کد خبر:۵۶۵
تاریخ انتشار: ۳۰ تير ۱۳۸۷ - ۱۴:۳۲
تعداد بازدید: 4054
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
ازدواج به شرط اقتصاد يا بلوغ
شرايط اخير جامعه دو مساله «ازدواج» و «اقتصاد» را چنان ناميمون و نامبارک به عقد دائمي هم در آورده که جوانان را پير و فرتوت و نااميد کرده است.
شرايط اخير جامعه دو مساله «ازدواج» و «اقتصاد» را چنان ناميمون و نامبارک به عقد دائمي هم در آورده که جوانان را پير و فرتوت و نااميد کرده است. به محض تبادر مفهوم «ازدواج» حتي در ذهن، «اقتصاد» هم مانند غولي بي شاخ و دم از راه مي رسد و در صفحه ذهن نقش مي بندد و طوري تمام تصاوير زيبا و جذاب ازدواج را مي بلعد که جايي براي عرض اندام هيچ گزينه و مورد ديگري باقي نمي گذارد. تو گويي اقتصاد تنها شرط لازم و کافي ازدواج است. اين تصوير اغراق آميز، اقتصاد را به شرط چاقوي هندوانه در بسته ازدواج تبديل مي کند که مي گويد، هر گاه کسي به قول معروف دستش در جيب خودش برود

- البته با شرايط کنوني بايد جيبي عريض و طويل دوخته باشد تا دستش حداقل تا آرنج در آن فرو برود
-خود به خود ازدواج مي کند و ازدواج وي نيز موفق از آب در مي آيد.

به نظر نگارنده وضع اقتصادي مناسب، يکي از جلوه هاي انسان موفق است. البته با بيان اين مطلب در اينجا نمي خواهم آرمان گرايي کنم و شعار بدهم و به انشاي معروف «پول خوشبختي نمي آورد» بپردازم. موضوع اين يادداشت پرداختن به امر ديگري است.

همان گونه که مي دانيد با اينکه ازدواج ناشي از بروز روابط عاشقانه و عاطفي جوششي و فراتر از قرار گرفتن در چارچوب مصوبات و قوانين است، ولي ضوابط خاصي دارد و از بار حقوقي برخوردار است که بدون احراز آنها ازدواج، امري غيرقانوني تلقي شده و از انجام آن ممانعت به عمل مي آيد. در مطالعه اين شرايط ملاحظه مي شود تقريباً در هيچ کتاب حقوقي نوشته نشده که يکي از شرايط اصلي ازدواج به لحاظ حقوقي، وضع اقتصادي مناسب است.

اگر قرار بر اين بود، بايد شاخصه هاي کمي آن نيز اعلام مي شد. مثلاً اعلام مي شد مرد يا زني که قصد ازدواج دارد، بايد فلان مقدار ريال درآمد در ماه يا سال و... داشته باشد. ولي در مقابل صراحتاً اعلام شده که يکي از شرايط اصلي ازدواج بلوغ کامل عقلي و جسمي زوجين است؛ و شاخصه هاي کيفي و کمي آن نيز براي دختران و پسران بيان شده است.

با ذکر شرايط حقوقي ازدواج خواستم به معرفي يک شرط حقيقي و اساسي ازدواج که مدتي است به بوته فراموشي سپرده شده، بپردازم؛ اين شرط مهم « بلوغ» است

يک فرد بالغ است که مي تواند در مناسبات اجتماعي و سياسي وارد شود و نقش آفريني کند. دکتر هاد فيلد يکي از روانشناسان بنام انگلستان که شهرت بين المللي دارد در کتاب روانشناسي کودک و بالغ که به دقت به تفکيک مراحل گوناگون رشد و پرورش کودک و بالغ پرداخته در اين باره معتقد است؛ «ما رشد مي کنيم ولي به همان نسبت پرورش نمي يابيم. رشد امري است که بستگي به جسم دارد و حال آنکه پرورش مربوط به روان است. اشخاصي هستند که رشد مي کنند، ولي پرورش نمي يابند.

بلوغ يکي از مصادر نيکي ها در زندگي فردي و اجتماعي به شمار رفته که اگر به هر دليل به تعويق افتد يا با نقص همرا شود، تمام عرصه هاي زندگي انسان دچار مشکلات عديده يي خواهند شد. وضع اقتصادي مناسب هم وصفي است که به انسان بالغ متصف مي شود نه کودک. درست است که کودکان زيادي در سطح شهر ديده مي شوند که با تکدي گري و دوره گردي و شاگردي به امرار معاش مي پردازند، اما اولاً به تبع آن نيز شاهد مقابله فعالان حقوق کودکان هستيم که قصد دارند از آنها دفاع کنند و ثانياً در آمد زايي آنها لزومي بر استقلال و آزادي انتخاب و آگاهي شان ندارد.

از طرفي همه خوب مي دانيم اين فقط شکم گرسنه و دست خالي نيست که موجب اصلي جرم و جنايت و خيانت مي شود. اگر تنگ دستي و فقر مادي يکي از علل اصلي بزهکاري و عدم ازدواج يا طلاق باشد، عدم مسووليت پذيري، وابستگي فکري و رفتاري، عدم وفاي به عهد، فقدان آگاهي و شعور اجتماعي و... از ساير دلايل اصلي مشکلات اجتماعي به شمار مي آيند.

وقتي در جامعه يي مصرف گرايي و نبود مسووليت پذيري و باري به هر جهت بودن و بيکاري نشو و نما پيدا مي کنند، اين موارد به منزله پايين آمدن سن بلوغ يا به عبارتي امتداد يافتن کودکي تا سنين بالا است.

اگر تربيت صحيح در جامعه نباشد، کسي به مرز بلوغ نخواهد رسيد و صحبت از اخلاق و رعايت اصول فقهي و حقوقي محلي از اعراب نخواهند داشت. در چنين شرايطي هيچ حق و حقوقي رعايت نمي شود و ازدواج نيز يا انجام نمي شود يا با شکست مواجه مي شود. (خلاصه شده)نويسنده :پويا سالم کار
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: