کد خبر:۵۵۲۹
تاریخ انتشار: ۲۶ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۳:۱۳
تعداد بازدید: 3470
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
مرد 43ساله زن 40 ساله‌اش را در ملأ عام با چاقو كشت
حمله مرگبار قصاب به همسر دلسوزش
زن جوان که برای اثبات بی‌گناهی شوهرش در سرقت عجیبی همسفر وی شده بود به طرز فجیعی از پای درآمد.

زن جوان که برای اثبات بی‌گناهی شوهرش در سرقت عجیبی همسفر وی شده بود به طرز فجیعی از پای درآمد.

مرد شیشه‌ای که زمانی قصاب بود در یکی از خیابان‌های شمال تهران با چاقو به همسرش حمله کرده او را کشت و اقدام به خودزنی کرد.

ساعت 11:15 صبح دوشنبه، 24 مردادماه سال جاری رهگذران خیابان صاحبقرانیه با چشمان حیرت‌زده دیدند که مردی به سمت زنی آشنا حمله کرده و وی را با مشت و لگد کتک می‌زند. وی در حالی که زن وحشت‌زده کوتاه می‌آمد با خشم بسیاری از کمرش چاقویی زردرنگ را درآورد و به جان زن 40 ساله افتاد. وقتی زن ناله‌کنان روی زمین افتاد مرد عصبانی با فریادی بلند گفت که «مریم را کشتم، مریم را کشتم» و سپس ضربه‌ای با چاقو به شکم خودش زد و در یک قدمی پیکر خون‌آلود زن روی زمین افتاد.

با مخابره گزارش درگیری خونین مامور موتورسوار گشت کلانتری 123 نیاوران بی‌درنگ در کمتر از 2 دقیقه خود را به صحنه جنایت رساند و توانست به سختی از میان شاهدان ماجرا عبور کند و خود را بالای سر زن و مرد نیمه‌جان برساند.

پیکر زن که به دلیل شدت جراحات خونریزی شدیدی داشت با تماس مامور کلانتری با اورژانس به بیمارسان شهید چمران و مرد چاقوکش نیز به بیمارستان شهدای تجریش انتقال داده شد. همزمان با مرگ مریم، بازپرس رسولی از شعبه 6 دادسرای امور جنایی تهران و تیمی از اداره ویژه قتل پلیس آگاهی پای در قتلگاه وی گذاشتند و به تحقیقات ویژه‌ای دست زدند.

پلیس پس از تحقیقات تخصصی متوجه شد که مریم همسر قاتل توسط برادرزاده‌اش در ساختمان پزشکان در پاسداران برای شوهرش کار پیدا کرده بود و وی نیز در نخستین روز کاری صندوق صدقات و نذورات را سرقت کرده و دوربین مداربسته ساختمان نیز از صحنه این سرقت فیلمبرداری کرده و «قاسم» وقتی از مریم ماجرای این سرقت را می‌شنود آن را نمی‌پذیرد و شب پس از جنایت آنان با هم دعوا کرده بودند و قاسم از مریم خواسته بود روز جنایت برای روشن شدن واقعیت به ساختمان پزشکان بروند که در مسیر بین آنها درگیری لفظی و فیزیکی رخ داده و قاسم با ضربات چاقو همسرش را به قتل رسانده است.

دختر خانواده که با شنیدن خبر مرگ مادرش خشکش زده بود پس از چند دقیقه به ماموران گفت: شب ماجرا پسرخاله‌ام به مادرم زنگ زد و گفت پدرم صندوق صدقات ساختمان پزشکان را دزدیده است و مادرم موضوع را به پدرم گفت. پدرم از کوره در رفت و سر مادرم فریاد زد و قرار شد فردا برای اثبات بی‌گناهی به محل کار پسرخاله‌ام بروند، البته من دیدم که پدرم چاقو را برداشت، پدرم سلاخ است و من پیش خودم حدس زدم که امروز اتفاق بدی خواهد افتاد.

گفت‌وگو‌ با شاهد جنایت

یکی از شاهدان عینی جنایت که کارگر پمپ‌بنزین صاحبقرانیه بود، به خبرنگار «وطن‌امروز» گفت: در جایگاه سوخت ایستاده بودم که دیدم یک زن و مرد با هم درگیری لفظی پیدا کردند. البته زن کوتاه می‌آمد و می‌خواست قضیه تمام شود ولی مرد عربده می‌کشید و چندین ضربه به صورت و بدن زن زد و وی را به زمین انداخت. در یک چشم به هم زدن چاقویی زردرنگ را از کمرش بیرون آورد و به سینه زن زد. فکر کنم دست‌کم 15 ضربه چاقو زد و از روی زمین بلند شد و مدام می‌گفت مریم را کشتم و ضربه‌ای نیز به شکم خودش زد و به زمین افتاد. صحنه بسیار دلخراشی بود. به مردم اجازه نمی‌داد که به کمک زن بیچاره بیایند.

گفت‌وگو با مرد همسرکش

قاسم به دلیل ضربه چاقویی که به خود زده با دستبند و پابند روی تخت بیمارستان دراز کشیده و خونسرد است.

شما بچه هم داشتید؟

4 تا دختر و پسر.

شغلت چیست؟

تا یکی، دو سال پیش قصابی و سلاخی می‌کردم ولی در حال حاضر بیکارم.

اعتیاد داری؟

بله، تریاک و شیشه.

چند سال است معتادی؟

10 سال.

چرا با همسرت درگیر شدی؟

همسرم قابل اطمینان نبود. بدبین بودم.

مطمئنی؟

نه، ولی احساس می‌کردم.

فقط به خاطر احساس بدی که داشتی، همسرت را کشتی؟

نه، ولی در خیابان پاسداران دیدم سوار پراید بود وقتی پیاده شد دویدم تا راننده را بگیرم که فرار کرد. بعدش با همسرم حرفم شد و با چاقو کشتمش.

تو و مریم که با هم از ورامین به سمت تهران آمدید؟!

[سکوت]

چرا دروغ می‌گویی؟

این اواخر اخلاق همسرم عوض شده بود و به من اهمیت نمی‌داد.

می‌دانی سرنوشتت چه می‌شود؟

فعلا به زندان می‌روم ولی مدارکی دارم که تبرئه می‌شوم.

پس چرا مدارک را به پلیس ارائه نکردی؟

من روز دادگاه مدارکم را می‌آورم.

پس تکلیف بچه‌هایت چه می‌شود؟

نمی‌دانم، خودشان نان‌شان را درمی‌آورند.

خیلی خونسردی؟

چاره‌ای جز خونسردی ندارم.

 
------------------------------------------------
 
 
دستنوشته‌هايي براي قتل دختر معتاد

مرد خشمگين وقتي با خواندن دستنوشته‌هاي دخترش به اعتياد او پي برد در اقدامي جنون‌آميز وي را به قتل رساند. 
غروب دوشنبه – 24 مرداد – مرد ميانسالي در تماس با پليس از قتل برادرزاده جوانش در خانه خبر داد. دقايقي بعد نيز مأموران كلانتري 164 قائم خود را به يكي از محله‌هاي شمال شرق تهران رسانده و با پيكر بي‌جان شراره – 24 ساله - در يكي از اتاق‌ها روبه‌رو شدند. مرد ميانسالي كه خود را عموي مقتول معرفي مي‌كرد گفت: دقايقي قبل برادرم – پدر شراره – با من تماس گرفت و گفت: «برو خانه ما يك اتفاقاتي آنجا افتاده است.» بلافاصله هم تلفن را قطع كرد. با نگراني خود را به اينجا رساندم كه با در نيمه باز روبه‌رو شدم. پس از ورود به اتاق خواب نيز جسد شراره را ديدم. همزمان با اعلام موضوع به قاضي «رسولي» از شعبه پنجم بازپرسي دادسراي جنايي تهران وي به همراه كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي راهي خانه مورد نظر شدند. عموي مقتول در ادامه تحقيقات گفت: «برادرم راننده تريلي بود كه چندي قبل شغلش را تغيير داد و با هم در يك كارگاه كوچك سرگرم كار شديم. برادرم وضع مالي خوبي دارد همسرش نيز پرستار است. حدود يك‌سال قبل براي دخترش خواستگاري آمد كه از دوستان برادرزنش بود اما برادرم وقتي فهميد خواستگار دخترش معتاد است بشدت مخالفت كرد. تا اينكه شب گذشته برادرم به خانه ما آمد و در حالي كه گريه مي‌كرد و پريشان احوال بود گفت: «دستنوشته‌هايي از اتاق شراره پيدا كرده كه با خواندنش احساس كرده دنيا روي سرش خراب شده است. برادرم فهميده بود، دخترش با خواستگار معتاد ارتباط دارد و از همه بدتر اينكه پسر شرور براي انتقامجويي، شراره را نيز معتاد به شيشه كرده است و... بدين ترتيب بازپرس جنايي پس از نخستين تحقيقات دستور دستگيري پدر مقتول را صادر كرد اما كارآگاهان دريافتند وي پس از قتل متواري شده است. همزمان با انتقال جسد به پزشكي قانوني، رديابي‌ها براي دستگيري متهم فراري از سوي كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي آغاز شده است

------------------------------------
 

غنچه پژمرده!

مردي که به خواستگاري ام آمد غريبه نبود و چون از دوران کودکي با هم بزرگ شده بوديم اخلاق و رفتارش را مي شناختم. «شهاب» همسرش را به دليل مشکلات اخلاقي طلاق داده بود و يک پسر ۴ ساله داشت. من با وجود مخالفت خانواده ام به خواستگاري اين آقا که پسر عموي پدرم بود جواب مثبت دادم و تصميم گرفتم به او کمک کنم تا گذشته تلخ خود را فراموش کند.زن جوان در دايره اجتماعي کلانتري شهيد فياض بخش مشهد افزود: روزي که از شهرستان به مشهد آمدم و زندگي مشترک خود را در طبقه دوم خانه پدر شهاب آغاز کردم متوجه شدم برادر شوهرم به مواد مخدر اعتياد دارد و زيرزمين خانه را به پاتوقي براي دوستان خلافکار خود تبديل کرده است. حتي بعد از چند روز فهميدم همسر قبلي شهاب از طريق دوستان برادرش که به اين خانه رفت و آمد دارند به فساد اخلاقي کشيده شده است. من از آن شرايط واقعا رنج مي بردم و سعي مي کردم براي پسر شهاب يک مادر واقعي باشم. اما پس از گذشت چند ماه متوجه حرکات و رفتار مشکوک شهاب شدم و از ترس اين که مبادا برادرش او را به دام مواد مخدر بيندازد بلافاصله وسايل خانه را جمع کردم و شهاب را همراه خودم با وجود مخالفت خانواده اش به شهرستان خودمان بردم. ما با کمک پدرم خانه کوچکي اجاره کرديم و شوهرم نيز کار مناسبي براي خودش پيدا کرد ولي تنها نگراني ام از پسر کوچولوي شهاب بود که پدر بزرگ و عمويش اجازه ندادند او را با خود ببريم.
چند شب قبل خواب عجيبي درباره اين بچه ديدم و با دلهره راهي مشهد شدم تا از او سراغي بگيرم. او لحظه اي که مرا ديد در حالي که ظاهري ژوليده و خيلي کثيف داشت با گريه صدايم زد و گفت: مامان جون، مامان جون مرا همراه خودت ببر.آن لحظه در حالي که اشک در چشمانم حلقه زده بود به برادر شوهرم گفتم مي خواهم مهدي جان را با خودم ببرم. پس از يک مشاجره لفظي برادر شوهرم راضي شد که در قبال دريافت ۵۰۰ هزار تومان بچه را تحويلم بدهد. من با کمک شوهر خاله ام اين مبلغ را فراهم کردم و بچه را از آن خانه نجات دادم اما شب گذشته که در خانه خاله ام بودم حال مهدي کوچولو خراب شد و متوجه شدم که عمويش نه تنها از او براي خرده فروشي مواد مخدر استفاده مي کرده بلکه اين بچه بي گناه را به شيشه و کريستال معتاد کرده است.
ما مهدي را به بيمارستان رسانديم و او بستري شد اما من امروز به اينجا آمده ام تا به عنوان يک مادر و يک انسان از برادر شوهرم شکايت کنم چون از وقتي بچه ۴ ساله را ديدم که از درد اعتياد به خود مي پيچد و اشک مي ريزد قلبم درد گرفته است.
 
---------------------------------------
 

پزشک آمريکايي به ۲۱ مورد آزار جنسي متهم شد

دکتر «کوين براون» پزشک سرشناس لس آنجلس جنوبي و فرزند يکي از مقامات سابق به ۲۱ مورد آزار جنسي بيمارانش متهم شد. به گزارش لس آنجلس تايمز اين ۲۱ مورد آزار مربوط به ۱۲ بيمار از جمله نوجواني ۱۵ ساله و يک افسر لباس شخصي پليس است. هيئت منصفه درباره ۸ اتهام ديگر که دادستاني منطقه لس آنجلس مطرح کرده بود به بن بست رسيد. خانم «آن ماري وايس» جانشين دادستان لس آنجلس گفت: «براون» از مطبش به عنوان تفريحگاه شخصي استفاده مي کرد و هر کسي که به آنجا مي رفت طعمه او مي شد. پدر متهم که شخصيت سياسي مهمي هم هست در تمام جلسات دادگاه در کنار پسرش حضور داشت. وکيل متهم ادعا کرده است که همه اتهامات کاملا دروغ است و مقامات کينه جويانه در قبال موکلش قضاوت کرده اند چرا که او قبلا ۲ بار از اتهام آزار جنسي تبرئه شده بود. وي همچنين گفت: وجود يک افسر پليس زن در ميان شاکيان باعث قضاوت متعصبانه شده است.
دادياران دادگاه لس آنجلس به شدت به شهادت قربانيان نيازدارند چرا که مدارک پزشکي کافي در اختيار ندارند. شاکيان نيز از روند پيگيري پرونده ناراضي هستند و معتقدند اين تاخير در رسيدگي به علت مشهور بودن اين پزشک است.
 
--------------------------------------------
 
 
شرط میلیونی مرد شیشه‌ای برای طلاق
 
مرد شیشه‌ای شرط گذاشت 50 میلیون از همسرش بگیرد تا وی را طلاق بدهد. «در حالی که مصرف موادمخدر صنعتی همسرم ثابت شده، به من پیشنهاد داده 50 میلیون به او بدهم تا به طلاق رضایت دهد». در حیاط مجتمع قضایی شهید محلاتی خانواده یک، دختری هراسان و ملتهب به طرف پله‌های دادگاه در حرکت بود.
 
این دختر جوان درباره دلیل حضورش در دادگاه گفت: آمده‌ام درخواست جدایی از همسرم را پیگیری کنم، 7‌ ماه است که نامزد هستیم و قبل از ورود به زندگی مشترک متوجه شدم نمی‌توانم با او ادامه دهم.
 
وی درباره دلیل درخواست جدایی از همسرش گفت: درست 7 روز بعد از جاری شدن صیغه عقد متوجه اعتیاد همسرم به شیشه شدم که برایم بسیار حیرت‌آور بود و بیشتر از این موضوع تجربه 7 ساله او در مصرف شیشه مرا بهت‌زده کرد. دردآور این بود که خانواده همسرم کاملا از اعتیاد پسرشان به شیشه مطلع بودند اما با پنهانکاری، من و خانواده‌ام را فریب دادند. دختر جوان در حالی که مضطرب و پریشان به آمد و رفت‌های مکرر خود به دادگاه اعتراض می‌کرد، گفت: من قبل از ازدواج مدتی با همسرم ارتباط دوستانه داشتم که طولی نکشید به خواستگاری من آمد و عقد کردیم اما در طول این مدت به هیچ عنوان متوجه اعتیاد او نشدم، این در حالی است که تحقیقات محلی هم به طور کامل صورت گرفته بود. وی در پاسخ به این سوال که چه چیزی باعث شد متوجه اعتیاد همسرتان شوید، گفت: بعد از عقد، همسرم اصلا سراغی از من نگرفت، به این دلیل کنجکاو شدم که دلیل این کار او چیست. بر این اساس پیگیر او شدم که بعد از مدتی تعقیب و تحقیق متوجه شدم همسرم یکی از مصرف‌کنندگان شیشه است.
 
وی درباره تلاش خود برای بازگرداندن همسرش به سلامتی گفت: من 2 مرتبه در این مدتی که ازدواج کردیم در کمپ‌های ترک اعتیاد همسرم را همراهی کردم و موفق به ترک شد اما بعد از 21 روز پاکی دوباره مصرف کرد به این دلیل هیچ اعتماد و اطمینانی به بازگشت او ندارم. دختر جوان اشد مجازات برای افرادی که قصد فریب خانواده‌ها را دارند و با شیادی با آبروی مردم بازی می‌کنند را خواستار شد و گفت: در حال حاضر همسرم 2‌ ماه است که پاک است. پیش از این قرار بود ما توافقی طلاق بگیریم اما درحال حاضر به خاطر پرداخت مهریه، از طلاق توافقی خودداری می‌کند، با این وجود از من نیز تقاضا دارد 50 میلیون تومان به او بدهم تا رضایت به طلاق دهد.
 
 
---------------------------------------------
 
 
مادر و دختری که با اسید سوخته‌اند، خواستار شدند
 
قصاص هووی اسیدپاش
 
مادر و دختری که هدف اسیدپاشی هووی شیشه‌ای قرار گرفته‌اند اصرار به قصاص عامل این جنایت دلخراش دارند. همزمان با عمل جراحی چشم مادر جوان، وی گفت: هیچگاه عامل اسیدپاشی را نمی‌بخشد. پزشك معالج «طاهره بهرامي» كه به همراه دخترش قرباني اسيدپاشي انتقام‌جويانه‌ شده بودند، با موفقيت‌آميز خواندن روند درمان و جراحي پيشين پيوند پلك پايين چشم راست طاهره، گفت: چشم راست وي در حد تشخيص نور قابل درمان است اما به هر حال آن انتظاري كه بيمار از درمانش دارد با واقعيت موجود تفاوت دارد. دكتر محمدطاهر رجبي، پيش از حضور در اتاق عمل بيمارستان براي انجام جراحي دوباره چشم راست طاهره گفت: مي‌توان روي اطراف چشم و گونه طاهره عمل زيبايي و پوست انجام داد و با پروتز چشم راست او را كه به نقطه‌اي تبديل شده به حالت عادي بازگرداند. وي با بيان اينكه چشم چپ بيمار براي هميشه نابينا خواهد ماند، گفت: چشم چپ بيمار به دليل شدت سوختگي كاملا تخريب شده است. به گفته اين پزشك، بيني اين زن 26 ساله كاملا تخريب شده است به گونه‌اي كه تنها استخواني باقي مانده است و در ناحيه سينه و گلو نيز بايد روي طاهره عمل جراحي صورت گيرد. رجبي با بيان اينكه در يك ماهه گذشته 3 عمل پيوند پلك پايين، رفع چسبندگي داخلي پلك و پلك بالايي چشم راست روي اين زن انجام شده است، گفت: خوشبختانه عمل‌ها موفقيت‌آميز بوده و پلك پايين چشم راست طاهره ترميم شده است.
 
قصاص تنها خواسته من است
 
طاهره بهرامي با بيان اينكه لحظه جنايت هيچگاه از جلوي چشمانم محو نمي‌شود، گفت: خانواده «مونا»- زن اسيدپاش- حتي در اين مدت يك‌بار نيز از من دلجويي نكرده‌اند. اين قرباني اسيدپاشي با بيان اينكه تاكنون حدود 27 عمل جراحي ترميمي روي بدن و بویژه صورتم انجام شده است، گفت: بيش از یکصد ميليون تومان براي درمان خود به ديگران بدهكارم و براي تامين هزينه‌هاي درمان نيز در مضيقه هستم. طاهره با بيان اينكه تنها آرزويم ديدن دختر 4 ساله‌ام است، گفت: «پانيذ» هميشه اصرار دارد كه من پانسمان صورتم را بردارم اما مي‌دانم كه اگر او چهره واقعي مرا ببيند حتما مي‌ترسد. وي با بيان اينكه به همراه دخترش نزد خانواده‌اش زندگي مي‌كنند، گفت: نزد مادر و ديگر خواهر و برداران مجردم زندگي مي‌كنم و به پانيذ قول دادم كه زندگي ساده‌اي در يك خانه مجزا خواهيم داشت. طاهره درباره وضعيت جسماني دخترش كه او نيز قرباني انتقامجويي زني كه با پدرش در ارتباط بود شده، گفت: پيشاني، بيني و لب پايين پانيذ به علت پاشيده شدن اسيد آسيب ديده و تاكنون پانيذ بارها مورد عمل جراحي قرار گرفته است. اين قرباني اسيدپاشي در ادامه با بيان اينكه همچنان بر اجراي قصاص اصرار دارد، گفت: هيچ چيزي نمي‌تواند مرا از اين تصميم منصرف كند.
 
------------------------------------------------
 
 
مرد آمريكايي سر پسر معلولش را بريد

مردي در ايالت لوئيزياناي آمريكا سر پسر معلول هفت ساله‌اش را از گردن جدا كرد.
به گزارش ايسنا، پليس اين مرد 30 ساله را به دليل آزار پسرش و قطعه قطعه كردن او دستگير كرد.
شواهد نشان مي‌دهد اين مرد پس از اين كه سر پسرش را در سينك ظرفشويي مي‌برد، دست و پاهايش را نيز جدا كرده و او را داخل سطل زباله مي‌اندازد.
مادر اين پسر هفت ساله به پليس گفت: پسرم به دليل اين كه سه ماه زودتر به دنيا آمده دچار معلوليت شده و قادر به صحبت‌كردن نيز نبوده است.
اين مرد به پليس گفت: به جايي رسيدم كه از نگهداري پسرم خسته شدم چون او به مراقبت‌هاي زيادي نياز دارد.
اين قاتل در سال 2005 نيز به مدت 10 روز به دليل دزدي به زندان افتاده بود.
 
-------------------------------------------------
 
 
سوال و جواب‌هاي مكرر زن، مرد را خواهان طلاق كرد

مردي در دادگاه خانواده گفت: سوال و جواب‌هاي همسرم به قدري شديد است كه زماني كه مي‌خواهم به منزل بروم استرس شديدي دارم و اين استرس باعث شده است كه از ناحيه قلب احساس ناراحتي كنم.
 
به گزارش ايسنا، مردي با حضور در دادگاه خانواده ضمن ارائه درخواست طلاق خود به قاضي شعبه در خصوص دليل جدايي خود از همسرش اظهاركرد: دو سال قبل از ازدواج خانوادگي كه صورت گرفته بود با يكديگر آشنا شديم و بعد از اين مدت با موافقت خود و خانواده‌ها به عقد يكديگر درآمديم و اكنون يك سال است كه زندگي مشترك خود را شروع كرده‌ايم اما در اين يك‌سال متاسفانه همسرم نتوانسته است رگ خواب من را به دست آورد.
وي افزود: دور از انصاف است كه بخواهم ابتداي جلسه را با بدي‌هاي همسرم شروع كنم، همسر من فردي بسيار خانه‌دار و دلسوز است و هركس وارد خانه من مي‌شود از كدبانويي همسرم تعريف و تمجيد مي‌كند، اما در كنار اين حسن‌ها، بدي‌هايي نيز دارد كه به همان دلايل زندگي را براي من سخت كرده و ديگر توان ادامه زندگي با او را ندارم.
اين مرد جوان در پاسخ به پرسش قاضي جلسه مبني بر اينكه چرا خواهان جدايي از همسرت هستي؟ ‌در حالي كه به يكديگر علاقه داريد، عنوان كرد: همسرم مرتب با سوال و جواب كردن از من كه كجا مي‌روي؟ با چه كسي مي‌روي؟ مرا ديوانه كرده است. فقط به من مي‌گويد كنار من باش و جايي نرو. گاهي اوقات كه تنها به منزل پدرم مي‌روم. آنچنان دعوايي راه مي‌اندازد چرا بدون من به آنجا رفتي و مرا همراه خودت نبردي! اما متاسفانه آن‌قدر درك ندارد كه متوجه شود زماني كه من سركار هستم و با من تماس مي‌گيرند كه به منزل پدرم بروم، حتما مشكلي به وجود آمده و من نمي‌توانم در آن شرايط، به خانه بروم و او را نيز با خود همراه كنم.

زن جوان كه 24 سال سن داشت، در حالي كه پس از اظهارات شوهرش لبخند مي‌زند، در پاسخ به او گفت: من به همسرم علاقه‌مندم اما در كنار اين علاقه‌ از او آزرده خاطر نيز هستم زيرا همسرم در صحبت‌هاي خود بيش از اندازه اغراق كرده است. بله! من مخالف رفتن او به خانه پدرش هستم زيرا او در هفته، شش بار بدون من به آنجا مي‌رود و زماني كه از او مي‌خواهم مرا همراه خود ببرد و در خانه تنها نمانم، مخالفت مي‌كند. آن وقت از من توقع دارد از اين رفتارش ايراد نگيرم. واقعا اين حرف كه هر شب براي خانواده‌اش مساله‌اي پيش مي‌آيد و او مجبور مي‌شود مرا در خانه، تنها بگذارد، قابل باور است.
وي مدعي شد: مادر همسرم مرتب به او مي‌گويد كه چون من خود شاغل هستم نبايد تمامي مخارج منزل را تامين كند، در حالي كه من تمام حقوقم را پس دادن رهن خانه، پس انداز مي‌كنم تا ديگر مجبور به پرداخت كرايه ماهيانه نباشيم.
مرد جوان نيز خاطرنشان كرد: آن‌قدر همسرم سر مسايل مختلف مرا سوال و جواب كرده است كه من زماني كه مي‌خواهم وارد منزل شوم، استرس دارم و اين استرس آن‌قدر شديد است كه گاهي اوقات از ناحيه قلبم احساس ناراحتي مي‌كنم. من نه مي‌خواهم و نه ديگر توانش را دارم كه به اين زندگي ادامه دهم و خواهان جدايي هستم.
به گزارش ايسنا، قاضي دادگاه بعد از شنيدن اظهارات طرفين، حكم طلاق را صادر نكرد و از اين زوج جوان خواست تا بهانه‌ها را كنار بگذارند و به زندگي مشترك خود ادامه دهند.
 
 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: