فتحا... مجتبايي:
زبان علمي در همه جاي دنيا مشخص است. اگر لغاتي را که معادلسازي ميکنند، بريزند داخل زبان فارسي، زبان فارسي از زبان چيني هم سختتر ميشود
فتحا... مجتبايي معتقد است: ورود واژههاي بيگانه ناگزير است و براي برخي از اين واژهها ميتوانيم معادل بگذاريم؛ اما معادلسازي براي همه واژههاي بيگانه، آب در هاون کوبيدن است.
اين استاد دانشگاه و پژوهشگر پيشکسوت درباره اين موضوع که ورود واژگان بيگانه چقدر براي زبان فارسي تهديد محسوب ميشود، به ايسنا، گفت: زبان يک فرآيند طبيعي است که در شرايط مختلف از انسان ظاهر ميشود. در هر جامعهاي هم زبان در حال تحول بوده است. ورود واژگان بيگانه را نميتوان تهديد به حساب آورد. خود زبان يک دستگاه تصفيه دارد و بعد از مدتي خودش را تصفيه ميکند. جاي نگراني نيست؛ چون زبان يک پديده طبيعي است و دارد حرکت ميکند. همانطور که جامعه حرکت ميکند، زبان هم با آن حرکت ميکند. از اينکه چند لغت خارجي وارد زبان ميشود، ناموس زبان اشکالي پيدا نميکند.
او در ادامه درباره فينگليشنويسي نيز گفت: اگر فارسي را به درستي با خط انگليسي بنويسند، هيچ اشکالي ندارد. گاهي زبان به دو خط نوشته ميشود؛ اينها تعصبات خشک بيجاست، عوض اين کارها بايد يک الفباي لاتين درست را براي فارسي به وجود بياورند که آن هم نوشته شود و به کار بيايد. اين اتفاق خودش به غنا و گسترش زبان فارسي کمک ميکند. خطي را هم که ما الآن داريم، مال ما نبوده است و از عربي گرفتهايم. مجتبايي سپس درباره عملکرد فرهنگستان زبان و ادب فارسي در معادلسازي واژهها، گفت: برخي از واژههايي که در فرهنگستان تصويب ميشود، ضروري و کاراست. اما خود زبان يک سيستم تصفيه و صافي دارد که آن واژههايي را که لازم باشد، از اين صافي ميگذراند و حفظ ميکند. آنهايي هم که لازم نباشند، دور ريخته ميشوند.
او افزود: زبان علمي در همه جاي دنيا مشخص است. اگر لغاتي را که معادلسازي ميکنند، بريزند داخل زبان فارسي، زبان فارسي از زبان چيني هم سختتر ميشود. ورود واژههاي بيگانه ناگزير است. براي برخي از اين واژهها ميتوانيم معادل بگذاريم؛ مثلا به «ترن» بگوييم «قطار» و به جاي «الکتريسيته» بگذاريد «برق». اما تعداد اين واژهها آنقدر زياد است و هجوم آنقدر شديد است که شما نميتوانيد براي همه اين واژهها معادل بگذاريد.
مجتبايي ادامه داد: اهل علم معادل واژهها را قبول نميکنند. معادلسازي براي همه واژهها، آب در هاون کوبيدن است؛ زيرا هجوم به اندازهاي شديد است که مانند اين ميماند که شما با بيل و خاک بخواهيد جلو سيل بايستيد. دنيا زبان علم را پذيرفت. علم زبان خودش را دارد و مردم هم زبان خودشان را دارند.
او همچنين درباره ظرفيتها و قابليتهاي زبان فارسي براي واژهسازي و مقابله با تهديدها، گفت: زبان فارسي امکانات زيادي دارد و آنجايي که فرهنگستان از اين امکانات استفاده کرده است، واژگان ماندگار شدهاند؛ اما آنهاي ديگر باقي نميمانند. مجتبايي تأکيد کرد: براي «پليمر» معادل «بسپار» را قرار دادهاند. پليمر را بهتر ميشود فهميد تا «بسپار». من نميدانم چه کسي اينها را ميسازد؟ فرهنگستان کوشش خودش را ميکند. از اين واژگان برخي از آنها جا ميافتند؛ اما همه اين واژهها مسلما جا نخواهند افتاد. کسي که اين علوم را ميخواند يا درس ميخواند، با واژههاي اصلي اين کار را انجام ميدهد. جلو اين فرآيند را نميشود گرفت. اين اتفاق به ناموس زبان ضرري نميرساند.
اين استاد پيشکسوت درباره نوشتن به زبان گفتار و تأثير آن بر زبان معيار، گفت: هميشه زبان گفتار بر زبان نوشتار اثر ميگذارد. زبان نوشتار عقبتر ميرود و زبان گفتار جلو ميرود. اما بايد کاري کرد تا زبان گفتار با زبان نوشتار آشتي کنند. اين اشتباه است که «ميتواني» را «ميتوني» بنويسي. ميتواني را بايد «ميتواني» نوشت و «ميتوني» خواند. الآن در پيامکها هم شکسته مينويسند؛ اين غلط است. بايد زبان گفتار و نوشتار را با هم آشتي داد. او سپس درباره استفاده جوانها از برخي واژگان خاص، گفت: اين اتفاق در همه جاي دنيا ميافتد. در کشورهاي مختلف، جوانان لغات خودشان را دارند که برخي از آنها وارد زبان ميشود. البته خود جوانها هم که بزرگ ميشوند، اين واژهها را فراموش ميکنند. اين موضوع تهديدي براي زبان محسوب نميشود. منبع: خراسان