرد جوان در دايره اجتماعي کلانتري سناباد مشهد افزود: مشکل من از روزي شروع شد که دختري جوان براي خريد به مغازه ام آمد و نگاهم به چشمانش گره خورد. او چند روز پشت سر هم به مغازه ام آمد و من که شيفته تيپ و ظاهرش شده بودم فضولي ام گل کرد و پرسيدم: شما تازه به اين محل آمده ايد؟ «گيتي» در پاسخ به اين سوال لبخندي زد و جواب داد: بله، ما اهل کرج هستيم و چون برادرم و خانواده اش تازه به مشهد آمده اند من همراه آن ها آمده ام تا مدتي در کنارشان بمانم و احساس تنهايي نکنند. آن روز از گيتي خواستم تا اگر کاري داشت حتما مرا در جريان بگذارد و به اين ترتيب بود که ارتباط عاطفي بين من و اين دختر غريبه برقرار شد. مرد جوان افزود: از آن جا که مي دانستم يکي از آرزوهاي مادرم اين است که دامادي ام را ببيند موضوع را به او اطلاع دادم و با عجله از خانواده ام خواستم به خواستگاري گيتي بروند. پدر و مادرم نيز با خوشحالي دست به کار شدند تا مرا داماد کنند اما آن ها در اولين جلسه ديدار با برادر گيتي و خانواده اش مخالفت شديد خود را با اين ازدواج اعلام کردند. اين مسئله باعث اختلاف شديد و جرو بحث بزرگي در زندگي ما شد تا جايي که احترام پدرم را زير پا گذاشتم و مغازه را به او تحويل دادم و گفتم فکر کنيد چنين پسري نداريد. ۲ ماه گذشت و من در اين مدت به خانه خاله ام رفتم و ارتباط خودم را با گيتي ادامه دادم اما او به شهر خودشان برگشت و چون اميدي به حمايت خانواده ام براي اين ازدواج نداشتم يکه و تنها راهي کرج شدم و دختر مورد علاقه ام را از خانواده اش خواستگاري کردم. انگار کور شده بودم و واقعا عقلم کار نمي کرد چون بدون تحقيقات تن به ازدواج احساسي دادم و حتي براي خانواده ام پيغام فرستادم که من ازدواج کرده ام و ديدار ما به قيامت باشد. حدود يک ماه از ازدواجم نگذشته بود که تازه فهميدم چه غلطي کرده ام چون همسرم از طايفه فيوج است و خانواده اش همگي دزد و کلاهبردار مي باشند. گيتي خودش نيز جيب بري مي کند و درخانواده آن ها که ظاهر گول زننده اي دارند يک آدم درست و حسابي پيدا نمي شود. من که از کرده خودم پشيمان شده بودم از گيتي خواستم دست از کارهايش بردارد ولي او و برادرانش با قمه و شمشير تهديدم کردند که اگر يک کلمه حرف بزنم زنده نخواهم ماند. حدود دو هفته ديگر هم به هر شکلي که بود تحمل کردم تا اين که از خانه فرار کردم و به مشهد آمدم. از اين جا به مادرم زنگ زدم و او با گريه گفت: عروسم را به خانه بياور تا هديه اي که پدرت برايش خريده را تقديم بکنيم. خجالت مي کشم به خانه بروم و مي خواهم همسري که ۵۰۰ سکه طلا برايش مهريه نوشته ام را طلاق بدهم. منبع: خراسان

 
 
--------------------------------------

نقشه زن هنرپيشه براي كلاهبرداري از مردم
 
 بازيگر زن سريال تلويزيوني كه با عناوين جعلي وكيل دادگستري و مدير مراكز خيريه ميليون‌ها تومان از مردم كلاهبرداري كرده بود به دام مأموران افتاد.
به گزارش خبرنگار ايران‌ نخستين شكايت از اين زن – 40 ساله – اوايل خرداد امسال از سوي مردي ميانسال در كلانتري 113 بازار در دستور كار پليس قرار گرفت. مالباخته به مأموران گفت: چندي قبل با زن ميانسالي كه خود را مدير يك مركز خيريه معرفي مي‌كرد آشنا شدم. او به بهانه‌هاي مختلف از جمله دريافت نذورات حدود 2 ميليون تومان از من گرفت و ناپديد شد. در ادامه تحقيقات پرونده براي رسيدگي به پايگاه هفتم پليس آگاهي فرستاده و با شروع تحقيقات مشخص شد دو مالباخته ديگر نيز به اتهام كلاهبرداري از اين زن شكايت كرده‌اند و زن شياد با معرفي خود به عنوان دكتراي حقوق و وكيل پايه يك دادگستري ميليون‌ها تومان از آنها كلاهبرداري كرده است. بدين‌ترتيب با چهره‌نگاري متهم و رديابي‌هاي تخصصي مخفيگاه وي شناسايي و در عمليات غافلگيرانه دستگير شد. پس از بازجويي‌ از متهم مشخص شد وي ايراني نبوده و نام اصلي‌اش «اخلاص» است كه چندي قبل نيز در يكي از سريال‌هاي تلويزيوني ايفاي نقش كرده بود. سرهنگ كارآگاه علي غياثوند – رئيس پايگاه هفتم پليس آگاهي تهران – با اعلام اين خبر گفت: متهم در بازجويي‌ ضمن اعتراف به ده‌ها فقره كلاهبرداري مدعي شد طعمه‌هايش را از ميان افراد كم‌سواد و ساده‌دل انتخاب كرده و انگيزه‌اش از اين كار كسب درآمد براي گذراندن زندگي بوده چرا كه پس از جدايي از همسرش دچار مشكلات شديد مالي شده بود. در حال حاضر نيز 12 تن از مالباختگان، متهم را شناسايي كرده‌اند و افرادي كه قرباني كلاهبرداري‌هاي اين زن بازيگر شده‌اند مي‌توانند براي شناسايي متهم و پيگيري شكايت خود به پايگاه هفتم پليس آگاهي واقع در ميدان 15 خرداد مراجعه كنند.
 
 
---------------------------------------

قرباني اسيدپاشي با تلاش گروه جويندگان عاطفه روزنامه و مردم نيكوكار به آرزويش رسيد

زيارت امام هشتم با چشم‌هاي باراني

داريوش آرمان ـ فرناز قلعه دار
طاهره بهرامي زن جوان همداني كه 18 ماه قبل از سوي زن خيانتكاري كه با شوهرش ارتباط پنهاني داشت هدف اسيدپاشي قرار گرفته و چشمانش را از دست داده با كمك گروه جويندگان عاطفه روزنامه و مردم نيكوكار، همراه خانواده و دختر كوچولويش به زيارت بارگاه ملكوتي امام رضا(ع) رفت و به آرزوي ديرينه‌اش رسيد.
طاهره در يك گفت‌وگوي تلفني با چشمان اشكبار از مقابل صحن مطهر امام هشتم به خبرنگار ما گفت: در تمام سال‌هاي زندگي‌ام حسرت به دل زيارت امام رضا(ع) بودم اما افسوس زماني به پابوس حرم مطهر ياور مظلومان، بي‌پناهان و دردمندان آمدم كه چشمانم نمي‌بيند. اما باز هم خوشحالم كه توفيق اين زيارت نصيبم شد. حالا هم از گروه جويندگان عاطفه روزنامه و مردم مهربان و نيكوكار كشور عزيزم بسيار سپاسگزارم كه در سخت‌ترين شرايط زندگي دست خواهر بي‌پناه‌شان را گرفتند و من و دختر كوچولويم را تنها نگذاشتند. و براي همه آنها در بارگاه مقدس امام رضا(ع) دعا مي‌كنم. ضمن اينكه از خوشحالي در پوستم نمي‌گنجم چراكه در كوتاهترين زمان ممكن به آرزوي ديرينه‌ام رسيده‌ام.
«نمي‌داني چقدر در آرزوي سفر به حرم پاك و كبريايي‌ات بودم اما هرگز تصور نمي‌كردم روزي به پابوست بيايم كه چشمانم سويي براي ديدن بارگاه ملكوتي‌ات نداشته باشد. اما به راستي كه ديدن اين همه شكوه، عظمت و عشق چشم دل مي‌خواهد. سال‌ها حسرت زيارت تو را داشتم. اي غريب الغربا حالا كه مرا به حرم امن خود دعوت كرده‌اي بي‌چشم سر آمده‌ام. اي ضامن آهو من آمده‌ام اينجا تا تو را شفيع و ضامن خود نزد خداوند قرار دهم. يا غريب الغربا تصور كن كه من هم آهويي بي پناه هستم بيا و ضامن من هم باش. آمده‌ام چشمانم را از تو بگيرم. با دلي شكسته و پر از نياز به اينجا آمده‌ام تا از توي مهربان بي‌نياز كمك بخواهم، كمكم مي‌كني؟دختر كوچكم را ببين فقط 4 سال دارد. هنوز براي آنكه روي پاهاي خودش بايستد خيلي كوچك است هنوز به محبت و توجه مادر نياز دارد اما كدام مادر؟ مادري كه خودش براي انجام كوچكترين كارهاي روزمره‌اش محتاج كمك ديگران است. پس چگونه مي‌تواند از فرزندش مراقبت كند؟ خدايا من فقط 27 سال دارم. هنوز برايم زود بود كه به خاطر آتش انتقام زني گناهكار زندگي‌ام تباه شود. اي امام رضا(ع) از تو مي‌خواهم به دختر كوچولويم گوشه چشمي بيندازي چراكه نمي‌خواهم كودك پاك و بيگناهم در سياهي زندگي بي‌حضور مادر گم شود. نمي‌خواهم دخترم از بچگي طعم تلخ تنهايي و بي‌رحمي را بچشد. وقتي با چشمان گريان خودش را به آغوشم مي‌رساند به جاي اينكه بتوانم به او آرامش دهم مي‌ترسم نقاب سفيد روي صورتم كنار برود و دختر كوچولويم با ديدن چهره سوخته و درهم پيچيده مادرش وحشتزده فرار كند. يا ضامن آهو وقتي فرزندانت را بعد از مرگ به مادر سپردي خيالت راحت بود كه مادرشان در نبود پدر از آنها نگهداري مي‌كند اما من با چشمان نابينا و بدني سوخته و رنجور چگونه در نبود پدر از دخترم مراقبت كنم؟ حالا كه پس از سال‌ها انتظار به پابوس ضريح مقدست دعوت شدم سرنوشت خودم و دخترم را به دستان مهربان و شفابخش تو مي‌سپارم و مي‌دانم كه تو مرا هيچگاه تنها نمي‌گذاري. وقتي براي نخستين بار مقابل گنبد طلايي‌ات ايستادم ناخودآگاه حالم دگرگون شد. خيلي به چشمانم فشار آوردم تا شايد بتوانم اين بارگاه پرعظمت را ببينم. اما متأسفانه نتوانستم. همان جا بود كه اشك از اعماق وجودم و از روزنه‌هاي چشمان بي‌فروغم جاري شد. دلم پر مي‌كشيد براي زيارت ضريح مقدس. مي‌خواستم هر طور شده خودم را به ضريح برسانم و چشمان و صورتم را به آن بچسبانم اما افسوس كه نشد و زائران مجال رسيدنم به ضريح مطهر را ندادند. با آنكه تشنه زيارت بودم اما توفيق لمس ضريح را نيافتم با وجود آنكه خادمان و چند تن از زائران سعي كردند راهي برايم باز كنند و مرا جلو ببرند اما متأسفانه موج جمعيت مرا به عقب راند.با اين حال احساس مي‌كنم آرامش عجيبي سراسر وجودم را فرا گرفته است. بي‌اغراق مي‌گويم آرزويم ماندن و زندگي در جوار حرم امام رضا(ع) است. اگر ايشان مرا قابل بدانند و توفيق خدمت بدهند دلم مي‌خواهد تا پايان عمر خادم بارگاهش باشم و...
با اين حال وقتي از اعماق وجودم خواستم دستم به پنجره فولاد گره بخورد ناگهان احساس كردم دستانم به ميله‌هاي پنجره فولاد قفل شده است. بي‌اختيار اشك از چشمانم سرازير شد. در آن لحظه فقط دخترم «پانيذ» مقابل چشمانم بود و تضمين آينده‌اش را از خدا خواستم. از امام رضا(ع) خواستم شفاعتم را كند تا خدا شفايم را بدهد. نه به خاطر خودم بلكه به خاطر دختر كوچولويم چراكه مي‌دانم پانيذ به من نياز دارد او كه از محبت پدر بي‌بهره مانده حالا تمام اميدش به محبت‌هاي مادر است. دلم نمي‌خواهد بچه‌ام آواره خانه ديگران باشد.»
زن جوان همداني در حالي كه دعاي خيرش را بدرقه راه مردم نيكوكار كشورش و گروه جويندگان عاطفه روزنامه مي‌كرد، گفت: در حرم امام رضا(ع) به نيابت از تمام مردم نيكوكار بويژه دست‌اندركاران روزنامه كه در اين مدت تنها حامي‌ام بعد از خدا و خانواده‌ام بودند دو ركعت نماز خواندم و دعا كردم. براي سلامتي‌شان و از خدا خواستم هرگز محتاج و زمينگير نشوند. وقتي دو هفته قبل به دفتر روزنامه رفتم ضمن تشكر از تلاش‌هايشان به خاطر جمع‌آوري كمك‌هاي مردمي چندين ميليون توماني از آرزوي ديرينه‌ام براي سفر به مشهد مقدس هم گفتم اما هرگز تصور نمي‌كردم به همين زودي آرزويم برآورده شود و حالا باورم شده كه تا شقايق هست زندگي بايد كرد.

 
---------------------------------

سرقت از حساب بانكي مردگان

جاعلان حرفه‌اي كه با همدستي رئيس يك بانك، موجودي حساب مردگان را خالي مي‌كردند از سوي پليس پايتخت به دام افتادند. سردار حسين ساجدي‌نيا – رئيس پليس پايتخت – در تشريح جزئيات شناسايي و دستگيري اعضاي اين باند گفت: متهمان كه 2 زن و 11 مرد هستند با همدستي رئيس يكي از شعبه‌هاي بانكي در تهران با جعل اسناد و مدارك، خود را از وارثان افراد فوت شده معرفي كرده و موجودي حساب آنها را خالي مي‌كردند.
در برخي پرونده‌ها نيز با سندسازي و عناوين جعلي، وام‌هاي ميليوني از بانك دريافت مي‌كردند كه تنها در يك مورد 700 ميليون تومان از يك بانك كلاهبرداري كرده بودند.
كارآگاهان پس از ماه‌ها تحقيق و بررسي سرانجام اعضاي باند را شناسايي و در عملياتي غافلگيرانه دستگير كردند. افرادي كه از اين باند شكايت دارند براي پيگيري شكايت خود مي‌توانند به شعبه هفتم دادسراي ناحيه چهار – رسالت – مراجعه كنند.

برچسب ها: معتاد ، شيشه
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: