کد خبر:۵۵۱۶
تاریخ انتشار: ۲۳ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۳:۳۹
تعداد بازدید: 2305
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
حكم اعدام مشاور شيطان‌صفت
مدير يك مركز كه تحت عنوان مشاور امور خانوادگي، چند زن و دختر فريب‌خورده را قرباني نقشه‌هاي شيطاني‌ كرده بود با حكم دادگاه محكوم به اعدام شد.

متهم به بهانه رفع مشكلات خانوادگي دختران و زنان جوان را فريب مي‌داد. مدير يك مركز كه تحت عنوان مشاور امور خانوادگي، چند زن و دختر فريب‌خورده را قرباني نقشه‌هاي شيطاني‌ كرده بود با حكم دادگاه محكوم به اعدام شد.

به گزارش خبرنگار ما، راز جنايت‌هاي سياه مرد 47 ساله همزمان با شكايت زن 24 ساله‌اي به نام «يلدا» در دستور كار قضات دادگاه كيفري استان البرز قرار گرفت. زن جوان با چهره آشفته و هراسان در مورد جزئيات شكايتش گفت: «باور كنيد از بيان اتفاقي كه برايم رخ داده شرم دارم اما بايد بگويم قرباني‌ هوس‌هاي شيطاني مرد شيطان‌صفتي شده‌ام كه 7 سال مرا به بهانه درمان روحي اغفال كرد. حالا هم از آزار و اذيت‌هاي شيطاني‌اش گريخته و به قانون پناه آورده‌ام. قاضي پس از شنيدن اظهارات تكان‌دهنده شاكي از مأموران پليس امنيت عمومي كرج خواست در اين‌باره تحقيق كنند.
«يلدا» درباره نحوه آشنايي‌اش با متهم گفت: «16 ساله بودم كه به دليل بحران‌هاي روحي دوران بلوغ، با خانواده‌ام مشكل پيدا كردم. به همين دليل به يك مركز رسيدگي به مسائل خانوادگي در كرج رفتم و پس از بيان همه جزئيات زندگي‌ام و با راهنمايي آنها به عضويت يك كانون به ظاهر فرهنگي، اجتماعي درآمدم. بدين‌ترتيب 4 سال به طور مداوم در آنجا زندگي كردم و از پدر و مادر و خانواده‌ام دور ماندم. البته دختران جوان ديگر هم از يك ماه تا يك سال در آنجا مي‌ماندند. حال آن‌كه فقط در يك دوره، 86 شاگرد جديد جذب آنجا شدند. سرانجام در 20 سالگي ازدواج كردم و باردار شدم. اما متأسفانه استاد «متافيزيك» با بدگويي از من نزد همسرم و سوءاستفاده از نوار اعترافاتم، زندگي‌ام را از هم پاشيد. بعد هم با همدستي يك ماما، مرا بيهوش و فرزندم را سقط كردند. او پس از ازدواج 3 بار مرا مورد آزار و اذيت قرار داد و از دختراني هم كه آنجا بودند، شنيدم همين تجربه تلخ را داشته‌اند اما هيچ كدام از اسرار زندگي يكديگر و تجاوزات صورت گرفته به ديگران باخبر نبوديم»! مأموران پليس امنيت كرج در جريان تحقيقات نامحسوس دريافتند «كانون ...» از سال 84 با مديريت مردي به نام «ح» فعاليتش را آغاز كرده است و متهم تحت عنوان مشاور امور خانواده، افراد داراي مشكلات خانوادگي و روحي را جذب و سپس آنها را با شيوه‌هايي مطيع خود مي‌كند. همچنين مشخص شد مرد شيطان صفت با ضبط اعتراف‌هاي شاگردانش از آنها سوءاستفاده‌هاي اخلاقي و مالي كرده است. شواهد نشان مي‌داد وي از سال‌ها پيش به آموزش احضار روح و فالگيري پرداخته و با روش‌هاي مختلف به فريب شاگردان ساده‌لوحش مي‌پرداخته است. مأموران در ادامه تحقيقات دريافتند مرد شيطان‌ صفت با جعل اساسنامه كانون، به همسريابي غيرقانوني و اغفال جوانان نيز پرداخته است. حال آن‌كه بررسي سوابق تحصيلي‌اش حاكي از آن بود 20 سال قبل در سال دوم دبيرستان درس و تحصيل را رها كرده اما از چند سال قبل خود را متخصص و تحصيلكرده معرفي كرده و بعد هم افراد ساده‌لوح را تحت سلطه خود درمي‌آورد. به طوري كه جرأت سرپيچي يا اطاعت نكردن از دستورات وي را نداشتند. بدين‌ترتيب متهم با دستور قضايي در مهرشهر كرج دستگير شد و مأموران در بررسي مخفيگاهش 26 جلد جزوه آموزشي غيراخلاقي، تعدادي نوار كاست، فيلم‌هاي دسته‌جمعي، مشروبات الكلي و پرونده عضويت شاگردان كانون را يافتند. با بررسي آنها مشخص شد متأسفانه تعدادي از زنان تحصيلكرده از جمله پزشك، وكيل، مهندس، داروساز و غيره نيز در ميان فريب‌خوردگان بوده‌اند. مرد شيطان‌صفت پس از دستگيري ادعا كرد شاكي دچار مشكلات روحي و توهم است و اظهاراتش به طور كامل ساختگي و بي‌اساس است. اما همزمان با اعلام خبر دستگيري‌اش شكايت‌هاي 12 زن و دختر جوان ديگر نيز تحت رسيدگي قرار گرفت.
زن ميانسالي كه همراه دخترش در دام متهم گرفتار شده بود، به مأموران گفت: او ما را به بهانه حضور در كلاس‌هاي «خودسازي» به كانون كشاند و ادعا كرد دوره‌هاي مختلف تخصصي را در هندوستان گذرانده است. اما پس از چند جلسه، مرا به وسواس فكري و دخترم را به انحراف متهم كرد. او القا كرد كه بايد سدها و مرزهاي دست و پاگير را بشكنيم تا به بصيرت برسيم و بدين‌ترتيب مدتي بعد متوجه سوءاستفاده از دخترم شدم. مرد ميانسالي نيز گفت: به خاطر ناسازگاري پسرانم به كانون مراجعه كردم. مدير مؤسسه نيز به بهانه سربه‌راه شدن بچه‌هايم، آنها را بشدت كتك زد و از آنها اعتراف گرفت. حتي موهاي سرشان را تراشيد و آنها را براي دوره عملي به شهري در جنوب كشور فرستاد. 3 ماه از پسرانم بي‌خبر بودم تا اين‌كه شنيدم از آنها براي ساخت يك پاساژ بيگاري كشيده و در برابر كم‌كاري‌شان، دست يكي از پسرانم را شكسته است. زن جواني هم گفت: او به بهانه درمان روحي، از مراجعين مرد براي بنايي در يك مركز تجاري و خانه مسكوني‌اش سوءاستفاده مي‌كرد. همچنين به بهانه حل مشكلات خانوادگي با زيركي زنان و دختران زيبا را وادار مي‌كرد تا از همسرانشان جدا شوند. او به زوج‌هاي جوان تهمت انحراف يا اعتياد مي‌زد به طوري كه والدين‌شان با ابراز تنفر و انزجار، تنها راه‌حل را در جدايي آنها مي‌ديدند. متهم زنان مسن را نيز وادار به دوختن لباس‌هاي مردانه و زنانه مي‌كرد تا به قول خودش صرف امور خيريه شود. اما پس از چند سال متوجه شديم لباس‌ها را در مغازه‌اش مي‌فروخته و درآمدش را نيز به جيب مي‌زده است.
پس از تحقيقات تخصصي گسترده، رئيس شعبه 80 دادگاه كيفري استان تهران – واقع در كرج – دستور معرفي شاكي‌ها به پزشكي قانوني را صادر كرد. در حالي كه گزارش‌ها از صحت اظهارات زنان و دختران جوان حكايت داشت، متهم در برابر 5 قاضي دادگاه كيفري محاكمه شد. وي در دفاع از خود گفت: چند سال پيش يك شركت ثبت كردم و مي‌خواستم سم آفت از خارج واردكنم. اما بودجه‌اش تأمين نشد. بنابراين در شاخه ديگري در ميدان آزادگان كرج، به برگزاري كلاس‌هاي كانون تحت عنوان خودشناسي پرداختم. از آنجا كه شاگردانم براي ابراز علاقه‌شان حاضر بودند برايم رايگان كار كنند، زمين موروثي مادرزنم را به يك مركز تجاري با 50 باب مغازه تبديل كردم و از مردان جوان در اين زمينه استفاده مي‌كردم. اما اظهارات زنان و دختران شاكي، دروغ است چرا كه همگي دچار مشكلات اخلاقي بودند و به اين موضوع در نوار كاست اقرار كرده‌اند. با وجود اين هيأت قضايي دادگاه به رياست قاضي «صولتي» پس از دريافت آخرين دفاعيات متهم و بررسي شكايت‌ شاكي‌ها، وي را به اتهام تجاوز به عنف به اعدام محكوم كردند. مرد شيطان‌صفت به اتهام ايجاد مركز فساد، رابطه نامشروع و نگهداري مشروبات الكلي نيز به 11 سال زندان و 247 ضربه شلاق محكوم شد.
 
 
-------------------------------------------
 

ازدواج استاد قلابي با 2 دختر دانشجو

استاد قلابي كه با سوءاستفاده از شناسنامه‌هاي جعلي با دو تن از دانشجويانش ازدواج كرده بود، با تلاش كارآگاهان پليس آگاهي به دام افتاد. به گزارش خبرنگار ما، چندي قبل مأموران پليس آگاهي شهرستان اسلام‌آباد غرب به دنبال تحقيقات نامحسوس دريافتند مرد تبهكاري به نام «ياسر» كه داراي مدرك ديپلم ردي است، با جعل مدرك به عنوان استاد دانشگاه مشغول به كار شده است. بررسي‌ها نشان مي‌داد وي با جعل مدرك كارشناسي ارشد در دانشگاه‌هاي علمي كاربردي، آزاد و پيام نور واحد اسلام‌آباد غرب تدريس مي‌كند و دو تن از دانشجويان دختر را نيز فريب داده و با جعل شناسنامه، آنها را به عقد دائم خود درآورده و ازدواج كرده است. كارآگاهان در ادامه مادر و خواهر متهم را به اتهام همكاري در ازدواج‌ها شناسايي و دستگير كردند. با اعتراف آنها، مخفيگاه «ياسر» در تهران شناسايي و او در عملياتي ضربتي دستگير شد. هم‌اكنون تحقيقات از استاد قلابي در اداره آگاهي ادامه دارد.

 
---------------------------------------------

 
راز 2 هووی سوییسی در ترجمه ایمیل مرد ایرانی
 
ترجمه ایمیل یک زن اروپایی کافی بود تا راز ازدواج پنهان مرد ایرانی در سوییس فاش شود. زن ایرانی وقتی پی برد شوهرش با وجود خسیس بودن برایش هوو آورده است با طرح شکایتی وی را به دادسرا کشاند. چندی پیش زن 30 ساله‌ای به شعبه سوم دادسرای شمیرانات مراجعه کرد و به بازپرس گفت: «6 سال پیش از طریق خاله‌ام با شوهرم که «محمود» نام دارد آشنا شدم. با وجود اختلاف سنی 20 سالی که بین ماست خاله‌ام ادعا کرد در یک میهمانی با وی آشنا شده و شنیده وی با مرگ همسر سوییسی‌اش می‌خواهد با یک زن خوب ایرانی ازدواج کند و خاله‌ام مرا به وی معرفی کرده است. آن روز با محمود به رستورانی لوکس در شمال تهران رفتیم. محمود ثروت زیادی دارد. در سوییس چند خانه و رستوران دارد، سالی چند بار به سوییس می‌رفت و بعد به تهران بازمی‌گشت. در شمال تهران هم یک خانه ویلایی بسیار مجلل دارد. ساعت سوییسی که در دستانش بود بیش از 25 میلیون تومان ارزش داشت. می‌گفت در زندگی همه چیز دارد و حتی برای تفریح آخر هفته به انگلیس هم می‌رود اما همیشه احساس تنهایی می‌کند. می‌گفت چند سال پیش در سوییس با دختری ازدواج کرده اما او بر اثر تصادف جانش را از دست داده و پس از مرگ او بسیار تنها شده است. محمود به من گفت با دیدن عکس من دلباخته‌ام شده و قصد ازدواج دارد». وی افزود: «موضوع را با خانواده‌ام مطرح کردم و محمود به خواستگاری‌ام آمد. ثروت محمود چشمان پدر و مادرم را بست و آنها با اینکه در ابتدا به خاطر تفاوت سنی زیادمان مخالف بودند اما با دیدن او رضایت دادند و یک هفته پس از خواستگاری من و محمود به عقد یکدیگر درآمدیم و برای ماه عسل به سوییس رفتیم. در آنجا محمود رستوران و خانه‌هایش را به من نشان داد که از پدر تاجرش به او ارث رسیده بود. یک هفته در آنجا بودیم و پس از بازگشت زندگی مشترکمان را آغاز کردیم. حدود 6 سال است که با محمود زندگی می‌کنم و از او 2 بچه دارم. در این مدت محمود بارها به بهانه کار به سوییس رفته و مرا تنها گذاشته است. او با اینکه ثروت زیادی دارد اما بسیار خسیس است؛ برای یک خرید کوچک باید التماس کنم تا به من پول بدهد». وی ادامه داد: «او ثروت زیادی دارد و اگر اراده کند بهترین خودروها را برایم می‌خرد اما من با وامی که از بانک گرفتم یک خودروی رنو خریدم! او اصلا توجهی به من ندارد. خرج بچه‌هایش را نمی‌دهد و این وضع مرا آزار می‌دهد. بارها می‌خواستم از او جدا شوم اما به خاطر بچه‌هایم پشیمان شدم. چاره‌ای نداشتم جز اینکه بسوزم و بسازم». وی ادامه داد: «روزها به سختی می‌گذشت تا اینکه یک روز که از لپ‌تاپ محمود استفاده می‌کردم تا به اینترنت بروم ناگهان دیدم که ایمیل محمود باز است و برای کنجکاوی همه ایمیل‌هایی که برایش فرستاده بودند را خواندم و در بین آنها یک ایمیل ناشناس دیدم که نام یک زن سوییسی بود و بارها برایش متن سوییسی و عکس‌های خودش را فرستاده بود. اعصابم به‌هم ریخت. نمی‌توانستم خیانت را هم تحمل کنم. زندگی برایم سیاه شده بود. به یک دارالترجمه رفتم تا متن‌های این زن را ترجمه کنند. او برایش متن‌های عاشقانه فرستاده بود و گفته که بی‌صبرانه منتظر است تا به سوییس برود. وقتی موضوع را با محمود در میان گذاشتم او با پررویی گفت در سوییس 2 زن دارد و با هر دوی آنها زندگی می‌کند. من که دیگر نتوانستم این وضع را تحمل کنم تصمیم گرفتم از او شکایت کنم». پس از شکایت این زن، دستور احضار مرد ثروتمند صادر شد و وی گفت که حاضر نیست در کنار این زن زندگی کند و مهریه‌اش را هم می‌پردازد. می‌گفت این زن بهانه‌گیر است و هیچ علاقه‌ای به او ندارد. بنا به گزارش خبرنگار «وطن امروز»، بررسی‌های قضایی در این پرونده ادامه دارد تا زوایای پنهان آشکار شود. این در حالی است که مرد ثروتمند تعهد داده نفقه همسر و فرزندانش را بزودی پرداخت می‌کند.
 
--------------------------------------------
 

دوربين مخفي خواستگار بدبين در خانه دختر

خواستگار جوان وقتي براي تحت نظر گرفتن دختر موردعلاقه‌اش روي رايانه خانگي آنها دوربين مخفي جاسازي مي‌كرد نمي‌دانست تيشه به ريشه زندگي‌اش مي‌زند.
به گزارش خبرنگار ما، رسيدگي به اين پرونده همزمان با شكايت مرد جواني در دستور كار پليس فضاي تبادل اطلاعات استان تهران قرار گرفت. شاكي به مأموران گفت: مدتي است كه دوستانم از تمام اتفاقاتي كه در خانه ما رخ مي‌دهد مطلع هستند. همين موضوع هم زندگي ما را تحت تأثير قرار داده و به هيچ عنوان در خانه احساس آرامش نداريم. پس از طرح اين شكايت و با توجه به حساسيت ماجرا، تيمي از كارآگاهان پليس فتا رسيدگي به موضوع را دستور كار قرار دادند. مأموران در نخستين بررسي‌ها احتمال دادند دوستان شاكي به دلايلي دوربين يا ميكروفني در خانه نصب كرده باشند اما در جريان تحقيق از مرد جوان اين فرضيه رد شد. تجسس‌ها در اين باره ادامه داشت تا اين كه مأموران در جريان گفت‌وگو با شاكي دريافتند او چندي قبل رايانه‌اش را براي ارتقاي سيستم ويندوز به يكي از مراكز خدمات رايانه‌اي برده بوده است. كارآگاهان با كشف اين سرنخ بلافاصله به بازرسي رايانه خانگي مرد جوان پرداخته و سرانجام دوربيني را با حجم كوچكتر از يك دانه عدس كنار دكمه باز كردن «سي‌دي‌رم» يافتند. با كشف دوربين صاحب مركز خدمات رايانه‌اي دستگير شد و در بازجويي‌ها گفت: «چندي پيش براي خواستگاري به خانه شاكي رفته و خواهرش را براي ازدواج انتخاب كردم اما براي شناخت بيشتر از زندگي و نحوه رفتار دختر موردعلاقه‌ام به دنبال راهي بودم تا اين كه شاكي رايانه خانگي‌شان را براي ارتقاي سيستم ويندوز به مغازه‌ام آورد. من هم روي رايانه يك دوربين بسيار كوچك نصب كردم. سرهنگ محمد مهدي كاكوان - رئيس پليس فضاي توليد و تبادل اطلاعات پليس استان تهران – با اشاره به اين خبر گفت: دوربين به وسيله برق رايانه شارژ شده و قادر است تصاوير و صوت را تا 48 ساعت در خود ذخيره كند. اين دوربين به گونه‌اي طراحي شده كه هنگام اتصال به اينترنت خود به خود تصاوير و صوت را براي متصل كننده ارسال مي‌كند.
 
 
---------------------------------------------
 
 
حقه ناپدري

اعتياد همسرم او را خانه نشين کرده بود و با وجود آن که پدر شوهرم وضع مالي بسيار خوبي داشت و از نظر اقتصادي مشکلي نداشتيم اما نتوانستم با اين مرد کنار بيايم و از او جدا شدم. پس از آن که از محمود طلاق گرفتم با جواني که قبلا خواستگارم بود ازدواج کردم. او ابتدا قبول کرد که سرپرستي بچه ام را مثل يک پدر واقعي برعهده بگيرد اما پس از آغاز زندگي مشترک با بهانه جويي هاي مختلف آن قدر عذابم داد که مجبور شدم پسرم را به پدرش تحويل بدهم.همسر قبلي ام نيز پس از دو سال با دختر يکي از اقوام خود ازدواج کرد و ۱۰ سال از اين ماجرا گذشت. من از اين که همسر محمود محبت بيش از حد و مادرانه اي به پسرم داشت خيلي خوشحال بودم و خدا را شکر مي کردم. پدر شوهرم نيز در زمان فوت خود همه دارايي اش را به نام پسرم که تنها نوه اش بود انتقال داد و نگراني براي آينده پسرم نداشتم...
حدود يک سال قبل محمود در حادثه اي فوت کرد و شوهرم با ابراز تاسف از تنهايي پسرمان که الان ۱۹ ساله شده است با اصرار از من خواست تا او را به خانه خودمان بياوريم و برايش سنگ تمام بگذاريم. با شنيدن اين پيشنهاد خوشحال شدم و از طريق پيگيري هاي قانوني توانستم پسرم را از نامادري  که برايش يک مادر واقعي بود جدا کنم و به خانه خودم بياورم.خسرو روزهاي اول با همسرم غريبي مي کرد ولي چون سال ها از نعمت مهر و محبت پدر معتاد خود محروم بود خيلي زود به شوهرم وابسته شد و به هم انس گرفتند.از اين که مي ديدم همسرم و خسرو نقشه هاي زيادي براي آينده کشيده اند احساس خوشبختي مي کردم و حتي به فکر افتاده بودم که براي پسرم آستين بالا بزنم و دامادش کنم.زن جوان که براي مشاوره به دايره اجتماعي کلانتري آبکوه مشهد مراجعه کرده بود افزود: چند ماه قبل همسرم به بهانه گرفتن موافقت اصولي تاسيس يک شرکت بزرگ خسرو را راضي کرد که بخش زيادي از ارثيه خود را بفروشد و به پول نقد تبديل کند.او بيشتر از ۳۰۰ ميليون تومان پول بي زبان پسرم را گرفت و به حساب خود واريز کرد ولي ديگر هيچ خبري نشد و هرموقع فرزندم مي خواست حرفي درباره پيگيري کار شرکت بزند با بداخلاقي هاي ناپدري اش مواجه مي شد. آن ها سر اين مسئله با همديگر اختلاف جدي پيدا کردند و کارشان به تهديد و زدوخورد کشيده شد اما شوهرم زير بار نمي رود و به خسرو مي گويد اين سهميه مادرت از ارث پدربزرگ تو است و چون در زمان ازدواج يک پسر جوان بوده ام که با زني مطلقه ازدواج کرده ام و آبروي خانوادگيتان را حفظ کرده ام تو بايد از اين پول بگذري و به فکر استفاده از بخش ديگر ارثيه خودت باشي.
 
------------------------------------------
 
 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: