کد خبر:۵۵۹۳
تاریخ انتشار: ۱۳ شهريور ۱۳۹۰ - ۰۸:۳۰
تعداد بازدید: 2584
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
اعتراف به قتل دختر رواني به دليل عذاب وجدان
عاملان قتل دختر رواني كه منكر جنايت شده ‌بودند در جلسه محاكمه‌ به دليل عذاب وجدان به قتل اعتراف كردند.
عاملان قتل دختر رواني كه منكر جنايت شده ‌بودند در جلسه محاكمه‌ به دليل عذاب وجدان به قتل اعتراف كردند. در ابتداي اين جلسه محاكمه كه صبح ديروز برگزار شد نماينده دادستان خطاب به قضات شعبه 71 دادگاه كيفري ‌استان تهران گفت: ماموران كلانتري امين‌آباد تهران، چهارم ارديبهشت سال گذشته خبر دادند جسد دختري جوان كه به نظر مي‌رسد به قتل رسيده در خياباني خلوت پيدا شده ‌است. جسد به پزشكي قانوني انتقال يافت و بررسي‌ها براي مشخص شدن هويت اين دختر آغاز شد. زماني كه ماموران پرونده مفقودي‌هاي چند روز قبل را مطالعه كردند، متوجه شدند جنازه متعلق به دختري به نام ساراست كه مادرش دو روز قبل از پيدا شدن جسد، گم شدن او را به پليس اطلاع داده بود. وقتي مادر سارا مورد بازجويي‌ قرار گرفت، گفت: دخترم مدتي قبل به دليل بيماري رواني در بيمارستان روزبه‌ تهران بستري شد. او به خاطر بيماري رواني‌اش به شيشه اعتياد پيدا كرده‌ بود. روزي كه گم شد به من گفت براي خريد شيشه بيرون مي‌رود اما ديگر برنگشت. نماينده دادستان ادامه داد: «پليس با رديابي شماره تلفن همراه سارا متوجه شد اين دختر با پسري به نام هومن ارتباط داشت. هومن شناسايي و بازداشت و در نهايت مشخص شد اين پسر با همدستي دوستش وحيد، سارا را به خانه‌اي كشانده و بعد از برقراري ارتباط با دختر جوان او را به قتل رسانده‌ است. در ادامه مادر سارا در جايگاه حاضر شد و گفت: اگر متهمان حاضر به پرداخت ديه باشند درخواست ديه مي‌كنم و نمي‌خواهم اين دو جوان كه مي‌توانند آينده خوبي داشته ‌باشند، قصاص شوند. او درباره گم شدن دخترش گفت: سارا بيماري روحي داشت و به همين دليل هم در بيمارستان بستري شد. او نمي‌توانست بر بيماري‌اش غلبه كند و به سمت مواد رفت. من هم مانعش نمي‌شدم چون حالش اصلا خوب نبود. آن روز هم رفته بود مواد بخرد كه ديگر برنگشت. سپس وحيد، متهم رديف اول در جايگاه حاضر شد. او اتهام قتل سارا را رد كرد و گفت: من در قتل نقشي نداشتم. اصلا سارا را نمي‌شناسم و نمي‌دانم چرا من را بازداشت كرده‌اند. او در پاسخ به اين سوال كه اگر سارا را نمي‌شناخت چطور سيم‌كارت اين دختر در خانه‌ او پيدا شده‌ است، گفت: نمي‌دانم سيم‌كارت چطور وارد خانه من شد. در اين هنگام قاضي عزيزمحمدي-رييس دادگاه- خطاب به اين متهم گفت: مادر سارا زن مهرباني است، بهتر است واقعيت را بگويي تا از او رضايت بگيريم. متهم باز هم اتهامش را قبول نكرد و گفت سارا را نكشته است و پولي هم براي پرداخت ديه ندارد. وقتي نوبت به هومن، متهم رديف دوم رسيد او نيز اتهام قتل را رد كرد و گفت: من در اين قتل نقشي نداشتم و هيچ اتهامي را قبول نمي‌كنم. من و وحيد اصلا سارا را نمي‌شناختيم و اشتباهي بازداشت شديم. در حالي‌كه وحيد از سوي قاضي عزيزمحمدي براي بيان آخرين دفاع در جايگاه حاضر شده‌ بود ناگهان حرف‌هايش را تغيير داد و گفت: عذاب وجدان دارم اجازه دهيد واقعيت را بگويم. آن روز هومن با من تماس گرفت و گفت دختري به نام سارا حاضر است با ما رابطه برقرار كند. من هم اجازه دادم او را به خانه من بياورد، سارا و هومن آمدند. اول من با سارا رابطه برقرار كردم و بعد نوبت هومن شد. قرار بود نفري 10هزار تومان به او بدهيم اما پولي نداشتيم و سارا عصباني شد و فرياد زد. من هم دستم را روي دهنش گذاشتم. نمي‌دانستم بيمار است فقط مي‌خواستم ساكتش كنم اما او مرد. بعد با همكاري هومن جسد را لاي پتو پيچيديم و در بيابان رها كرديم. من خيلي عذاب وجدان دارم و از مادر سارا مي‌خواهم من را ببخشد. حاضرم ديه بدهم اما از او خواهش مي‌كنم با توجه به اينكه خانواده فقيري دارم و پولي نداريم به ما تخفيف بدهد. پدر و مادر من آنقدر فقير هستند كه بهزيستي آنها را تحت پوشش قرار داده‌ است. وقتي وحيد اعتراف كرد، هومن همچنان بر ادعا‌هاي خود باقي بود تا اينكه وكيل مدافع او توانست اين پسر را قانع كند، واقعيت را بگويد. متهم اين بار گفت: من هم از كرده خودم پشيمان هستم و از مادر سارا درخواست بخشش دارم. ما آنقدر فقير هستيم كه به خاطر 20هزار تومان سارا را كشتيم. بنا بر اين گزارش، بعد از پايان جلسه محاكمه، دو متهم به پاي مادر سارا افتادند و درخواست بخشش كردند. سپس هيات قضات وارد شور شدند و دو متهم را به جرم رابطه نامشروع به 80 ضربه شلاق و زندان محكوم كردند. وحيد متهم رديف اول به اتهام قتل به پرداخت ديه نيز محكوم شد. منبع: شرق
 
-------------------------------
 
ماری توسط یک مرد 54ساله گزیده شد!

 
مرد 54 ساله ماری را گاز گرفت و آن را روانه دامپزشکی کرد. به گزارش پانا به نقل از خبرگزاری فرانسه، ماری توسط یک انسان گاز گرفته شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت.
بر اساس گزارش پلیس امریکا، مردی پس از دراز کشیدن زیر یک درخت مورد حمله مار قرار گرفت وی برای دفاع از خود مار را گاز گرفت. مار پس از گزیده شدن توسط مرد 54 ساله راهی دامپزشکی شد. مرد 54 ساله هنگامی که زیر درخت دراز کشیده بود توسط نیروی پلیس بازداشت شد. پلیس امریکا وی را به سبب آزار دادن مار جریمه نقدی کرد.
 
 
------------------------------------
 
 
اسير فساد و اعتياد

در منجلاب فساد و اعتياد غوطه ور شده ام و براي اين که بچه هايم قرباني کارهاي خطايم نشوند آن ها را به يکي از مراکز نگهداري کودکان بدسرپرست تحويل داده ام.
من در مدت کوتاهي به اين ريخت و قيافه درآمده ام و حالا ديگر مردان بوالهوس نيز نگاهم نمي کنند و...
«شيوا» در بيان قصه تلخ زندگي اش به کارشناس اجتماعي کلانتري طبرسي جنوبي مشهد گفت: ۱۷ ساله بودم که عاشق پسري جوان شدم و هرچه خانواده ام گفتند اين آدم  اهل زندگي نيست به حرف هاي آن ها توجهي نکردم و با اين عشق احساسي خودم را بيچاره و بدبخت کردم.من براي رسيدن به مرد روياهايم دست به خودکشي زدم و اگر تنها چند دقيقه خانواده ام مرا ديرتر به بيمارستان رسانده بودند جانم را از دست مي دادم. پدر و مادرم که واقعا نگرانم بودند در آن شرايط از ترس آبرويشان با ازدواج من موافقت کردند و پا به خانه مردي گذاشتم که فاسد و بوالهوس بود و به موادمخدر اعتياد داشت.زن ۲۴ ساله افزود: من از اين زندگي خيري نديدم و پس از آن که خام وعده هاي يکي از دوستان شوهرم که براي استعمال موادمخدر به خانه ما رفت و آمد داشت شدم از همسرم طلاق گرفتم و با اين جوان ازدواج کردم. اما اين مرد نيز از شوهر قبلي ام بدتر از آب درآمد. او مرا به دام موادمخدر و اعتياد انداخت و سپس رهايم کرد و به دنبال کارهاي زشت خودش رفت. من بعد از مدتي به طور غيابي طلاق گرفتم و اين بار با جواني آشنا شدم که خيلي ساده و زودباور بود. متاسفانه اين جوان ساده لوح را براي اين که تحت کنترل خودم در بياورم به دام موادمخدر انداختم و تا مدتي خرج و مخارج زندگي و هزينه هاي تهيه مواد از طريق او جور شد. من و اين پسر جوان به طور کاملا مخفيانه و پنهاني با هم ازدواج کرديم. اما پس از چند ماه او با موتورسيکلت تصادف کرد و چون کلاه ايمني به سر نداشت به علت ضربه وارد شده به سرش جان باخت. بعد از مرگ اين مرد فهميدم باردار هستم و با شرمندگي به خانه خاله ام رفتم. من تا زمان وضع حمل درآن جا بودم و سپس نوزاد سه ماهه و فرزندي که از شوهر اولم داشتم به مرکز نگهداري کودکان بدسرپرست سپردم و خودم به معتادي ولگرد تبديل شدم که ديگر برايم مهم نبود چه کار مي کنم، کجا مي روم و ... .
زن جوان اشک هايش را پاک کرد و گفت: من در خانواده اي بزرگ شدم که پدر و مادرم بين پسر و دختر خيلي فرق مي گذاشتند. همين باورهاي نادرست بود که باعث شد حس خود کم بيني در وجودم عميق شود و فريب چرب زباني هاي خياباني را بخورم. خراسان
 
 
--------------------------------------------
 
 
تقليد صدا بهانه‌اي براي اخاذي بود 

معاون اجتماعي پليس آذربايجان‌شرقي از دستگيري فردي که با شيادي و تقليد صدا اقدام به اخاذي مي‌کرد خبرداد. سرهنگ فرامرزي در تشريح جزئيات اين خبر گفت: در پي دريافت گزارشات مردمي و اطلاعات به‌دست آمده مبني بر اخاذي فردي كه با تقليد صدا در مرند اقدام به اخاذي از افراد مي‌كرد بررسي موضوع در دستور کار پليس امنيت عمومي و پليس مبازره با مفاسد اخلاقي شهرستان قرار گرفت. معاون اجتماعي پليس آذربايجان‌شرقي ادامه داد: با تحقيقات انجام گرفته مشخص شد که متهم اهل يکي از مناطق شهرستان مرند است و پس برقراري تماس تلفني با تعدادي از ساکنان شهر و تقليد صداي دخترانه و طرح سخنان محرک، غيراخلاقي و بسيار مبتذل اقدام به اغفال افراد كرده است. وي افزود: اين فرد کليه مکالمات انجام گرفته را ضبط كرده و پس از چند روز مجدداً با افراد تماس گرفته و از آنان اخاذي و تهديد مي‌کرد كه در صورت عدم پرداخت وجه، مکالمات را با استفاده از بلوتوث در سطح شهر پخش خواهد کرد و در مورد کساني که توجهي به تهديدات وي نداشته‌اند اقدام به پخش مکالمات كرده است. فرامرزي گفت: اين موضوع در سطح شهر علاوه بر اينکه باعث هتک حرمت و حيثيت آبروي افراد در جامعه و نزد خانواده‌هايشان شد، جريحه‌دار شدن عفت عمومي جامعه را نيز در پي داشت. معاون اجتماعي پليس آذربايجان شرقي گفت: با تحقيقات انجام شده متهم به همراه افراد مورد هتک حرمت قرارگرفته شناسايي و پس از تشکيل پرونده به مرجع قضايي معرفي شدند. وي گفت: متهم پس از صدور قرار وثيقه روانه زندان مرند شد.قدس
 
 
-------------------------------------------
 
 
سفر ناگهانی تازه‌داماد به خارج 

زني در دادگاه گفت: با اينكه زندگي خوب و آرامي را با همسرم شروع كردم اما به يك باره با رفتنش به خارج از كشور همه چيز خراب شد.
اين زن با حضور در دادگاه خانواده و ارائه درخواست طلاق گفت: از يك سال پيش به‌طور سنتي به عقد همسرم درآمدم. در اين مدت كوتاه زندگي خوب و بدون مشاجره‌اي داشتيم. حتي در خواب هم نمي‌ديدم كه روزي بخواهم درخواست طلاق بدهم. وي افزود: زماني كه به عقد شوهرم درآمدم 25 سال داشتم و او مردي 31 ساله، بااخلاق و مهربان بود اما واقعا نمي‌دانم چرا يك‌باره همه چيز خراب شد و زندگي‌مان كه با محبت و اعتماد به يكديگر پايه‌ريزي شده بود، ويران شد. اين زن جوان در پاسخ به پرسش قاضي دادگاه مبني بر اينكه اكنون دليل درخواست طلاقتان چيست، گفت: تنها 6 ماه از ازدواجمان گذشته بود كه همسرم ديگر به خانه نيامد. ابتدا فكر كردم اتفاقي براي او افتاده؛ همه جا را به دنبال او گشتم و زماني كه از خانواده شوهرم سراغ او را مي‌گرفتم، اظهار بي‌اطلاعي مي‌كردند. وي ادامه داد: 2 ماه همه جا را به دنبال شوهرم گشتم و هيچ نشاني از او پيدا نكردم تا اينكه پدر همسرم در تماس تلفني به من گفت كه او براي هميشه به خارج از كشور سفر كرده است، زماني كه اين خبر را شنيدم ابتدا باور نداشتم، زيرا دليلي نداشت همسرم بدون اينكه به من اطلاع دهد به سفر برود. اين زن جوان گفت: من و شوهرم هيچ مشكل و اختلافي در دوران كوتاه زندگي‌مان نداشتيم. غيبت ناگهاني همسرم براي من بسيار موجب تعجب بود. وي ادامه داد: اكنون خواهان طلاق غيابي هستم زيرا كسي كه بدون دليل زندگي‌اش را ترك كند، ثبات شخصيت ندارد و قابل‌اعتماد نيست و بعد از گذشت اين مدت تماسي با او نداشتم و هنوز متوجه نشدم كه شوهرم به چه دليل به خارج از كشور سفر كرده است. قاضي دادگاه نيز در ادامه حكمي مبني بر طلاق صادر نكرد و رسيدگي به اين پرونده را به جلسه‌ آينده موكول كرد.
 
 

 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: