کد خبر:۵۷۴۱
تاریخ انتشار: ۲۰ مهر ۱۳۹۰ - ۱۰:۲۳
تعداد بازدید: 2728
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
پاکت سیاه؛ پاپوشی برای عروس
پاکت مرموز کافی بود تا تازه‌داماد با عصبانیت اتاق عقد را ترک کند و جشن را به هم بریزد. تازه‌عروس وقتی پاکت را باز کرد باور نمی‌کرد صحنه‌هایی که می‌بیند واقعیت داشته باشد.
پاکت مرموز کافی بود تا تازه‌داماد با عصبانیت اتاق عقد را ترک کند و جشن را به هم بریزد. تازه‌عروس وقتی پاکت را باز کرد باور نمی‌کرد صحنه‌هایی که می‌بیند واقعیت داشته باشد.

 دعوا در عروسی

ساعت 7 غروب بود، همه در اتاق عقد تالار دور هم جمع شده بودند، عروس 20 ساله می‌خندید، زنان در لباس‌های میهمانی ثانیه‌شماری می‌کردند که داماد و عاقد سر برسند، ناگهان در باز شد و مرد عصبانی داخل رفت. در یک لحظه خنده بر لبان همه خشک شد، داماد که کت شیک خود را از تن خارج کرده و موهای آرایش کرده‌اش را به هم ریخته بود پاکتی زردرنگ را روی لباس عروس انداخت، دقایقی به او زل زد و بدون اینکه حرفی بزند اتاق عقد را ترک کرد. عروس که حیرت‌زده شده بود حتی جرات نکرد حرفی بزند و پشت سر داماد برود، میهمانان دیگر حتی مادر و خواهر داماد نیز برای اینکه ببیند داخل پاکت چه چیزی است همانجا ماندند. دختر جوان با دستان لرزان پاکت را باز کرد و تعدادی عکس بیرون آورد؛ باور نمی‌کرد خودش را در لباس عروسی و در کنار مرد ناشناسی می‌دید همه روی دستان وی خم شده بودند، عروس با فریاد «دروغ است»، بی‌هوش شد. خانواده داماد و عروس به جان هم افتادند و پس از دعوای شدیدی مراسم عروسی به هم خورد و میهمانان با چهره‌هایی عبوس به سمت خانه‌هایشان راه افتادند.
 
پیک شوم
 
هنوز یک ساعت تا مراسم عقد مانده بود، مسعود با کت و شلوار دامادی جلوی گلفروشی ایستاده بود تا فیلمبردار از صحنه سوار شدن وی بر خودروی گل زده تصویر بگیرد. همان لحظه موتورسواری که پاکت زردرنگی در دست داشت جلوی پای داماد ترمز کرد و گفت پیک است و با دادن مشخصات مسعود، ادعا کرد برای وی پاکتی آورده است. مرد جوان تعجب کرد، با تصور اینکه شاید «مهین» خواسته وی را سورپرایز کند پاکت را گرفت اما آنچه را که می‌دید باور نمی‌کرد. عکس‌ها نشان می‌داد که مهین پیش از این با مرد دیگری ازدواج کرده و خانواده وی مسعود را فریب داده‌اند.
 
شکایت نوعروس
 
2 روز بعد و در حالی که بزرگان هر دو فامیل دور هم جمع شدند و مسعود از دیگران شنید مهین تاکنون ازدواج نکرده است، با ناباوری روبه‌روی نوعروس دلشکسته نشست و سر به زیر انداخت تا گریه‌های وی را نبیند. مهین گفت: تو را نمی‌بخشم چرا که مرا از ماه‌ها پیش می‌شناسی، پدر و مادرم متدین هستند و تا حالا دروغ نگفته‌ایم، اصلا شک نکرده‌ای چرا این اتفاق افتاده و شیطنت با چه انگیزه‌ای بوده؟! من شکایت می‌کنم تا به تو ثابت شود اشتباه کرده‌ای. نوعروس بلافاصله به دادسرای یافت‌آباد رفت و با طرح شکایتی خواستار ردیابی طراح پاپوش شد. وقتی دادیار پرونده شنید عکس‌های این عروسی دروغین ساختگی است و اصرار مهین را دید، دستور داد تا تیمی از پلیس آگاهی وارد عمل شده و پرده از این معمای پیچیده بردارند. کارآگاهان در نخستین اقدام به تحقیق از مهین دست زدند، این دختر که ابتدا ادعا می‌کرد به هیچکس شکی ندارد و با کسی دشمنی‌ای نیز ندارد وقتی پرسیده شد خواستگاری داشته است، ناگهان دست به پیشانی‌اش کوبید و گفت: من از 16 سالگی چون دیگر همبازی دختران و پسران فامیل نبودم سعی کردم درسم را خوب بخوانم و به خاطر همین از بستگانم دور شدم. هنوز به دانشگاه نرفته بودم که پسرعمویم نزدم آمد و ادعا کرد از کودکی به من علاقه داشته و می‌خواهد خیلی زود با هم ازدواج کنیم، من که مخالف بودم جواب منفی دادم اما سمج‌بازی‌هایش تا جایی بود که خانواده عمویم به صورت رسمی خواستگاری کردند اما من باز مخالفت کردم. روزهای نخست همه از دستم ناراحت بودند تا اینکه دانشجو شدم و رفته رفته این موضوع فراموش شد. «محمود» دیگر به خانه ما نیامد حتی در میهمانی‌های دیگر نیز او را نمی‌دیدم تا اینکه مسعود که هم‌دانشگاهی‌ام است و در شرکتی کار می‌کند به من علاقه‌مند شد و قرار گذاشتیم با هم ازدواج کنیم. مهین گفت: اصلا تصور نمی‌کردم محمود به این شکل انتقام بگیرد و کینه به دل گرفته باشد، الان که فکر می‌کنم یادم می‌آید که عکس‌های چهره من که آرایش دارد متعلق به میهمانی دخترعمویم است و حتما پسرعمویم آنها را برداشته و با فتوشاپ روی عکس‌های یک عروسی انداخته است.
 
بازداشت توطئه‌گر

وقتی کارآگاهان به ردپای پسرعموی نوعروس رسیدند خیلی زود وی را احضار کردند و در حالی که محمود با ناراحتی می‌گفت چرا باید به وی شک کنند با دستور دادیار پرونده بازداشت شد. محمود در همه مراحل بازجویی خود را بی‌گناه نشان داد تا اینکه با دستور دادیار پرونده،، کارآگاهان به بازدید غافلگیرانه اتاق وی در خانه پدری‌اش پرداختند و در لابه‌لای کتاب‌هایش به نمونه‌های دیگری از عکس‌های دروغین عروسی برخوردند.
 
اعتراف عجیب
 
پسرعموی نوعروس که باور نمی‌کرد به این راحتی گرفتار شده باشد وقتی دید چاره‌ای جز اعتراف ندارد، گفت: من پسر بدی نیستم، اما وقتی دخترعمویم مرا پس زد، کینه‌ای شدم. در مدت 3 سال خیلی به خودم فشار آوردم که بی‌خیال شوم حتی در میهمانی‌ها حاضر نمی‌شدم. وی افزود: وقتی شنیدم قرار است مهین ازدواج کند به هم ریختم، همیشه عکس‌هایش را در اتاقم نگهداری می‌کردم، خواستم انتقام بگیرم و خودم با مهارتی که در کامپیوتر دارم، توانستم این عکس‌ها را تهیه کنم و با زیر نظر گرفتن مراسم عروسی از یک پیک خواستم پاکت عکس‌ها را به داماد برساند. بنابر این گزارش، در حالی که مهین از دست مسعود دلخور بود و نمی‌خواست دیگر با او ازدواج کند با پادرمیانی دادیار پرونده و ریش‌سفیدان فامیل عروس و داماد بزودی پای سفره عقد می‌نشینند.
 
 
 
----------------------------------
 

درخواست عجيب پس از مرگ عروس و داماد

ايران واشقاني فراهاني پدر عروس، پس از مرگ غم‌انگيز دختر و دامادش به دادگاه رفت و خواستار دريافت مهريه دخترش شد.

به گزارش خبرنگار ايران، اوايل فروردين‌ امسال زن و مردي به دادگاه خانواده شهريار رفته و با ارائه دادخواستي به شعبه هفتم، خواستار دريافت مهريه 150 سكه طلاي دختر مرحومشان شدند. پدر «سحر» درباره خواسته‌اش به قاضي گفت: «دخترم 17 ساله بود كه به پسر جواني علاقه‌مند شد. با وجود مخالفت خانواده‌ها، وصلت آنها خيلي زود سرگرفت اما افسوس كه زندگي مشترك‌شان مثل عمرشان، دوام كوتاهي داشت. چرا كه 2 سال پس از ازدواج آنها همزمان با نوروز 90 عازم سفر شدند كه متأسفانه در تصادف رانندگي هر دو جان باختند. حالا پس از دريافت گواهي حصر وراثت تصميم گرفته‌ايم تا مهريه دخترمان را از پدرشوهرش بگيريم. قاضي دادگاه پس از بررسي گواهي فوت عروس و داماد و عقدنامه آنها، دستور احضار پدرشوهر را صادر كرد. پيرمرد در پي اطلاع از خواسته والدين عروس سابقش گفت: «پسر و عروسم در حادثه رانندگي از دنيا رفتند. ضمن اين كه پسرم اموالي نداشت. مغازه‌اش هم اجاره‌اي بود و پسرم بجز قرض و بدهكاري، چيزي به ارث نگذاشت تا مهريه همسر مرحومش را بدهيم! قاضي پرونده پس از شنيدن اظهارات طرفين، اعلام كرد مهريه، ارث نيست بلكه حقوق مالي است كه براساس قانون به ورثه انتقال مي‌يابد و ورثه زن مي‌تواند آن را از ورثه شوهر مطالبه كند. بنابراين پدر داماد محكوم است تا يك‌سوم مهريه را به مادر عروس و مابقي آن را به پدر وي بپردازد. پس از صدور اين حكم، پدر شوهر به رأي دادگاه اعتراض كرد و خواستار رسيدگي مجدد به پرونده شد. وي به قضات شعبه 26 دادگاه تجديدنظر استان تهران گفت: وقتي به خواستگاري «سحر» رفتم، برادر بزرگترش ناراضي بود اما مخالفتش به جايي نرسيد. پسر كينه جو از همان روز دشمني با پسرم را شروع كرد تا اين كه يك سال بعد در اوج خشم و عصبانيت مغازه «ساسان» را به‌آتش كشيد و آنجا را تخريب كرد. براساس نظريه كارشناسي حدود 17 ميليون تومان خسارت به پسرم وارد شد و «ساسان» كه در آغاز زندگي مشتركش، پس‌اندازي نداشت با مشكل جدي مالي روبه‌رو شد. با شكايت پسرم از برادرزنش، او روانه زندان و به يك سال حبس محكوم شد. پسر مرحومم نيز با قرض از همسايگان و دريافت وام، به بازسازي و ترميم محل كارش پرداخت. اما افسوس كه مدتي بعد در سانحه رانندگي جان باخت و نتوانست بدهي طلبكارانش را بدهد. از سوي ديگر پدر عروسمان كه درصدد بود راهي براي آزادي پسرش از زندان بيابد، براي رضايت اقدام كرد و واسطه فرستاد كه نتيجه‌اي نگرفت. چرا كه هرگز فراموش نمي‌كنم چقدر به خاطر آزارهايشان پسرم عذاب كشيد و روز خوش نديد. حالا هم مهريه عروس مرحومم را به‌اجرا گذاشته‌اند تا ما را وادار به رضايت كرده و از اجراي حكم زندان فرار كنند. آقاي قاضي! انصاف نيست مشتريان و طلبكاران پسرم از دريافت پولشان نااميد شوند و پدرزن پسرم مهريه 75 ميليون توماني دخترش را پس از مرگ وي مطالبه كند. پدر عروس نيز در دفاع از خود گفت: حرف‌هاي مرد بدهكار، فقط درددل و افترا است. او بايد براي نپرداختن مهريه دلايل حقوقي ارائه دهد. طبق قانون ورثه دخترمان هستيم و مهريه‌اش را مي‌خواهيم. به گزارش خبرنگار ما، قرار است 3 قاضي پرونده پس از بررسي‌هاي نهايي حكم قطعي را صادر كنند.


-----------------------------------------
 
 
معماي جسد سوخته دختر ۱۶ ساله در تابوت!

سجادپور: اعضاي يک خانواده که قصد داشتند بدون اطلاع پليس و مراجع ذي ربط جسد سوخته اي را دفن کنند با هوشياري مقام قضايي موفق به انجام اين کار نشدند اين در حالي است که ۲ نفر ازنزديکان متوفي نيز به اتهام مشارکت در قتل عمدي بازداشت شدند و تحت بازجويي قرار گرفتند.
به گزارش خراسان ، ماجراي اين پرونده از آن جا آغاز شد که يکي از اهالي شهرک کوشک مهدي در جاده قديم قوچان به حرکات و رفتار اعضاي يک خانواده که در حال شست و شو و کفن و دفن دختر نوجواني بودند مشکوک شد و در تماس تلفني با مرکز فوريت هاي پليسي ۱۱۰ اعلام کرد اعضاي يک خانواده را در حال کفن کردن يک نفر مشاهده کرده است. به دنبال دريافت اين خبر، ماموران کلانتري کاظم آباد به آدرس اعلامي عزيمت و مشاهده کردند اعضاي يک خانواده مرده اي را پس از تغسيل کفن کرده اند و با گذاشتن آن داخل تابوت قصد دارند جسد را دفن کنند. اعضاي اين خانواده در پاسخ به سوالات ماموران انتظامي گفتند: دخترمان بيماري خاص و تشنج داشت که بر اثر همين بيماري فوت کرده است و ما نيز قصد داشتيم او را در گورستان محل دفن کنيم. آن ها هم چنين اظهار داشتند درباره مرگ دخترمان چون به طور طبيعي مرده، از کسي شکايتي نداريم و فقط مي خواهيم هرچه سريع تر او را دفن کنيم. در پي اظهارات اين خانواده ، ماموران انتظامي با تلفن همراه قاضي ويژه قتل عمد تماس گرفتند و ماجرا را توضيح دادند. اما اظهارات اعضاي اين خانواده که سعي داشتند هرچه سريع تر جسد را دفن کنند ظن مقام قضايي را برانگيخت بنابراين قاضي اسماعيل شاکر به پزشک قانوني و اکيپ بررسي صحنه جرم دستور داد تا با عزيمت به محل حادثه به بررسي دقيق جسد بپردازند تا علت مرگ اين دختر مشخص شود. وقتي پزشک قانوني و ماموران بررسي صحنه جرم به اين منزل مسکوني رفتند ماجرا را متفاوت با آن چه خانواده دختر ۱۶ ساله نقل کرده بودند، ديدند. آنان وقتي کفن را باز کردند با جسد دختر ۱۶ ساله اي مواجه شدند که به شدت سوخته بود.
بنابراين ماموران انتظامي در تماس دوباره با مقام قضايي اعلام کردند که جسد به طرز مشکوکي سوخته است. با دريافت اين خبر، بلافاصله قاضي شاکر براي انجام تحقيقات قضايي عازم شهرک کوشک مهدي شد و بدين ترتيب بررسي هاي قضايي و پليسي درباره اين ماجرا در حالي وارد مرحله جديدي شد که اعضاي خانواده که ديگر نمي توانستند اظهارات قبلي خود را تکرار کنند درباره چگونگي مرگ دختر ۱۶ ساله، ادعاي ديگري را مطرح کردند. آنان به قاضي ويژه قتل عمد گفتند؛ در اين شهرک وقتي برق شهري قطع مي شود ما از چراغ گردسوز استفاده مي کنيم امروز صبح نيز وقتي دخترمان به حمام رفت ديديم که نفت چراغ  گردسوز ريخته و او دچار آتش سوزي شده است اما بررسي هاي دقيق مقام قضايي مشخص کرد شدت اين آتش سوزي به حدي بوده که حتي دوش حمام ذوب شده است اين در حالي بود که لباس هاي دختر جوان نيز سوخته بود و گل سر وي نيز روي موهايش قرار داشت. اين گزارش حاکي است: معماي پيچيده اين پرونده در حالي مقابل بازپرس ويژه قتل عمد قرار گرفت که سوالات بي پاسخي مانند اين که دختر نوجوان چرا با لباس هايش براي استحمام به داخل حمام رفته است و چرا اعضاي اين خانواده موضوع را به پليس و ماجراي آتش سوزي را به سازمان آتش نشاني اطلاع نداده اند؟
هم چنان از زواياي پنهان اين ماجراست. تحقيقات پليس نيز که با راهنمايي هاي مقام قضايي در اين باره آغاز شده بود نشان داد که براي اولين بار فردي از تلفن همگاني با پليس ۱۱۰ تماس گرفته و ماجرا را اطلاع داده است.بنابراين گزارش، به دستور قاضي شاکر، آثار باقيمانده در محل آتش سوزي جمع آوري و جسد دختر نيز براي تعيين علت دقيق مرگ به پزشکي قانوني حمل شد. هم چنين تحقيقات مقام قضايي از اطرافيان متوفي بيانگر آن بود که دختر ۱۶ ساله شب قبل از حادثه را نيز در منزل يکي از بستگانش سپري کرده بود بنابراين بررسي هاي پليس براي مشخص شدن اين که مرگ اين دختر در پي خودکشي بوده است يا ارتکاب قتل ادامه دارد. از سوي ديگر نيز ۲ تن از بستگان متوفي که شب حادثه در منزل حضور داشتند به اتهام مشارکت در قتل عمدي بازداشت شده اند و بازجويي از آنان براي مشخص شدن زواياي پنهان اين پرونده آغاز شده است.منبع:خراسان
 
-----------------------------------------
 
 
مرد شيشه‌اي دوستش را جادوگر مي‌ديد

كارگر شيشه‌اي متوهم كه دوستش را جادوگر مي‌ديد براي رهايي از چنگال او، دست به جنايت هولناكي زد.
به گزارش خبرنگار جنايي ما، شامگاه دوشنبه مأموران كلانتري 157 مسعوديه از درگيري خونين در يك تعميرگاه خودرو واقع در خيابان خاوران باخبر شده و بلافاصله راهي محل حادثه شدند. مأموران پس از حضور در آنجا مرد جوان چاقو به دستي را ديدند كه همه را تهديد به مرگ مي‌كرد. سرانجام مأموران ايوب - 30ساله - را كه بر اثر مصرف موادمخدر حالت طبيعي نداشت دستگير كردند. پيكر خونين مجروح حادثه نيز از سوي امدادگران اورژانس به بيمارستان منتقل شد كه پزشكان مرگ وي را تأييد كردند. به دنبال اعلام جنايت به حسين روشن - بازپرس كشيك ويژه قتل - او به همراه تيم ويژه‌اي راهي محل حادثه شدند. يكي از شاهدان به آنها گفت: «من شب‌ها خودرو‌ام را در اين محل پارك مي‌كنم. به طور معمول هم شب‌ها چند كارگر در اينجا مي‌خوابند. خيرالله - مقتول - نيز يكي از آنها بود. چند شب قبل وقتي متوجه اختلاف او با ايوب شدم علت را پرسيدم كه گفت: «ايوب فكر مي‌كند جادوگرم و هر شب جن‌‌ها را به سراغش مي‌فرستم تا اذيتش كنند و آبرويش را ببرند. به همين علت از من كينه به دل گرفته و بشدت متنفر شده است.» وقتي امشب به تعميرگاه آمدم ايوب را با چهره‌اي خون‌آلود و چاقو به دست ديده و پليس را خبر كردم. عامل جنايت پس از انتقال به اداره دهم پليس آگاهي تهران ضمن اعتراف به قتل گفت: «من و مقتول از چند سال قبل با هم آشنا و دوست بوديم. شب‌ها هم براي مصرف شيشه به تعميرگاه مي‌رفتم اما از چند ماه قبل متوجه شدم او يك جادوگر است و دائم اذيتم مي‌كند و ...» بازپرس روشن پس از بازداشت متهم، وي را براي تكميل تحقيقات در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي قرار داد.

-----------------------------------------
 
 
مادري که نوزادش را کشت هنوز قادر به تکلم نيست

زن جواني که نوزاد ۱۶ روزه اش را با ۲ ضربه چاقو در مشهد به قتل رساند، هنوز در بيمارستان بستري است و قادر به تکلم نيست.به گزارش خراسان، ماجراي اين جنايت روز يکشنبه گذشته از آن جا آغاز شد که کادر درماني بيمارستان شهيدهاشمي نژاد در تماس با پليس از مرگ نوزادي که با ضربات چاقو مجروح شده بود، خبر دادند.

ماموران انتظامي نيز بلافاصله به بيمارستان رفتند و در تماس تلفني با قاضي ويژه قتل عمد ضمن تشريح ماجرا، اعلام کردند که پدر نوزاد نيز که در بيمارستان حضور داشت پس از مرگ فرزندش متواري شده است، به همين دليل و با توجه به اهميت موضوع، قاضي اسماعيل شاکر دستور بازداشت پدر کودک را صادر کرد و خود نيز براي بررسي موضوع به محل جنايت رفت.

در تحقيقات مشخص شد که مادر کودک پس از وارد کردن ضربات چاقو به بدن نوزاد، اقدام به خودزني کرده و به بيمارستان ۲۲بهمن مشهد منتقل شده است اما او قادر به پاسخگويي به بازجويي نبود.

گزارش خراسان حاکي است: پس از چند ساعت تحقيقات ميداني مقام قضايي و نيروهاي انتظامي مشخص شد که پدر کودک نقشي در ماجراي قتل نداشته است و به همين دليل بلافاصله قاضي ويژه قتل عمد دستور آزادي او را صادر کرد. اما بررسي هاي پليس درباره اين ماجراي هولناک به دليل اين که مادر کودک تا بعدازظهر روز گذشته هنوز قادر به تکلم نبود، ادامه دارد.

شايان ذکر است: مادر ۱۸ ساله که به دليل افسردگي پس از زايمان دست به اين عمل جنايتکارانه زده است، در بيمارستان ۲۲بهمن تحت نظر ماموران انتظامي قرار دارد.

 
 
----------------------------------------
 
 
سر بي کلاه!

احساس خوبي نسبت به دختر همسايه مان داشتم و هر روز که مي خواستم به سر کار بروم چند دقيقه منتظرش مي ماندم تا بيايد و او را ببينم. يک روز دلم را به دريا زدم و از ساغر خواستگاري کردم. مرد جوان در دايره اجتماعي کلانتري ۱۵ مشهد افزود: او ابرويي بالا انداخت و با لحني تند گفت: بهتر است پايت را اندازه گليم خودت دراز کني. با شنيدن اين حرف، قلبم گرفت و موضوع را به مادرم اطلاع دادم. خانواده ام گفتند با اين ازدواج موافق نيستند اما من که مي خواستم به هر قيمتي شده ساغر را به دست بياورم چند روزي از خانه قهر کردم. والدينم که آبروي خودشان را در خطر مي ديدند با خواسته ام موافقت کردند و به خواستگاري دختر مورد علاقه ام رفتند. پدر و مادر ساغر با روي باز ما را پذيرفتند و آن ها حتي دختر خود را در منگنه قرار دادند تا به اين ازدواج تن بدهد. مرد جوان افزود: من ساغر را با مهريه اي سنگين به عقد خودم درآوردم و ما زندگي مشترک خود را زير يک سقف سرد و بي روح آغاز کرديم. ساغر مرا دوست نداشت و اين احساس خود را در حرکات و رفتارش نشان مي داد. من خيلي از کارهاي او را ناديده مي گرفتم و با صبوري سعي داشتم همسرم را راضي نگه دارم. ولي با وجود گذشت ۵ سال هيچ تغييري در احساسات ساغر به وجود نيامد و او روز به روز از من بيشتر فاصله مي گرفت. شايد باور نکنيد، حتي خودرو و منزل مسکوني مان را به نام او انتقال سند دادم و چون خيلي دوستش داشتم حق طلاق را نيز به همسرم واگذار کردم ولي باز هم فايده اي نداشت. اين اواخر ساغر برخورد بسيار تحقيرآميزي داشت و کار به جايي رسيد که ما فقط به اسم و در ظاهر زن و شوهر بوديم. من که ديگر از اين شرايط خسته شده بودم يک روز پس از جر و بحثي مفصل از خانه قهر کردم و به منزل پدرم رفتم. براي اين که تجديد روحيه اي پيدا کنم چند روزي همراه پدر و مادرم براي مسافرت به جزاير زيباي خليج فارس رفتم و پس از بازگشت از سفر نيز ۱۵ روز از او بي خبر بودم اما ديروز غروب ساغر در تماسي تلفني که از دبي برقرار شده بود گفت: خانه و خودرو را فروخته و مي خواهد براي هميشه به اروپا برود. او مي گفت وکيلش براي طلاق قانوني اقدام کرده است و... . با عجله خودم را به خانه پدر ساغر رساندم آن ها نيز از او اظهار بي اطلاعي کردند و من مانده ام با اين سر بي کلاه و اين همه مشکلات.اميدوارم جوان ها در ازدواج و انتخاب همسر منطقي فکر کنند و هيچ پدر و مادري نيز فرزند خود را به ازدواج اجباري مجبور نکنند چون چنين ازدواجي هيچ ارزشي ندارد.
 
 
----------------------------------------
 

وقوع 35 درصد جرايم كشور در دو استان

جانشين فرمانده نيروي انتظامي از وقوع 35 درصد جرايم كشور در استان‌هاي تهران و البرز خبر داد.
سردار احمدرضا رادان گفت: به دليل ظرفيت‌هاي موجود در اين استان بعد از تصويب طرح پليس افتخاري مقرر شد اين طرح در استان البرز به صورت نمونه – پايلوت - اجرا شود. وي با بيان اينکه 35 درصد از جرائم کل کشور در استان‌هاي البرز و تهران رخ مي‌دهد افزود: با توجه به اينکه يک سوم جرايم کل کشور در اين استان‌ها اتفاق مي‌افتد 36 درصد کل تماس‌هاي 110 نيز مربوط به همين استان‌هاست.


----------------------------------------
 

طناب دار بر گردن چهار جنايتكار باغ شيطان

چهار عامل اصلی جنایت سياه در باغ شیطان، در حالي سحرگاه امروز پای چوبه دار رفتند كه يكي از قربانيان جزئيات تازه‌اي از ماجراي شب هولناك را تشريح كرد.

دکتر غلامرضا انصاری رئيس کل دادگستری استان اصفهان دیروز با اعلام این خبر در تشریح روند رسیدگی به پرونده گفت: پس از اعلام موضوع به پلیس و دادگستری بلافاصله عملیات ضربتی برای شناسایی و دستگیری تبهكاران آغاز شد و در مرحله نخست سه تن از مهاجمان در خمینی شهر دستگیر شدند. بقیه متهمان هم که مي‌دانستند مجازات سنگینی در انتظارشان است از استان اصفهان گريختند. با وجود اين بررسی ها نشان مي‌داد تبهکاران قصد خروج از کشور را دارند که در عملیات های جداگانه هشت تن دیگر از آنها در استان های خوزستان، سیستان و بلوچستان و فارس دستگیر شدند. پس از تکمیل تحقیقات از 9متهم، روز 18 مرداد امسال محاکمه ويژه آنها در دادگاه کیفری استان آغاز شد. اين در حالي بود كه تعدادی از متهمان وکیل گرفته بودند و برای بقیه هم وکیل تسخیری تعیین شد. پس از دو جلسه محاکمه قضات وارد شور شده و 7 تن از متهمان را به مجازات سنگینی محکوم کردند.دو تن از آنها نیز تبرئه شدند. پس از ابلاغ حکم به متهمان و شاكي‌ها و پایان مهلت قانونی 20 روزه، پرونده به‌خاطر اعتراض‌هاي متهمان به حکم مجازات و اعتراض دادستان اصفهان به تبرئه دو تن از متهمان به صورت ويژه به دیوان عالی کشور در تهران فرستاده شد. قضات شعبه 32 دیوان هم پس از بررسی‌هاي تخصصي، حکم مجازات تبهکاران را تأیید کردند. به دنبال اجازه اجرای حکم از سوی رئيس قوه قضائیه چهار تن از تبهکاران که به اعدام در ملأعام محکوم شده بودند ساعت 6 صبح چهارشنبه
– امروز - در بوستان بهشت خمینی‌شهر به دار مجازات آویخته شدند.
سوابق تبهکاران
رئيس کل دادگستری اصفهان درباره سوابق محکومان اعدامي گفت: متهم ردیف اول كه عباس نام دارد، مجرد بوده و 24 ساله است.او دوبار به اتهام آدم ربایی و رابطه نا مشروع دستگیر و زنداني شده بود. دومین محکوم به مرگ هم رجب علی- معروف به علی سیاه 23 ساله- است که به اتهام قدرت نمایی با قمه، شرب خمر و رابطه نامشروع پیش از این دستگیر شده بود. اصغر 20 ساله و مجرد متهم ردیف سوم پرونده است که او نیز به اتهام قدرت نمایی با قمه، شرب خمر و رابطه نامشروع دستگیر و راهی زندان شده بود. منصور 20 ساله و مجرد نیز چهارمین محکوم به اعدام است که به اتهام آدم ربایی به زندان محکوم شده بود. هر کدام از تبهکاران همچنین به اتهام سرقت مقرون به آزار، آدم ربایی و حبس غیرقانونی نیز به
28 سال زندان و 74 ضربه شلاق محکوم شده بودند که حکم شلاق روز سه شنبه در زندان اجرا شد. پرونده جواد و روح‌الله
- متهمان ردیف‌هاي پنجم و ششم- نيز در رابطه با زنای به عنف همچنان مفتوح است اما درباره دیگر اتهامات آنها به 28 سال زندان و تحمل 74 ضربه شلاق محکوم شده‌اند. غلامحسین متهم ردیف هفتم نیز به 9 سال زندان و 50 ضربه شلاق محکوم شده است. مجید و حسن - متهمان ردیف هشتم و نهم - هم از همه اتهامات تبرئه شدند. چرا که هیچ یک شاكي‌ها آنها را شناسایی نکردند و در باغ دوم نیز حضور نداشتند.
رئيس کل دادگستری استان اصفهان خاطر نشان کرد: متهمان ردیف‌هاي دهم و يازدهم نيز با قرار بازداشت در زندان هستند که بزودی محاکمه مي‌شوند. چهار متهم دیگر پرونده نيز همچنان فراری هستند. وی در پایان تأكيد کرد: برخورد دستگاه قضایی با متهمان ماجراي هولناك شهرستان خمینی‌شهر هشداری است برای تمام گناهکارانی که قصد ورود به حریم خصوصی شهروندان را داشته و دارند. دادگستری نيز با برخورد دقیق، به موقع و قانونی اجازه نخواهد داد عده‌ای کج اندیش، جو جامعه اسلامی را ملتهب کنند.
حادثه باغ شیطان از زبان يك قرباني
براساس اطلاعات به دست آمده یکی از قربانیان جنایت سیاه باغ شيطان درباره شب حادثه گفت: آن شب یکی از دوستانمان کلید باغ را از دوستش گرفت و ما هم برای برگزاری یک مهمانی به آنجا رفتیم. پس از جشن حدود ساعت 12 شب در حال صرف شام بودیم که چند مرد در حالی که چاقو و چوب در دست داشتند وارد شدند. آنها طوری صحبت مي‌کردند که ما تصور کنیم مأمور هستند. سپس مردان مهاجم، مردان همراه ما را جدا کرده و در اتاق باغ زندانی کردند. یکی از تبهکاران خواست سوار خودروی سمندی شویم. ما هم به تصور اینکه مي‌خواهند ما را به مقر خودشان ببرند بدون هیچ مقاومتی سوار شدیم. پس از طی مسافتی کوتاه مهاجمان ما را به باغی دیگر برده و آنجا پی به نیت شوم‌شان بردیم. پس از آن با التماس و زاری از آنها خواستیم ما را آزاد کنند اما تعدادی از افراد حاضر در باغ چهار تن از ما را به صورت وحشیانه مورد آزار و اذیت قرار دادند. هر يك از زن‌ها نيز هدف جنايت شیطانی چند تن از آنها شديم. پس از ساعتی آنها ما را با وضعیتی نامناسب در حوالی جاده رها کرده و گریختند. به نظرم مجازات اعدام برای جنایت این تبهكاران کم است اما از دستگاه قضایی به خاطر رسیدگی سریع به این پرونده تشکر مي‌کنيم. ولي هیچگاه خاطره تلخ آن شب را فراموش نمی‌کنم. حالا هم اغلب شب‌ها با کابوس از خواب مي‌پرم. روز چهارشنبه هم به طور حتم در محل اعدام حاضر مي‌شوم تا شاهد مجازات شیطان صفت‌ها باشم. امیدوارم متهمان فراری پرونده هم سریع‌تر دستگیر و مجازات شوند.»
 
 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: