کد خبر:۵۶۱۰
تاریخ انتشار: ۱۷ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۲:۱۳
تعداد بازدید: 8284
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
کتاب خوب در مافیای توزیع گم می‌شود
وقتی یک کتابی نوشته می‌شود و مدت‌ها منتظر دریافت مجوز می‌ماند همین انتظار انگیزه را از مولف و ناشر می‌گیرد.چنین برخوردهایی در تولید اثر فرهنگی تاثیر منفی دارد.
کریم رجب‌زاده از شاعران پیشکسوت کشورمان است که در قالب‌های شعری مختلف اعم از کلاسیک مثل غزل، رباعی، دوبیتی، مثنوی و نیمایی و سپید به سرودن پرداخته است و این روزها که 64 سال از عمرش گذشته، مشغول پژوهش و نگارش و سرایش است.

گفتگوی دلچسبی با او داشتم که در خلال آن «دخترم» صدایم می‌کند و چندبار صحبت‌هایش را در باب مشکلات عرصه کتاب و کتابخوانی مستند می‌کند به یک عمر فعالیت ادبی و همچنین تجربیاتش در عرصه کتابفروشی که این روزها هم مشغول بدان است.

اول می‌خواهم از او درباره کتاب‌هایی که چندی پیش از آنها خبر داده بود، بپرسم، ولی در همان نخستین پرسش تصمیمم عوض می‌شود و می‌روم سراغ بحث مشکلات انتشار و توزیع کتاب به ویژه کتاب شعر و مساله آمار مطالعه و وضعیت اهالی فرهنگ در کشورمان.

* آقای رجب‌زاده از نگاه شما، حال و وضع جریان نشر در کشور چطور است؟

در مملکتی که 70 میلیون جمعیت دارد و اگر از 50 درصد این جمعیت هم صرفنظر کنیم و بگوییم این میزان به هر دلیلی در شرایطی نیستند که مطالعه کنند، ولی با همان 50 درصد بقیه آیا میانگین شمارگان هزار نسخه برای کتاب‌ها فاجعه‌آمیز نیست؟

* فکر نمی‌کنید اوضاع در کشورهای دیگر هم اینگونه است و ما خیلی به خودمان سخت می‌گیریم؟

سال‌های اول انقلاب کتابی ترجمه و منتشر شد که در آن هفت گفتگو با هفت چهره برتر ادبی آورده شده بود. در آنجا پابلو نرودا گفته بود که با پول فروش اولین مجموعه شعرش ویلا خریده است و یا کارلوس فوئنتس را در ادبیات داستانی داریم که برای خودش دفتر کار و کارمند دارد و کارش فقط نوشتن است و این دفتر و کارمندها هم در خدمت نوشتن اوست. ولی در کشور ما اینگونه نیست.

* در کشور ما اصلا نویسندگی و شاعری که شغل حساب نمی‌شود. اگر بگویی شاعرم، باز می‌پرسند خب شغلت چیست!

نمی‌شود که هم نویسنده باشی هم همه وقتت را به کار دیگری مشغول باشی مثلاً تا پاسی از شب ناگزیر به کار کردن روی تاکسی باشی. مگر می‌شود از پس خستگی یک روز بیایی و بنشینی و محصول فرهنگی تولید کنی؟ دیگر ذهن این فرد کشته می‌شود.

* یعنی انتظار می‌رود از اهالی فرهنگ حمایت شود؟

این حمایت خودش جای بحث دارد. گاهی وقتی نهادها و یا مسئولان از اهالی فرهنگ حمایت می‌کنند از آنها انتظاراتی هم دارند که کار به جایی می‌رسد که اهالی فرهنگ ترجیح می‌دهند با همه سختی‌ها و نداری‌ها بسازند، ولی زیر بار این انتظارات نروند و خود را بدنام نکنند. این حمایت باید به نوعی در فضای کلی فرهنگ جاری و ساری باشد که شرایط کار را برای ادبا فراهم کند تا آنها با فراغ بال کار کنند. شما ببینید مولانا که آن همه شعر سروده، لابد وقت و تمرکز روح و ذهن داشته است. باید بستر کار فرهنگی فراهم شود. شما ببینید مارکز، چضور مارکز می‌شود. خب اهالی فرهنگ ما هم نیاز به این نوع حمایت‌ها دارند. برای جامعه باید فرهنگ تولید کرد و راهش هم این است که اهالی فرهنگ بتوانند کار کنند.

* مگر اهالی فرهنگ امروزِ نمی‌توانند با فراغ بال کار کنند؟

وقتی یک کتابی نوشته می‌شود و مدت‌ها منتظر دریافت مجوز می‌ماند ـ نمی‌خواهم بگویم در این تعلل هم غرضی هست ـ ولی همین انتظار انگیزه را از مولف و ناشر می‌گیرد. چنین برخوردهایی در تولید اثر فرهنگی تاثیر منفی دارد. هرقدر رغبت ناشران برای کار کمتر شود وضعیت مولفان و مترجمان هم سخت‌تر می‌شود.

* حال با وجود این مشکلات کلی، وضعیت نشر شعر و جایگاه فعلی شعر و شاعری را چگونه می‌بینید؟

یک زمانی شعر، چشم و چراغ همه هنرها در ایران بود. همه هنرها را با شعر می‌سنجیدند و یا به شعر مزین می‌کردند، ولی امروز دیگر شعر حرف اول را نمی‌زند که بخشی از آن هم برمی‌گردد به نوع کارکرد شاعران و رفتارهایی که در شعر انجام شده است. این رفتارها غلط یا درست باعث شده شعر مخاطب‌گریز باشد. مردم دیگر علاقه گذشته را به شعر ندارند. در حال حاضر وضعیت ادبیات داستانی بهتر است.

* یعنی اگر مجموعه شعر خوبی هم چاپ شود مخاطب از آن استقبال نمی‌کند؟

اگر مجموعه شعر خوبی هم باشد، مشکلات دیگری سر راهش است. شما ببینید یک کتاب خوب چه فرصت‌هایی برای معرفی شدن به جامعه در اختیار دارد؟ چقدر از وقت و برنامه‌های رسانه ملی به ویژه تلویزیون به معرفی کتاب و برنامه‌های مرتبط با کتابخوانی اختصاص دارد؟ آیا آنقدر که سریال و فیلم و برنامه ورزشی و آشپزی پخش می‌شود به برنامه‌های فرهنگی و کتاب هم توجه دارند؟ چه اشکالی دارد برنامه‌های مختلفی ساخته شود که در آنها کتاب‌های خوب معرفی شود، بخش‌هایی از آنها را برای مردم بخوانند و گفتگویی هم با مولفان و مترجمان و ناشرن و دیگر دست‌اندرکاران عرصه چاپ و نشر داشته باشند؟

* خب لابد برنامه‌های آشپزی مهم‌تر هستند!

رسانه ملی وظایفش را فراموش کرده است. ما مگر چقدر به برنامه آشپزی احتیاج داریم؟ از صبح تا شام همه کانال‌ها بالاخره یک برنامه آشپزی دارند و یک نفر دارد به ما آشپزی یاد می‌دهد. ما نمی‌گوییم برنامه ورزشی و آشپزی نباشد، ولی جایی هم برای کتاب باز کنند.

* شعر و شاعری این روزها دیگر با چه مشکلاتی روبه رو است؟

حالا وقتی کتاب شعری چاپ می‌شود، باز هم غریب است. یک کتاب با شمارگان هزار نسخه چاپ می‌شود که همین نسخه‌ها هم در مافیای توزیع گم می‌شود. این مافیا کتاب‌های خاص را خوب توزیع می‌کنند و بقیه آثار معلوم نیست دچار چه سرنوشتی می‌شوند. برخی کتاب‌ها همه جا هست. چند روز پیش در فرودگاه بودم، دیدم در فروشگاه آنجا هم برخی رمان‌های خاص و به اصطلاح عامه‌پسند وجود دارد، ولی اثری از آثار شاخص ادبیات داستانی ما نیست. در چنین شرایطی دیگر میلی برای کار نمی‌ماند.

* گویا ناشران هم ترجیح می‌دهند چاپ چندم دیوان حافظ را منتشر کنند تا کتاب شعر یک شاعر معاصر را.

بله چون فروش آن تضمین بیشتری دارد تا اینکه مثلاً کتاب شعر مرا چاپ کنند. گرچه ما باید سنت‌ها و آثار کلاسیک شعریمان را به بهترین نحو حفظ کنیم، ولی همچنان باید حواسمان باشد که بستری فراهم کنیم تا شاعران بزرگ معاصر هم تربیت شوند و یا دست‌کم کاری نکنیم از بزرگی بزرگان امروزمان کاسته شود و آنقدر بی‌انگیزه شوند که به مرور دیگر اثر شاخصی خلق نکنند.

* عامه مردم چرا چندان برای خرید شعر معاصر رغبتی ندارند؟

ما گرچه جامعه باسوادی داریم، ولی این جامعه باسواد به مطالعه آزاد میل چندانی ندارد و سوادش در شاخه علمی خودش تخصصی است و به همین دلیل سواد عمومی کم است. شما می‌بینید کتاب‌ها در کتابخانه‌های عمومی خاک می‌خورند و بچه‌ها در فضای کتابخانه‌ها درس می‌خوانند. من خودم کتابفروش هستم و می‌بینم که در طول هفته چقدر فروش کتاب پایین است. واقعا چطور شد که جامعه ما به چنین جایی رسید؟ باید دنبال این چرایی باشیم.

* ما هم به دنبال همین چرایی هستیم. برای خاتمه بحث فکر می‌کنم می‌شود نگاهی هم به قیمت کتاب داشت.

بالا بودن قیمت کتاب‌ها هم یک مانع است برای آنهایی که می‌خواهند کتاب بخرند. من بارها با مراجعه‌کنندگانی به کتابفروشی روبه‌رو شده‌ام که وقتی قیمت را متوجه شدند از خرید کتاب صرفنظر کردند.
منبع: خبرگزاري مهر
برچسب ها: كتاب ، مافيا ، نشر
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: