کد خبر:۵۸۲۱
تاریخ انتشار: ۱۱ آبان ۱۳۹۰ - ۱۱:۳۲
تعداد بازدید: 3857
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
تجاوز به همسر، انگيزه‌اي براي قتل
مردي كه متهم است با همدستي برادرزنش فردي را كه تصور مي‌كرد به همسر او تجاوز كرده، به قتل رسانده است در جلسه محاكمه قتل را منكر شد.
مردي كه متهم است با همدستي برادرزنش فردي را كه تصور مي‌كرد به همسر او تجاوز كرده، به قتل رسانده است در جلسه محاكمه قتل را منكر شد. به گزارش خبرنگار شرق، بابك متهم رديف اول پرونده ديروز در جلسه محاكمه بعد از اينكه منكر قتل شد گفت متهمان ديگر به شيشه معتاد هستند و دچار توهم شده‌اند و اعترافات‌شان عليه او درست نيست.
به گزارش خبرنگار ما، ماموران پليس 14 خرداد سال 86 باخبر شدند مردي به نام حميد مفقود شده است. زماني كه ماموران تحقيقات خود را آغاز كردند مشخص شد حميد به قتل رسيده و جسدش به آتش كشيده‌ شده‌ است. بعد از آنكه هويت جسد از سوي خانواده حميد مورد تاييد قرار گرفت تحقيقات براي پيدا كردن عامل يا عاملان قتل آغاز شد و ماموران فهميدند مقتول روز حادثه با دو نفر از اقوامش به نام‌هاي بابك و شريف از خانه خارج شده‌ بود.
يكي از اعضاي خانواده حميد به ماموران گفت قرار بود آنها به يك ميهماني در كرج بروند و شريف و بابك او را به اين بهانه با خود بردند. پليس در گام بعدي شريف و بابك را بازداشت كرد و آنها را مورد بازجويي قرار داد. متهمان قتل را قبول و عنوان كردند انگيزه‌ آنها مسايل ناموسي بود.
بابك در بازجويي‌ها گفت: اولين شب عروسي‌ام متوجه شدم همسرم قبل از ازدواج با فردي رابطه داشته وقتي از او پرسيدم چرا قبلا اين موضوع را به من نگفته بودي گريه كرد و جواب داد نمي‌توانست اين موضوع را به كسي بگويد. همسرم به من گفت وقتي كه دختري نوجوان بود حميد او را ربود و مورد آزار جنسي قرار داد. بابك ادامه ‌داد: موضوع را با شريف، برادرزنم، در ميان گذاشتم و براي قتل حميد نقشه كشيديم. بعد در راه دو نفر ديگر به نام‌هاي وحيد و سعيد را هم سوار ماشين كرديم و نقشه‌مان را به اجرا درآورديم. با توجه به اين اعترافات ساير متهمان هم بازداشت شدند و به جرم‌شان اعتراف كردند. كيفرخواست عليه متهمان صادر شد و آنها براي محاكمه به شعبه 71 دادگاه كيفري ‌استان تهران معرفي ‌شدند. سيدرضايي، نماينده ‌دادستان روز گذشته در ابتداي جلسه محاكمه اين متهمان در برابر قضات حاضر شد و ضمن خواندن كيفرخواست براي هر چهار متهم درخواست مجازات كرد. در ادامه اولياي دم نيز خواسته‌شان را قصاص بابك و شريف اعلام كردند. سپس بابك- متهم رديف اول- در جايگاه حاضر شد. او گفت: اتهام را قبول ندارم. من اصلا در قتل شركت نداشتم و چون برادر همسرم دروغ گفت من هم مجبور شدم به دروغ اعتراف كنم. شريف و متهمان ديگر همگي به شيشه اعتياد دارند و من اصلا نمي‌دانم چرا اين حرف‌ها را مي‌زنند شايد به اين خاطر است كه دچار توهم هستند. در ادامه شريف- متهم 20ساله – از خودش دفاع كرد و گفت: من اتهامم را قبول دارم و با بابك دست به قتل زدم. او ادامه داد: مدتي قبل از حادثه بابك گفت حميد خواهرت را مورد آزار جنسي قرار داده ‌است. من خيلي ناراحت بودم و نمي‌دانستم بايد چه كنم. بابك هم مرتب مي‌گفت تو آدم بي‌غيرتي هستي و كسي را كه به خواهرت تجاوز كرده ‌است نمي‌كشي. من تحريك شدم و نقشه بابك را قبول كردم. آن روز با بابك دنبال حميد رفتيم و گفتيم همگي به يك ميهماني در كرج دعوت شده‌ايم. حميد همراه ما آمد بعد وحيد و سعيد را كه از نقشه ما باخبر بودند در ميان راه سوار ماشين كرديم. به كرج كه رسيديم وارد يك گاوداري شديم كه قبلا آن را شناسايي كرده‌ بوديم. حميد را به داخل برديم، من و بابك او را زديم و بعد هم با پارچه‌اي او را خفه ‌كرديم. وقتي حميد جان باخت جسدش را پشت وانت گذاشتيم و به منطقه‌اي بياباني برديم و در آنجا با بنزين آن را آتش زديم، البته آتش زدن كار من بود. در ادامه جلسه دادگاه متهمان ديگر در جايگاه حاضر و مدعي شدند قتل توسط بابك و شريف اتفاق افتاده ‌است و آنها نقشي نداشتند. بنا بر اين گزارش بعد از پايان جلسه دادگاه هيات قضات وارد شور شدند و به دليل نقص تحقيقات پرونده را به دادسرا بازگرداندند. منبع: شرق
 
 
----------------------------------
 
 
كليد قتل دختر ناشنوا در اتوبوس
 
خواستگار شيطان صفت كه دختر ناشنوا را پس از اجراي نقشه جنايت سياه به قتل رسانده و جسدش را سوزانده بود با رديابي‌هاي سايه به سايه كارآگاهان پليس آگاهي استان البرز شناسايي و دستگير شد.
به گزارش خبرنگار ايران، عصر 15 مرداد امسال يك مرد كشاورز هنگام عزيمت به خانه‌اش در حوالي جاده بهشت سكينه كرج با جسد سوخته‌اي روبه‌رو شد و بلافاصله با پليس تماس گرفت. دقايقي بعد تيمي از مأموران پليس آگاهي استان البرز همراه قاضي محمد حسيني رازليقي - بازپرس ويژه قتل – راهي محل حادثه شدند.
آنها در نخستين بررسي‌ها دريافتند قرباني جنايت يك زن است كه در محل ديگري به قتل رسيده و جسدش در اين منطقه رها شده است. عامل يا عاملان جنايت نيز براي از بين بردن آثار جرم، جسد را با بنزين سوزانده بودند. همزمان با پايان تحقيقات مقدماتي، جسد به پزشكي قانوني منتقل شد و مأموران براي شناسايي هويت مقتول و كشف جنايت به بررسي پرونده افراد گمشده پرداختند.يك روز پس از كشف جسد خانواده دختر جواني به اداره آگاهي استان البرز رفته و از ناپديد شدن مرموز دخترشان خبر دادند. آنها در شكايت‌شان گفتند: «مريم - 23 ساله - كه كر و لال است ديروز از خانه خارج شده و ديگر برنگشته است. او يك تلفن همراه داشت كه از اين طريق با او در ارتباط بوديم. از ديروز هم تلفنش خاموش است. حالا احتمال مي‌دهيم برايش اتفاق ناگواري رخ داده باشد به همين خاطر به اداره آگاهي آمديم تا از پليس كمك بگيريم.»در ادامه پس از بررسي مشخصات دختر جوان مشخص شد جسد سوخته متعلق به مريم است. با شناسايي هويت مقتول روند رسيدگي به پرونده وارد مرحله تازه‌اي شد و مأموران با توجه به حساسيت موضوع تحقيقات گسترده‌اي براي شناسايي و دستگيري عامل جنايت هولناك آغاز كردند.
تيم جنايي در نخستين گام چند مظنون را در اين‌باره دستگير كرد اما تحقيق از آنها به بن‌بست رسيد و همگي آزاد شدند. با اين وجود در شاخه ديگر تحقيقات مشخص شد مريم آخرين بار با مردي به نام «ميثم» قرار ملاقات داشته است. ميثم ساكن يكي از محله‌هاي اسلامشهر بود. بنابراين مأموران راهي خانه‌اش شدند اما پي بردند او چند روز قبل همراه همسر و فرزندش خانه را ترك كرده و به محلي نامشخص رفته است.
با اين وجود همان روز فرد ناشناسي در تماس با پليس ادعا كرد ميثم دختر كر و لالي را پس از آزار و اذيت كشته و متواري شده است. در ادامه رديابي‌هاي تخصصي كارآگاهان دريافتند ميثم از كرج به سوي رشت گريخته است. پدر متهم نيز در خانه‌اي جنگلي واقع در استان گيلان زندگي مي‌كرد. تيم جنايي كه احتمال مي‌داد مرد جنايتكار به خانه پدرش رفته باشد سريع راهي آنجا شدند اما ميثم قبل از رسيدن مأموران گريخته بود.
مأموران پس از به دست آوردن عكس ميثم و همسرش، تصاوير را در اختيار مأموران پليس آگاهي سراسر كشور قرار دادند. سرانجام پس از جست‌وجوهاي سايه به سايه، ردپاي قاتل فراري در مشهد پيدا شد. كارآگاهان با حكم قضايي براي دستگيري ميثم راهي مشهد شدند اما اين بار نيز قبل از حضور مأموران او به شهرستان بجنورد گريخته بود. در ادامه تجسس‌ها نيز مشخص شد مرد جنايتكار سوار بر اتوبوس از بجنورد راهي گيلان شده است.مأموران كه احتمال مي‌دادند او اين بار هم موفق به فرار شود در پاسگاه پليس راه يكي از شهر‌ها كمين كرده و اتوبوس‌ها را به طور نامحسوس تحت بازرسي قرار دادند. سرانجام چند ساعت بعد ميثم شناسايي و در عملياتي ضربتي دستگير شد.
مرد جنايتكار در نخستين بازجويي‌ها منكر هرگونه جرمي شد اما پس از روبه‌رو شدن با مدارك پليس چاره‌اي جز اعتراف نديد و گفت: «چند روز قبل از قتل با مقتول در خيابان آشنا شده و شماره‌ام را به او دادم. ما به صورت پيامكي با هم در ارتباط بوديم تا اينكه وسوسه شيطاني به جانم افتاد و روز حادثه دختر جوان را به بهانه صحبت درباره ازدواج به خانه‌اي نيمه كاره در حوالي كمالشهر بردم. اما وقتي متوجه شد همسر و فرزند دارم بشدت عصباني شد و تهديد كرد جريان را به خانواده‌ام اطلاع مي‌دهد. به همين خاطر تصميم به قتلش گرفتم. سپس مريم را به بهانه صحبت به جاده بهشت سكينه كشيده و پس از رسيدن به محلي خلوت با كاردي كه همراه داشتم ضربه‌اي به گلويش زدم. وقتي از مرگش مطمئن شدم تصميم گرفتم براي مخفي‌ماندن راز قتل، جسدش را بسوزانم.زماني كه متوجه شدم پليس در تعقيبم است از كرج فرار كرده و در اين مدت براي فرار از دستگيري به شهرهاي مختلف سفر مي‌كردم.متهم پس از اعتراف به جنايت هولناك با قرار بازداشت روانه زندان شد.
 
 
---------------------------------
 
 
پرواز مرگبار مدير عامل از طبقه 16

مديرعامل يك شركت ساختماني وقتي مأمور كلانتري را با حكم جلب پشت در شركت ديد، در اقدامي هولناك خود را از طبقه شانزدهم محل كارش پائين انداخت. 
حوالي ظهر ديروز مأموران كلانتري 125 يوسف‌آباد از سقوط مرد 60 ساله‌اي از طبقه شانزدهم برج سپهر در خيابان ولي‌عصر باخبر شده و خود را به محل حادثه رساندند. نخستين بررسي‌ها نشان داد قرباني ماجرامديرعامل يك شركت ساختماني در همان برج بوده كه به علت بدهي و با شكايت طلبكارانش جلب شده بود. مأمور پليس نيز براي جلب او به دفتر شركت رفته بود اما وي به محض مشاهده مأمور و طلبكارها در شركت را قفل كرد و به طرف پنجره رفت. بعد هم در اقدامي عجيب و هولناك خود را پائين انداخت. با اعلام موضوع به شاهنگيان - بازپرس كشيك ويژه قتل - دستور تحقيقات جنايي در اين‌باره صادر شد. جسد نيز براي تعيين علت اصلي مرگ به پزشكي قانوني منتقل شد.
 
 
------------------------------------
 
 
توهم تصويري!

افاده ازدواج با آقاي مهندس در کمتر از چند ماه به نگراني و دلواپسي شديد تبديل شد و من با مشکلي در زندگي ام رو به رو شدم که خجالت مي کشيدم در مورد آن چيزي به اطرافيان و خانواده ام بگويم. به هر سختي که بود يازده ماه زندگي عذاب آور را زير يک سقف با مردي تجربه کردم که به تماشاي فيلم هاي مستهجن و غيراخلاقي اعتياد دارد. او مرا نيز با تهديد و توسل به زور وادار مي کرد اين فيلم هاي کثيف و شرم آور را ببينم و واقعا نمي دانستم اين مشکل را چگونه برطرف کنم. زن جوان افزود: تماشاي فيلم هاي مستهجن بالاخره کار دست شوهرم داد چون او از حدود ۲ هفته قبل با ديدن تصويري که از طريق بلوتوث برايش ارسال شده دچار توهم شديد شده است. متاسفانه شوهرم فکر مي کند زني که در اين تصوير کثيف مي بيند من هستم و به دليل اين توهم، دچار افسردگي شديد شده است. او به سر کار نمي رود و مدام با نگاه کردن اين تصاوير اشک مي ريزد و گريه مي کند. شوهرم که از نظر روحي و رواني به هم ريخته مرا به طرز بسيار وحشتناک و خشني تهديد مي کند و با وجود آن که نگران حالش هستم، خودم نيز احساس امنيت ندارم مي ترسم مبادا بلايي به سرم بياورد. در پي اظهارات اين زن جوان، به دستور داديار حوزه پيش گيري از وقوع جرم دادسراي عمومي و انقلاب مشهد، همسر شاکي پرونده احضار و با بررسي هاي به عمل آمده مشخص شد اين فرد تصوير زني را به جاي شريک زندگي خود تصور مي کند که حتي چهره اش نيز معلوم نيست و او دچار نوعي اختلال رواني شده است. لذا اقدامات مشاوره اي لازم براي بررسي و رفع مشکل اين زوج جوان به عمل آمد. «حميد نجات» دکتراي روان شناسي و مشاور خانواده در خصوص اين پرونده به خراسان گفت: به طور کلي قرار گرفتن در معرض محرک هاي مثبت يا منفي، روح و روان آدمي را مستعد مثبت يا منفي بودن مي کند. اگر فردي دائم در معرض تماشاي فيلم ها و تصاوير غيراخلاقي قرار بگيرد، به طور يقين ذهن و روان او آلوده خواهد شد و اين مشکل مي تواند زمينه ساز بدبيني يا همان بيماري پارانوئيد بشود.اين استاد دانشگاه افزود: همسر اين زن جوان نيز دچار اختلال پارانوئيد شده است و با توجه به اين که همسرش گناهي مرتکب نشده بهتر است اين فرد با يک روان شناس در ارتباط باشد تا مشکل او بررسي و با انجام روش هاي تخصصي و کارشناسانه رفع شود.
دکتر نجات تاکيد کرد: توصيه لازم در اين جا اين است که افراد از محرک هاي منفي اين چنيني که باعث آزردگي روح و روان مي شود پرهيز و دوري کنند تا سلامتي زندگي و آرامش روحي و رواني آنان تضمين شود. همچنين در صورت بروز هرگونه مشکل يا اختلافي در محيط خانواده بلافاصله از مشاوران مجرب خانواده کمک بخواهند تا با فراگيري و مرور مهارت هاي زندگي، راه حل صحيح و منطقي حل مشکل را پيدا کنند. منبع: خراسان

--------------------------------
 
 

قضات ديوان‌عالي كشور خواستار محاكمه دوباره متهم شدند
نقض حكم برائت متهم به 30 تجاوز

حكم مردي كه متهم است 30 زن را در تهران و شهرهاي اطراف ربوده و مورد آزار قرار داده ‌است، براي بار دوم از سوي ديوان عالي‌كشور نقض شد و متهم يك‌بار ديگر پاي ميز محاكمه خواهد رفت.
به گزارش خبرنگار ما، اين پرونده از سال 87 در دادگاه كيفري ‌استان تهران مطرح شد. در آن زمان زني به ماموران مراجعه كرد و گفت توسط مردي پرايدسوار در اطراف فشافويه مورد آزار قرار گرفته ‌است. اين زن گفت: وقتي سوار ماشين شدم، قرار بود مرد راننده من را به تهران برساند، اما در راه و زماني كه جاده خلوت بود، از من خواست رابطه داشته باشيم، قبول نكردم و مي‌خواستم پياده شوم كه او با شوكر برقي به جانم افتاد و زماني كه بي‌حال شدم، من را مورد آزار و اذيت قرار داد. در چند هفته‌اي كه بررسي‌ها در اين خصوص در جريان بود، چند مورد شكايت جديد هم به پليس گزارش شد و ماموران متوجه شدند مرد پرايدسوار زنان را قرباني نقشه‌هاي مجرمانه خود مي‌كند. يكي ديگر از شاكيان به ماموران گفت: آن مرد وقتي مرا سوار ماشين كرد، درها را قفل كرد و گفت بهتر است مقاومت نكنم اما من تسليم نشدم و با هم درگير شديم. اين درگيري شديد بود و زماني كه مرد پرايد سوار ديد نمي‌تواند به من غلبه كند با شوكر مرا بي‌حال كرد و بعد مورد آزار قرار داد. او سپس من را در بيابان داخل يك گودال انداخت. زمستان بود و برف زيادي باريده ‌بود. داخل گودال زير برف بودم. او گفت مي‌خواهد من را بكشد. گفتم بگذار براي آخرين‌بار عكس بچه‌ام را ببينم بعد روي من خاك ريخت. البته زير خاك دفن نشدم اما ديگر توان بيرون آمدن هم نداشتم تا اينكه چند ساعت بعد در حالي‌كه فكر مي‌كردم خواهم مرد، مرد جواني من را پيدا كرد. او به اورژانس و آتش‌نشاني خبر داد و مرا از داخل گودال بيرون كشيدند. پليس بعد از به دست آوردن عكس چهره‌نگاري‌شده مرد پرايد سوار و بعد از كمين در محدوده فعاليت متهم موفق شد اين مرد را در حالي‌كه قصد داشت با يكي از قربانيانش رابطه برقرار كند، بازداشت كند. ماموران در بازرسي از خودرو متهم شوكر و گاز فلفل و چند كيف زنانه پيدا كردند كه به نظر مي‌رسيد متعلق به قربانيان است. پليس اشياي‌ به‌دست‌آمده را صورت‌جلسه كرد و همراه گزارش اوليه پرونده به دادسرا فرستاد. متهم نزد بازپرس به تجاوز به 30 زن اعتراف كرد و گفت قربانيان را به عنوان مسافر سوار ماشين مي‌كرد و بعد آنها را مورد آزار قرار مي‌داد و هركدام كه مقاومت مي‌كردند، با شوكر آنها را بي‌حال مي‌كرد. با تكميل اطلاعات اوليه پرونده به شعبه 77 دادگاه كيفري ‌استان تهران فرستاده شد و اكثر شاكيان در جلسه رسيدگي حاضر شدند اما اين مرد اتهامات را رد كرد و گفت زنان خودشان با او همراه شده‌اند. اين حرف‌هاي متهم واكنش تند شاكيان را به دنبال داشت و آنها مرد پرايدسوار را متهم به دروغگويي كردند. در نهايت هيات قضات شعبه 77 دادگاه كيفري‌ استان تهران اين مرد را مجرم شناختند و او را به جرم تجاوز به عنف به اعدام و به جرم آدم‌ربايي و سرقت اموال مقتولان به حبس و شلاق محكوم كردند. راي صادره از سوي متهم مورد اعتراض قرار گرفت و ديوان عالي كشور آن را مورد بررسي قرار داد. بعد از چند ماه حكم اعدام نقض و پرونده براي رسيدگي مجدد به شعبه 79 دادگاه كيفري‌ استان تهران فرستاده شد. اين‌بار بسياري از شاكيان حاضر نشدند در جلسه محاكمه شركت كنند و برخي ديگر هم از پيگيري پرونده انصراف دادند و فقط دو شاكي پيگير ماجرا شدند. بنابراين جلسه محاكمه بدون حضور ساير شاكيان تشكيل شد. مرد پرايدسوار يك‌بار ديگر ادعايش را مطرح كرد و گفت به‌هيچ‌زني به زور تعرض نكرده‌ و گفته‌هاي دو شاكي دروغ است. بعد از پايان جلسه دادگاه هيات قضات وارد شور شدند و در نهايت با رأي اكثريت متهم از اتهام تجاوز به عنف تبرئه شد. قضات اكثريت اعلام كردند شاكيان اظهارات متناقض زيادي داشته‌اند و از گفته آنها برمي‌آيد فرصت فرار داشته‌ اما با ميل خود نزد متهم مانده‌اند. بنابراين هرچند متهم اعمال مجرمانه زيادي انجام داده‌ است و فردي صالح نيست، در اين پرونده مرتكب تجاوز به عنف نشده‌ است. دو شاكي كه به شدت بر اعدام مرد پرايدسوار اصرار داشتند، بعد از اين رأي اعتراض خود را اعلام كردند. يكي از آنها گفت: «وقتي مرد پرايدسوار من را مورد آزار قرار داد، آنقدر تحت‌تاثير قرار گرفتم كه حتي مي‌خواستم خودكشي كنم. دچار مشكل رواني شدم و مرتب پيش روانپزشك مي‌روم با اينكه شوهرم پزشك بود، اما اين شرايط را تحمل نكرد و از من جدا شد. اين متهم زندگي من را نابود كرده‌ است.زن ديگر هم گفت: بارها دست به خودكشي زدم و نمي‌توانم راحت از كنار اين پرونده بگذرم و رأي دادگاه را قبول كنم. اين‌گونه بود كه پرونده يك‌بار ديگر به ديوان عالي كشور رفت و اين‌بار رييس قوه‌قضاييه هم با توجه به بازتاب اين خبر در رسانه‌ها دستور رسيدگي ويژه به آن را صادر كرد. سرانجام بعد از ماه‌ها رسيدگي به اين پرونده در ديوان عالي‌كشور هيات قضات اعلام كردند اين پرونده نقص تحقيقاتي دارد و بايد گفته‌هاي شاكيان و اعمال ارتكابي يك‌بار ديگر مورد بررسي ‌قرار گيرد و نواقص آن برطرف شود. بنابراين رأي صادره نقض و پرونده يك‌بار ديگر به شعبه 79 دادگاه كيفري ‌استان تهران فرستاده شد.
------------------------------------
 
 
خواستگاري از 243 دختر در اينترنت

با تحقيق از فردي كه از خانواده دختر مورد علاقه‌اش شش ميليون تومان كلاهبرداري كرده بود، معلوم شد او با ارتباط اينترنتي از 243 دختر جوان نيز خواستگاري كرده است.
به گزارش «جام‌جم»، هفته گذشته مردي با حضور در شعبه 13 بازپرسي دادسراي ناحيه 3 تهران از يك خواستگار قلابي به اتهام كلاهبرداري شكايت كرد.

شاكي به بازپرس حسني گفت: دخترم در يك آژانس هواپيمايي كار مي‌كند. چندي پيش يكي از مشتريان آنجا كه خود را استاد دانشگاه و مديرعامل يك شركت بازرگاني معرفي مي‌كرد، با ابراز علاقه به دخترم، از او خواستگاري كرد.وي اضافه كرد: مرد خواستگار ادعا مي‌كرد در كودكي مادرش را از دست داده و پدرش نيز كه يك تاجر است، در ايتاليا زندگي مي‌كند. خودش نيز سال‌ها در انگلستان، آمريكا و ايتاليا زندگي كرده و چندي پيش به تهران آمده است.
او مي‌گفت در يكي از دانشگاه‌ها تدريس مي‌كند و همزمان در حال گذراندن دوره دكتري است.
خواستگار، استاد دانشگاه نبود
شاكي با اشاره به كلاهبرداري خواستگار قلابي گفت: وقتي مرد جوان اعتماد ما را جلب كرد، از پسرم شش ميليون تومان پول گرفت تا برايش قطعات رايانه بخرد، اما يك باره ارتباطش با خانواده ما قطع شد.با ظنين شدن به مرد خواستگار از دانشگاه‌هايي كه مي‌گفت مدرس آنجاست، سراغ او را گرفتيم، اما مسوولان آنجا گفتند چنين فردي را نمي‌شناسند. با تلفن همراه او نيز بارها تماس گرفتيم، اما خاموش بود و جستجوهايمان براي يافتن او بي‌نتيجه ماند.
در پي اين شكايت، خواستگار كلاهبردار تحت تعقيب پليس قرار گرفت و در مرحله بعدي تحقيقات معلوم شد، متهم فراري كارمند يك شركت خصوصي بوده است.
بنابراين ماموران عازم محل كار متهم تحت تعقيب در تهران شدند و با تحقيق از همكاران او پي بردند، وي پس از تسويه حساب، محل كارش را ترك كرده است.
در تحقيقات بعدي معلوم شد، متهم فراري متاهل بوده و صاحب يك فرزند است.
بي‌خبري از كلاهبرداري‌هاي شوهر
به اين ترتيب خانه متهم تحت تعقيب در يكي از محله‌هاي تهران شناسايي شد و ماموران با حضور در محل با تحقيق از همسر وي متوجه شدند، او از كلاهبرداري‌هاي شوهرش بي‌خبر بوده و چند هفته‌اي است از او خبر ندارد.
جستجوها در اين رابطه ادامه داشت تا اين كه ماموران پي بردند، متهم فراري عضو فيس‌بوك است و بارها از دختران از طريق ارتباط‌هاي اينترنتي خواستگاري كرده است.
جعل عنوان براي فريب
ماموران در بررسي فيس‌بوك متهم متوجه شدند، او با 243 دختر جوان كه اغلب دانشجو بوده‌اند، ارتباط اينترنتي پيدا كرده و با معرفي خود به عنوان استاد دانشگاه‌هاي معتبر اروپا، آسيا و ايران، چنين قلمداد كرده كه مردي پولدار و صاحب يك مركز تجاري در اروپاست.
او پس از خواستگاري از دختران به آنها قول داده پس از ازدواج، آنان را براي ادامه زندگي به ايتاليا و كشورهاي اروپايي ببرد. اين خواستگار قلابي با هر يك از دختران نيز قرار ملاقات گذاشته است.
با به دست آمدن اين اطلاعات، روند رسيدگي به پرونده وارد مرحله جديدي شد. تحقيقات براي شناسايي دختران فريب‌خورده و دستگيري متهم ادامه دارد.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: