کد خبر:۵۵۸۵
تاریخ انتشار: ۱۱ شهريور ۱۳۹۰ - ۲۰:۴۶
تعداد بازدید: 3572
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
پايان سريال‌هاي ماه رمضان و نظر تعدادي از مخاطبان
تعدادي از بينندگان سريال‌هاي ماه رمضان، همزمان با پايان اين مجموعه‌هاي داستاني، درباره‌ي ساختار و موضوع اين سريال‌هاي سيما به اظهارنظر پرداختند.

تعدادي از بينندگان سريال‌هاي ماه رمضان، همزمان با پايان اين مجموعه‌هاي داستاني، درباره‌ي ساختار و موضوع اين سريال‌هاي سيما به اظهارنظر پرداختند.

به گزارش ايسنا، مردي 46 ساله، مهندس مكانيك اعتقاد دارد: سريال طنز ماه مبارك اصلا خوب نبود.

او ادامه مي‌دهد: سريال‌هاي مذهبي نيز به دليل ماورايي بودن كارشناسي دقيق نشده بودند و روي سريال‌هايي كه در آن‌ها تقابل عقل و احساس وجود دارد مثل فيلم «سقوط يك فرشته» بايد بيشتر كار مي‌شد.

وي ادامه مي‌دهد: چند سالي است كه بحث‌هاي ماورايي وارد سريال‌ها شده و جاي مسائل اخلاقي را گرفته است؛ فارغ از اين كه اين مسائل اخلاقي يا ماورايي هر دو ديني باشند يا نباشند. همچنين اين سوال پيش آمده است كه چرا همه فيلم‌ها به وصل ختم مي‌شوند نه به جدايي. به ويژه «پنج كيلومتر تا بهشت».

مردي 38 ساله ـ كارشناس رشته معارف اسلامي ـ با اين اعتقاد كه «فيلم و سريال يكي از ابزارهاي رسانه و تبليغ است.» ادامه مي‌دهد: در قالب فيلم و سريال مي‌توان معارف و فرهنگ اسلامي را بسط و گسترش داد و يا مي‌تواند در جهت تخريب فكري مسلمين حركت كرد. متاسفانه سريال‌هاي امسال و حتي سال‌هاي گذشته آن طور كه بايد نتوانست انتظارات كارشناسان مذهبي را برآورده سازند. ورود كارگردان به مسائل اعتقادي كه هيچ سر رشته‌اي از آن ندارد و عدم استفاده از كارشناسان الهيات و مذهبي، امكان ايجاد شبهات و بي‌اعتمادي در جامعه را فراهم مي‌كند.

او اضافه مي‌كند: از طرفي سريال‌هاي طنز را مشاهده مي‌كنيم كه با زير پا گذاشتن اخلاقيات و تمسخر اشخاص مي‌خواهند خنده را به هر قيمتي بر لبان مخاطب بنشانند؛ در حالي كه مي‌توان با استفاده از روش‌هاي ديگري طنز اخلاقي را جايگزين تمسخر كرد كه متاسفانه مسوولان صدا و سيما و رسانه ملي در اين زمينه فرافكني مي‌كنند. مي‌توان با برگزاري نشست‌ها و ايجاد گفتمان‌ طنز اخلاقي تلويزيون را از فضاي تمسخر دور كرد.

زني 30 ساله دانشجوي رشته ارتباطات نيز سريال‌هاي ماه رمضان را اين گونه ارزيابي مي‌كند: به جز «سه دونگ سه دونگ» همه سريال‌ها را ديدم؛ اين سريال از طنز قوي و مناسبي برخوردار نبود، همه كليشه بودند؛ از انتخاب بازيگر گرفته تا موضوع داستان.

وي ادامه مي‌دهد: خيلي بد است كه همچنان بعد از چندين سال كه سريال‌ها ساخته مي‌شوند نتوانسته‌اند برنامه‌ريزي دقيقي براي محتواي سريال ها داشته باشند كه نتيجه آن پخش سه سريال ماورايي در يك ماه رمضان است.

وي درباره‌ي «سقوط يك فرشته» مي‌گويد: فيلم‌نامه خوبي داشت، اما در قسمت‌هايي داراي ژانر وحشت بود و سازنده سريال توجهي به القاي ترس زياد به مخاطب نداشته كه اين شايد موجب شده آن نتيجه و اثرگذاري لازم را نداشته باشد، اما از نظر فيلم نامه، كارگرداني و بازيگران مناسب بود.

وي همچنين درباره‌ي «پنج كيلومتر تا بهشت» مي‌گويد: اين سريال به قوت كارهاي موفق عليرضا افخمي از جمله «او يك فرشته بود» نبود و بسيار خيال پردازانه به نظر مي‌آمد و كارشناسي كمتر شده بود.

وي مي‌گويد: به نظر مي‌رسد «سي‌امين روز» بهترين سريال بود. برخلاف دو سريال ماورايي، داستان ملموس‌تري داشت و مخاطب مي‌توانست موقعيت‌ها را در زندگي اطرافيان خود ببينيد و در كل نسبت به سال‌هاي قبل سريال‌ها ضعيف كار شده بودند و لازم است شبكه تهران تجديد نظري به خود داشته باشد؛ چون سريال‌ها در اين شبكه جزو كم‌مخاطب‌ترين‌ها شناخته شد.

پسري 22 ساله دانشجوي رشته فقه و حقوق نيز به ايسنا مي‌گويد: در سريال «پنج كيلومتر تا بهشت» جلوه‌هاي ويژه وجود نداشت. سناريوي آن سر و ته نداشت، سريال به خوبي جمع بندي نشد و بازيگر نقش جمشيد در نقش نبود و حس بازيگري در آن ديده نمي‌شد.

وي همچنين درباره‌ي «سي‌امين روز» مي‌گويد: اين سريال به علت زمان پخش نامناسبي كه داشت نتوانست مخاطبان را به خوبي جذب كند. در «سقوط يك فرشته» نيز فاصله طبقاتي نمايانگر بود. قشر ثروتمند را هميشه بد جلوه مي‌دهند، اما نسبت به ديگر سريال‌ها جذاب و خوب بود.

دختري 21 ساله و دانشجو نيز مي‌گويد: طنز خنده بازار بهترين برنامه در ماه رمضان بود و آن را ترجيح دادم به سريال‌هاي ماه رمضان كه اصلا از كيفيت لازم برخوردار نبودند.

وي درباره‌ي «سقوط يك فرشته» مي‌گويد: به نظر مي‌رسد فيلمنامه كند بود. اما از نظر داستاني بد نبود. ولي در كل نمي‌شد آن را سريال خيلي خوبي دانست. «سه دونگ سه دونگ» با توجه به اين كه سريالي كليشه‌اي با بازيگراني تكراري داشت براي سرگرمي خوب بود، ولي به عنوان سريالي كه آموزنده باشد از كيفيت لازم برخوردار نبود و انتخاب بازيگران و ديالوگ‌هاي آنان تكراري بود.

وي همچنين درباره‌ي «پنج كيلومتر تا بهشت» مي‌گويد: اين سريال كاملا تخيلي بود. درست است كه روح و مردن واقعيت دارد، اما نه به اين شدتي كه فرد را وارد تخيلات كند و بيننده را بخنداند.

وي در كل سريال‌ها را نسبت به سال‌هاي قبل ضعيف دانست و گفت: هيچ گونه پيشرفتي در اين سريال‌ها ديده نشد. نسبت به سريال‌هاي «جراحت»، «مثل هيچ كس» و «در مسير زاينده رود»، كه جاي تحسين داشتند در كل اين سريال‌ها نتوانست انتظار من را برآورده كند.

دختري 22 ساله فارغ التحصيل رشته علوم سياسي درباره‌ي سريال‌هاي رمضان اين گونه ابراز عقيده مي‌كند: در ماه رمضان قرار است اتفاقي معنوي بيفتد، ولي ما چيزي نمي‌بينيم. موضوع‌ها درباره ماه مبارك نيستند، داراي دستاويزهاي ساده و سطحي هستند، شيطان فرد قدرتمندي است كه دنبال افراد متدين مي‌رود و افراد متدين خيلي ضعيف ديده مي‌شوند.

وي ادامه مي‌دهد: كساني كه نقش افراد متدين را بازي مي‌كنند پذيرش آنها از طرف مخاطب غيرقابل قبول است؛ براي مثال نقش مهدي سلوكي كه در اين سريال هيچ سنخيتي با اميرحسين نداشت.

وي درباره‌ي «سه دونگ سه دونگ» نيز مي‌گويد: اين سريال داراي موضوعي كليشه‌اي است و خانواده‌اي بود كه دچار بهم ريختگي و آشفتگي بود. قرار بود يك سريال ايراني ساخته شود؛ آيا يك خانواده ايراني به اين شدت پر تنش و دائم در حال جدال است و يا به راحتي گول مي‌خورد؟ اما حضور چند جوان ايراني كنار هم و كنار آمدن با شغل پدر خوب بود.

وي همچنين درباره‌ي «پنج كيلومتر تا بهشت» مي‌گويد: در اين سريال سطحي كردن امور معنوي ديده مي‌شود كه در ذهن فرد گنجانده نمي‌شد، بسياري از قسمت‌ها دور از واقعيت بود و باورهاي آدم دچار خدشه مي‌شد.

وي درباره‌ي «سقوط يك فرشته» نيز مي‌گويد: با توجه به اينكه اين دختر در يك خانواده مذهبي 20 سال نهادينه شده بود چگونه يك باره اصول اعتقادي را زير پا گذاشته و زير و رو شد؟ افراد در اين سريال به گونه‌اي بودند كه در عرض چند ثانيه سريع متحول مي‌شدند. در كل نسبت به سريال‌هاي گذشته ضعيف و سوژه‌هاي آن تكراري بود.

خانومي 40 ساله و شاغل درباره‌ي «سه دونگ سه دونگ» بيان مي‌كند: معضلاتي كه در جامعه وجود دارد خيلي بيشتر از اين چيزي است كه در اين سريال نمايان شده و اين سريال اين معضلات را در حد خيلي پايين مطرح كرده بود، شايد به علت كمبود وقت اين سريال به گونه‌اي سر هم بندي شده بود.

وي درباره‌ي «سقوط يك فرشته» مي‌گويد: اين سريال غيرمنطقي بود، فكر انسان را در حد پايين تصوير كرده بودند و به دور از ذهن بود و به تقليد از سريال‌ سال‌هاي گذشته همچون او يك فرشته بود ساخته شده است.

وي همچنين درباره‌ي «پنج كيلومتر تا بهشت» هم نظر مي‌دهد: اين سريال خيلي تخيلي و به دور از واقعيت بوده است و موضوع آن نسبت به سالهاي قبل تكراري بوده است.

خانومي 35 ساله درباره سريال‌هاي ماه رمضان ابراز عقيد مي‌كند: اين سريال‌ها در كل نسبت به سال‌هاي قبل خوب بودند و از تنوع بيشتري برخوردار و واقعا سرگرم كننده بودند.

وي درباره‌ي «سه دونگ سه دونگ» مي‌گويد: از نظر موضوعي خوب بود و انتخاب بازيگرانش بسيار خوب بود و تا آخرين قسمت سريال را دنبال كردم.

وي همچنين درباره سريال‌هاي ماورايي مي‌گويد: درست است كه اين سريال‌ها در ذهن مخاطب نمي‌گنجد ولي در كل جذاب است و مخاطب را پاي تلويزيون نگه مي‌دارد و هيجان زيادي براي مخاطب ايجاد مي‌كند.

مردي 50 ساله هم به خبرنگار ايسنا مي‌گويد: در كل سريال‌ها در حد ضعيف و خيال انگيز و به دور از واقعيت بودند، در سريال «سي امين روز» همه چيز تحت الشعاع پول و دارايي قرار مي‌گيرد و تا جايي كه وكيل همانند يك كارگردان ايفاي نقش مي‌كند و براي به دست آوردن پول هنگفت و كلان و ناحق دست به دروغگويي، چاپلوسي و رياكاري مي‌زند، ولي در كل نسبت به سريال‌هاي ماورايي از نظر موضوعي مناسب تر بود.

وي همچنين درباره سريال طنز «سه دونگ سه دونگ» مي‌گويد: اين سريال يك طنز خانوادگي است و جايگاهي در اجتماع ايران ندارد چون از رسانه عمومي پخش مي‌شود بايد كلي و اجتماعي‌تر باشد.

وي همچنين درباره سريال «پنج كيلومتر تا بهشت» مي‌گويد: اين سريال تخيلي و به دور از واقعيت است و اغراق در آن بسيار ديده شد و عالم آخرت روح و جدا شدن روح از بدن را به دور از واقعيت و موهم انگيز نشان دادند. در رابطه‌ي سريال «سقوط يك فرشته: نيز اتفاقاتي افتاد كه به دور از عقل بود. مردن انسان به دست عزرائيل است. اما اينجا آن شيطان باعث مردن مي‌شود.

پسري 18 ساله دانشجوي مديريت صنعتي به خبرنگار ايسنا مي‌گويد: سريال‌هاي ماه رمضان نسبت به سالهاي گذشته ضعيف كار شده بودند و آن جذابيت سريال‌هاي رمضان سال قبل را نداشتند و سريال طنز كه باعث تقويت روحيه مخاطبان مي‌شود كمتر كار شده بود و نشاط مخاطب را نسبت به سالهاي قبل كمتر كرده بود.

وي همچنين درباره‌ي «پنج كيلومتر تا بهشت» مي‌گويد: از ابتدا تشخيص اين سريال قابل حدس بود و از طرفي ديگر يك سري اتفاقات آن پايه و اساس علمي نداشت و باور آن براي مخاطبان دشوار بود؛ از آنجايي كه داستان يك داستان مذهبي بود بايد تمام اتفاقاتي كه در آن مي‌افتاد با دليل و منطق و كارشناسي شده كار مي‌شد.

Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۲
فاطمه
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۸:۱۱ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۳
1
3
واقعا چرت وپرت بود آدم سالم با این سریال ها دیوانه می شود.
رها
|
UNITED KINGDOM
|
۰۰:۳۲ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۶
0
3
خیلی بد بود اببندی به معنای واقعی
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: