کد خبر:۵۵۱۷
تاریخ انتشار: ۲۳ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۷:۵۷
تعداد بازدید: 2858
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
مادر آمنه: بيمارستان مطهري در نابينايي چشم چپ آمنه مقصر بود
مادر آمنه بهرامي گفت: در بيمارستان مطهري هيچ‌كس چشم آمنه را شست و شو نداد كه وقتي به بيمارستان لبافي نژاد رفتيم، چشم چپ آمنه از بين رفته بود.

مادر آمنه بهرامي گفت: در بيمارستان مطهري هيچ‌كس چشم آمنه را شست و شو نداد كه وقتي به بيمارستان لبافي نژاد رفتيم، چشم چپ آمنه از بين رفته بود.

به گزارش فارس ، مادر آمنه بهرامي كه از چهره‌اش مي‌توان درد و رنجي كه كشيده مشاهده كرد در بازديد از خبرگزاري فارس به همراه آمنه دختر خود در گفت‌وگو با فارس درد دل خود را بازگو ‌كرد.

* شما به عنوان خانواده آمنه قطعاً سختي‌هاي زيادي را متحمل شده‌ايد. مي‌شود بگوييد كه بيشترين سختي در كدام بخش از زندگي بود؟

+ به عنوان مادر آمنه، بسيار دچار استرس بودم كه اميدوارم هيچ مادري سختي كه من متحمل شدم را تجربه نكند.
روز حادثه من در خانه بودم كه تلفن زنگ خورد و در خصوص اسيد‌پاشي آمنه، به پدرش اطلاعاتي دادند كه پدرش از من مخفي كرد؛ بار دوم تلفن را من پاسخ دادم كه فرزند كوچكم موضوع را به من گفت كه اين زمان سخت‌ترين زمان برايم بود چرا كه در دلم غوغاي عجيبي بود به طوري كه 55 پله خانه‌مان را نمي‌دانستم به چه شكلي طي كنم، اين سخت‌ترين حال من بود.

* در خصوص لحظه‌اي كه به بيمارستان رفتيد، بگوييد؟

+ در بيمارستان مطهري آمنه را زير يك دوش برده بودند و چهره‌اش سياه شده بود و فقط فرياد مي‌زد «چشمهايم»، من در اين حال به پرستار‌ها و پزشكان مي‌گفتم كه يك فكري به حال آمنه كنيد ولي كسي كاري نكرد، در واقع چشم‌هاي آمنه را نشستند و حتي يك پرستار بالاي سر او نبود.

در اين زمان بود كه آژانس گرفتم و آمنه را به بيمارستان لبافي‌نژاد برديم و در آنجا سريع بستري شد كه اطلاع دادند چشم چپ آمنه نمي‌بيند چرا كه 5 ساعت از اين موضوع مي‌گذرد و چشم راستش را پانسمان كردند كه از اين بيمارستان بسيار راضي بوديم.

* براي درمان پوست آمنه كدام بيمارستان رفتيد؟

+ مجبور بوديم براي درمان پوست به بيمارستان مطهري بازگرديم كه در آن جا حتي بتادين به چشم آمنه قبل از پانسمان نزده بودند و پانسمان را به شدت كندن به شكلي كه آمنه غش كرد كه من بسيار ناراضي بودم.

* آيا نظر واقعي شما هم بخشش به جاي قصاص بود؟

+ آمنه بيشتر از ما در كشور غريب سختي كشيد چون آن جا من كنارش نبودم در ايران من همزمان با هر عمل آمنه در آن كشور، بيمار و ناراحت مي‌شدم و بخشيدن يا نبخشيدن حق او بود.

* درباره خانواده‌تان بگوييد؟

+ قبل از اتفاقي كه براي آمنه افتاد، پسر كوچكم مريض شد و پسر بزرگم با موتور تصادف كرد و به آي سي يو منتقل شد كه در حال حاضر عصبي شده و سالي يك بار براي درمان به بيمارستان شهيد چمران مراجعه مي‌كنيم و بعد از اين اتفاق 3 ماه بعد، اسيد‌پاشي آمنه اتفاق افتاد كه همه ما را شوك زده كرد كه واقعاً اميدوارم سر هيچ خانواده‌اي نيايد چرا كه بسيار سخت است.

* خواسته‌اي هم از مسئولان داريد؟

+ تنها كاري كه از مسئولان توقع انجام آنرا دارم اين است كه بيشتر موضوع تهديد را جدي بگيرند و اگر شخصي براي پناه در خصوص تهديد به آنها مراجعه كرد، كاري برايش انجام دهند.

* از صميم قلب راضي هستيد كه آمنه "مجيد " را بخشيد؟

+ بله چرا كه آرامش داريم و در واقع چشم‌هاي مجيد را به خدا بخشيديم.

 

Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: