کد خبر:۵۸۳۱
تاریخ انتشار: ۱۴ آبان ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۱
تعداد بازدید: 3262
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
پايان زندگي دختر اسيدپاش در زندان
مونا- 29 ساله- كه كارشناس حسابداري بود، به دنبال رابطه پنهاني با همسر زن جواني به نام طاهره بهرامي و در انتقامي كور، صبح 15 ارديبهشت سال 89 با طرح نقشه قبلي...

طاهره بهرامي: هرگز راضي به مرگ و قصاص مونا نبودم

دختر اسيدپاش كه با حكم دادگاه كيفري استان همدان محكوم به قصاص شده بود، به خاطر عذاب وجدان، روز پنجشنبه در زندان به زندگي‌اش پايان داد.
به گزارش خبرنگار ايران، مونا- 29 ساله- كه كارشناس حسابداري بود، به دنبال رابطه پنهاني با همسر زن جواني به نام طاهره بهرامي و در انتقامي كور، صبح 15 ارديبهشت سال 89 با طرح نقشه قبلي با يك ظرف چهار ليتري اسيد به خانه طاهره رفت و او و دختر خردسالش را هدف اسيدپاشي قرار داد. «مونا» مدتي بعد با رديابي‌هاي ويژه پليسي دستگير و به اسيدپاشي اعتراف كرد. او در جلسه محاكمه به هيأت قضايي دادگاه كيفري استان همدان گفت: جعفر- همسر طاهره- راننده ميني‌بوس محل كارم بود كه يك سال قبل با هم آشنا شديم. او مدتي پس از دوستي‌مان قول ازدواج داد و گفت مي‌خواهد از همسرش جدا شود اما با گذشت اين مدت، هر وقت از او مي‌پرسيدم چرا با هم ازدواج نمي‌كنيم، مي‌گفت همسرش حاضر به جدايي نيست. مدتي بعد هم متوجه شدم جعفر از ارتباط پنهاني‌مان فيلم و عكس گرفته و از آنجا كه مرا به ماده مخدر شيشه معتاد كرده بود، مجبور به اطاعت از حرف‌هايش بودم. از سوي ديگر، به دليل اين كه جعفر ذهنيت بسيار بدي از طاهره برايم ساخته بود، در تصميمي هولناك به خانه طاهره رفتم و ظرف اسيد را به صورتش پاشيدم. در همان لحظه دخترش- پانيذ- هم آنجا بود كه او نيز آسيب ديد. بدين ترتيب قضات دادگاه پس از پايان جلسه محاكمه، دختر اسيدپاش را به قصاص اعضاي بدن و پرداخت ديه محكوم كردند. سپس پرونده براي اعلام نظر نهايي به ديوان عالي كشور ارسال شد.
صبح ديروز طاهره بهرامي- قرباني اسيدپاشي- در گفت‌وگوي اختصاصي به خبرنگار ما گفت: باور نمي‌كنم او خودكشي كرده باشد. من و خانواده‌ام با شنيدن اين خبر شوكه شده و باورمان نمي‌شود كه او مرده باشد. وي در ادامه گفت: صبح ديروز از زندان مركزي همدان با ما تماس گرفتند و خبر دادند «مونا» خودش را حلق‌آويز كرده است. بلافاصله ساير زنان زنداني با اطلاع از موضوع مأموران را باخبر كرده و او با آمبولانس به بيمارستان بعثت- همدان- منتقل شد اما پزشكان پس از معاينات لازم، مرگ او را تأييد كردند. طاهره در ادامه افزود: با اين كه مونا با اين كارش چشم‌ها، صورت و به عبارتي زندگي‌ام را از من گرفت اما هرگز راضي به مرگش نبودم. حال آن كه حكم قصاص از نظر قانوني و شرعي حق قانوني‌ام بود، اما مونا هيچ وقت در جلسات محاكمه و يا بعد از حادثه يك بار هم توبه نكرد و با من حرفي نزد. البته در جلسه دادگاه جمله‌اي گفت كه هرگز آن را فراموش نمي‌كنم. «تو چيزي نداشتي؛ حالا هم كه اسيد پاشيدم، هيچ چيز نداري و بايد تا آخر عمر خانه‌نشين باشي.» با اين حال كينه‌اي از او به دل نگرفتم و تصميم داشتم در هنگام قصاص مانند «آمنه» كه مجيد را بخشيد، من هم مونا را ببخشم. وي درباره مجازات قصاص «مونا» گفت: وقتي حكم قصاص از سوي دادگاه كيفري استان همدان صادر شد، به خانواده‌ام گفتم من نمي‌توانم حكم را اجرا كنم. چه كسي حاضر است به جاي من حكم را اجرا كند كه همه گفتند: «ما هم نمي‌توانيم.» برخوردها نيز طوري بود كه از قصاص مونا گذشت كنم. اما مونا و خانواده‌اش يك بار هم با ما تماس نگرفتند. قرباني اسيدپاشي ادامه داد: حدود يك هفته قبل كه با كمك گروه جويندگان عاطفه روزنامه و مردم نيكوكار به زيارت امام رضا(ع) رفته بودم در صحن امام هشتم(ع) با دل شكسته‌ام راز و نياز مي‌كردم و به آقا گفتم: شما خودتان از حال و روزم خبر داريد و مونا هم محكوم به قصاص شده است اما نمي‌توانم اين حكم را اجرا كنم. پس آينده و سرنوشت خودم و «مونا» را به خداوند واگذار مي‌كنم. حالا هم كه از زيارت بازگشته‌ام خبر مرگ ناگهاني مونا را شنيدم. از يك طرف خوشحالم كه حكم قصاص به دست من اجرا نشده است اما از سوي ديگر از مرگ او بسيار غمگين و شوكه‌ام، چرا كه او هم جوان بوده و هزاران آرزو داشت، هر چند به بيراهه رفت و مرتكب گناه و اشتباه بزرگي شد. شايد هم او تاوان گناهش را داده است، چراكه دنيا دار مكافات است.
 
 
--------------------------------------
 
 
بازگشت به زندگي پس از اعلام مرگ

بيمار 36 ساله کاشاني دقايقي پس از اعلام مرگ قطعي، به‌طور معجزه‌آسا به زندگي بازگشت.
به گزارش خبرنگار ما، ‌به نقل از روابط عمومي دانشگاه علوم پزشکي و خدمات بهداشتي درماني کاشان، دكتر رامين بنايي مدير مجتمع بيمارستاني شهيد بهشتي کاشان با اعلام اين خبر گفت: بيمار که به علت ابتلا به عفونت استخواني در بخش عفوني بيمارستان بستري بود، به‌طور ناگهاني دچار قطع تنفس و کاهش هوشياري شد و به‌رغم انجام 48 دقيقه عمليات احيا، تيم پزشكي مرگ حتمي او را اعلام كردند.
اما زماني که پرستار بخش براي گرفتن نوار قلب پاياني پس از احيا و مستندسازي مرگ بر بالين بيمار رفت ناگهان ضربان نبض وي را احساس و بازگشت مجدد وي به زندگي را اعلام كرد. هم‌اکنون اين بيمار به زندگي عادي بازگشته و ادامه حيات مي‌دهد. حال آنكه استاندارد جهاني عمليات احيا حداکثر 45 دقيقه است. مشروح اين گزارش در صفحات شوك.
 
------------------------------------
 

سايه به سايه با شيطان!

رفتارهاي سرد و بي روح شوهرم باعث شد تا از نظر عاطفي فاصله زيادي بين ما به وجود بيايد و کم کم نسبت به او بدبين بشوم. من در اثر خيال بافي هايي که البته تحت تأثير بدگويي ها و تجربيات تلخ زندگي يکي از دوستانم بود تصميم گرفتم از شريک زندگي ام انتقام بگيرم. نمي خواستم مثل دوستم زندگي در کنار يک هوو را تجربه کنم و از اين بابت ترس عجيبي داشتم. من فکر مي کردم همسرم به زن ديگري علاقه مند است و افسوس که خيلي دير فهميدم او فقط و فقط به پول درآوردن و کار خودش وابسته شده است و هيچ زن ديگري در زندگي ام نيست. زن جوان در دايره اجتماعي کلانتري احمدآباد مشهد افزود: در مخمصه شومي گرفتار شده ام و خواهش مي کنم کمکم کنيد چون شيطان سايه به سايه تعقيبم مي کند و دست بردارم نيست. من امروز براي رهايي از چنگال اين شيطان مزاحم از خانه ام فرار کرده ام و به اينجا آمده ام تا راهنمايي بگيرم. «الهام» گفت: با تصورات نادرست و خيال بافي هاي کودکانه احساس حقارت در وجودم ريشه دواند و مدام از خودم مي پرسيدم مگر من از زنان ديگر چه کم دارم که شوهرم بايد دنبال هوس بازي برود و با همين حرف ها بود که يک روز به عنوان مسافر سوار يک خودرو پرايد مشکي رنگ شدم و به لبخندهاي مرموزانه راننده جوان اين خودرو جواب دادم و با اين حماقت بزرگ خودم را غرق گناه و معصيت کردم. چرب زباني هاي اين پسر جوان تا مدتي خلاء عاطفي را که شوهرم برايم ايجاد کرده بود پر کرد و با جملات عاشقانه اي که از اين مرد نامحرم مي شنيدم شيفته اش شدم. «وحيد» هر روز بعد از ظهر به من زنگ مي زد و خيلي صميمانه حالم را مي پرسيد. اما او پس از جلب اعتمادم نقشه شوم خود را عملي کرد و به بهانه انجام عمل جراحي مادرش مبلغ ۳ ميليون تومان را از من براي مدت ۲ ماه قرض خواست. با توجه به علاقه اي که به او داشتم اين خواسته اش را برآوردم. او بعد از مدتي ۲ ميليون تومان ديگر هم به بهانه هاي مختلف از من گرفت و از آن به بعد مدام برايم ايجاد مزاحمت مي کند. من چند روز قبل حتي طلاهايم را نيز به او دادم تا از سر راه زندگي ام کنار برود. ولي اين مرد جوان دست بردار نيست و مثل شيطان سايه به سايه تعقيبم مي کند. او به تلافي اين که تماس هاي تلفني اش را رد مي کنم زماني که مي داند شوهرم در خانه است از تلفن عمومي زنگ مي زند و مي گويد با الهام کار دارم. با اين وضعيت من واقعيت را به شوهرم گفتم و او نيز به من ثابت کرد تمام وقت خود را در محل کارش صرف مي کند. منبع: خراسان
 
 
------------------------------------------
 
 
کلاهبرداري اينترنتي 50 ميليون توماني يک نوجوان
نقايي- پسر نوجوان مشهدي با استفاده از اينترنت خانگي ۵۰ميليون تومان از حساب چندين نفر برداشت کرد. به گزارش خراسان، فرمانده پليس فتاي استان خراسان رضوي ضمن ارائه توصيه هايي به والدين و مربيان ماجراي اين کلاهبرداري را شرح داد. سرهنگ پاسدار باقر خياط زاده گفت: در ارديبهشت سال جاري با اعلام چندين شکايت مبني بر برداشت غيرقانوني از حساب شاکيان، اين پرونده در اختيار ماموران پليس فتا قرار گرفت. به دستور سرهنگ خياط زاده ماموران متخصص پليس فتا کار روي اين پرونده را آغاز کردند. تحقيقات کل مبلغ برداشت شده از حساب شاکيان را حدود ۵۰ميليون تومان برآورد کرد. ماموران فتا با زيرنظرگرفتن فضاي سايبر متوجه شدند که کليه برداشت ها به يک حساب بانکي مشخص انتقال يافته است. پيگيري ها و شناسايي عامل اين برداشت هاي اينترنتي بهت شاکيان را به همراه داشت چرا که متهم اصلي يک دانش آموز بود. اتهامي که والدين نوجوان نيز سخت آن را انکار مي کردند. آن ها مدعي بودند که پسرشان هميشه در خانه است وحتي هيچ دوست نابابي ندارد. آن ها در برابر اين پرسش ماموران فتا که آيا در جريان پول ها و دارايي روزافزون پسرشان قرار داشتند پاسخ دادند که پسرشان به آنها گفته تجارت اينترنتي مي کند. ماموران پليس فتا مشخص کردند که اين نوجوان به شيوه هاي مختلفي رمز دوم حساب شاکيان را در اينترنت به دست مي آورده و سپس مبالغي را از حساب آنها برداشت مي کرده است. با ارائه مدارک و مستندات پرونده تکميل شد و اين نوجوان در اختيار مراجع قضايي قرارگرفت. فرمانده پليس فتاي استان خراسان رضوي با مثال زدن اين پرونده به والدين توصيه کرد در استفاده از اينترنت همانند فرزندان خود ماهر و سريع شوند و از نحوه کار با رايانه و اينترنت آگاهي لازم را داشته باشند. وي افزود: والدين فرزندان را از چت کردن منع نکنند و به آن ها ارتباط سالم را بياموزند و براي استفاده از اينترنت ساعات مشخصي را تعيين کنند.

-----------------------------------
 

دو حاجي انگليسي در آتش سوختند

دو زائر انگلیسی بر اثر آتش سوزی ناگهانی در یک اتوبوس حامل زائران در مسیر جده - مکه کشته شدند.
دو زائر بیت الله الحرام از کشور انگلیس بر اثر منفجر شدن اتوبوس حامل آنها در مسیر جده به مکه مکرمه کاملا در آتش سوختند.
روزنامه الریاض  گزارش داد: بروز آتش سوزی شبانه در یک دستگاه اتوبوس حامل حجاج، به کشته شدن دو زائر انگلیسی در جاده حرمین در شرق استان جده منجر شد.
 
حادثه زمانی آغاز شد که اتوبوسی حامل 27 زائر انگلیسی در حال حرکت به سمت مکه مکرمه بود که ناگهان سرنشینان این اتوبوس، بوی آتش را استشمام کردند و از راننده خواستند بلافاصله اتوبوس را متوقف کند، راننده نیز اتوبوس را متوقف کرد، اما همه سرنشینان با شعله ور شدن زبانه‌های آتش غافلگیر شدند که این حادثه سبب شد همه برای خارج شدن از اتوبوس سراسیمه به در خروجی روی بیاورند.
 
در ادامه تیم‌های اطفای حریق و نجات توانستند آتش را مهار کنند، اما پس از اطفای حریق، دو جسد سوخته‌ای را مشاهده کردند که مربوط به دو زائر انگلیسی بود که قصد داشتند با این اتوبوس برای ادای مناسک حج به مکه مکرمه بروند.(مهر)
 
 
-------------------------------------
 
 
فيزيوتراپ قلابي، ديپلم هم نداشت

 مرد جواني كه بدون داشتن مدرك تحصيلي معتبر و با ادعاي داشتن مدرك كارشناسي ارشد فيزيوتراپي به درمان بيماران مي‌پرداخت، توسط پليس كرمانشاه دستگير شد.
به گزارش پايگاه خبري پليس، در پي گزارش مردمي، ماموران كلانتري 12 كرمانشاه اطلاع يافتند فردي با مدرك زير ديپلم، با چاپ و پخش آگهي تبليغاتي تحت عنوان كارشناس ارشد فيزيوتراپي، بيماران را در منزل طبابت مي‌كند.
در پي اين گزارش موضوع از سوي ماموران پيگيري و با استعلام از سازمان‌هاي ذي‌ربط مشخص شد متهم فاقد هرگونه مدرك دانشگاهي بوده و به اين ترتيب دستگيري وي در دستوركار ماموران قرار گرفت.
در ادامه اين گزارش آمده است، سرانجام پس از تماس تلفني پليس با متهم، براي درمان يك بيمار با وي قرار ملاقات صوري ترتيب داده شد و متهم هنگام طبابت در منزلش دستگير و به كلانتري انتقال داده شد.
اين گزارش مي‌افزايد، متهم در بازجويي‌ها به جرمش با همكاري همسرش اعتراف كرد.
تحقيقات از متهم نشان داد وي قبلا به عنوان منشي در مطب يك فيزيوتراپ مشغول به كار بوده است.

 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: